تیتر خبرها
خانه / بخش 7) انتخابات نامه 88 / 7)2) مقالات / دکتر محسن رضایی و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، ناگفته‌هایی درباره قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد

دکتر محسن رضایی و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، ناگفته‌هایی درباره قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد

دکتر محسن رضایی و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، ناگفته‌هایی درباره قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد

دکتر محسن رضایی و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، ناگفته‌هایی درباره قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد
دکتر محسن رضایی و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، ناگفته‌هایی درباره قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد

هفته نامه پنجره در شماره جدید خود پرونده کاملی درباره دکتر محسن رضایی، جریانات سیاسی مرتبط با وی، فعالیت های سیاسی و رسانه ای او و … منتشر کرد.

به گزارش “تابناک” بخشی از این پرونده مفصل به گفتگوی این نشریه با وی اختصاص داده شده و با تیتر « لحظه اتحاد ضد انقلاب ها» منتشر شده که متن کامل آن به شرح زیر است:

محسن رضایی از همان ده یا دوازده سال پیش که تصمیم گرفت از فرماندهی سپاه کناره بگیرد و وارد فضای سیاسی شود، همیشه نامش در جریان‌های سیاسی مختلف شنیده شده، اما به‌نظر می‌رسد از حول و حوش انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری، او جایگاهی تازه در بین نخبگان یافته است؛ نوع مناظره‌های انتخاباتی موجب پدیدار شدن تمایل‌ بخشی از رأیدهندگان (عمدتا اصولگرا) به او شد، اما این گرایش خیلی زود در جذبه دو قطبی‌شدن رقابت‌ها از میان رفت.

حالا رضایی در هر مکان و محفلی که حاضر می‌شود، درباره انتخابات و حوادث پس از آن سخن می‌گوید و با پرسش‌هایی از این دست مواجه می‌شود و در این گفت‌وگو نیز درباره علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، محمود احمدی‌نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدحسن خمینی و دیدگاه‌ها و عملکردشان در انتخابات بیست و دوم خرداد، به تفصیل سخن می‌گوید.

دبیر پنجاه و پنج ساله مجمع تشخیص مصلحت نظام، هرچند که ترجیح می‌دهد در برابر برخی پرسش‌ها، پاسخ‌هایی به‌اختصار بدهد اما انتقادهایی جدی را نسبت به سیاسیون حال حاضر کشور و رویه آنان در برخورد با مسایل مطرح می‌کند.

حالا او با افسوس از روزهای بعد از انتخابات یاد می‌کند که رویه‌ای سیاسی، رویکرد اجتماعی و آرمان‌خواهانه مردم را منحرف کرد و باعث شد تا برای نخستین‌بار پس از سی سال، ضدانقلاب گرد هم آید و از هیچ تلاشی باز نماند. رضایی از لزوم اتخاذ روش‌هایی کارآمد، برای دفاع از نظام سخن می‌گوید و فرصت‌هایی که نباید از دست برود.

در انتخابات ریاست جمهوری دهم شما در مورد ایدههایی صحبت کردید، ولی همیشه به کلیات پرداخته و وارد جزییات نشده‌اید و در نهایت نیز اشاره کردید که به علت اینکه به مصداق دیگری نرسیدید، وارد رقابتهای انتخاباتی شده‌اید با این اوصاف لطفا بفرمایید، اولینبار ایده شما در رابطه با تشکیل دولت ائتلافی چه زمانی مطرح شد و در این خصوص به طور دقیق با آقای لاریجانی و آقای قالیباف چه زمانی دیدار کردید و در این جهت چه سیری طی شد تا تصمیم گرفتید بهعنوان نامزد وارد رقابتهای انتخاباتی شوید؟

من هر حرفی زدهام جزییات آن را همراه برنامه اعلان کردهام و زمانیکه آقای ناطق نوری ایده دولت وحدت ملی را مطرح کردند همان موقع بنده گفتم که در شرایط کنونی کشور ارایه طرح وحدت ملی به این شکل صحیح نیست و بهجای آن ایده دولت ائتلافی کارآمد و متعهد را که ناظر بر دو ضرورت اساسی بود مطرح کردم و در این راستا یکی از این ضرورتها را ناشی از آسیبهای دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی که تعهد و ارزشها ضعیف شده بود می‌دانستم و دیگری را ناشی از دوره فعالیت آقای احمدینژاد در دولت نهم می‌دانستم که در آن کارآمدی رو به ضعف گرایده بود. وقتی بنده طرح دولت ائتلافی را مطرح می‌کردم و اصرار داشتم که بدنبال آن کارآمدی و تعهد بیاید. منظورم از این دولت ایجاد ائتلافی همراه با تعهد و کارآمدی بود و ایده آن اولین بار در تیرماه ۱۳۸۷ در جلسات خصوصی با دوستان طرح شد.

با چه کسانی در جلسات خصوصی خود این موضوع را طرح کردید؟

با مشاورین خود که کار سیاسی می‌کنیم، مانند آقایان طلایی نیک و عادل آذر این ایده را طرح کردم.

ایده دولت ائتلافی را با آقایان قالیباف، لاریجانی و ولایتی هم مطرح کردید؟

بله در جلسه‌ای که با آنها داشتم این موضوع را طرح کردم.

در این جلسه آقای شمخانی هم حضور داشتند؟

خیر آقای شمخانی در این جلسه حضور نداشتند، ولی این بحث را در اوایل پاییز سال گذشته با آقای ناطق نوری و سایر دوستان مطرح کردم و از همان موقع بهعنوان یک نظریه وارد رسانهها شد.

طرح این موضوع ظاهرا با انتشار بیانیه‌ای از سوی شما در رسانهها علنی شد؟

آقای عسگراولادی در آذرماه گفته بودند دولت اساسا شرکت سهامی نیست که بشود آن را ائتلافی کرد و بنده نیز در پاسخ به اظهارات ایشان نامه‌ای نوشتم و با آیه «وعتصموا به حبلا… جمیا و لاتفرقوا» بحث خود را شروع کردم و در آنجا ویژگیها و علت تشکیل دولت ائتلافی را توضیح دادم و بعد از آن هم ستادی بنام دولت ائتلافی تشکیل شد.

ریاست این ستاد را چه کسی به عهده گرفت؟

برای اینکه با اعضای تیم دولت ائتلافی می‌خواستیم به توافق برسیم، موضوع رییس ستاد را قطعی نکردیم تا جنبه فردی به خود نگیرد، لذا با وجود اینکه اعضای ستاد مشغول به کار بودند، این ستاد دارای رییس نبود.

در این دوره آیا آقایان لاریجانی، قالیباف، ناطق نوری و ولایتی در جلسات مشترک حضور داشتند؟

جلسات مشاوره‌ای با آنان داشتیم، ولی اینکه آنها بیایند در رأس این ستاد و شورای ائتلاف را شکل بدهند و زیرمجموعه شورای ائتلاف ستادی با یک رییس باشد که زیر نظر شورا کار کند با دوستان به توافق نرسیدیم. آنان اصل طرح و ایده را قبول داشتند ولی چون بهدنبال یک نفر کاندیدا برای انتخاب بودیم تا بقیه بیایند پشت سر او لذا خودم پا جلو نمی‌گذاشتم و ترجیح می‌دادم یکی از دوستان بیاید، تا اول اردیبهشت ماه تمام تلاشم این بود که یکی از دوستان کاندیدا شود و شورای ائتلاف را شکل دهیم که در نهایت با عدم تحقق این موضوع وارد رقابتهای انتخاباتی شدم.

گویا در این مقطع شما با آقای احمدینژاد دیدار داشتید؟

دیدار داشتم ولی در مورد موضوع دیگری بود. در این خصوص نیز آقای لاریجانی قرار بود با ایشان صحبت بکنند.

یعنی شما راجع دولت بعدی با احمدینژاد مذاکره‌ای نکردید؟

خیر، زیرا قرار ما به این شکل بود که اگر شورا تشکیل شود، اول آقای لاریجانی با آقای احمدینژاد صحبت کند و اگر ایشان دولت ائتلافی و کار جمعی را قبول کردند، دیگر از طرف ما کسی کاندیدا نشود.

آیا آقای لاریجانی با آقای احمدینژاد در این رابطه صحبتی کردند؟

فکر نمی‌کنم صحبتی با ایشان شده باشد، زیرا اختلافاتی بهوجود آمد و وقتی هم از ایشان سئوال کردیم در جواب ما را قانع کرد و گفت در جلسه‌ای که آقایان باهنر و عسگراولادی با آقای احمدینژاد داشتند، ایشان آب پاکی را روی دستشان ریخته و گفته که نیازی به حمایت شما ندارم، بنابراین با وجود اینکه ایشان تصمیم خود را گرفته بود، اساسا طرح چنین مباحثی نتیجه‌ای در بر نداشت، ما هم در این جهت اصراری نکردیم و سرانجام در اوایل اردیبهشت ماه که متوجه شدم هیچکدام از دوستان وارد صحنه نمی‌شوند تصمیم به ورود به صحنه گرفتم، ولی از نظر اخلاقی مصلحت نمی‌دیدم که دیگران را وادار به حمایت از خود بکنم و به همین دلیل ستاد فوق را منحل کردم تا این فکر تداعی نشود که از ابتدا تشکیل ستاد برای بنده بوده است.

به غیر از آقایان قالیباف، ولایتی و لاریجانی فرد دیگری برای نامزدی مطرح بود؟

فرد دیگری مطرح نبود.

پس این آقایان چه زمانی و بر اساس چه دلیلی انصراف خود را از شرکت در رقابتهای انتخاباتی اعلام کردند؟

آقای لاریجانی تقریبا دی ماه اعلام کرد بهخاطر اینکه تازه رییس مجلس شده مصلحت نیست که وارد رقابتهای انتخاباتی شود. آقای قالیباف که از بهمن ماه فعالیت خود را شروع کرده بود در فروردین ماه آن را متوقف کرد و آقای ولایتی هم استدلالش این بود که تکلیف شرعی ندارد و باید مقام معظم رهبری به وی بگوید که نامزد شود.

آقای ناطق نوری و افراد دیگری که طرف مشورت بودند تمایلی برای ورود به رقابتهای انتخاباتی نداشتند؟

کلا گلایه بنده از آقایان این بود با اینکه مقدمات را طی و حجت را بر آنها تمام کرده بودم پشت سر من نیامدند و از طرف دیگر بهدلیل انتقاد به آقای احمدینژاد به آن سو هم نرفتند به همین دلیل این آقایان متهم به حمایت از میرحسین موسوی شدند. یادم هست که یک هفته مانده به روز رأیگیری به این آقایان به شوخی گفتم اگر می‌خواهید بعد از انتخابات متهم به رأی دادن به اصلاحطلبان نشوید، لااقل بهصورت علنی بگویید از فلانی حمایت می‌کنید. البته بنده این موضوع را نمی‌گویم که آنها به آقای میرحسین موسوی رأی دادهاند.

در انتخابات چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

من برای اداره کشور برنامه های وسیعی داشتم و میخواستم آنها را پیاده کنم و از طرف دیگر راهی را انتخاب کردم که جبهه اصولگرایی و وجهه آن حفظ شود زیرا که زحمات زیادی برای آن کشیدهایم و باید به حیات خود ادامه دهد و در این جهت، حضور سلایق مختلف اصولگرایی در انتخابات بود که با حضور بنده جبهه اصولگرایی تمام قد و کامل می‌توانست بیاید، ولی سکوت دوستان ما سبب شد که یک جریان قوی شکل نگیرد. در واقع من ادامه وضع موجود را خطرناک می دانستم و بازگشت به دوره اصلاحات را شکست.

قرائنی وجود دارد که این آقایان در عمل به هر حال به آقای موسوی تمایل بیشتری داشتند و آقای موسوی نیز می‌گوید بعضی از این افراد روز جمعه به بنده تبریک گفتند، نظرتان در این خصوص چیست؟

بنده نمی‌توانم این موضوع را تأیید کنم ولی سکوت آنها یک اشتباه استراتژیک در جبهه اصولگرایی بود.

این اشتباه ناشی از این بود که فرد دیگری را بهعنوان نامزد معرفی نکردند؟

این امکان وجود داشت که کلیت جبهه اصولگرایی حفظ شود و ما این امکان را فراهم کرده بودیم.

شما گفتید قبل از انتخابات با آنها صحبت کردید توجیه آنها در این خصوص چه بود؟

دوستان پیشنهادات را قبول داشتند ولیکن در عمل دچار ابهام و تردید شده بودند، شاید هم فکرشان این بود که بنده رأی نمی‌آورم در حالیکه در انتخابات در بخش گفتمان علتش تبلیغ این موضوع در جامعه بود، ولی با حسابی که ما کردیم از دوستان در قسمت گفتمان پاسخ مثبت دریافت کردیم به این معنا که با مباحثی که طرح کردیم، اجازه سقوط گفتمان اصولگرایی را ندادیم، یعنی اگر مناظرات بنده نبود و ادبیات آقای احمدی‌نژاد تنها تابلوی اصولگرایی میبود، گفتمان اصولگرایی آسیب جدی میدید.

در صحنه انتخابات بنده میگفتم که اصولگرا هستم و حمایت‌هایی که از نظام و رهبری می‌کردم زیادتر از احمدینژاد بود، بنده چندین برابر آقای احمدی‌نژاد از ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی اسم بردم و حتی در مناظره با ایشان وقتی گفتند که پیشبینی شما در مورد جنگ درست در نیامد، بنده گفتم اشکال شما این است که از سازمان اطلاعات آمریکا تشکر کردهاید، ولی این همتی که رهبری در آماده کردن نیروهای مسلح کرد و مانع حمله آمریکا به ایران شد، تشکر نکردهاید در حالیکه علت عدم جنگ، آمادگی نیروهای مسلح و افشاگریها علیه حمله بوش به ایران بوده است و در صحبت‌هایم اساسا در دفاع از نظام کوتاه نیامدم، لذا گفتمان همراه با حمایت از نظام را که بنده طرح کردم پیامدهای منفی گفتمان آقای احمدی‌نژاد را از پایگاه اصولگرایی تا حد زیادی خنثی میکرد.

در بحث دولت ائتلافی فکر می‌کنید اگر در حال حاضر بهسراغ آقایان بروید، آیا حاضرند دوباره کار مشترکی را سازماندهی کنند؟

معمولا در موضعگیریها سعی می‌کنم جنبه علمی و منطقی موضعگیریها را در کنار جنبه ارزشی آن حفظ کنم، یعنی هیچوقت تلاش نمی‌کنم که مواضع‌ام عاری از جنبه علمی و منطقی باشد. اگر روز یکشنبه بعد از انتخابات می‌آمدند و اعلام می‌کردند انتخابات گذشت و هر اتفاقی هم افتاده تمام شده و دست را برای کمک بهسمت کاندیداهای دیگر دراز می‌کردند تا یک دولت ۴۱ میلیونی تشکیل شود، حوادث پس از انتخابات پیش نمی‌آمد. یکی از مراحل دولت ائتلافی اداره چالش‌ها است و باید حواشی را به صفر برسانیم تا بهسمت پیشرفت حرکت کنیم وگرنه در دولت آقای خاتمی هشت سال چالش بود در دولت آقای احمدی‌نژاد هم هشت سال چالش است اگر در دورههای دیگر هم به این شکل باشد، هزینه سنگینی برای اداره کشور می‌پردازیم و زمانهای طلایی را از دست می‌دهیم؛ مدیریت چالشها از محاسن دولت ائتلافی است، یعنی اینکه ما معتقدیم برای جهش در توسعه کشور نیاز به کارآمدها داریم، کارآمدی‌های سه دولت گذشته ایدهآل نبوده و سیر کارآمدی دولت رو به افول بوده است.

مسئله بعد تعهد در همه جناحهای کشور است و وقتی می‌گوییم دولت ائتلافی منظورمان این نیست که آدم‌های غیرمتعهد هم مسئولیتی بر عهده بگیرند، ما در میان اصولگراها و سایر جناحها انسان غیرمتعهد داریم. یک دولت ائتلافی کارآمد و متعهد، کارها را به جلو می‌برد من معتقدم و در آینده، ایران توسط دولتهای ائتلافی اداره خواهد شد.

آیا فکر می‌کنید این موضوع در حال حاضر مورد پذیرش آقایان قرار بگیرد؟

به نظر بنده زمینه پذیرش این نظریه خیلی بالا رفته است.

صحبتی در این رابطه کرده‌اید؟

صحبتی نکرده‌ام.

در دوران تبلیغات انتخابات مناظره شما با میرحسین موسوی متفاوت با سایر مناظرهها بود، در واقع به چند محور اشاره کردید که بعدا اهمیت آن روشن شد از جمله اصل چهل و چهار و مخالفت آقای موسوی با آن، شما با چه نیتی وارد این مناظره شدید؟

معمولا کسانی که با هم مناظره می‌کنند به دنبال این موضوع هستند که اختلافات و تفاوتهایشان را به مردم نشان دهند در این مناظره هم بنده سعی کردم اختلافات خود را با آقای میرحسین به مردم نشان دهم، یکی از اختلافها بحث سیاستهای اصل چهل و چهار بود که طرح کردم و ایشان ابتدا طفره رفتند، ولی بعدا پذیرفتند که حداقل با آن مشکل دارد.

شما اطلاع داشتید که ایشان با اصل چهل و چهار مخالف است؟

بله، چون در جلسات مجمع در هنگام بررسی این اصل معترض بودند و گفتند که کار شما خلاف قانون اساسی است در حالیکه سیاست‌های اصل چهل و چهار در چارچوب قانون اساسی است و هنگامی که مجمع پس از تأیید رهبری آن را تصویب می‌کند تبدیل به قانون می‌شود و مسئله دیگر اینکه ایشان از خود چهره ارزشی نشان می‌دادند که سابقه هم داشت، ولی از طرف دیگر نیروهای تندرو اصلاح طلب مانند مشارکتیها و مجاهدین انقلاب، اطراف ایشان بودند و من سئوال کردم که با وجود اینکه در حال حاضر مشارکتیها و مجاهدین انقلاب با شما هستند، آیا از آنان هم در کابینه خود استفاده می‌کنید که ایشان از جواب دادن شانه خالی کردند، این موضوع برای نیروهای ارزشی که به ایشان می‌خواستند رأی دهند مهم بود.

اگر طیف تندرو حضور داشتند، یک وضعیتی و اگر حضور نداشتند وضعیت دیگری داشت که آقای میرحسین موسوی جوابم را در این خصوص ندادند، البته بنده دو تا سه اشکال دیگر هم به ایشان داشتم، ولی چون مناظره آقای موسوی با آقای احمدی‌نژاد دو شب قبل به چالش کشیده شده بود، از نظر اخلاقی مصلحت نمی‌دانستم با ایشان بیشتر وارد چالش شوم، یعنی اگر آقای احمدی‌نژاد با آقای موسوی آنطور صحبت نکرده بود چالش بنده با آقای موسوی خیلی بالا میگرفت.

لطفا به چند مورد از مباحث چالشانگیز بین شما و آقای میرحسین موسوی را بیان کنید؟

حالا دیگر گذشته لذا اگر موضوع بازخوانی شود، مسایل مورد چالش با ایشان معلوم می‌شود.

در مناظره شما با آقای موسوی احساس می‌شد شما می‌خواهید به بیندگان نشان دهید که آقای موسوی متفاوت با بعضی از آن ادعاهایی است که می‌گوید یا چیزهای دیگری در ذهنش وجود دارد که راجع به آنها صحبت نمی‌کند؟

به هر حال من وظیفه داشتم که تفاوتهای خود را با ایشان نشان بدهم.

در مناظره با احمدی‌نژاد به نظرم شما یکی دو مورد از برخورد آقای احمدی‌نژاد جا خوردید؟

خیر، جا نخوردم.

فکر می‌کنم انتظار نداشتید آقای احمدی‌نژاد این چنین برخورد کند؟

چرا، بنده حدس می‌زدم.

ما بهعنوان بیننده فکر نمی‌کردیم آقای احمدی‌نژاد با برادر محسن یا آقا محسن اینگونه سخن بگوید؟

من با شناخت کامل از آقای احمدینژاد با ایشان روبهرو شدم و نحوه رفتارشان را حدس می‌زدم.

بعد از مناظره با آقای موسوی یا آقای احمدینژاد نکته‌ای نبود که به شما منتقل شود و یا گلایه‌ای از شما بکنند؟

خیر مسئلهای نبود و هرجا که میرفتم از شیوهام در مناظرهها تعریف می‌شد.

منظورم بیان گلایه و نکته از سوی خود آقایان موسوی و احمدی‌نژاد است، زیرا با آقای کروبی هم که شما برخورد جدی نداشتید؟

بعد از مناظره از سوی آنان نکته یا انتقادی بیان نشد، ولی از سوی اطرافیان آنها اظهارنظرهایی شد، مثلا بعد از انتخابات و در مراسم تنفیذ حکم ریاستجمهوری بعضی از مشاوران آقای احمدی‌نژاد به بنده گفتند که بهترین مناظره احمدی‌نژاد با برادر محسن بوده است و در مورد آقای کروبی نیز ما سابقه رفاقت داشتیم و مسئله‌ای پیش نیامد.

جنابعالی در مورد حوادث بعد از انتخابات چه تحلیلی دارید؟

بنده ساعت ۹ صبح روز جمعه زمانیکه رفتم رأی بدهم به خبرنگاران گفتم انتخاباتی بی‌نظیر خواهد بود و شاهد مشارکتی بالای ۳۰ میلیون نفر خواهیم بود، این موضوع نه تنها مثبت بود، بلکه آن را یک تحول می‌دانم و در واقع در انتخابات دو گروه شرکت کرده بودند یکی کسانی که از قبل طرفدار نظام و انقلاب بودند و کسانی که در طی سی سال منتظر از بین رفتن نظام بودند تا در نظام دیگری زندگی کنند، ولی پس از سی سال خستگی و صبر و انتظار به این نتیجه رسیده بودند که ایران را می‌خواهیم، ولو در چارچوب نظام جمهوری اسلامی زندگی کنیم تا ایران پیشرفت کند، لذا این حرفهایی که نقل شده مبنی بر اینکه برای براندازی نظام به کاندیداهایی رأی دادهاند را به هیچوجه قبول ندارم.

یعنی می‌فرمایید در این انتخابات رأی قشر خاکستری فعال شده بود؟

با یک تحلیلی فعال شده بود و آن تحلیل این بود که جمهوری اسلامی ماندگار است و صبر و انتظار برای از بین بردن آن بیفایده است لذا به نتیجه رسیدند که نباید بگذارند که کشور از عدم مشارکت آنها عقب برود و تنها راه را در مشارکت در انتخابات دیده بودند. بنده کل صحنه انتخابات را یک جنبش اجتماعی می‌بینم و تا قبل از حوادث بهوجود آمده این جنبش محورش تغییر اجتماعی و نه بهمعنای سیاسی بود.

یعنی دراین مرحله مخالفت با نظام سیاسی مدنظر نبوده است؟

خیر، تغییر در زندگی مورد نظر مردم بود یعنی آنها می‌خواستند شکل زندگی خود را عوض کنند و در جامعه تورم، گرانی و بیکاری و فساد نباشد و در بعد مسایل فرهنگی هم بعضیها آمده بودند تا دینداریشان تقویت شود و برخی از افراد هم بهدنبال آزادیهای اجتماعی بودند. ولی بعد از انتخابات با حوادث پیش آمده این جنبش متأسفانه بهسمت سیاسی شدن رفت و ماهیت اجتماعی آن ضعیف شد و آن هم به چند دلیل بود:

یکی اشتباهاتی بود که از سوی نهادهای حکومتی،

دوم عدم تمکین سران معترضین به قانون بود

و سوم توطئه ضدانقلاب صورت گرفت.

لذا ضدانقلاب همانطور که رهبر انقلاب فرمودند بعد از حوادث آمد سوار کار شد، بحث تقلب که از اول شروع شد در یک چارچوب قانونی مطرح نشد و یک شکل سیاسی بهخودش گرفت و طرفداران دو کاندیدای که به صحنه آمدند آرامآرام ماهیت اجتماعی انتخابات را بهسمت سیاسی بردند یعنی اصلا مسایل از چند روز مانده به انتخابات رنگ سیاسی بهخود گرفت در صورتیکه از ابتدا تودههای مردم برای یک تغییر اجتماعی در چارچوب جمهوری اسلامی به صحنه آمده بودند.

یعنی فضا کاملا دو قطبی شده بود؟

از یک طرف دو قطبی و از طرف دیگر ادبیاتی که کاندیداها بهکار می‌بردند هر روز فضا را سیاسی‌تر می‌کرد در حالیکه شعارهایی که مردم را به صحنه آورده بود، از بحث عدالت آقای احمدی‌نژاد که یک شعار اجتماعی بود تا بحث برداشتن گشت ارشاد که آقای موسوی گفت و طرح مسایل حقوق بشر از سوی آقای کروبی تا برنامه اقتصادی بنده هم ماهیتی اجتماعی داشت.

جنس این مباحث سیاسی نبود؟

اصلا سیاسی نبود، زمان آقای خاتمی بحث سیاسی – اجتماعی شده بود، ولی در این انتخابات ماهیت جنبش شکل گرفته اجتماعی بود که متأسفانه فعالان سیاسی، ناشیگری خودیها و ضدانقلاب این موضوع را بهسمت سیاسی شدن بردند.

شما اشاره داشتید به این موضوع که احمدی‌نژاد اگر یکشنبه بعد از انتخابات آن صحبتها را نمی‌کرد، این مسایل پیش نمی‌آمد، اما قبل از طرح این سخنان آقای موسوی جمعه شب پیروزی خود را در انتخابات اعلام کرد و روز شنبه اولین موج درگیری‌ها آغاز شد، نقطه کانونی این مباحث کجاست؟

هر دو طرف به نظر بنده در سیاسی کردن فضای انتخابات موثر بودند. فضا را نباید سیاسی می‌کردند، یعنی جنبش اجتماعی مردم را سیاسی کردند.

به روشی که حکومت در برخورد با ماجرا داشت اشاره کردهاید، فکر میکنم چند روز اول که این حوادث رخ داد افکار عمومی دچار سردرگمی شده بود، راجع به عملکرد مدیران با ماجرا مقداری لطفا توضیح دهید؟

بنده معتقدم که اشتباهات برخی نهادها، به سیاسی شدن فضای کشور کمک کرد.

منظورتان از نهادها را یک مقدار بیشتر بیان کنید؟

منظورم در این خصوص ممکن است یک نهاد نباشد، برخی از اشتباهات نهادهایی که در صحنه درگیری حضور داشتند مدنظرم است؛ مثلا در روز دوشنبه اعتراضات مردم خیلی آرام بود و حتی کسی علیه آقای احمدینژاد هم شعار نمیداد و همه آنها ناراحت بودند که چرا به آنها خس و خاشاک گفته شده است. ولی در انتهای راهپیمایی زد و خوردها شروع شد و تعدادی آشوبگر به بسیجیان و پلیس حمله کردند و اتوبوسها را آتش و اموال عمومی را تخریب کردند، عدهای هم بهعنوان لباس شخصی به مردم و کوی دانشگاه تهران حمله کردند. اینکه چه تعدادی در این قضایا آشوبگر و چه تعدادی نبودند، مشخص نیست. روز بعد از این حوادث آقای موسوی و کروبی باید اعلامیه میدادند که «هیچکس نباید در خیابان حضور پیدا کند، ما منتظریم تا شورای نگهبان نظرش را اعلام نماید و بعد از آن به شما خواهیم گفت که به چه صورت عمل کنید و اگر کسی از فردا در خیابان بیاید از ما نیست و جزو کسانی است که در پی خراب کردن اعتراضات قانونی ما هستند.»

آیا این موضوعات ناشی از ضعف مدیریتی این آقایان بود یا اینکه آنان با برنامهای از پیش تعیین شده میخواستند همینطور ادامه دهند؟

بعید است که آنها از قبل برنامهای داشتند، ولی ضدانقلاب و دشمنان استفاده کردند. در وهله دوم وقتی جامعه با یک اعتراض وسیع روبهرو میشود، باید نهادهای امنیتی جلساتی میگذاشتند و چهارچوب و نحوه برخورد با آن را روشن میکردند و این موضع را نباید با تصوراتی که از حوادث هیجدهم تیر داشتند، تحلیل میکردند.

شما در بیانیه انصراف خود از پیگیری شکایتتان در رابطه با انتخابات اشاره کردید که فضای کشور بهسمت امنیتی شدن پیش میرود در این خصوص بیشتر توضیح دهید.

پس از انتخابات در مقاطع مختلف من نگرانیم را از بدتر شدن وضعیت بیان میکردم، در انصرافم هم بر این موضوع تأکید کردم و منظورم این بود که رعایت خونسردی و آرامش در طرفین لازم است و قبل از خطبههای نماز جمعه مقام معظم رهبری در شبکه دو سیما حضور پیدا کرده و سه نکته مهم را تذکر دادم که متأسفانه به آنها توجهی نشد؛ یکی اینکه گفتم نباید این موضوع طرح شود که چون بعضی از اعضای شورای نگهبان طرفدار دولت هستند قابلاعتماد نیستند و نباید به آنها شکایت کنیم، بلکه باید مسیر قانونی طی شود. نکته دومی که در آنجا تأکید کردم که شورای نگهبان هم پیگیری شکایات را جدی بگیرد و برخی از حوزههای انتخابی را که بالای نودوپنج درصد رأی دادهاند را بازنگری کند. سومین نکتهای که به آن اشاره کردم این بود که چون رهبری نظام محور انسجام جامعه است، ما باید در نماز جمعه فردا شرکت کنیم و بر این موضوع تأکید کردم که اختلافات در درون خانوادههای انقلاب است و باید بین خود مشکلات را حل و فصل کنیم و در این گفتوگو سعی کردم که یک فضای تحلیلی جدید ارایه کنم که بتوانم چهارچوب تعاملات باشد.

در این خصوص آیا شما با موسوی و کروبی هم مذاکرهای داشتید؟

من معتقد بودم همانطور که انتخابات در چارچوب قانون صورت گرفته شکایات هم باید در چارچوب قانون باشد، اگر کسی بیقانونی کرد ما نباید آن را بهانه کنیم و خودمان هم بیقانونی کنیم. با آقایان بهصورت تلفنی خیلی صحبت کردم که به مسیر شکایات بپیوندند، ولی آنها اعتماد نداشتند.

این آقایان چه مطالبی را بیان کردند؟

مثلا میتوان گفت که در ادامه این اعتراضات روز شنبه بنده به شورای نگهبان رفتم و دیگر کاندیدای معترض در شورا حضور پیدا نکردند.

آقایان کروبی و موسوی چرا به شورای نگهبان نیامدند؟

بنده با آقای موسوی و کروبی تماس گرفتم و علت عدم حضورشان را جویا شدم و به آنها این نکته را گوشزد کردم که به شورای نگهبان رفته و توانستهام نظرات آقایان را خیلی تغییر دهم. این موضوع نشان میدهد اگر شما هم در شورای نگهبان حضور به هم رسانید، با طی مسیر قانونی میتوانیم به نتایج خوبی برسیم که آقای میرحسین موسوی در جواب بنده گفت که باید با اعضای ستادم جلسهای بگذارم و بنده نیز گفتم شما کاری بکنید که در جلسه بعدی به شورای نگهبان بیایید؛ این موضوع را با آقای کروبی هم مطرح کردم و البته آمادگی ایشان برای حضور در شورای نگهبان بیشتر بود و در جواب بنده گفت بگذارید ببینم که آقای میرحسین موسوی چه کار میکنند.

بنده نظرم این بود که از روز شنبه بعد از انتخابات یک مسیر قانونی باز کنیم و درگیریهای خیابانی را به این مسیر قانونی هدایت کنیم و در این جهت رهبری نظام هم خیلی کمک کردند، اولا مهلت شورای نگهبان را پنج روز تمدید کردند و ثانیا شورای حل مسئله را قبول کردند که متأسفانه با آنها همکاری نشد.

یکی از سئوالات خیلی جدی این بود که بعضی چیزها خیلی بدیهی، واضح و شفاف بود، مثلا همین روشی که شما رفتید و در چارچوب نظام بود. این موضوع باید بررسی شود که چرا آقایان موسوی و کروبی و بهخصوص آقای موسوی به این روش قانونی اصلا تن ندادند، حال این سئوال نیز ایجاد میشود که چرا فردی که به نهادهای قانونی اعتماد ندارد، اساسا نامزد انتخابات میشود؟

این مسئله را باید از خود آنان سئوال کنید ولی من هم چند انتقاد جدی به آقایان موسوی و کروبی داشتهام، یکی اینکه اگر شما معتقدید که در انتخابات تقلب میشود، پس چرا نامزد انتخابات شدید و دوم اینکه اگر میگویید قانونمحور است همین قانون تأکید میکند که بعد از هر انتخابات شکایتهایی که میشود، باید از طریق شورای نگهبان پیگیری و رسیدگی شود اگر هرکسی بخواهد براساس اعتقاداتش در کشور عمل کند تا آنجایی که مغایر قوانین نباشد، محل اشکال نیست، ولی قسمتی که مغایر با قوانین باشد، بهعلت اینکه نظم عمومی را برهم میزند و اداره کشور را مختل میکند، توسط هیچ انسان عاقلی این مسئله قابلقبول نیست.

لذا به همین دلیل بنده معتقد بودم که کسانی که بیش از دیگران قانونگرایی را طرح کردهاند و منظورشان این بوده که آقای احمدینژاد در این چند سال قانون را زیر پا گذاشته، حالا زمان امتحان آنهاست به این صورت که آیا شما قانون را رعایت میکنید یا خیر؛ از آن طرف هم بنده به شورای نگهبان گفتم که این اولین حکم شما بعد از انقلاب خواهد بود که علاوه‎‎بر جنبه حقوقی، دارای جنبه امنیتی نیز است و به آنها گفتم که یکی از انگیزههای بنده از طرح اعتراضم نشان دادن جایگاه شورای نگهبان و قانون است و در این جهت میخواهم به امنیت ملی کشور کمک شود و لذا اگر شما همکاری کنید و سخنگوی شما صبر کند و قبل از بررسیها اعلان نظر قطعی نکند، شورای نگهبان در آرامش جامعه میتواند مؤثر باشد.

آیتا… مدرسی از فقهای شورای نگهبان در جواب بنده گفت که برای پیگیری موضوع ما واقعا جدی هستیم و اگر شما این موضوعات را نیز نمیگفتید، ما جدی بودیم. وقتی بنده بعد از جلسه با شورای نگهبان، با آقای میرحسین موسوی صحبت کردم گفتم که من احساس میکنم که آقایان آمادگی همکاریشان بالا است و شما هم بیایید به بنده بپیوندید که ایشان همراهی نکردند. بنده در صحنه انتخابات برنامه داشتم، اخلاقمحوری و ارایه ایدههایی که کشور را بتواند وارد یک جهشی در توسعه بکند، وظیفه خود میدانستم و برایم این موضوع تکلیف بود؛ بعد از انتخابات نیز قانونمحوری برای بنده تکلیف شد و مرتب بر این موضوع تأکید میکردم که اگر در انتخابات امتحان برنامه و اخلاق را دادیم، بعد از انتخابات باید امتحان قانونگرایی را بدهیم.

شما آقای کروبی را سالهاست که از نزدیک میشناسید و با آقای موسوی هم بهخاطر کار مجمع هر چند وقت یکبار در ارتباط بودید و از معدود سیاسیونی هستید که بعد از دوران نخستوزیری با ایشان تماس داشتهاید، اگر بخواهید این موضوع را تحلیل کنید که آیا این حرکات حاصل یک نقشه از پیش تعیین شده بوده یا اینکه این روند برای آقایان ناخواسته پیش آمده، به چه جوابی میرسید؟ سئوال اینجاست که چرا فردی که تأکید بر قانونگرایی داشته بعد از انتخابات به این صورت عمل کرده است؟

بنده با آقای موسوی یا آقای کروبی در خصوص اینکه دلایل اصلی رفتارهایشان بعد از انتخابات چه بوده صحبتی نکردهام.

یعنی گفتوگوی جدی در این خصوص با آنها نداشتهاید؟

خیر، ملاقاتی با آنان نبوده است. من خودم به صورت مستقل مشکلات مردم را پیگیری کرده و از نظام هم دفاع کردهام.

تحلیلتان نسبت به رفتار آقایان کروبی و موسوی چیست؟

بنده خودم در این خصوص هنور به تحلیل روشنی نرسیدهام، ولی تعامل با آنان را مفید میدانستم، کسانی که مسئول بودهاند از طریق تعامل شاید میتوانستند مسایل را حل کنند.

اساسا این اتفاقات بسیار جدی است و لزوم تحلیل آن در جامعه احساس میشود، در این خصوص نظرتان چیست؟

بله، تحلیل این مسایل مهم است برخی میگویند آقایان به تله افتادهاند برخی دیگر معتقدند عدهای خواستهاند این آقایان را از دایره انقلاب بیرون کنند.

آیا آنها به این تله افتادند؟

اینکه آقایان به‎‎خاطر بیاعتمادی که پیدا کردند (و یا اینکه به آنها این بیاعتمادیها تلقین شده)، نسبت به رهبری سوءظن پیدا کرده و این سوءظنها در آنها تقویت شد و یا اینکه بهخاطر ناراحتیها و دلخوریهای سالهای قبل بوده را من هنوز نتوانستهام بفهمم. اینکه چرا وضعیت به اینجا کشیده شاید هم از روی ناچاری و بدون برنامه وارد این قضایا شدند. به هرحال بنده به نتیجهای روشن در این رابطه نرسیدهام.

به نظرم اگر آنها و دولت و نهادهای حکومتی توصیههای مقام معظم رهبری را در نماز جمعه رعایت میکردند و مخصوصا اینکه ایشان فرمودند مناظرهها خیلی برای کشور سازنده بود و ادامه آن نیز مفید است، به نظر بنده اگر مجری قوی میتوانست آقایان احمدینژاد، میرحسین و کروبی را بیاورد پای تلویزیون، در کمتر از یک هفته حقیقت برای مردم روشن میشد و اصلا معلوم میشد که خیلی از ابهامات و سئوالات که در حال حاضر منشا آسیب به جامعه و نظام نیز شده است، روشن میشد. باید بهجای دستگیری با چند مناظره و یک مدیریت خوب تمام حقیقت را روشن میکردیم.

فکر نمیکنید این روش سبب افزایش تنشها در جامعه میشد؟

خیر با یک مدیریت صحیح کارها روال عادی پیدا میکرد.

بعضیها معتقدند که مناظرههای انتخاباتی انرژیهای زیادی را به جامعه وارد کرد، نظرتان در این رابطه چیست؟

خیر، اگر یک دوره دیگر مناظرهها تکرار میشد، فضا در جامعه آرام میشد و عموما مناظره یکبار برگزار نمیشود و بلکه تا سهبار هم تکرار میشود. از طرف دیگر اگر به کسانی که اسم برده شد نیز فرصت صحبت داده میشد و در این جهت نیز مدیریت صحیحی صورت میگرفت، نتایج مناظرات بسیار ثمربخشتر میشد.

اولین مناظرهای که در نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت، مناظره بنده و آقای بنیصدر از طرف نظام با سران چریکهای فدایی بود که اسلحه کشیده و جو جامعه را ناآرام کرده بودند، در آن برهه مناظره ما فضای جامعه را کاملا آرام کرد و حقیقت را برای مردم روشن ساخت.

شما به مواضع احمدینژاد در مناظره ها اشاره کردید، اما در مورد آقایهاشمی و نقش ایشان در ماجراها حرفهای متفاوتی بیان میشود و حتی اخیرا شما متهم به این هستید که به آقایهاشمی نزدیک هستید و قبل از انتخابات هم شما به نمایندگی از ایشان به صحنه آمدهاید؛ اما شما در مورد نقش آقای هاشمی در جریانات پس از انتخابات صحبتی نکردهاید، در این رابطه لطفا مقداری توضیح دهید؟

آقای هاشمی همیشه پشتیبان رهبری بوده و الان هم هستند ضمن آنکه دیدگاههای من و ایشان در همه مسایل یکی نیست و همه هم میدانند. تجربه در ایران نشان داده است که ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات ریاستجمهوری رأی بیشتر از ۳۰ میلیون نفر نداشته است و اساسا علت اینکه بیش از ۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردهاند نشان از ایجاد ظرفیتی جدید در انتخابات داشت و فضا بهصورت سه قطبی در آمده بود.

در خصوص فضای سه قطبی لطفا بیشتر توضیح دهید؟

منظورم از قطب دیگر که به دو قطب اضافه شد گفتمانی بود که در انتخابات ارایه کردم که هم متفاوت با گفتمان آقای احمدینژاد و هم متفاوت با گفتمان آقای میرحسین بود. کار دیگری که بنده کردم این بود که آمدم از درون نظام، صدایی غیر از صدای آقای احمدینژاد را مطرح کردم و در کنار آن ایدههایی هم وجود داشت که تاکنون در جایی طرح نشده بود مانند فدرالیسم اقتصادی، صندوق پسانداز ملی، دولت ائتلافی و کارآمد و در این جهت ایدههای بنده توجه جمعیت زیادی از نخبگان کشور را بهخود معطوف کرد و تا قبل از مناظره با آقای احمدینژاد نیز فضای کشور دو قطبی بود، بعد از مناظره آقای احمدینژاد با میرحسین فضا بهسمت دوقطبی شدن کشیده شد، یعنی یک تأیید میخواست که با نامه آقایهاشمی تقریبا فضا دو قطبی شد، اما بعد از مناظره ما با احمدینژاد به مردم که مراجعه میکردیم میگفتند رأی ما با شماست، اما چون میترسیم شما رأی نیاورید، میخواهیم به فرد دیگری رأی بدهیم که بتواند آرا را بهسمت خود جلب کند.

در حقیقت مردم بین پیشرفت بیشتر و نجات از وضع نامطلوب، نجات از وضع نامطلوب را پذیرفتند و منتها هرکسی براساس ایده خود عمل کرد. البته اگر چند روز دیگر انتخابات طول میکشید نتایج دیگری حاصل میشد.

بعد از انتخابات شما رفتار آقایهاشمی را به چه صورت تحلیل میکنید؟

بهنظرم اگر آقایهاشمی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری شرکت میکرد، پروسه حمایت ایشان از نظام کامل میشد، زیرا ایشان در جمع اساتید دانشگاه علم و صنعت، صحبتهای خوبی را در دفاع از نظام مطرح کردند و در موارد زیادی نیز بعد از انتخابات از نظام حمایت کردند و با آقای کروبی و آقای میرحسین صحبت کردند و به آنها گفتند که اگر شکایتی دارند بروند و از طریق شورای نگهبان پیگیری کنند، اینها رفتارهای خوبی بود که ایشان انجام داد و تلاش میکرد از التهابات جامعه کم کند. همچنین ایشان به نهادهای حکومتی درباره زندانیان سیاسی توصیههایی کرد .

شنیده شده که شما برای حضور آقایهاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ حکم ریاستجمهوری، تلاش زیادی کردهاید در این رابطه توضیح دهید؟

بنده خیلی تلاش کردم که اختلافات در جامعه کاهش پیدا کند، ولی به هیچ کس اجباری نکردم.

با توجه به اینکه در آن ایام شما رایزنیهای زیادی کردید، آیا با آقای خاتمی نیز دیداری داشتید؟

خیر، بنده با آقای خاتمی صحبتی نداشتم.

با آقای سید حسن خمینی نیز شما دیداری داشتید؟

بله، چون هر سال بنده خانواده امام را در ماه رمضان دعوت میکنم، با ایشان نیز صحبتهایی بوده است.

آیا در این دیدارها شما متوجه تمایلات خاصی که ایشان به فضای انتخابات داشته باشند نشدید؟

بنده در صحبتهایی که با ایشان داشتم برایم مسلم شد که آقای سید حسن خمینی با وجود انتقاداتی که دارند، ولیکن مایل نیستند که بهسمت جناح خاصی بروند و فکر میکنم خانواده امام همچنان به مسئله حفظ نظام اسلامی و ولایت فقیه بیش از دیگران پایبند هستند.

البته این مواضع آقای سید حسن خمینی در جامعه به شکل دیگری تبلیغ میشود؟

بله، خب تبلیغات در جهت دیگری است و شاید اساسا این تبلیغات برای این باشد که بخواهند خانواده امام را به عکسالعملی بکشانند، ولی خانواده امام تا جاییکه من اطلاع دارم در مورد مسئله ولایت فقیه همان اعتقاد دوران حضرت امام را دارند و این البته به این معنا نیست که انتقاداتی نسبت به اداره کشور نداشته باشند.

در یک سال گذشته طرح وحدت ملی به شیوههای مختلفی ارایه شده است و آخرین مدلی که از این طرح ارایه شد در جلسه مجلس خبرگان آقای هاشمی آن را طرح کردند، نظرتان در این خصوص چیست؟

این بحث بهعنوان موضوعی اصلی و هدف در جامعه است و کسی با آن مخالفت کند به نوعی مخالفت با نظام تلقی میشود، اما بهعنوان راهبرد برای عبور از شرایط فعلی کارایی خود را از دست داده است.

یکی از سئوالات جدی این است که اگر آقای موسوی بیایند و بیانیه بدهند که انتخابات را پذیرفتهاند و تمام حرفهای خود را رد کنند چه شرایطی لازم است؟

بنده فکر میکنم مهمترین محور برای وحدت، رهبری و قانون است که در رابطه با این مسئله همه آقایان میتوانند بدون شرط بیایند و محور قانون اساسی و رهبری را قبول کنند و اختلافات خود را با دیگرانی که رقیب آنان هستند دنبال کنند، زیرا رهبری نظام رقیب کسی نیست و لذا وحدت با نظام و رهبری چیز بیمفهومی است و معنا ندارد.

وقتی صحبت از وحدت میشود یعنی آنهایی که با هم رقابت و اختلافنظر دارند و در درون خانواده انقلاب هستند، با هم وحدت داشته باشند، ولی مشکل اینجاست که عده‎‎ای از این تفرقهها استفاده میکنند تا به حیات خودشان ادامه دهند. ولی در انقلاب امکانی بهوجود آمد که انسجامی فراگیر در جامعه شکل بگیرد.

در قضایایی مانند سیزده آبان و روز قدس شاهد بودیم که یک جریان ضدانقلابی در کشور شکل گرفت و پرچم بهدست آورد، آیا شما معتقدید که کسی در این جریان میتواند به حیات خود ادامه دهد یا خیر؟

اولین بار است که بعد از گذشت سی سال از انقلاب ضدانقلابیها گرد هم جمع شدهاند و معتقدند که نباید یک لحظه را هم از دست بدهند. بنابراین در شرایط حاضر ما نمیتوانیم تماشاچی و ناظر باشیم و اساسا نیاز به یک دفاع واقعی از نظام و مردم داریم.

دفاعی که با محوریت قانون، رهبری و مردم باشد و اساسا دفاعهای دروغین و چاپلوسانه از نظام بیتأثیر است و البته باید گفت که در شرایط کنونی انفعال هم خطرناک است لذا باید دفاعی مؤثر صورت گیرد. از طرف دیگر برخورد با معترضین باید متفاوت با آشوبگران باشد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

رجعت به سوی فطرت پاک الهی انسان. پیرامون جنبش سبز و رهبران آن و مواضع آنان پس از انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری ایران

بسم الله الرّحمن الرّحیم این مقاله حدود یکسال قبل و قبل از آغاز بیداری اسلامی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *