تیتر خبرها

خاطرات «زبینگوی برژینسکی» مشاور امنیت ملی کارتر از بحران گروگان گیری(۵)

احتمال شکست عملیات نجات از دید ما اندک بود

خبرگزاری فارس: نگرانی من درباره شکست احتمالی ماموریت با شکست نا منتظره آن طی اجرای ماموریت در تهران که با تلفات سنگینی برای گروه، گروگان‌ها و یا هر دو همراه بود، مربوط می‌شد. احتمال چنین شکستی از دید ما نسبتا اندک بود ولی نمی‌توانستیم آن را به کلی نادیده بگیریم.

در جلسه ۱۸ مارس شورا رئیس‌جمهور اعلام کرد که ما باید فشار بر ایران راافزایش دهیم.او گفت که مردم آمریکا از این وضع به تنگ آمده و افزود که او نیز از این وضع خسته شده است. به باور او امریکا بیش از اندازه ملایمت نشان داده و اقدام لازم برای ایجاد مطلوب‌ترین شرایط برای حل و فصل موضوع را انجام نداده است. در نتیجه به نظر می رسد که ما وضعیت موجود را پذیرفته باشیم. ما نمی‌توانستیم بدون اعمال فشار بیشتر بر ایران جهت آزاد سازی گروگان‌ها تا ماه مه شکیبا باشیم. سه روز بعد هنگام صرف صبحانه امور خارجه، رئیس‌جمهور گفت که ما باید برای ایرانی‌ها مهلتی را تعیین کنیم تا گفتگوها بیش از حد لزوم به درازا نکشد.
در واقع طی ده روز بعد کانال مذاکرات به بن‌بست رسید و اندکی پس از یکم آوریل نیز تلاش‌ها در مجموع با شکست روبرو شد. روشن شد که ایران یا باحسن نیست مذاکره نکرده و یا قادر به انجام قول‌های خود نبوده است . بده بستان‌ توسط میانجی‌های مختلف صورت می‌گرفت وتلاش و فداکاری جردن و سایرس ونس که از وقت وانرژی خود مایه گذاشته بودند با شکست روبرو شد. این امر مایه شگفتی من نشد. من در عین پشتیبانی از گفتگوهای محرمانه جردن (و یک بار با رابط‌های او دیدار کردم) شخصا نسبت به بخت موفقیت آن تردید داشتم. من احساس می‌کردم که وکیلان جناح چپ در پاریس ممکن است قادر به چانه‌زنی با دوستان جناح راست خود در تهران ( از جمله قطب‌زاده) باشند، ولی روحانیان بنیادگرا از آن جلوگیری خواهند کرد. ما به منظور دستیابی به یک توافق واقعی باید با شخصیت‌های کلیدی مانند آیت‌الله بهشتی وارد
مذاکره می‌شدیم که البته تلاش ما در نزدیکی به او به جایی نرسید.
رئیس جمهور روز دوشنبه ۷ آوریل اقدام به تشکیل جلسه شورا کرده و گفت که زمان آن فرا رسیده که گام‌های استوارتری برداشته شود. به این ترتیب باید تحریم‌های اقتصادی سراسری اعمال شده و روابط دیپلماتیک با آن کشور قطع شود. افزون بر این افکار همگانی امریکا قابل کنترل نبوده و همه جا از اقدام‌های مستقیم طرفداری به عمل می‌آمد. در دفتر خاطراتم در ۷ آوریل این مطلب را نوشتم که «به باور رئیس جمهور ما از یک نطه عطف عبور کرده‌ایم و در مرحله بعد باید به زورد متوسل شویم مگر این که متحدان ما به گونه‌ای مؤثرتر با ما همکاری کنند تا ایران ناگزیر به سازش شود… به نظر من زمانی باید از زور بهره گرفته می‌شد.» فشارها کارساز نبودند و کاسه شکیبایی ما لبریز شده بود.

*ماموریت نجات

تصمیم درباره نجات گروگان‌ها با کاربرد زور، ظرف یک دوره سه هفته‌ای تقریبا از ۲۱ مارس تا روز تصمیم‌گیری نهایی در ۱۱ آوریل قطعی شد. روز شنبه ۲۲ مارس رئیس جمهور با مشاوران کلیدی خود (من، ونس، ماندیل، براون، ترنر، جونز، آرون، جودی و پاول) در کمپ دیوید دیدار کرد. همان‌گونه که در کمپ دیوید مرسوم بود ما در آنجا پوشاک غیررسمی مانند جین و لباس ورزشی و پلیور به تن داشتیم.
دیدار با رئیس جمهور مدت زمانی به درازا کشید و از ساعت ده و چهل دقیقه تا چهار بعدازظهر ادامه داشت. در جمع‌بندی بررسی‌های ما درباره راهبرد دیپلماتیک، ژنرال جونز نخستین گزارش فراگیر را درباره ماموریت نجات که طی چند ماه پیش طراحی شده بود، به رئیس جمهور تقدیم کرد. رئیس جمهور دستور داد که یک ماموریت شناسایی در ایران انجام شود که هدف از آن پیشبرد طرح‌های ما جهت انجام ماموریت سوخت‌گیری در کویر فارس و انتقال گروه نجات از هواپیما به هلکوپترها بود.
به‌هرحال تصمیمی درباره ماموریت گرفته نشد. ما امید آن داشتیم که گفت‌وگوها به موفقیت انجامد، و به هر روی ونس در این دیدار با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفت ورزید. رئیس جمهور با ناشکیبایی پرسید که آیا او می‌خواهد تا پایان سال منتظر بماند درحالی که گروگان‌ها همچنان در اسارت می‌باشند. هم‌چنین کارتر با نظر من موافق کرد، این که احتمال دارد که متحدان ما چنانچه متقاعد شوند که در حال برنامه‌ریزی درباره اقدام نظامی می‌باشیم، در اعمال تحریم‌ها علیه ایران به ما بپیوندند.
ارائه گزارش درباره ماموریت نجات حاصل فرایند طولانی برنامه‌ریزی بود. این گزارش در ۶ نوامبر یک روز پس از گروگان‌گیری زمانی که تلفنی از براون خواستم تا ستاد مشترک را وادر به ایجاد طرحی جهت ماموریت نجات کند، ارائه شد. من در آن زمان در این اندیشه بودم که ما به چنین طرح اضطراری در صورت محاکمه برخی از گروگان‌ها و محکومیت آنها به مرگ یا کشته شدن آنها، که در آن زمان امکان آن وجود داشت، نیاز داشتیم. بر این اساس در چنین شرایطی ما باید ماموریت نجات را به دلیل‌های اخلاقی و الزامات سیاسی در جهت پشتیبانی از گروگان‌ها در ایران و حفظ حیثیت ملی امریکا به انجام رسانیم.
در ۸ نوامبر تحت رهبری فعالانه براون و جونز، گزارشی توسط ارتش در اتاق طرح وضعیت به من ارائه شد که در آن عکس‌های هوایی به دقت بررسی شد و طرح حمله‌های هوایی توسط هلکوپترها مستقیما روی محوطه سفارت از سوی یک گروه آموزش دیده و گسیل آنها از فرودگاهی که با تهران فاصله چندانی نداشته باشد، مورد بررسی قرار گرفت. دشواری ما در این باره فقدان اطلاعات کافی درباره محل نگهداری گروگان‌ها و نیز مساله پیچیده تدارکات بود. هدف ما از امریکا بسیار دور، و از تسهیلات زیرکنترل امریکا هم دور بود و هلکوپترها هعمولا برای ماموریت های تهاجمی راه دور، به کار گرفته نمی‌شدند. با این همه ارتش بر این دشواری‌ها چیره شده و در ۱۱ نوامبر جهت بررسی فراگیرتر چگونگی اجرای ماموریت به پنتاگون رفتم.
در آنجا برای نخستین‌بار به نیاز به درآمیختن ماموریت نجات با حمله‌های تلافی‌جویانه اندیشیدم. به نظر من تلفات در ماموریت نجات اجتناب‌ناپذیر بوده و ما باید این واقعیت را می پذیرفتیم که ممکن است تلاش ما با شکست روبرو شود. بر این اساس بهتر است امریکا درگیر حمله‌های تلافی‌جویانه شود که آشکارا به عنوان اقدام تنبیهی توصیف شده و با تلاش نجات توام باشد. اگر ماموریت نجات با موفقیت روبه‌رو می‌شد چه بهتر، و اگر به شکست می‌انجامید دولت امریکا می‌توانست اعلام کند که به دلیل عدم تمایل ایران به آزادسازی افراد ما، علیه این کشور اقدام تنبیهی انجام داده است. و متاسفانه طی آن ماموریت، تلاش در جهت نجات گروگان‌ها با شکست روبرو شد. من این نکته را به این دلیل تذکر می‌دهم که بعدا زمانی که ماموریت نجات تصویب شد، درباره آن بحث شدیدی درگرفت.
در این چارچوب باید خاطرنشان ساخت که نگرانی من درباره شکست احتمالی ماموریت به آنچه که بعدا رخ داد یعنی ناکامی سریع آن، ارتباطی نداشت، بلکه با شکست نا منتظره آن طی اجرای ماموریت در تهران که با تلفات سنگینی برای گروه، گروگان‌ها و یا هر دو همراه بود، مربوط می‌شد. احتمال چنین شکستی از دید ما نسبتا اندک بود ولی نمی‌توانستیم آن را به کلی نادیده بگیریم.
من در این مرحله احساس می‌کردم که ماموریت نجات باید آخرین اقدامی درنظر گرفته شود که در صورت کشته شدن برخی از گروگان‌ها یا در صورتی که آنها در شرف کشته شدن باشند، انجام شود. من در این مرحله‌ از واکنش نظامی با هدف زیر فشار قرار دادن ایران جهت آزادی گروگان‌ها پشتیبانی می کردم. به هر روی پس از حمله شوروی به افغانستان بر این باور شدم که چنین اقدام نظامی از نظر راهبردین زیان بار بوده و شوروی فرصت نزدیکی به خلیج فارس و اقیانوس هند را از آن خود خواهد کرد. برای من ایجاد ائتلاف اسلامی ضد شوروی مهم‌تر قلمداد می‌شد، به این دلیل تنها ماموریت نجات برای من جاذبه بیشتری داشت، به ویژه که گفت‌وگوها به تدریج بی‌اثر می‌شدند.
طی این دوره گروه کوچک ما متشکل از براون، ژنرال جونز، دریاسالار ترنر، یکی دو نفر از دستیاران نزدیک آنها و من به طور منظم در دفتر من تشکیل جلسه می‌داد. من ریاست نشست‌ها را به عهده داشتم و یادداشت‌هایی از گفت‌وگوها تهیه می‌کردم. نگرانی شدید من این بود که هرگونه ماموریت نجات باید محرمانه و غافلگیرانه صورت گیرد. من بیم آن داشتم که درز گسترده خبرها در دولت امریکا، تکثیر گزارش‌ها، عدم توانایی در اعمال محدودیت‌ درباره دسترسی به اطلاعات ویژه و نیز نفوذ اجتناب‌ناپذیر عاملان دشمن، ماموریت ما را به سازش بکشاند. نگرانی من از این بود که در یک مقطع حیاتی احتمالا شوروی از پیشتر به ایران هشدار دهد و ماموریت به دلیل عدم سری‌ بودن و غافلگیری با شکست روبرو شود.
در نیمه دوم فوریه در دفتر خاطراتم نوشتم که فشار فراوانی را از سوی مردم و کنگره برای انجام اقدام مستقیم علیه ایران حس می کنم. در ۲۸ فوریه با حدود چهل تن از اعضای کنگره دیدار کردم و سپس درباره ناامیدی و یاس فزاینده آنها درباره عدم پیشرفت در مذاکرات با رئیس جمهور صحبت کردم. بر این اساس ماموریت نجات را با رئیس جمهور در میان گذاشتم و از او خواستم تا با انجام یک پرواز شناسایی از جاهای احتمالی فرود در ایران، موافقت کند. رئیس جمهور به دلیل احتمال شکست چنین ماموریتی و به مخاطره افتادن فرایند گفت‌وگوهای جاری تمایلی از خود نشان نداد.
در ماه مارس در کسب موافقت ونس برای انجام چنین عملیاتی موفق شدم و در ۷ مارس نزد رئیس جمهور رفتم. من می‌دانستم که رئیس جمهور بیشتر تحت تاثیر توصیه جمعی قرار می‌گیرد. رئیس جمهور مجددا بر تصمیم خود اصرار ورزید، به این دلیل که هنوز امکان موفقیت گفت‌وگوها وجود دارد و ماموریت شناسایی در صورت رویارویی با دشواری مایه‌برانگیزش بیجا خواهد شد. به هر روی مساله ماموریت نجات فوریت بیشتری یافت به این دلیل که دو یا سه هفته بعد متوجه شدیم که فرایند گفت‌وگوها بی‌ثمر بوده و موفقیت ماموریت بستگی به طولانی بودن تاریکی شب جهت ایجاد پوشش برای فرایند پیچیده رخنه ژرف در فضای هوایی ایران دارد. من، براون و جونز در میانه ماه مارس به بررسی گسترده طرح نجات پرداختیم و به این ترتیب نتیجه گرفتم که ماموریت نجات شانس موفقیت را در بردارد گرچه احتمالا با تلفاتی همراه خواهد بود. راه مشخصی برای ارزیابی سنگینی این تلفات وجود نداشت، بیشتر بستگی به میزان غافلگیری و سری ماندن این ماموریت داشت. من در این مرحله، پاول و جردن را در جریان برخی جزئیات ماموریت نجات قرار داده و آن را به طور کامل‌تر با ماندیل مورد بحث قرار دادم. آنها بسیار احساس ناامیدی می‌کردند و نگران افزایش فشار افکار همگانی برای انجام اقدام‌های مستقیم علیه ایران بودند.
ما اساسا با سه گزینه روبه‌رو بودیم: ادامه گفت‌وگوها برای همیشه حتی اگر ایران تمایلی به سازش نشان نداده و یا قادر به آن نباشد و شاید دورنمایی درباره پذیرش شرایط خفت‌بار وجود نداشته باشد، عملیات گسترده نظامی علیه ایران که اساسا تنبیهی باشد و با این دورنمای احتمالی که واکنش ایران به این عملیات اقدامی بی‌رحمانه درباره گروگان‌ها و شاید دعوت از شوروی جهت ارائه کمک نظامی باشد، یا سرانجام درنظر گرفتن سناریوی پرمخاطره ولی امیدوارکننده ماموریت نجات با بالا گرفتن جو سیاسی و بهره‌برداری مخالفان سیاسی ما از مساله ایران جهت ناراحت کردن رئیس جمهور، فشار افکار همگانی در زمینه گزینه دوم بالا گرفت. با این همه برای ما روشن بود که این گزینه از همه بدتر است. گروگان‌ها آزاد نشده و وضع راهبردین در این منطقه حیاتی به سود شوروی پایان می‌یافت. بنابراین باید گفت‌وگوها را بی‌وقفه ادامه داده و افکار همگانی همچنان خواستار اقدام مستقیم بود که راه‌حل مربوط به ماموریت نجان چاره‌ آن به شمار می‌آمد.
شاید شگفت‌آور باشد ولی هرگز بحث صریحی درباره رابطه میان اقدامی که می‌خواستیم در ایران انجام دهیم و سیاست‌های داخلی صورت نمی‌گرفت، رئیس جمهور و مشاوران سیاسی او هرگز با من در زمینه این که آیا گزینه‌های ما درباره ایران تاثیر بهتر یا بدتری بر سیاست داخلی ما دارد یا نه، سخنی نگفتند.
با گذشت زمان، ما همگی اطمینان بیشتری یافتیم که همه دشواری‌های احتمالی درباره طرح نجات مورد بررسی قرار گرفته و احتمال موفقیت آن در حال افزایش می‌باشد. بر این اساس رئیس جمهور در ۲۲ مارس باگوش دادن به گزارش کاملی درباره ماموریت نجات دستور ماموریت شناسایی را صادر کرد. که البته با این که تصمیم نهایی گرفته نشده بود ولی گزینه نجات به طور جدی‌تر مورد توجه قرار گرفت.
این طرح که پس از هفته‌ها تحلیل‌گری دقیق توسعه یافت شامل عملیات دو روزه بود. هشت هلکوپتر با سه فروند سی ۱۳۰ در میان کویر پارسی، طی نخستین شب جهت سوخت‌گیری و انتقال گروه حمله، گرد می‌آمدند، هلکوپترها سپس به پایگاهی نزدیک تهران رفته و گروه یک روز تمام در آنجا پنهان می‌شدند. حمله طی شب دوم صورت می‌گرفت و گروه توسط خودروهایی که قبلا تهیه شده بود، انتقال داده می‌شد و ماموریت جداگانه‌ای در ساختمان وزارت خارجه (ایران) انجام می‌شد و طی آن، لینگن، کاردار ما و دو همکار او آزاد می‌شدند. سپس با رخنه درون محوطه سفارت (آمریکا در تهران) همه گروگان‌ها و شاید هم چند تن از ایرانیان را که اسیر کرده بودیم به استادیومی در آن نزدیکی‌ها انتقال داده شده و از آنجا هلکوپترها کل گروه را به فرودگاهی در نزدیکی تهران می‌بردند که ضمن فرود ناگهانی هواپیمای حمل و نقل نظامی امریکا، به اشغال در می‌آمد. کل ماموریت طی همان شب به انجام می‌رسید. پس از تمرین‌های مکرر و ارزیابی ویژگی، روحیه و آموزش رهبری گروه و پشتیبانی موثر ترنر از جهت اطلاعاتی، احساس می‌کردیم که عملیات انجام شدنی باشد به شرط آن که به ایران از پیشتر هشدار داده نشود.
جهت اجرای ماموریت از همکاری سخاوتمندانه یک کشور دوست در خاورمیانه برخوردار شده و از همراهی برخی از کشورهای دیگر در منطقه بهره گرفتیم. سادات همان‌گونه که انتظار داشتیم دلیرانه برخورد کرده و از ما پشتیبانی به عمل آورد ولی ما باید به آسیب‌پذیری دیگر کشورهای دوست نیز توجه می‌کردیم. بنابراین اقدام لازم را انجام دادیم تا مایه رنجش آنها به دلیل عدم مشورت با آنه نشده و از پیشتر در جریان قرار گرفته باشند. سرانجام باید خاطرنشان کنم که برخی از کشورها بنا به دلیل‌هایی در اجرای ماموریت در ایران به ما کمک کردند و ما وامدار لطف آنان می‌باشیم که بی‌گمان روزی از آنها قدردانی خواهیم کرد.
در نخستین روزهای آوریل گفت‌وگوها با شکست روبرو شد. روز دوشنبه ۷ آوریل ساعت نه، رئیس جمهور که ریاست یکی از نست‌های رسمی شورا را به عهده داشت، گفت که به باور او عدم انجام اقدام قاطع پیشتر از این اشتباه بوده است. بحث ما به تصمیم درباره تحریم‌های اقتصادی بیشتر و قطع روابط دیپلماتیک انجامید. ونس با قطع روابط مخالف بود و پیشنهاد کرد که صرفا دیپلمات‌های ایرانی را اخراج کنیم. ماندیل، براون و دیگران شدیدا معتقد بودند که ما نباید ابهامی درباره این موضوع بجا گذاریم و رئیس جمهور رسما تصمیم به قطع روابط گرفت. افزون بر این امکان اقدام نظامی مورد بحث قرار گرفت. توجه ویژه‌ای به محاصره دریایی مبذول شد. به هر روی تصمیمی گرفته شند، گرچه کارتر صریحا اعلام داشت که به نطر او زمان حل و فصل مسائل فرا رسیده است و ما باید یا از دیگر کشورها بخواهیم که در تحریم‌های حمعی به ما پیوسته و یا اقدامی مستقیم‌تر مدنظر قرار گیرد. او اظهار داشت که ما دیگر با افرادی روبه‌رو نیستیم که گروگاه‌ها را در کشوری که دارای دولتی ضعیف است به اسارت گرفته‌اند، بلکه در واقع با یک دولت دشمن معامله می‌کنیم که اقدام‌های دشمنانه آن ما را وادار به واکنشی قاطع می‌سازد.
جلسه ۷ آوریل به تشکیل جلسه مهم شورا در روز جمعه ۱۱ آرویل انجامید. یک روز پیش از جلسه یادداشتی با عنوان «آزادسازی گروگان‌ها» تسلیم رئیس جمهور کردم و در آن خاطرنشان ساختم که گفت‌وگوها به جایی نرسیده و ما اساسا یا باید عملیات نجات را اجرا کنیم و یا مستقیما از زور بهره گیریم. از آنجا که کاربرد زور احتمالا ایران را به سوی شوروی خواهد کشاند، بنابراین توصیه کردم که رئیس جمهور به طور جدی ماموریت نجات را مدنظر قرار دهد. در این یادداشت آمده بود: «به طور خلاصه تا زمانی که اقدامی درباره تغییر ماهیت بازی انجان نگیرد گروگان‌ها طی تابستان یا حتی پس از آن، همچنان در بازداشت خواهند بود… انجام توصیه فوق آسان نیست. برای شما بررسی و پذیرش آن دشوارتر خواهد بود. به هر روی ما باید فراتر از سرنوشت پنجاه امریکایی بیندیشیم و تاثیرهای زیان‌بار بن‌‌بست طولانی و سرخوردگی فزاینده مردم و تحقیر بین‌المللی امریکا را درنظر بگیریم.» نیز اظهار داشتم که عملیات نجات باید با طرح اضطراری جهت حمله‌های تلافی‌جویانه تقریبا هم‌زمان، همراه باشد تا در صورت شکست ماموریت نجات چارچوب گسترده‌تری فراهم شود. سرانجام از آنجا که بسیار نگران سری‌بودن موضوع بودم به رئیس جمهور سفارش کردم تا اقدام به تشکیل جلسه شورا با حضور برخی از مشاوران درونی عمده خود کند و در پایان جلسه به قصد فریب همگان اعلام دارد که مخالف ماموریت نجام می‌باشد. ما سپس جلسه جداگانه کوچک‌تری تشکیل می‌دهیم که تنها محدود به افرادی باشد که «ضرورت آگاهی» آنان نسبت به تصمیم نهایی درباره عملیات نجات وجود دارد.

ادامه دارد

«ویژه نامه شیطان بزرگ» در خبرگزاری فارس

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

خاطرات «هامیلتون جردن»،رییس وقت کاخ سفید از بحران گروگانگیری(۵)

پروفسور کاتم گفت:خمینی می‌خواهد آمریکا را تحقیر کند خبرگزاری فارس: اطلاعاتی که پروفسور کاتم درباره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *