تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)1) قهرمانان مقاومت در برابر نظام سلطه در جهان / 6)1)1) عماد مغنيه / همیشه پیش‌بینی‌های حاج رضوان درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد

همیشه پیش‌بینی‌های حاج رضوان درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد

ویژه نامه اولین سالگرد شهادت «عماد مغنیه»:

خبرگزاری فارس:در جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان بی‌نظیر بود، همیشه پیش‌بینی‌های او درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد و ما بعد از کسب هر پیروزی به او می‌گفتیم حاجی باز هم پیش‌بینی کردی، الحق که علم غیب داری!

با دشمن سرسخت بود و با دوستان مهربان. حاج رضوان گاهی که جنگ و ستیز با دشمن به طول می‌کشید ضعف و درد جسم بی‌رمغ خود را با تکیه به دیوار و اندکی تامل و سکوت از ما پنهان می‌ساخت. حاج رضوان روح معنویت جنگ ۳۳ روزه‌ی حزب‌الله لبنان بود. هیچ کس نمی‌دانست که این نماد عشق، این نور آفتاب، همان عماد مغنیه بود عمادی که دشمن سالها بود از خیال او خواب‌های آشفته می‌دید.
زمانی که اولین موشک‌ها را به سوی حیفا شلیک کردیم و قلب تل‌آویو را هدف قرار دادیم، طعم پیروزی را با همه‌ی خستگی چشیدیم. قیافه‌ی خسته و درهم شکسته‌ی سربازان اسراییلی، مرگ و شکست آنها را در برابر چشمانمان مجسم می‌ساخت.از مرگ سربازان اسراییلی لذتی نمی‌بردیم زیرا که برای ارضای حس انتقام به میدان جنگ نیامده بودیم. بسیاری از ما عزیزی،‌ دوستی و برادری را در این جنگ از دست داده بودیم. دیگر به صحنه‌ی پر کشیدن و رفتن عادت کرده بودیم. خبر شهادت هم‌سنگرانمان به همان اندازه‌ای که ما را غمگین می‌ساخت حسرت را در دل و روانمان می‌کاشت. باور کنید رسیدن به لقاء‌الله بزرگترین عامل نشاط و شادی رزمندگان حق در برابر ارتش اسطوره‌یی اسراییل بود.
ابراهیم الامین مدیر مسوول روزنامه‌ی الاخبار -چاپ لبنان- در گزارشی به نقل از خاطرات یکی از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان در جنگ ۳۳ روزه‌ با رژیم صهیونیستی می‌نویسد: “در این میان مردی از جنس نور، مردی از افسانه‌ها‌ی دور، مردی از رخسار حق، مردی از لبخند صبح پا به پای ما جوانان مقاومت در جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان می‌آمد. او کسی جز شهید عماد مغنیه نبود. مثل همیشه ساکت و کم حرف بود، سکوتش نیز معنویت بود. همه‌ی ما به گروه‌های هشت الی ده نفر تقسیم شده بودیم وتنها آرزوی ما آن بود که حاج رضوان شبی هم سنگر ما باشد. تیزبین، کوشا و دقیق عمل می‌کرد. همیشه نقطه‌ی قوت دشمن را برای ما نشانه‌ می‌گرفت و از پیروزی سخن نمی‌گفت.
او معتقد بود پیروزی همیشه از آن حق است و مردان حق نباید به کسب میدان بیاندیشند زیرا که همیشه پیروزند.
او می‌گفت، باید تلاش کرد که حق را از ظالم ستاند اما نباید ظلمی در این میان به دشمن روا شود زیرا که حق ستاندن از ضعیفانی که خود طعمه‌ی ظلم شده‌اند، کمتر از ظلم روا کردن نیست. با دشمن سرسخت بود و با دوستان مهربان. حاج رضوان گاهی که جنگ و ستیز با دشمن به طول می‌کشید ضعف و درد جسم بی‌رمغ خود را با تکیه به دیوار و اندکی تامل و سکوت از ما پنهان می‌ساخت. حاج رضوان روح معنویت جنگ ۳۳ روزه‌ی حزب‌الله لبنان بود. هیچ کس نمی‌دانست که این نماد عشق، این نور آفتاب، همان عماد مغنیه بود عمادی که دشمن سالها بود از خیال او خواب‌های آشفته می‌دید. عمادی که با زیرکی‌اش، یادگارها بر سینه‌ی دشمن نوشت. عمادی که تاریخ مقاومت نامش را با کلک حقیقت نوشت، حقیقتی که چون آفتاب سوزان بود و چون مهتاب تابان. همه‌ی رزمندگان جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان شهید مغنیه را به عنوان فرماندهی عملیات می‌شناختند. هیچ کس نمی‌دانست که همسنگرش حاج رضوان، همان شبحی بود که دشمن سالهاست به دنبال اوست، همان شبحی که اسطوره‌ی جاودان ایستاگی حق در برابر باطل را رقم زد. ”
رزمنده‌ی حزب‌الله در خاطراتش گفته است: “اواخر جنگ که دیگر پیروزی حزب‌الله و مقاومت اسلامی لبنان ورد زبان همه‌ی دنیا بود، کسی از دور با ماشینی در کنار یکی از سنگرها ایستاد. حاج رضوان در این لحظه دستش در دست یکی از بچه‌ها گره خورده بود. آن غریبه فریاد زد حاج عماد آمده‌ایم که برویم به ستاد فرماندهی کل، سید حسن در انتظار شما است. همه‌ی نگاه‌ها به هم گره خورد، همه با سکوت از یکدیگر می‌پرسیدیم این همان عماد مغنیه، شبح دست نیافتنی است؟ هیچ کس جرات نداشت این را از حاج رضوان بپرسد. او با لبخندی آکنده از امید به ما گفت بچه‌ها ما پیروز شدیم، شما از همان اول هم به حضور من نیازی نداشتید، عقاب‌های تیزبین صحرا به بادیه گردی چون من نیاز نداشتند. درود بر شما رزمندگان اسلام، سرافراز باشید که سرافرازی اسلام در دستان شماست. با لبخندی گرم و روحی آکنده از اعتماد به آرامی از ما جدا شد تا بار دیگر یک افسانه‌ی دست نیافتنی شود.
دقت عمل و برنامه‌ریزی حاج رضوان در جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان بی‌نظیر بود، همیشه پیش‌بینی‌های او درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد و ما بعد از کسب هر پیروزی به او می‌گفتیم حاجی باز هم پیش‌بینی کردی، الحق که علم غیب داری، او با لبخندی در پاسخ می‌گفت برای رویارو‌یی با دشمن نیازی به علم غیب نیست، کافی است به ضعف دشمن و به قدرت خود بیندیشیم. آن روز بعد از رفتن حاج رضوان هیچ کس تا صبح سخن نمی‌گفت، هر کس با خیال خود شب را به صبح رساند. ”
“عماد مغنیه، افسانه‌ی حق و حقیقت، هرگز برای مردن به دنیا نیامده بود، او مردی از تبار حق بود، مردی از جنس باران، مردی که تنها برای شهادت آمده بود. اشتباه نکنید، شهید مغنیه دست راست سید حسن نبود. عماد مغنیه نیروی اصلی و راهبردی حزب الله نبود، او تنها یک مرد بود، مردی که سنگینی غم را بر دوش می‌کشید تا داد آه و ناله‌ی کودکان فلسطینی را، آه و اشک مادران و کودکان لبنانی را از اسراییل و از آمریکا و از همه‌ی هم‌پیمانانشان بستاند. او همان‌طوری که برای ما یک هم سنگر و دوست بود، برای سید حسن یک برادر بود. باور کنید سید حسن این داغ را پیش از این چشیده است؛ سید حسن برای مغنیه نمی‌گرید، سید حسن برای خود می‌گرید که با نبود مردان بزرگی چون مغنیه بار غم را به تنهایی به دوش خواهد‌ کشید و سفر را بار دیگر با نبود یکی دیگر از رهروان حق به تنها‌یی خواهد پیمود. فراموش نکنید نبود مغنیه هرگز ضربه‌ی دردناکی به پیکر مقاومت لبنان نیست چرا که همه‌ی مقاومت لبنان در راس آن سید حسن، مردان مقاومت هستند. مغنیه رفت که مغنیه‌ی دیگر‌ی از مقاومت جایش را بگیرد و راه او را در تاریخ ادامه دهد. و داغ‌های دیگر بر قلب دشمن بنشان.

ویژه نامه اولین سالگرد شهادت «عماد مغنیه»

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

عماد مغنیه:اسراییلی ها و آمریکایی هافکر می کنند کلید امور جهان در دست من است

ویژه نامه اولین سالگرد شهادت «عماد مغنیه»: خبرگزاری فارس: روزنامه صهیونیستی معاریو در تحلیلی در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *