تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / توطئه انحلال مجلس خبرگان توسط عناصر ملّی گرای مرتبط با آمریکا و اعضای دولت موقت به رهبری عباس امیر انتظام و همکاری جاسوسان آمریکایی – قسمت دوم

توطئه انحلال مجلس خبرگان توسط عناصر ملّی گرای مرتبط با آمریکا و اعضای دولت موقت به رهبری عباس امیر انتظام و همکاری جاسوسان آمریکایی – قسمت دوم

بنام خدا

 

سید محمد هاشم پوریزدانپرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

توطئه انحلال مجلس خبرگان توسط عناصر ملّی گرای مرتبط با آمریکا و اعضای دولت موقت به رهبری عباس امیر انتظام و همکاری جاسوسان آمریکایی – قسمت دوم

۱-    عباس امیرانتظام در دفاعیّات خود

 عباس امیرانتظام در دفاعیّات خود[۱] به مطالب دیگری اعتراف نموده است که اعجاب انسان را برمی‌انگیزد:‌

…. بعد که جلسه هیأت دولت تمام شد[۲] و ایشان (مهندس بازرگان)[۳] به دفترشان آمدند. من پرسیدم آیا مطلبی برای خبرنگاران دارید؟ ایشان گفتند:‌ خیر. رئیس دفترشان، خبرنگاران را مرخص کردند و آقای مهندس بازرگان به من گفتند که به منزلی که دوستان در آن جمع بودند تا از تصمیم دولت آگاهی پیدا کنند، بروم و به ایشان بگویم که مسئله را با ذکر سوگند فراموش کنند تا امام خمینی اظهار نظر نمایند و من هم به منزل دوستمان ( انوری )  که دوستان شب قبل[۴] در آنجا جمع بودند، رفتم و عین گفته های نخست وزیر را به آنها ابلاغ کردم. با ذکر سوگند همه آنها قول  دادند مسئله را فراموش کنند.

در این بیانات چند نکته قابل ذکر است:

۱-     دلیل تجمّع دوستان ایشان در خانه انوری چه بوده است. خبرکه قرار بوده است در صورت تصویب از رسانه‌ها اعلام شود.

۲-   اگر صرفاً جلسه هیأت دولت، یک جلسه عادی جهت بررسی یک طرح عادی بوده است، چه مطلب مهمّی در میان بوده است که باید با ذکر سوگند فراموش می‌شده است؟

۳-   رابطه جلسه هیأت دولت با تجمّع خانه تقّی انوری و با مهندس بازرگان چه بوده است به صورتی که ایشان هم از آن تجمّع اطّلاع داشته است و هم از عباس امیرانتظام درخواست می‌کند که از آنان بخواهد  با ذکر سوگند مسئله را فراموش کنند.

۴-     امیر انتظام در متن دفاعیّات قبلی بیان داشته است[۵] :

« اوّلین نفر که از جلسه هیأت دولت بیرون آمد، شخص نخست وزیر بود. من بالای پلّه ها انتظار ایشان را می‌کشیدم( یعنی در ساعت ۵/۱۰ شب)[۶]. ایشان فوق العاده عصبی و هیجان‌زده بود. وقتی به من رسید مرا به کناری کشید و ابتدا سوگند داد تا مسئله را فراموش کنم. دوّم اینکه بلافاصله به سوئد بازگردم.»

امیر انتظام در اینجا چرا از افرادی که در خانه انوری در انتظار بوده‌اند، سخن نگفته است؟

رابطه « عدم تصویب طرح انحلال مجلس خبرگان » و « سوگند به فراموش کردن قضایا از سوی دوستان ایشان که در خانه تقّی انوری در انتظار نتیجه جلسه هیأت دولت در مورد انحلال مجلس خبرگان آنهم در ساعت ده و نیم شب، در انتظار نتیجه جلسه هیأت دولت در مورد انحلال مجلس خبرگان جمع بوده اند » و دستور« بازگشت فوری امیر انتظام  به سوئد » چیست؟

آیا این یک جلسه عادی هیأت دولت بوده است؟

اگر یک جلسه عادی بوده است، پس این مسائل چیست؟

رابطه « به پا خاستن مردم » و « تجمّع افراد در آن شب در خانه انوری» چیست؟

۲-  عباس امیرانتظام در دفاعیّات خود

 عباس امیرانتظام در دفاعیّات خود[۷] به نکات دیگری اشاره نموده است که جالب است:

مجلس خبرگان اوّل برخلاف دستور کار قانونی آن، ابتدا قانون اساسی تهیّه شده توسط دولت موقّت را کنار گذاشت و قانون اساسی جدیدی را خود تهیّه کردند[۸]. دوّم در زمان تهیّه پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان بیش از دو ماه[۹] از تشکیل آن می‌گذشت و هنوز مدّتی وقت لازم بود تا تکمیل شود[۱۰] بنابراین دوره انجام آن را در مدّت یک ماه نادیده گرفته بودند. سوّم، مجلس خبرگان که تعداد ۶۰  نماینده داشت[۱۱] و بیشتر روحانی بودند انتخاب شد و مجلس مؤسّسان که شامل نمایندگان مردم بود کنار گذاشته شد[۱۲] کشور وضع نابسامّانی به خود گرفته بود و روحانیان هیچ عجله‌ای برای اتمام کار خود نداشتند[۱۳] به همین دلیل من برای نجات از بلاتکلیفی و به دلیل تخطّی و تجاوز از اختیارات تفویض شده ملّت به مجلس[۱۴] و اعمال حاکمیّت صد در صد روحانیّون[۱۵] تصمیم گرفتم با پیشنهاد و تصویب این طرح به آن نابسامّانی خاتمه دهم و کشور را نجات دهم. این احسّاس من در آن تاریخ بود.

و در ادامه می‌افزاید:

… من به دانش سیاسی و خرد کشورداری هیأت حاکمه[۱۶] اعتقادی نداشتم …… امّا از دست افرادی چون من[۱۷] کاری ساخته نبود و امکان پذیر نبود. در مقابل هرج و مرج و هیجانات ابتدای انقلاب، راه منطق و بینش صحیح سیاسی را پیش گرفت[۱۸] و در مقابل قدرت بی حدّ و حصر عدّه‌ای، در جایگاه قانونی امّا ضعیف دولت موقّت ایستاد و به چاره جویی برای مشکلات گریبانگیر آن روز ایران پرداخت.

        ۴- عباس امیرانتظام در دفاعیّات خود:

 عباس امیرانتظام خود در دفاعیّات خود اقرار می‌کند[۱۹] که من از اوّل می‌دانستم که امام با انحلال مجلس خبرگان مخالف است:

من می‌دانستم در صورتی که طرح تصویب شده در هیأت وزیران[۲۰]  برای اطّلاع مردم ایران اعلام نشود و موکول به تصویب آیت الله خمینی گردد، آن طرح اجرا نخواهد شد.

ایشان پس از بیان این مطلب به توطئه‌ای که موجب انحلال مجلس می‌شد و خود او[۲۱] در طرّاحی آن شرکت داشته است، اقرار می‌نماید:

به همین دلیل قبل از اینکه نخست وزیر از اتاق به محل تشکیل کابینه برود به ایشان پیشنهاد کردم خبرنگاران رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها را دعوت کنیم تا در نخست وزیری حضور پیدا کنند و آقای بازرگان بلافاصله پس از خروج از هیأت دولت طرح تصویب شده را به اطّلاع خبرنگاران برسانند[۲۲]. نخست وزیر پیشنهادم را پذیرفت[۲۳] و من از رئیس دفتر ایشان خواستم تا از خبرنگاران دعوت کنند و خودم در اتاق رئیس دفتر ایشان منتظر ماندم[۲۴].

ایشان در حاشیه نامه انحلال مجلس که با دست خطّ خود آن را نوشته بود و با خود به سوئد برده و ذکر آن شد و در صفحه ۱۶ جلد اوّل آنسوی اتّهام چاپ شده است، با دست خط خود نوشته است:

قرار گذاشته بودیم که بلافاصله پس از تصویب[۲۵] آن را از طریق جراید و رادیو تلویزیون به اطّلاع مردم برسانیم و به همین دلیل بود که جلسه تا ساعت  ۳۰ /۱۰ شب به درازا کشید.[۲۶]حتّی روزنامه ها را آماده نگاه داشته بودیم که در همان ساعت شب بتوانند مصوبه‌ دولت را به صورت فوق‌العادّه چاپ کنند[۲۷].  جلسه دولت تمام شد و طرح هم تصویب شد، ولی « اِن قُلتی» که روی طرح گذاشتند، عبارت از آن بود که : « تا اطّلاع امام منتشر نشود».

 معنی این کار نفی مطلب بود. چون متأسّفانه مهندس بازرگان با همه خصوصیّات عالی و قدرت فوق‌العاده در قبول شرایط سنگین زمان، فاقد جسارت کافی است.

۵ – یادداشت های امیر انتظام در حاشیه تصویب نامه هیأت وزیران:

 عباس امیرانتظام مطالب زیر را ظاهراً هنگام بازگشت به سوئد، با دستخط خود در کنار  متن تصویب نامه هیأت وزیران یادداشت کرده است و این نامه در دفتر کارش در سوئد، بعد از دستگیری به دست نیروهای خودی افتاده است. در این نامه، او بیان نموده است که طرح انحلال مجلس خبرگان توسط او و با تأیید و تصویب تعدادی از دوستان هم فکرش تهیّه و به امضای تعدادی از اعضای هیأت دولت رسیده است.

 متن نامه بدین شرح است:

بنا به پیشنهاد من در تاریخ چهارشنبه ۱۸/۷/۱۳۵۸ جلسه ای در منزل محمّد تقّی انوری با حضور افراد زیر تشکیل گردید:

۱- تقّی انوری

۲- عباس رادنیا

۳- ابوالحسن رضا

 ۴-  رحمت اللّه مقدّم مراغه‌ای[۲۸]

 ۵ – عباس سمیعی

 ۶ – امیر حسین پولادی

 ۷- ابوالفتح بنی‌صدر

 ۸- عباس امیرانتظام

 ۹- احمد صدر حاج سیّد جوادی[۲۹].

۱۰- رحیم عطایی[۳۰]

منظور از تشکیل این جلسه، پیدا کردن راه حل مقابله با بحران موجود (در کشور) و رسیدگی به پیشنهاد تشکیل جبهه واحدی برای شرکت در انتخابات آینده مجلس شورا و ریاست جمهوری بود.

چون مسئله مصوّبات مجلس خبرگان قانون اساسی یکی از مسائل با اهمّیت روز بود، ابتدا درباره آن بحث شد و مواردی که از مورد وکالت مردم در مسئله انتخاب نمایندگان این مجلس تجاوز می کرد، مورد توجّه قرار گرفت و آقای ابوالفتح بنی‌صدر این موارد را که عبارت بود از طولانیّتر کردن زمان بررسی قانون و همچنین به‌جای رسیدگی به پیش نویس قانون اساسی تهیّه شده،(به) تهیه قانون جدید ( پرداختن بود) تصمیم گرفته شد که این دو مورد به اطّلاع آقای نخست وزیر رسانیده شود و در صورت موافقت نسبت به انحلال مجلس اقدام بشود.

این وظیفه به عهده من گذاشته شد. روز سه شنبه ساعت ۱۱ صبح ایشان را دیدم و مطالب را به اطّلاع ایشان رساندم، ابتدا این مسئله برای ایشان سنگین بود، ولی بعد قرار شد که متنی از طرف ما تهیّه و به اطّلاع و صلاحدید آقای احمد صدر حاج سیّد جوادی (وزیر دادگستری) و آیت الله سید رضا زنجانی[۳۱]  تهیّه شود. ساعت ۵ بعد از ظهر به اطّلاع ایشان رساندم. قرار شد آقای صدر حاج سیّد جوادی آن را امضاء کند. صدر آن را امضاء و به مهندس بازرگان داد. ولی قرار شد متن آن تغییرات کوچکی بنماید و به امضاء کلّیّه وزراء برسد.

متن اصلاح شده در ظهر روز شنبه ۲۱/۷/۵۸ به اطّلاع نخست وزیر رسید و قرار شد هفت نفر از وزراء (دکتر سامی،  اردلان، فروهر، دکتراسلامی، دکتر میناچی، صدر حاج سیّد جوادی، دکتر یزدی) را من قبلاً ببینیم و بقیّه را خود مهندس بازرگان صحبت نماید. تا ۴ بعد از ظهر من کلیّه آقایان را دیدم و قبل از جلسه هیأت دولت در ساعت ۵/۶ در دفتر نخست وزیر بودم. متأسّفانه خود نخست وزیر و آقای دکتر  یدالله سحابی که مأمور مذاکره با اکثر آقایان وزراء بودند، نتوانستند قبل از جلسه با افراد مورد نظر صحبت کنند. مع هذا مشکلات ادامه کار(دولت) و دخالت ها [۳۲] در حدّی بود که ۱۷ نفر بشرح زیر این طرح را قبل از تشکیل جلسه دولت امضاء کردند. که اسامی آن ها عبارتند از:

۱- دکتـر علیمحمّد ایـزدی                        ( وزیر کشاورزی)

 ۲- دکتـر حسن اسلامی                            ( وزیر پست و تلگراف)

 ۳- دکتـر کاظم سامی                               ( وزیر بهداری)

۴- دکتـر حسن حبیبی                             ( وزیر آموزش عالی)

۵- محمد علی رجایی                                 ( کفیل وزارت آموزش و پرورش)

۶- دکتر یداللّه سحابی                                ( وزیر مشاور در تحقیقات و تعلیمات)

۷- مهندس عزت الله سحابی                      ( وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه)    

 ۸- دکتر محمود احمد زاده                       ( وزیر صنایع و معادن)

۹- مهندس مصطفی کتیرایی                    ( وزیر مسکن و شهر سازی)

۱۰ – علی اردلان                                        ( وزیر اقتصاد و دارائی)

 ۱۱- هاشم صبّاغیان                                  ( وزیر کشور)

 ۱۲- احمد صدر حاج سیّد جوادی            ( وزیر دادگستری)

 ۱۳- دکتر رضا صدر                                 ( وزیر بازرگانی )

 ۱۴- علی اسپهبدی                                 ( وزیر کار )

 ۱۵- داریوش فروهر                                 ( وزیر مشاور)

 ۱۶- مهندس حسین بنی اسدی              ( وزیر مشاور در امور اجرایی)

و ۱۷ …

و قرار شد خود مهندس بازرگان در جلسه امضاء کند. این اوّلین باری بود که یک پیشنهاد با یک چنین اکثریّتی به تصویب می‌رسید. کسانی که امضاء نکرده بودند عبارت بودند از:

۱-  علی اکبر معین فر                             ( وزیر نفت)

۲ –  دکتر مصطفی چمران                      ( وزیر دفاع)

۳-  دکتر ابراهیم یزدی                          (وزیر امور خارجه)

۴-  ناصر میناچی                                    ( وزیر ارشاد )

البتّه میناچی صبح قبول کرد که امضاء کند و شب متأسّفانه مانند همیشه با هزار دلیل و برهان از امضاء این طرح سرباز زد

قرار گذاشته بودیم[۳۳] که بلافاصله پس از تصویب، آن را از طریق رادیو و تلویزیون و روزنامه ها اعلام کنیم و به همین دلیل نمایندگان کلّیه ارگان ها را دعوت کردیم و ساعت  ۳۰ /۱۰ شب که جلسه دولت تمام شد، همه حضور داشتند. ما[۳۴] حتّی روزنامه ها را آماده نگه داشته بودیم که در همان ساعت شب بتوانند مصوّبه دولت را به صورت فوق‌العاده چاپ کنند. 

دولت موقت
عباس امیر انتظام و سایر اعضای دولت موقت

جلسه دولت تمام شد. طرح هم تصویب شد. ولی ان غلطی (اِن قُلتی؟!) را که بر روی طرح گذاشتند، عبارت از آن بود: تا اطّلاع امام منتشر نشود.

 معنی این کار نفی مطلب بود. چون متأسّفانه مهندس بازرگان با همه خصوصیّات عالی و قدرت فوق‌العاده در قبول شرایط سنگین زمان، فاقد جسارت کافی است[۳۵]  و از ابتدای حکومت انقلاب، ما دچار همین مشکل بوده‌ایم. آنجا که احتیاج به جسارت برای یک کار بزرگ هست او همیشه فرار می‌کند.

در بهار امسال دو طرح انقلابی بزرگ از طرف من به دولت داده شده. یکی به  عنوان ایجاد « امنیّت ملّی و دادن احساس امنیّت » به معنی اعمّ کلمه به مردم که به کار و زندگی و تولید خود ادامه دهند و دیگری طرح برطرف کردن « بحران بیکاری» که با وجودی که هر دو طرح تصویب شد، بازرگان جسارت پیاده کردن آن ها را نداشت، و تحت تأثیر (معین فر، احمدزاده، صبّاغیان، اردلان، کتیرائی) بود که شعارشان صرفه‌جوئی بود و این صرفه‌جوئی در چنین برهه از زمان که مملکت احتّیاج به تزریق پول در سیستم اقتصادی، تولیدی و عمرانی خود داشت، بزرگ ترین لطمه را به انقلاب زده و خواهد زد.

فردا بازرگان و عدّه‌ای از افرد هیأت دولت به دیدن امام رفتند و طرح را مطرح کردند. پرواضح بود که امام آن را رد خواهد کرد. در حالی که اگر قبلاً اعلام شده بود، شانس رد کردن آن ۱۰% بود ولی در عوض ۳۶ میلیون مردم که بدلیل وضع خاص زمان فکر می‌کنند، به جای پیاده شدن قانون اسلام، آخوندیسم بر مملکت حکومت خواهد کرد، به پا می‌خاستند و تحت رهبری امام، بازگشت بازرگان را از ایشان می‌خواستند.(!!؟)

امام حقّ داشت در صورتی که با او مشورت کنند، این طرح را رد کند. زیرا از ابتدای حکومت بازرگان همیشه از ضعف او و عدم قاطعیّت او ناراحت بوده و به کرّات آن را بیان کرده است و خیلی به او و به طبقه تحصیل کرده و روشنفکر اطمینان ندارد.

به هر صورت طرحی که می‌توانست انقلاب در انقلاب باشد و نا امیدی ها[۳۶] را به امید تبدیل کند، مانند سایر پیشنهادات سازنده دفن شد.

                                                                                                       امیر انتظام[۳۷]   

 

نکاتی پیرامون نامه فوق

۱ـ اوّلین جلسه در خانه محمّد تقّی انوری طبق ادعای امیر انتظام  در تاریخ ۱۸/۷/۵۸ برگزار شده است و جلسه هیأت دولت نیز در تاریخ  ۲۸/۷/۵۸ بوده است.[۳۸] در طی این یازده روز نیز جریان انحلال مجلس خبرگان توسط عباس امیرانتظام و دوستانش پی‌گیری می‌گردد[۳۹].

امیر انتظام ماجرای این یازده روز را در مقاطع مختلف بسیار مبهم و متناقض بیان نموده‌ است. مطالب نامه فوق نیز علیرغم اینکه کم ابهام ترین این بیانات است، دارای تناقضات زیادی می باشد:

الف ـ تاریخ ها و روزها اصلا به هم نمی‌خورند:

۱)- جلسه خانه انوری در روز چهارشنبه ۱۸مهر بوده است.

۲)- امیر انتظام ملاقات با بازرگان و طرح موضوع انحلال با ایشان را روز« سه‌شنبه» اعلام نموده است و سپس بیان داشته است که روز  شنبه ۲۱/۷/ ۵۸ متن اصلاح شده را به ایشان دادم. که این سه‌شنبه میان چهارشنبه و شنبه معلوم نیست چه روزی است. ممکن است پنجشنبه بوده و ایشان در این نامه اشتباهاً سه شنبه نوشته است.

۳)- ایشان بیان نموده است که متن اصلاح شده در تاریخ ۲۱/۷/۵۸ به اطّلاع نخست‌وزیر رسید و قرار شد هفت نفر از وزرا را من ببینم و بقیه را خود مهندس بازرگان و دکتر سحابی صحبت نمایند. قبل از جلسه هیأت دولت در ساعت ۵/۶ در دفتر نخست وزیر بودم. امّا این وقایع از جمله تشکیل هیأت دولت در روز شنبه ۲۸/۷/۵۸ بوده است. نه شنبه ۲۱/۷/۵۸.

۴)- ممکن است تاریخ ها به ‌صورت زیر بوده باشد:

جلسه خانه انوری روز ۱۸/۷/۵۸ ، ملاقات با بازرگان سه‌شنبه ۲۴/۷/۵۸ ساعت ۱۱ و موضوع ساعت ۵ بعد از ظهر این روز  به اطّلاع ایشان رسیده باشد و شنبه ۲۱/۷/۵۸  اشتباه باشد

ب ـ  کار فردی نبوده است:

 اگر فرض کنیم شنبه ۲۸/۷/۵۸ متن اصلاح شده به اطّلاع نخست وزیر رسیده باشد که این صحیح ترین شکل ممکن اصلاح اشتباهات موجود در نامه است و طبق محتوای نامه، قرار بوده است امیر انتظام، از هفت تن از وزرا و آقایان بازرگان و  دکتر یدالله سحابی نیز از ۱۴ تن دیگر از وزرا امضاء بگیرند، امّا ایشان بیان می دارد که نخست وزیر و فرد فوق الذکر نتوانسته اند قبل از جلسه با افراد مورد نظر صحبت کنند و بلافاصله بیان می دارد ۱۷ نفر از وزرا  قبل از تشکیل جلسه دولت امضاء کردند. این ده نفر اضافی چگونه از جریان مطّلع شده اند؟ و چرا با این سرعت و در این فاصله کم ایشان توانسته است آنان را قانع و از آنان امضا دریافت نماید؟ آیا این نشان نمی دهد که جریان یک کار دسته جمعی بوده است و آقایان وزرا نیز از قبل و طی یازده روزی که امیر انتظام درحال پی گیری جریان انحلال بوده است، در جریان امرقرار گرفته‌اند.

اظهارات فتح‌الله بنی‌صدر که خود نیز در جریان خانه انوری حضور داشته است در این رابطه یک کمیسیون ۴ نفره از وزرا جهت نوشتن متن نامه انحلال وجود داشته است، نیز مؤید این موضوع است. لذا علیرغم عدم جمع‌ آوری امضاء توسط مهندس بازرگان و  دکتر سحابی، این تیم امضا ها را جمع کرده است.

۲- ثبت اشتباه نام اشخاص

 الف – در متن نامه، نام وزیر کشور آقای هاشم صبّاغیان به ‌عنوان یکی از امضا کنندگان آورده شده است. امّا در بیانات و یادداشت‌های دیگر از جمله در دادگاه بیان شده است که او از مخالفین  بوده و قبل از  جلسه با طرح شدیداً مخالفت نموده است. چگونه طی تنها سه تا چهار روز این اشتباه بوجود آمده است و در نامه فوق ایشان جزء موافقین آورده شده است؟!

ب- در این متن بیان شده است که آقای احمد صدر حاج سیّد جوادی وزیر کشور همراه با آیت الله زنجانی متن را تهیّه کرده اند. امّا در بیانات و یادداشت های دیگر نامی از ایشان نیست[۴۰] بلکه از فتح‌الله بنی  صدر نام برده شده است. چگونه است که او طی چهار روز فتح‌الله بنی‌صدر را با آیت الله زنجانی ( عضو جبهه ملّی) اشتباه می گیرد!؟

ج – محمّد علی رجایی با طرح انحلال مخالف بوده است و همین مخالفت باعث می شود که او جلسه هیأت دولت را ترک نماید[۴۱]. حال چگونه نام او به عنوان موافق آورده شده است.

۳ـ تناقض در ادّعا

الف – دکتر ابراهیم یزدی در دادگاه بیان داشته است من قبل از جلسه هیأت دولت، هیچ اطّلاعی از موضوع انحلال نداشتم[۴۲]. امّا امیر انتظام می گوید هفت نفری را که جهت امضاء قرار بود ببینم، از جمله دکتر ابراهیم یزدی را قبل از جلسه دیدم. کدام یک از این دو شخص محترم راست نمی گویند؟ البتّه در دفاعیّات خود در دادگاه در تمام موارد نام دکتر یزدی را آورده است و تنها در یک جا بیان داشته که یکی از این هفت نفر دکتر ایزدی بوده است. که ممکن است  به علّت اشتباه چاپی و یا دلیل دیگری « دکتر یزدی» را  به جای« دکتر ایزدی» آورده باشد.

ب –  همانطور که ایشان بیان داشته است متن اصلاح شده « ظهر شنبه» به اطّلاع نخست وزیر رسید. امّا در سطور بعد بیان میدارد که میناچی « صبح » قبول کرد که امضاء بکند، امّا شب با هزار دلیل و برهان از امضاء طرح سر باز زد. آیا این نشان نمی دهد که امضاها قبل از ملاحظه متن نهایی توسط مهندس بازرگان جمع آوری شده است.

ج – در متنی که در زیر خواهد آمد  ایشان بر خلاف نامه فوق بیان داشته است که من بعد از ملاقات با مهندس بازرگان تا دیدن دوباره ایشان در نخست وزیری و قبل از جلسه، شخصاً از ۱۷ نفر از وزرا امضا گرفتم و سپس بیان می دارد که از ۴ نفر از وزرا نیز قبل از جلسه امضا گرفته شد. به عبارت دیگر از ۲۱  نفر از وزرا امضا گرفته شده است. در حالی که تنها نام ۱۶ نفر از وزرا آورده شده است و یکی از آن‌ها هم در جای دیگر اعلام شده است که مخالف بوده و امضا ننموده است.[۴۳]

  ۵ ـ او بیان داشته است که، حتّی روزنامه ها را آمااده نگه داشته بودیم که در همان ساعت شب (یعنی ساعت ده و نیم شب) بتوانند مصوّبه دولت را به صورت فوق العاده چاپ کنند.

با توجّه به اینکه در آن تاریخ روزنامه های صبح  در حدود ساعت ۵ و روزنامه های عصر در حدود ساعت ۱۱ صبح از چاپ خارج می شده اند و با توجّه به تعداد زیاد کارگرانی که جهت چاپ فوق العاده روزنامه ها با وسایل و امکانات سال ۵۸ لازم بوده است و نیز تعداد افراد توزیع کننده روزنامه ها که باید جهت توزیع روزنامه ها در آن ساعت شب فراخوانده می شدند، چه کسانی این هماهنگی ها را با روزنامه ها  جهت این فرا‌خوانی بزرگ انجام داده اند. رابطه این مسائل با افرادی که در آن ساعت شب در خانه انوری تجمّع نموده بودند، چیست؟

آیا خانه انوری ستاد توطئه های زیر نبوده است:

الف: امام و مسئولان انقلاب را با چاپ و پخش یک باره خبر انحلال مجلس خبرگان توسط مطبوعات و خبرگزاری‌ها و کلاً رسانه‌ها در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند که امیر انتظام بیان داشته است در این صورت تنها ده درصد شانس رد کردن طرح انحلال (توسط امام و سایر رهبران انقلاب) وجود داشت.

ب: آیا مرکز اداره توطئه و شورش گسترده‌ای که توسط طیف های گوناگون ضد انقلاب که توسط آمریکا و ایادیش سازماندهی شده بود و امیر انتظام به عنوان: « به پاخاستن مردم برای مخالفت با عدم انحلال مجلس» از آن یاد کرده است، در همین خانه انوری نبوده است. شورشی که در صورت مخالفت امام و مراجع تقلید و سایر رهبران انقلاب با انحلال مجلس خبرگان برپا می شد تا آن‌ها را مجبور به پذیرش انحلال مجلس خبرگان نمایند.

 ۷ـ فتح‌الله بنی‌صدر یکی از توطئه گرانی است که در خانه انوری نیز حضور داشته و در این تاریخ در سمت دادستان کشور مشغول کار بوده است و از فعّال‌ترین افراد در این جریان بوده است، از وجود کمیسیونی متشکّل از ۴ نفر از وزرا که در نخست وزیری تشکیل شده[۴۴]، برای نوشتن متن به اصطلاح قانونی انحلال مجلس خبرگان سخن گفته است. امّا امیر انتظام تلاش نموده است تهیّه و اصلاح متن را یک کار فردی که توسط او و حداکثر دو سه نفر دیگر انجام شده است، قلمداد نماید.

در هر صورت اینها اشتباهات چشمگیری است که نشان می‌دهد نامه فوق احتمالاً در فاصله بعیدی از وقوع حوادث و با عجله و همراه با تناقضات فراوان، نوشته شده است و نه آنگونه که امیر انتظام بیان داشته است، در را ه بازگشت به سوئد و در تاریخ ۳۰/۷/۵۸ و تنها یک روز پس از وقوع حادثه[۴۵]. این امر نشان می‌دهد هدف یادداشت‌های منتسب به امیر انتظام، تبرئه و تطهیر جریانات لیبرالی همکار با او در جریان توطئه انحلال مجلس خبرگان بوده است.

 می‌توان حدس زد که عباس امیرانتظام با توجّه به آنچه خود با جاسوسان آمریکایی در میان گذاشته و مطرح کرده و احتمال می‌داده است در اسنادی که به‌دست دانشجویان خط امام افتاده، وجود دارد، این یادداشت‌ها را برای رد گم کردن و جلوگیری از افشای بعضی مسائل مهم تر نوشته و یا شاید به همراهی دوستانش تهیه نموده است.

مهمترین  سندی که او و دوستانش فکر می کرده اند به دست دانشجویان افتاده است، اسناد دخالت آنان در جریان انحلال مجلس خبرگان بوده است[۴۶].

دخالت او  و بعض دوستانش در جریان جلسه  انحلال مجلس خبرگان نیز قبلاً لو رفته و مطلب آشکاری بوده است و به همین دلیل  مهندس بازرگان نیز  طبق اعترافات شخص امیر انتظام، پس از خروج از جلسه هیأت دولت از او خواسته بود که به خاطر نقش او در این جریان و نیز بدبینی های قبلی امام و آقایان شورای انقلاب که در جلسه آن شب بوده اند نسبت به او ، فوراً به سوئد باز گردد.

جالب این است که طبق اعترافات خود امیر انتظام، هنگام بازگشت او به تهران در آذر ماه، توسط وزیر امورخارجه سوئد و مأموران سوئدی محافظ خود نیز در جریان بعضی مسائل در تهران و احتمال دستگیریش قرار گرفته است و حتّی وصیّت نامه خود را نیز در سوئد نوشته و سپس به تهران آمده است[۴۷].

امّا این مسائل مهمتر چه بوده است؟

 برای پاسخ به این سؤال ابتدائاً باید به سؤال دیگری پاسخ گفت و آن سؤال هم این است که در صورت عدم بازگشت  امیر انتظام به ایران و فرار او و پناهندگیش به کشورهای غربی چه اتّفاقی می افتاد؟

در این رابطه باید بیان داشت که همان‌گونه که فرار و پناهندگی ابوالحسن بنی‌صدر و شاپور بختیار و رهبران منافقین و عناصری چون تیمسار احمد مدنی و حسن نزیه و رحمت الله مقدّم مراغه ای و هدایت الله متین دفتری به کشورهای غربی، پس از افشاء اسناد ارتباط آنان با سفارت آمریکا، موجب رسوایی آنان و حذف همیشگی آنان از صحنه سیاسی ایران گردید، رسوا شدن خط لیبرالی طرفدار آمریکا  و البتّه مدّعی ملّی گرایی در ایران، بخصوص طیف لیبرال و ملّی گرایی که مدّعی دینداری نیز بودند و افراد وابسته به آن دولت موقّت را تشکیل می دادند، یعنی اعضای نهضت آزادی و بعض عناصر جبهه ملّی که امیر انتظام وابسته به آنان بود، موجب حذف همیشگی آنان از صحنه سیاسی ایران اسلامی را فراهم می آورد.

     به همین دلیل عباس امیرانتظام نه خود، بلکه توسط دوستان هم فکرش که فکر می کردند می توانند او را به ایران آورده و با گل آلود کردن فضا و مشتبه نمودن جریان بر همه[۴۸] و ضمن دفاع از او زمینه تبرئه او و خود را فراهم نمایند، به ایران آورده شد. در حقیقت امیر انتظام که امکان فرار داشت، توسط دوستان و هم فکرانش قربانی نجات جریانات ملّی گرای لیبرال و سازشکار با دشمنان انقلاب و جلوگیری از رسوائی کامل آنان گردید.

     البتّه آنان با عدم توفیق در تبرئه او ضربه حیثیتی بزرگی را نیز از انقلاب دریافت و تا چند سال از صحنه سیاسی ایران حذف شدند.

یقیناً هدف از نوشتن این نامه[۴۹]دو جمله زیر بوده است:

 ۱) – سی و شش میلیون مردم … بپا می خواستند و تحت رهبری امام بازگشت بازرگان را از ایشان می خواستند.

۲) – امام حق داشت در صورتی که با او مشورت کنند این طرح را رد کند.

تا با اعلام عدم مخالفت خود در جریان توطئه انحلال مجلس خبرگان با شخص امام، پوششی برای نجات خود فراهم آورند و گرنه از مجموعه اقدامات امیر انتظام و دوستانش و آنچه بیان نموده اند به خوبی مشخّص است که آنان مصمّم به مخالفت با شخص امام و قرار دادن ایشان در برابر عمل انجام شده بوده اند. بپا خاستن مردم تحت رهبری امام برای بازگشت بازرگان(که با دوستانش می خواستند دسته جمعی در صورت مخلفت امام با انحلال مجلس خبرگان، استعفا بدهند)جمله ای بی معنا و متناقض است.

۵ ـ جالب توجّه این است که درست در صبح فردای جلسه هیأت دولت، مأموران آمریکایی از طریق عباس امیر انتظام با وزیر خارجه و رئیس دولت موقّت تماس گرفته و از تصمیم خود مبنی بر بردن شاه به آمریکا آنان را مطّلع می سازند. به عبارت دیگر همزمان با انحلال مجلس خبرگان و در صورت عدم موافقت امام با آن و استعفای هیأت دولت موقّت و همزمان با شورش های داخلی، شاه به آمریکا برده می شده است. اعجاب انگیز این است که مهندس بازرگان  درست پس از این جلسه، که در ساعت ۱۱ صبح تتشکیل شده است ، عازم قم شده و در ساعت ۴  بعداز ظهر با ۴ تن از وزرای کابینه خود به ملاقات امام رفته و به جای حسّاسیّت نشان دادن نسبت به بردن شاه به آمریکا، ایشان را تهدید می کند که در صورت عدم موافقت ایشان با انحلال مجلس خبرگان، دولت او دسته جمعی استعفا خواهد داد.


[۱]آنسوی اتّهام، جلد دوّم ص ۱۴۳

[۲] – یعنی در ساعت ده و نیم شب روز ۲۸/۷/۵۸ و تا آن ساعت آقای امیرانتظام در پشت درهای بسته جلسه هیأت دولت در انتظار بوده‌اند! – این مطلب ظاهراً نشان می‌دهند احتمالاً مهندس بازرگان از توطئه عظیمی که امیرانتظام و همکاران و مشوّقان او چیده بودند و عبارت از چاپ و نشر فوق‌العاده مصوّبه دولت برای انحلال مجلس خبرگان بوده است بی‌اطّلاع بوده است. امّا مطالب بعدی نشان می‌دهد که مهندس بازرگان نیز خود در جریان بعضی امور مانند تجمّع افرادی در همان شب در خانه انوری قرار داشته است.

[۳] – این مطلب ظاهراً نشان می‌دهند احتمالاً مهندس بازرگان از توطئه عظیمی که امیرانتظام و همکاران و مشوّقان او چیده بودند و عبارت از چاپ و نشر فوق‌العاده مصوبه دولت برای انحلال مجلس خبرگان بوده است بی‌اطّلاع بوده است. امّا مطالب بعدی نشان می‌دهد که مهندس بازرگان نیز خود در جریان بعضی امور مانند تجمّع افرادی در همان شب در خانه انوری قرار داشته است.

[۴] – شب قبل نشانگر این است که جلسات متعدّدی در خانه تقّی انوری برای انحلال مجلس خبرگان به جرم تصویب اصل ولایت فقیه بر قرار بوده است که حداقل به ۳ مورد آن در اینجا اعتراف شده است: شب ۱۸ مهر، شب۲۷ مهر، شب ۲۸   مهر. یکی از افرادی که در این شب و شبهای قبل  در خانه انوری حضور داشته است، همانطور که امیر انتظام اعتراف نموده است، رحمت الله مقدّم مراغه ای است که روز قبل در مقر حزب آمریکایی خلق مسلمان به رهبری سیّد کاظم شریعتمداری، همراه افراد دیگری از این حزب، بر ضد ولایت فقیه سخنرانی نموده است و اسناد ارتباطات گسترده او با سفارت آمریکا بعداً توسط دانشجویان خط امام به دست آمد. نام مستعار جاسوسی  او در اسناد لانه جاسوسی « اس.دی.پروب/۱» می باشد. ( اسناد لانه جاسوسی آمریکا،کتاب ششم، موسّسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بهار ۱۳۸۶ص ۳۰۹،)

[۵]آنسوی اتّهام ،جلد اوّل، ص۵۰

[۶]– از ساعت ۵/۱۰- ۵ شب یعنی حدود ۵/۵ ساعت.

[۷]آنسوی اتّهام، جلداوّل ،ص۱۶۸

[۸]– مجلس خبرگان (یعنی مجلسی که از برگزیدگان خبره مردم، که در انتخاباتی که توسط دولت موقّت برگزار شده بود  برگزیده شدند و مجلس خبرگان از این منتخبین تشکیل شده بود) ، از مردم و گروه ها و شخصیّت ها خواست که پیشنهادات خود را در مورد قانون اساسی در اختیار این مجلس بگذارند که این درخواست موجب شد پیشنهادهای متعدّدی از جانب مردم و گروه ها در اختیار این مجلس گذاشته شود. این قوانین اساسی پیشنهاد شده توسط مردم و سازمانها و گروههای سیاسی، با قوانین اساسی بعضی کشورها، جمعاً حدود  ۶۰  قانون اساسی بود که همراه با قانون اساسی پیشنهادی دولت موقّت و سایر پیشنهادات مورد بررسی قرار گرفت و قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی نوشته شد. بنابراین کنار گذاشتن پیش نویس در کار نبود اگرچه به دلائلی که در صفحات آینده بیان خواهد شد چهارچوب پیش نویس کنار گذاشته شد و جالب اینکه خود مهندس بازرگان در جلسه افتتاحیه مجموعه‌ای از قوانین اساسی و نظرات پیشنهادی مردم را شخصاً در اختیار مجلس خبرگان قرار داد.

[۹]– جلسه دولت برای انحلال مجلس خبرگان در روز ۲۸/۷/۵۸ بوده است و در این روز درست دو ماه تمام از شروع کار آن می‌گذشت و نه سه ماه.

[۱۰]– مجلس خبرگان در روز پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۵۸ رسماً به کار خود پایان داد. آیا انحلال مجلس آنقدر ضروری بود که ۲۶ روز دیگر نمی‌شد صبر کرد و یا موضوع چیز دیگری بوده است؟! اصولاً شورای انقلاب می‌توانست یک ماه دیگر آن را تمدید کند و احتیاج به انحلال نبود.

[۱۱] – تعداد نمایندگان مجلس خبرگان قانوناً به ازای یک میلیون جمعیت، ۲ نفر، ۷۵  نفر بوده است. که به دلیل شرایط کشور و مشکلات موجود ۷۲ نفر انتخاب و  وارد این مجلس شده اند.

[۱۲]– یعنی برگزاری انتخابات مجلس خبرگان که توسط آیت اللّه طالقانی به جای مجلس مؤسّسان پیشنهاد شد و مورد قبول امام قرار گرفت و خود دولت موقّت انتخابات آن را برگزار کرد و اکثر نمایندگان منتخب مردم روحانیّون و علمای بلاد  بودند، چون مخالف اهداف ایشان و دوستانش بوده است، قابل پذیرش ایشان و دوستانشان نیست. آیا اگر مجلس مؤسّسان برگزار می‌شد و مردم نمایندگان خود را انتخاب می کردند اکثر آن ها روحانی و یا طرفدار امام و اهداف انقلابی نمی‌شدند؟

 امّا نکته اینجاست که آنان می‌خواسته‌اند چون دوران مشروطیّت به  صورتی  مجلس مؤسّسان را تشکیل دهند که نمایندگان اقشار وارد آن شوند و از حضور افراد روحانی و آگاه و قانون دان و زمان شناس جلوگیری نمایند تا بتوانند با نبود آنان و توسط افراد نفوذی خود و به قول مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری افراد دهری مسلک و بهایی مشرب و لاابالی، چون دوران مشروطه، به اهداف خود برسند و جریانات پس از  مشروطه را دوباره تکرار نمایند و انقلاب اسلامی را نیز چون نهضت مشروطه مصادره نمایند.

[۱۳]– این یک تهمت بیش نیست. زیرا در مجلس خبرگان علیرغم تأکید امام بر تسریع در بررسی و تصویب قانون اساسی افرادی چون رحمت الله مقدّم مراغه‌ای (که در طرح انحلال مجلس خبرگان با عبّاس امیرانتظام همکاری داشته است) و دوستانش، بیشترین نقش را در طولانی شدن مدّت مجلس داشته‌اند.

[۱۴]– مسئولیّت ایشان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی بوده است. حال با وجود حضرت امام ایشان چه مسئولیّتی در خود احساس می‌نموده است که مانند شاهنشاه آریامهر خود را همه کاره ملّت ایران می‌دانسته است.؟! جز اینکه مانند او از جانب بیگانگان برای نابودی و وابستگی وطن مأموریّتی بر دوش داشته است.

[۱۵]– یعنی جلوگیری از حاکمیّت فقیه و اعمال ولایت او بر جامعه اسلامی. یعنی همان اصل پنجم که اصل ولایت فقیه است. اعترافی بهتر از این نمی‌شود.

[۱۶]– مقصود ایشان امام است یا شورای انقلاب یا هیأت دولت و یا هر سه؟!

[۱۷]– موضوع انحلال مجلس اصلاً فردی نبوده است یک گروه هم فکر این کار را کرده‌اند و  طرفداران یک خط و جریان  فکری به دنبال این کار بوده اند و در صفحات آینده طیّ بیانات خود آن ها، به خوبی مشخّص می‌شود.

[۱۸]– آیا این پذیرش و اقرار به بی منطق بودن کار آن ها، یعنی انحلال مجلس خبرگان نیست و اینکه این توطئه کنندگان خود می‌دانسته‌اند که کاری که می‌کنند خلاف است. خلاف مصوبه شورای انقلاب و خلاف نظر رهبر انقلاب و خلاف خواست و اراده ملّت ایران و لذا آنان مصمّم بوده اند که به همین دلیل با روشهای غیر قانونی و توطئه آمیز خواست خود را بر انقلاب و مردم و رهبری انقلاب تحمیل کنند ؟

[۱۹]آنسوی اتّهام، جلد اوّل، ص۴۹

[۲۰]– یعنی انحلال مجلس خبرگان

[۲۱]– یقیناً دوستان ایشان که آن شب در خانه انوری جمع شده بودند و کسانی که برنامه آمدن ایشان به تهران را با همین هدف طرّاحی کرده بودند، یعنی جاسوسان کارکشته سازمان سیا که با ایشان در ارتباط بوده‌اند، همگی در جریان کامل توطئه و اجرای آن، بوده اند.

[۲۲]– همانگونه که اقرار و اعتراف نموده است برای اینکه به این وسیله امام را در برابر عمل انجام شده قرار دهند.

[۲۳]– بنابراین بیانات مهندس بازرگان در جلسه دفاع از امیر انتظام که این یک امری عادی بوده است که خبرنگاران در محل نخست وزیری باشند، صحیح نیست چون امیرانتظام همانگونه که اقرار کرده است این موضوع را با زیرکی به مهندس بازرگان پیشنهاد و تحمیل نموده است  و یک امر عادی مانند جلسات دیگر نبوده است.

[۲۴] – به عبارت دیگر ایشان در حدود پنج و نیم   ساعت در دفتر مهندس بازرگان و پشت در سالن جلسه هیأت دولت، در انتظار بوده اند.

[۲۵] – یعنی انحلال مجلس خبرگان را و با چه کسانی قرار گذاشته بودیم؟ با هیأت دولت یا افراد جلسه خانه انوری؟

[۲۶] – همان طور که قبلاً بیان شد، اکثریّت اعضای هیأت دولت آن را امضاء نموده بودند. پس علّت طولانی شدن جلسه چه بوده است؟ یقیناً علّت این قضیّه مخالفت شدید آقایان شورای انقلاب که در جلسه حضور داشته اند، بوده است. علّت شدیداً عصبی و هیجان زده بودن مهندس بازرگان که امیر انتظام آن را بیان کرده است نیز همین مخالفت ها و حتّی دعوا و تندی هایی است که در جلسه اتّفاق افتاده است

[۲۷] – یعنی خارج از روال عادی و شب هنگام و یقیناً افرادی در روزنامه ها هم با این طرح همکاری می‌کرده‌اند و تا آن ساعت شب توسط توطئه گران، جهت چاپ فوق العادّه، کارگران و کارکنان خود را آماده نگاه داشته بودند.

[۲۸] – گزارش جاسوسان آمریکایی از جلسه انحلال و نقش مقدّم مراغه ای:  در یک اجلاس کابینه به تاریخ ۲۸ یا ۲۹ مهر هفده نفر از بیست و دو  نفر عضو دولت موقّت ایران درخواست نامه ای را که نخست وزیر مهدی بازرگان ارائه کرده بود امضا نمودند که در آن انحلال مجلس خبرگان که مشغول تصحیح پیش نویس قانون اساسی میباشد، تقاضا شده بود. در ۲۹ مهر بازرگان و پنج تن دیگر از وزرای کابینه به قم رفتند تا تأیید آیت الله روح الله خمینی را جلب کنند. بازرگان عنوان نمود که مجلس با دوباره نویسی کامل پیش نویس قانون اساسی از حدود اختیارات خود تجاوز کرده و از مدّت قانونی خود فرا تر رفته است. خمینی قاطعانه پیشنهاد را رد نمود و بازرگان را برای ارائه آن شدیداً توبیخ نمود. او بازرگان و سایر وزرا را متّهم به همدستی با انتقاد کنندگان از مجلسس خصوصاً رخمت الله مقدم مراغه ای و کسان دیگری که با خزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان بودند نمود.( توضیح منبع: خمینی پیش از آن در یک سخنرانی به تاریخ ۲۸ مهر در خواستهایی را که در میتینگ عمومی ۲۷ مهر خلق مسلمان برای انحلال مجلس خبرگان ابراز شده بود محکوم نموده بود). عکس العمل تند خمینی نسبت به پیشنهاد انحلال، سران « حزب خلق مسلمان»، « نهضت رادیکال» و « جبهه ملّی» را از اعلان رسمی ائتلاف بین سه گروه به تعویق انداخت. (توضیح منبع: اتّحاد سه گروه در حال حاضر نیز وجود دارد و اجتماعات عمومی جمعه مثل جلسه ۲۷ مهر را هر سه گروه برگزار میکنند.)

این اطّلاعات را اس.دی. پروب/۱ ( نام رمز مقدّم مراغه ای در اسناد لانه جاسوسی) از حاج سید جوادی وزیر دادگستری که بازرگان را در سفر قم همراهی مینموده است به دست آورده است. او خود در اخذ تصمیم یاد شده شرکت داشته است.   اس.دی- پروب/۱ افزوده است در روز ۳ آبان در قم به ملاقات امام رفته و بعداً شریعتمداری را نیز ملاات نموده است. شریعتمداری نیز به او توصیه کرده است که مانند « حسن نزیه» کاری نکند که باعث همان تنبیهی شود که حسن نزیه شد. ما نیز مختارانه این عمل [توصیه ] را تأیید کردیم.

ما بسیار احساس خوشوقتی میکنیم که اس.دی.پروب/۱ در یک موقعیّت منحصر به فرد است که گزارشهایی از مجلس خبرگان که بسیار مورد علاقه تحلیلگران است میدهد. آنها از ادامه دریافت گزارشها در باره این موضوع استقبال میکنند. ( اسناد لانه جاسوسی آمریکا، کتاب ششم، مؤسّسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ۱۳۸۶ ص۳۱۴ اسناد شماره ۱۷- ۸ )

[۲۹] – ایشان که وزیر دادگستری دولت موقّت بوده است در مصاحبه ای با روزنامه هم‌میهن به تاریخ ۲۴خرداد ۸۶ از حضور تعدادی از وزرا در جلسه خبر میدهد، امّا امیر انتظام نامی از این وزرا  نبرده است: « امیرانتظام داستان را با مرحوم انوری از تجار و بزرگان بازار که از چهره‌های قدیمی نهضت مقاومت ملّی هم بود در میان می‌گذارد. انوری هم یک شب تعدادی از وزرا و فعّالان سیاسی را به منزل دعوت می‌کند. آن جمع بنا به پیشنهاد امیرانتظام طرح انحلال مجلس خبرگان را تصویب کرد. (باید از آنان سؤال نمود که آنان در خود چه خصوصیّتی می دیده اند که می خواسته اند که چون مجلس یک کشور عمل نمایند؟!) همان‌شب فتح‌الله بنی‌صدر –  برادر بنی‌صدر و دادستان کل انقلاب – و بنده با همراهی یکی، دو نفر که نامشان را به یاد نمی‌آورم، نتیجه مذاکرات را در قالب یک طرح حقوقی برای تقدیم به هیأت دولت تهیه کردیم.» متأسّفانه  امیر انتظام نیز فقط نام این دو یعنی فتح الله بنی صدر و احمد صدر سیّد جوادی و در جایی نیز از آیت الله زنجانی عضو حبهه ملّی نام می برد و از اشخاص دیگر نامی به میان نیاورده است. آقای هاشمی رفسنجانی نیز از حضور و همکاری تعدادی از وزرا در این جریان خبر داده اند: « گویا آقای عباس امیرانتظام و چند نفر از وزیران و جمعی از دوستان ملّی‌گرایشان پی‌گیر جدّی این مسئله بودند که البتّه در اثر مخالفت جدّی ما و هشدارهایی که در همان جلسه دادیم و نیز برخورد قاطع امام با طرّاحان انحلال، آن ها به سرعت عقب نشینی کردند»( انقلاب و پیروزی، عباس بشیری، دفتر نشر معارف انقلاب ۱۳۸۳ ص۳۴۴  )از مجموع سخنان ایشان در مصاحبه های گوناگون چنین برداشت میشود که حدود ۵ نفر دیگر نیز در جلسه بوده اند که نامشان آورده نشده است. از وزرائی که در جلسه بوده اند نیز جز از احمد صدر حاج سیّد جوادی نامی برده نشده است.

[۳۰] در کتاب آنسوی اتّهام ،عباس امیر انتظام، نشر نی، چاپ ششم، تهران ۱۳۸۳ ص ۴۸  از حضور ایشان هم خبر داده است.

[۳۱]– از اعضای جبهه ملّی و مرتبط با شریعتمداری

[۳۲] – به اصطلاح دخالت نیروهای طرفدار انقلاب و مخالف دولت بازرگان، بخصوص روحانیّت

[۳۳] – آیا این جمله نشان نمی دهد که فقط امیر انتظام در سازماندهی جریان نبوده است .

[۳۴] – آیا این کلمه نیز نشان نمی دهد که فقط امیر انتظام در سازماندهی جریان نبوده است بلکه این یک کار دسته جمعی بوده است و همان اشخاصی که در خانه انوری بوده اند در این جریان جمعاً در تلاش بوده اند؟ در پایان نامه نیز بیان شده است که آنان همان شب نیز مجدّداً در خانه انوری تجمّع داشته و منتظر نتیجه جلسه هیأت دولت بوده اند.

[۳۵] – یعنی نداشتن جسارت مقابله با امام !؟

[۳۶] – نا امیدی چه کسانی ؟ امام و مرم یا نیروهای ضد انقلاب

[۳۷] – یادداشت های شخصی در کنار متن دستنویس نامه انحلال، چه احتیاجی به نام نویسنده دارد؟ این نشان نمی دهد که نامه برای اهدافی که بیان خواهد شد نوشته شده است وعمداً نیز نام امیر انتظام زیر آن نوشته شده است .

[۳۸] . در دادگاه هم همین تاریخ ها بیان شده است ( آنسوی اتّهام نشر نی ص ۳۵۸ جلد ۲ )

[۳۹] – همانگونه که از متن نامه معلوم است لایحه تنها نصف صفحه بیشتر نیست . سؤال این است که آیا تهیه این لایحه و امضای آن یازده روز زمان نیاز داشته است؟! حقیقت جریان این است که آماده سازی شرایط برای رسیدن به هدف اصلی که انحلال مجلس خبرگان بوده است، موجب طولانی شدن مدّت شده است. زیرا قرار بوده است پس از اعلام انحلال مجلس خبرگان از رسانه های عمومی، در صورت  مخالفت امام با آن شورش هایی صورت پذیرد تا ایشان را مجبور به پذیرش انحلال نماید و این احتیاج به زمان داشته است. در همین مدّت  با هماهنگی طراحان توطئه، روزنامه های ضد انقلاب تهاجمی دسته جمعی را به امام آغاز می نمایند و ایشان را متهم می نمایند که توسط اطرافیان خود کانالیزه شده اند و سخنرانی ها و مقالات فراوانی در روزنامه های وابسته به خود نوشته و اصل ولایت فقیه را نیز « دیکتاتوری نعلین» (که اوّلین بار این لغت را بختیار در سال گذشته به کار برد) توصیف می نمایند و گروههای وابسته به آمریکا و ابر قدرتها در کردستان هر روز ده ها تن از نیروهای پاسدار و ارتشی را به خاک و خون می کشند و حزب آمریکایی خلق مسلمان نیز جلساتی برگزار می کند و رحمت الله مقدّم مراغه ای یکی از توطئه گرانی که در جریان توطئه انحلال مجلس خبرگان نقش فعّالی داشت در این جلسات به اصل ولایت فقیه حمله می نماید ( در روز ۲۷ مهر ۵۸ ) و در تبریز اعضای این حزب شورشی را سازماندهی کرده و رادیو تلویزیون مرکز تبریز را تصرّف می نمایند و سایر گروه های ضد انقلاب نیز آماده شورش می گردند و مطبوعات و خبرگزاری ها و رادیو تلویزیون آماده میشوند تا با سرعت و  به یکباره خبر انحلال مجلس خبرگان را منتشر نمایند. راز طول کشیدن  تهیه نصف صفحه لایحه قانونی توسط دادستان کل کشور! (ابوالفتح بنی صدر) و وزیر دادگستری! ( احمد صدر حاج سیّد جوادی) از این قرار بوده است.

[۴۰]آنسوی اتّهام جلد ۱ ص ۴۹

[۴۱]آنسوی اتّهام، جلد ۲ ص ۳۰۳ ( بیانات حجّت الاسلام معادیخواه)

[۴۲]آنسوی اتّهام، جلد ۲ ص ۲۳۰

[۴۳] حقیقت این است که ۱۸ نفر از وزرا طبق هماهنگی های انجام شده در روزهای قبل موافقت خود را با طرح انحلال مجلس خبرگان اعلام می دارند و امیر انتظام در روز ۲۸/۷/۵۸ تنها امضاء را از آنان می گیرد. دلیل این موضوع نیز این است که تعداد وزرا و معاونین ۲۳ نفر بوده است و ۴ نفر از آنان با توجّه به اینکه یقیناً اهل مخالفت با امام نبوده اند قبل از جلسه در جریان قرار نمی گیرند. این افراد عبارتند از : ۱-  محمد علی رجایی ( کفیل وزارت آموزش و پرورش) ۲- دکتر مصطفی چمران( وزیر دفاع) ۳- صادق طباطبائی ( معاون نخست وزیر) و یکی دیگر از وزرا احتمالاً دکتر حسن اسلامی وزیر پست و تلگراف،.یکی از تناقضات نامه نیز این است که امیر انتظام نام دکتر چمران را  به عنوان کسی که نامه را امضاء ننموده است، آورده است. در صورتی که او قبل از جلسه اصلاً در جریان نامه نبوده است تا آن را امضاء ننماید! بلکه قرار بوده است از ۱۸ نفر امضا گرفته شود و ایشان اصلاً جزء آنها نبوده است. جالب این است که دکتر یزدی که ادّعا نموده است  با امضاء نامه مخالفت نموده است در دادگاه اقرار نموده که او  نیز با انحلال مجلس خبرگان به دلیل اینکه گروهک های ضد  انقلاب گذشت مدّت قانونی را بهانه کرده بودند و  بر علیه مجلس و قانون اساسی توطئه می کرده اند موافق بوده است.(آنسوی اتّهام، جلد دوّم ص۲۳۰)

[۴۴]آن سوی اتّهام ، جلد دوّم ، ص۲۲۲ تاریخش ۲۴/ ۷ ۵۸ بوده است پی گیری شود

[۴۵]– البتّه ایشان  در تاریخ ۳/۸/۵۸ به سوئد باز گشته است و تاریخ ۳۰/۷/۵۸ نیز اشتباه است.

[۴۶] –  بعید نیست با توجّه به وجود بعض عناصر نفوذی در میان دانشجویان خط امام و یا از طرق دیگر محتوای اسنادی که به دست دانشجویان افتاده بود، در اختیار عناصر داخلی مرتبط به آمریکا و سایر جاسوسان آمریکایی و نیز وزیر خارجه سوئد (همانگونه که خود امیر انتظام اقرار کرده است که او اطّلاع داشته است) قرار گرفته باشد.

[۴۷]آنسوی اتّهام، نشرنی جلد دوّم، ص۴۰ چنین آمده است:« در آخرین شب حرکت، رئیس دفتر وزیر امور خارجه سوئد از طرف وزیر خارجه به منزل من تلفن کرد و گفت که به تهران می روی؟ گفتم: بلی. گفت: آیامی دانی چرا به تهران می روی؟ گفتم: بلی. برای مشورت دعوت شده ام. با اظهار ناراحتی گفت: وزیر خارجه می پرسد آیا مطمئن هستی که واقعاً برای مشاوره به تهران دعوت شده ای؟ با قاطعیّت گفتم: بله. گفت: سفرتان به خیر» امّا ایشان با کمال تعجّب در جلد اوّل این کتاب مطلب را به صورت دیگری بیان مینماید و ادّعا می نماید که خود شخص وزیر خارجه سوئد به او تلفن کرده است: « در شب۲۷ آذر ۱۳۵۸ قبل از عزیمت به فرودگاه، آقای بلیکس وزیر امور خارجه سوئد به منزلم تلفن کرد و گفت که مطّلع شده است که رژیم ایران در مورد من توطئه ای را ترتیب داده و پیشنهاد کرد از رفتن به ایران خودداری کنم. به ایشان گفتم: از اظهار لطف او در آگاه کردن من نسبت به این توطئه سپاسگزارم ولی چون این یک مسئله داخلی است باید به ایران بروم. ایشان توصیه خود را تکرار کرد و من هم دو مرتبه عذر خواستم. بنابراین سفر به خیر گفت.»

 در جلد دوّم ص ۴۰ نیز بیان داشته است: « افراد پلیس گارد محافظ من در سوئد که هواپیما عوض می کردند، عین همین سوال را تکرار کردند و من با قاطعیّت جواب دادم که بله مرا برای مشورت دعوت کرده اند».

 در اینجا می توان سوال نمود: سوئدی ها از کجا از موضوع اطّلاع  داشته اند؟ و علّت این همه دلسوزی وزیر خارجه سوئد برای نجات او به چه علّت بوده است ؟ و چرا می گوید رژیم ایران برای تو توطئه ترتیب داده است و چرا وزیر خارجه سوئد احساس می کرده است بین سفیر ایران در سوئد و دولتش جدایی وجود دارد.

[۴۸] – جالب توجّه است که در زمان محاکمه امیر انتظام این اتّفاق صورت پذیرفت و روزنامه میزان و نیز روزنامه کیهان که در آن زمان در اختیار این جریان بود و سایر مطبوعات وابسته به شدّت به طرفداری از او برخاستند.

[۴۹] -که با توجّه به اشتباهات فاحش موجود در آن، در حالی که ادّعا میشود یک روز پس از جریانات یادداشت شده است، معلوم است پس از تسخیر لانه جاسوسی و افشای اسناد موجود در این جاسوسخانه توسط دانشجویان پیرو خط امام و نزدیک به زمانی که امیر انتظام در آذر ماه، یعنی زمانی که به ایران دعوت و سپس دستگیر شده است، با عجله توسط او و دوستانش و البته به خط او نوشته شده و عمداً در دفتر کارش در سوئد قرار داده شده است، تا در آینده وسیله نجات او و همفکرانش گردد. این نامه در حقیقت نعل وارونه جریانات لیبرالی وابسته به آمریکا برای نجات این جریان از رسوائی افشای ارتباط آنان با آمریکا و خیانت به انقلاب اسلامی و جلوگیری از حذف همیشگی از صحنه سیاست ایران بوده است. اعجاب انگیز این است که او بیان کرده است به دستور مهندس بازرگان نامه ای را که از ابوالفتح بنی صدر دریافت کرده بودم، در نخست وزیری تایپ کردم. و در جای دیگر میگوید که آن را در نخست وزیری به علت کوچک بودن کاغذ پاکنویس کردم. امّا متن پیدا شده در دفتر کار او در استکهلم بر روی کاغذی با آرم دادستان و با دستخط او می باشد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *