تیتر خبرها

یک عدّه جوان آن لانه فساد را می گیرند و آمریکا نمی تواند کاری بکند

سومین سخنرانی امام روح الله خمینی پس از تصرف لانه جاسوسی:
یک عدّه جوان آن لانه فساد را می گیرند و آمریکا نمی تواند کاری بکند

خبرگزاری فارس: هیچ حکومتى بر این ملت نمى‏تواند [حکم‏] بکند. همان امریکا و همه قدرتش؛ یک عدّه جوان مى روند مى‏ریزند، [سفارتش‏] را مى‏گیرند، و مفسده جوئیها را مى‏گیرند و قبضه مى‏کنند آن لانه فساد را و نمى‏تواند امریکا کارى بکند در اینجا. این استقلال ماست.

سخنرانى در جمع بانوان “مجمع القرآن ”

زمان: ۱۶ آبان ۱۳۵۸/۱۶ ذى الحجّه ۱۳۹۹

مکان: قم.
*بسم اللَّه الرحمن الرحیم

*حرکت معنوى و تربیت انسانى در پرتو قرآن

ما باید کتابمان قرآن باشد. معنایش نه این است که فقط بگوییم کتاب ما قرآن است، بلکه باید با او حرکتهاى معنوى بکنیم، به تربیت انسانى برسیم، با او اجتماع خودمان را اصلاح کنیم، با او همه جهات مادى و معنوى‏اش را طى کند. او قرآن است که کتاب ماست. این کتابى است که باید بخوانیم و بفهمیم و عمل کنیم. فقط بگوییم: “کتاب است ” این، کتاب نمى‏شود. وقتى کتاب، کتاب ماست که به محتواى این کتاب عمل بکنیم. کوشش کنید که کتاب شما، کتاب خدا و قرآن باشد. توجه شما به محتواى کتاب خدا باشد؛ کلام از خداست، وسیله پیغمبر خداست و ما مخاطب؛ مخاطب به همان خطابهاى الهى. بالفظ “یا أیّها الناس “؛ نسبت به همه بشر، “یا ایها المومنون “؛ نسبت به مؤمنین به اسلام. دستورها، همه دستورهایى است که تربیت کننده است

*تربیت قرآنى، منشأ کمال بشر

انسان اگر تربیت الهى نشود، حیوان است، بلکه بدتر از حیوان. شما هیچ حیوانى را خونخوارتر از انسان نمى‏توانید پیدا بکنید. حیوانات دیگر، همان یک طعمه‏اى مى خواهند که شکمشان را سیر کنند. و وقتى شکمشان سیر شد کنار مى‏روند، مى‏نشینند، مى‏خوابند ..
انسان است که سیر نمى‏شود، انسان است که هم در طرف کمال، مافوق همه چیز است هم در طرف شقاوت و نَفْس، مافوق همه است. اگر تربیت بشود، آن تربیتى که کتابهاى‏ الهى- قرآن کریم- آن تربیت را متکفّل شده است، اگر ما تربیت بشویم به تربیتهاى قرآنى، بالاترین موجود در کمال خواهیم شد. پیغمبر خدا که افضل موجودات است براى این است که آن طور که هست، فهمیده است، و آن طور که هست عمل کرده. هر کس قرآن را آن طور که هست بفهمد و آن طور که هست عمل کند، آن طور که دستور داده است عمل بکند، این از تمام موجودات افضل مى‏شود. لکن نه آن طورى که پیغمبر مى فهمد کس دیگر مى‏تواند. نه آن عملى که او مى‏کند کس دیگر مى‏تواند. و لهذا او افضل است. و اگر چنانچه یک علف خودرو باشد، تربیت در او نباشد، آن طور نیست که مثل یک درختى باشد که فاسد مى‏شود، فقط درختهایى که خودرو هستند و تربیت نشدند، خودشان بدقواره مى‏شوند، خودشان فاسد مى‏شوند، اما دیگر درختان را فاسد نمى کنند. در حیوانات هم این طورى است، که یک حیوان اگر چنانچه بداخلاق باشد، بد عمل باشد، چموش باشد، این همان خودش است. و این طور نیست که دیگران را هم وادار کند به آن نقیصه‏اى که خودش دارد. انسان این طور نیست؛ انسانِ بد، یک بدش، یک امّت را بد مى‏کند، و یک خوبش، یک امّت را خوب مى‏کند .

*آزادیهاى تباهى آور

شما ملاحظه کنید در این پنجاه سالى که این رژیم- رژیم طاغوتى- بر ما حکومت کرد. حکومت بغیر حق، بغیر قانون، این ملت را به تباهى کشید. این طور نبود که فقط خودش بد باشد، ملت را به تباهى کشید. جوانهاى ما را تباه کرد. زن و مرد این جامعه را او به تباهى کشید. آن رشدى که باید جامعه ما بکند، اینها مانع شدند از اینکه رشد کند. متوقف کردند رشد انسانى جامعه ما را با اسمهاى “آزاد زنان و آزاد مردان ” و “تمدن بزرگ “! تمام اختناقها را تحمیل کردند به ما. تمام دیکتاتوریها را کردند، نه زنها آزاد بودند و نه مردها. بله، یک آزادى بود، آن آزادى تباهى آور. آزاد بودند که لُخت راه بروند بیرون و هر طور کارى مى‏خواهند بکنند. و این طور دستور داشتند که آن طور تربیت کنند. و آزاد بودند جوانهاى ما که به مراکز فحشا و فساد بروند و آنها دامن به آن مى زدند. اما نه آزادى براى زن، و نه آزادى براى مرد، هیچ نبود که یک کلمه‏اى حق بگوید. نمى‏توانست یک صحبتى بکند که مربوط باشد به سیاست خودش، به اجتماع خودش، انتقاد بکند از وضع موجود .

*قلمها را شکسته بودند

نه یک روزنامه‏اى داشتیم که آزاد باشد. و نه یک گوینده‏اى که آزاد باشد، و نه یک نویسنده. قلمها را شکسته بودند. دهانها را بسته بودند و قلمها را خرد کرده بودند، به اسم اینکه آزادید. هیچ آزادى برایمان نبود، و به اسم “تمدن بزرگ ” ما را کشاندند به تباهى. و الآن که رفتند یک مملکت آشفته، یک ملت عقب مانده، یک اقتصاد فاسد و همین طور هر جا دست بگذارى، یک دانشگاه استعمارى، و هکذا سایر جاها. این براى این است که یک فرد فاسد حکومت کرد بر این جمیعت، یک حیوان فاسد. هیچ وقت حیوانهاى دیگر را این طور نمى‏کنند، اما یک فرد فاسد یک جامعه را به فساد مى‏کشد. از آن طرف چنانچه یک فرد پیدا بشود که صالح باشد- مثل انبیا- یک امت را به صلاح مى‏کشد .

*لزوم عمل به قرآن و پیروى از اولیاى دین

قرآن را که کتاب ماست و کتاب شماست، کوشش کنید که بحقیقت، کتاب باشد. کتاب ما بحقیقت باشد، نه فقط لفظاً بگوییم که “کتاب ما، قرآن است. نبى ما، رسول اکرم است. امام ما، على بن ابى طالب است “. لفظ، آسان است. آسان است که من بگویم: شیعه على بن ابى طالبم، لکن شیعه چى است؟ آنى است که دنبال او باشید. تشییع جنازه در وقتى است که کسى جنازه که جلو است این همراهش برود. اگر او از آن راه برود، این از این راه برود، این تشییع جنازه نیست ..
شیعه پیرو است. اگر بنا باشد که ما، هى دم بزنیم که شیعه ایم، لکن در عمل هیچ پیروى نداشته باشیم، یا پیروى‏مان بسیار ضعیف باشد، ما به حسب واقع، شیعه نیستیم، به حسب ادعا شیعه هستیم. اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه‏اى از
قرآن را به آن عمل نکرده باشیم، قرآن را ادعا داریم که کتاب ما است، به حسب واقع کتاب ما نیست. اگر ما بگوییم پیغمبر، پیغمبر ما هست، ادعایش آسان است، لکن تا پیروى ازش نکنیم، نمى‏توانیم بگوییم پیام آورى است از خدا. اگر ما به حرف او اعتنا نکنیم، پیامبریش براى ما فایده ندارد. و اگر چنانچه به حرف اولیا عمل نکنیم، شیعه گریش براى ما فایده ندارد، فایده‏اش ضعیف است ..
کوشش کنید که در عمل، کتاب شما قرآن باشد و پیغمبر شما، رسول اکرم باشد، و امام شما، على بن ابى طالب- سلام اللَّه علیه ..
سعادتمندى در پرتو عمل به قرآن.من امیدوارم که این مجتمعى که شما دارید در پناه قرآن، در پناه قرآن شما به تربیتهاى قرآنى برسید، و بچه‏هاى خودتان را تربیت قرآنى کنید. عمل آنها را منطبق کنید با دستورات پیغمبر اکرم. عمل خودتان را منطبق کنید با دستورات رسول اللَّه تا نجات پیدا کنید در اینجا و آنجا. در همه چیز دستور دارد اسلام، اسلام آن طور نیست که گمان بشود فقط رابطه‏اى است ما بین خدا و خلق. خیر، رابطه هست، لکن همه جور روابط هست. قرآن، همه چیز است؛ قرآن هم بُعْد سیاست دارد و هم بُعْد سایر چیزها؛ هم علم است و هم راهنماست؛ و هم سیاست است و هم همه چیز است. قرآن، اگر کتاب یک ملتى باشد، آن ملت سعادتمند مى‏شود. قرآن به بعض آیاتش اگر ما عمل کنیم، سعادتمند مى‏شویم. و من امیدوارم که ما عامل باشیم، چنانچه ما عامل باشیم و با هم مجتمع باشیم و اجتماع داشته باشیم و این آیه شریفه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا را عمل به آن بکنید، مسلمین اگر همین یک آیه به آن عمل بکنند، غلبه مى‏کنند بر همه قدرتهاى بزرگ .اگر همه “مُعْتَصِم ” باشند به “حبل اللَّه “- که قرآن کریم است، رسول اکرم است، اینها حبل اللَّه هستند، مقدّم بر همه، قرآن کریم است- اگر ما همه معتصم به قرآن کریم باشیم، همه مجتمع بر قرآن باشیم، تفرُّق از هم نداشته باشیم، جدایى از هم نداشته باشیم، غلبه مى‏کنیم بر تمام قدرتهاى بزرگ. براى اینکه ما الآن جمعیتمان زیادتر از جمعیتهاى دیگر است. ما یک میلیارد جمعیت مسْلم تقریباً- داریم، و با همه چیز همه خزائن ارضى و همه زمینهاى وسیع، اگر ما همه با هم بودیم و اجتماع داشتیم، یک قدرت بزرگى را ایجاد مى کردیم که تمام قدرتها در مقابلش هیچ بود.
ما همه چیز داریم، لکن نگذاشتند آنهایى که با تبلیغات و با سایر کارها مانع از رشد ما شدند، مانع از رشد طبیعى ما شدند؛ نگذاشتند که ما استفاده بکنیم از مواهب الهى، استفاده بکنیم از مواهب معنوى الهى، از مواهب مادى الهى. اگر همه مسلمین مجتمع مى شدند بر عمل کردن به همین یک آیه، غلبه مى‏کردند بر همه جا. حالا ما باید با هم مجتمع باشیم. اعتصام بحبل اللَّه، عمل به کتاب خداست. اگر در این معنا مجتمع باشیم و متفرق نباشیم، هر کسى از یک طرف نرود، امروز مى‏بینید که تبلیغات زیاد، الآن در این کشور هست ..
هدف دشمن: ایجاد یأس و تفرقه.
شما دیدید که یک اجتماعى، یک وحدت کلمه، چه معجزى براى ما آورد. قدرتهاى بزرگ را در هم شکست. و آنها هم احساس کردند که یک همچو قدرتى در اسلام هست که یک مملکتى که هیچ ندارد و هیچ قدرت نظامى ندارد بر همه قدرتهاى نظامى غلبه کرد. زن و مردش در خیابانها و در کوچه‏ها ریختند و مخالفت کردند و پیش بردند، آنها هم احساس کردند این معنا را. الآن نویسنده هاشان، گویندگانشان، تبلیغات دامنه دارشان، در ایران و در خارج ایران، براى این است که نگذارند این اجتماع محفوظ بماند و ایجاد تفرقه مى‏کنند. به راههاى مختلف، از هر راهى که عقلشان مى‏رسد، شیطنتشان اقتضا مى‏کند، از آن راه مشغول به تبلیغات مى‏شوند و خرابکارى ..
از جمله خرابکاریهایى که اینها مى‏کنند؛ این است که ایجاد یأس مى‏کنند در ملت. دنبال این و آن مى‏افتند که “خوب، خانه شما ندارید، حالا جمهورى اسلامى شد، پس کو خانه شما؟ پس چه شد آن خانه‏ها. جمهورى اسلامى [شد] زراعتتان چه شد؟ جمهورى‏اسلامى شد، کارتان چه شد؟ “اینها همه براى این است که نگذارند جمهورى اسلامى باشد. جواب این است که جمهورى اسلامى آن محتوایى که باید داشته باشد تا حالا نشده. جمهورى اسلامى هست؛ یعنى نظام را به هم زدید شما، نظام دیگر پیدا شد، لکن مهلت ندادند این مَفْسَده جوها، و این انگلهایى که براى دیگران کار مى‏کنند و مى‏خواهند نگذارند ملت ما به سعادتش برسد. اینها نمى‏گذارند که محتواى جمهورى اسلامى پیاده بشود. اینها براى همین قانون اساسى این قدر فعالیت مى‏کنند که نشود این. اینها از گذشتن این قانون اساسى از رأى عمومى وحشت دارند، چنانچه وحشت داشتند از رفراندم. اینها از اسلام وحشت دارند و مى‏خواهند نشود. یک وقت با زور مى‏خواستند نشود و نمى‏گذاشتند در زمان رژیم سابق، حالا با حیله مى‏خواهند نگذارند، ایجاد یأس بکنند در ملت که “چه شد؟ آنى که شما خواستید که نشد “. و حال آنکه آنى که ملت خواست شد .

*تلاش براى تحقق محتواى اسلام

ملت، آزادى مى‏خواست، الآن آزاد است. و استقلال مى‏خواست، الآن مستقل است. هیچ حکومتى بر او نمى‏تواند [حکم‏] بکند. همان امریکا و همه قدرتش؛ یک عدّه جوان مى روند مى‏ریزند، [سفارتش‏] را مى‏گیرند، و مفسده جوئیها را مى‏گیرند و قبضه مى‏کنند آن لانه فساد را و نمى‏تواند امریکا کارى بکند در اینجا. این استقلال ماست. و حکومت اسلامى هم مى‏خواستید، جمهورى اسلامى مى‏خواستید، آن هم به حسب رأى خودتان شده است. آنکه نشده است محتواى جمهورى اسلامى است- که پیاده شدن همه احکامى [است‏] که در اسلام هست و در جمهورى اسلامى باید باشد- او البته وقت مى خواهد، وقتش طولانى باید باشد ..
یک چیزى که در پنجاه و چند سال اقلًّا و- ۲۵۰۰ سال- تربیتهاى فاسدى بوده است، تبلیغات فاسدى بوده است، مغزها را یک مغز دیگر کردند، تا آمده اینها تبدیل بشود به یک انسان اسلامى. طولانى است این، لکن ملت ما نباید زن و مردش، خانمش و آقایش‏نباید مأیوس بشود. یأس از جنود ابلیس است. باید با قوّه و قدرت پیش بروید، شما پیش بردید، و پیش مى‏برید ان شاء اللَّه ..
و امیدوارم که این حکومت اسلامى به آن معنایى که در صدر اسلام، پیغمبر اسلام مى خواسته است به آن معنا تحقق پیدا بکند، تا اینکه همه مسلمین و همه اهالى محترم مملکت ما با سعادت و سلامت در دنیا و آخرت باشند.

«ویژه نامه شیطان بزرگ» در خبرگزاری فارس

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

طبس – بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *