تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بنام خدا

بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن،  « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

سوّمین تهدید به استعفا

تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان

در روز ۲۸ مهر ۵۸  امیر انتظام پس از تهیه متن لایحه انحلال مجلس خبرگان، قبل از تشکیل جلسه هیئت دولت، آن را به امضای چهارده تن از وزیران کابینه دولت موقّت میرساند. این متن که ظاهراً توسط ابوالفتح بنی صدر دادستان کل کشور و احمد صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری و شورایی مرکب از چند تن از وزرای کابینه دولت موقّت تهیه شده بود، در اختیار عباس امیر انتظام که محل مأموریّت خود را به بهانه اینکه مأموران آمریکایی میخواهند اطّلاعات مهمّی در رابطه با تحرّکات عراق در اختیار دولت ایران بگذارند، ترک کرده بود، می گذارند.[۱] امیر انتظام نیز با کمک چند تن از وزرای کابینه و پس از جمع آوری امضا آن را قبل از جلسه هیأت دولت در اختیار مهندس بازرگان که او نیز به علّت همفکری با آنان با طرح موافقت کرده بود، میگذارد تا در هیئت دولت با اطمینان مورد تأیید قرار گیرد.

امیر انتظام بر اساس توطئه ای که از قبل طراحی شده بود، قرار بود لایحه را که با جمع آوری امضا از وزیران قبل از جلسه، به نظر میرسیده است که در هیئت وزیران صد در صد به تصویب خواهد رسید، سریعاً در اختیار خبرگزاریها و مطبوعات و رادیو تلویزیونهای داخلی و خارجی  که تا دیر وقت بر اساس توطئه طراحی شده آماده شده بودند، گذاشته شود و به این وسیله امام را مجبور به پذیرش انحلال مجلس خبرگان بنمایند.

 در جلسه هیئت دولت با توجّه به اینکه از مدّتی قبل چند تن از اعضای شورای انقلاب نیز عضو کابینه شده و در سمت های معاونت وزیر مشغول کارهای اجرایی شده بودند[۲]، با مخالفت این اعضا یعنی آقایان سید علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی مواجه میگردند[۳] و مجبور میگردند که قبل از اعلام انحلال مجلس با امام مشورت نمایند و نظر ایشان را در این رابطه جویا شوند. آنان که تلاشهای خود را بر باد رفته می یابند، قرار میگذارند موضوع را خدمت امام مطرح و امام را تهدید نمایند که در صورت عدم موافقت با انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی، اعضای هیأت دولت دسته جمعی استعفا  خواهند داد.

امیر انتظام در این رابطه  بیان کرده است:

 جلسه‌ هیأت‌ دولت‌ تا ساعت‌ ۱۰ شب‌ طول‌ کشید و آقای‌ نخست‌وزیر اوّلین‌ کسی‌ بودند که‌ از جلسه‌ خارج‌ شدند و از پلّه‌ها بالا آمدند. من‌ در انتظارشان‌ بودم‌. فوراً مرا به‌ داخل‌ اتاقشان‌ بردند و در را قفل‌ کردند و گفتند سوگند بخورم‌ که‌ از این‌ مطلب[۴]‌ با کسی‌ سخن‌ نگویم‌ و در اوّلین‌فرصت‌ ایران‌ را ترک‌ کنم‌[۵]. آقای‌ مهندس‌ بازرگان‌ به‌ شدّت‌ عصبانی‌ بودند و صورتشان‌ برافروخته‌ بود. پرسیدم‌ ممکن‌ است‌ مرا در جریان‌ وقایع‌ هیأت‌دولت‌ قرار دهید؟ ایشان‌ گفتند که‌ فعلاً وقت‌ نیست و معتقد بودند که‌ من ‌باید هر چه‌ زودتر ایران‌ را ترک‌ کنم‌[۶] تا بعد درباره‌ آن‌ مسئله‌ صحبت‌ کنیم‌. من‌ طبق‌ دستور ایشان‌ فردای‌ آن‌ روز ایران‌ را ترک‌ کردم[۷]‌ و در داخل ‌هواپیما، آنچه‌ را که‌ اتّفاق‌ افتاده‌ بود نوشتم‌ و در کشوی‌ میز سفارت‌ ایران ‌در سوئد قرار دادم‌ و در آن ‌را قفل‌ کردم[۸]‌.

فردا صبح مأموران آمریکایی ( بروس لینگن و هانری پرشت) در ساعت یازده در  جلسه ای با  مهندس بازرگان و وزیر خارجه او و سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی! یعنی عباس  امیر انتظام، موضوع بردن شاه به آمریکا به بهانه بیماری را مطرح مینمایند. امیر انتظام در این جلسه بیان میدارد که این امر زحمات کسانی را که خواهان گسترش روابط با آمریکا هستند مشکلتر میکند[۹].

دولت مردان ایرانی تلویحاً حضور شاه در آمریکا را پذیرفتند

در این جلسه اگر چه دولت مردان ایرانی با این سفر اعتراض مینمایند، امّا مخالفت جدّی نیز به عمل نمی آورند. بلکه تلویحاً با درخواست تضمین آمریکا مبنی بر عدم فعّالیّت سیاسی شاه و همسرش علیه ایران در کشور آمریکا و معاینه شاه و بررسی اسناد پزشکی او توسط دو پزشک ایرانی، تلویحاً حضور او در آمریکا را  میپذیرند.

 – عباس امیر انتظام در بعد از ظهر این روز نیز مجدّداً با یکی از جاسوسان آمریکایی بنام جاموتی تماس داشته است.[۱۰]

 

رئیس دولت موقت در کنار امام
رئیس دولت موقت در کنار امام

دیدار ۴ ساعته هیأت دولت با امام

این خبر در خبرگزاریها و روزنامه ها در رابطه با ملاقات هیأت دولت با امام در بعد از ظهر  این روز به چاپ[۱۱] رسید:

   ساعت ۱۶ دیروز هیأت دولت به منظور مذاکره در رابطه با پاره ای از مسائل کلّی و مهمّ مملکتی به ویژه کردستان به حضور امام خمینی رسیدند. بنا به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس در قم آقای مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر به اتّفاق  هاشم صباغیان وزیر کشور،‌ احمد صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری، مهندس حسن حبیبی وزیر اموزش عالی، مهندس کتیرائی وزیر مسکن و شهر سازی و رضا صدر وزیر بارزگانی در ساعت ۴ بعد از ظهر در اقامتگاه امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران به طور خصوصی به مدّت ۴ ساعت در ۲ مرحله، در زمینه مسائل آموزشی،‌دانشگاهی، مسکن، بازرگانی و اقتصادی مذاکره کردند. در پایان ملاقات مهمّ دیروز هیأت دولت، آقای مهندس کتیرائی وزیر مسکن و شهر سازی در گفتگوئی اعلام داشت: هیأت دولت گزارشاتی از منطقه کردستان را به عرض امام رساند و همچنین دولت نظر امام خمینی را پیرامون مجلس خبرگان و قوانینی که در جریان تصویب است، به ویژه مسئله ولایت فقیه سؤال کرد که امام در این باره فرمودند: فقیه بایستی حتماً ایرانی باشد و از خارج از کشور نباشد[۱۲].

– چرا از آنچه در جلسه گذشت مردم را مطّلع ننمودند؟!

 امّا از موضوعات مهمّی که در جلسه با امام گذشت، دولت موقّتی ها هیچگاه سخن به میان نیاورده و مردم را مطّلع ننمودند. موضوع مهمّ این بوده است که آنان در این جلسه امام را تهدید نموده بودند که در صورت عدم موافقت ایشان با انحلال مجلس خبرگان آنان دسته جمعی استعفا خواهند داد و این در حالی بوده است که در جلسه صبح همان روز مأموران آمریکایی آنان را از تصمیم دولت متبوع خود دائر بر بردن شاه به آمریکا را به آنان ابلاغ کرده بودند و بلافاصله بعد این جلسه، ایشان با چند تن از وزرای کابینه خود با هلی کوپتر عازم قم شده و با امام ملاقات کرده بودند. خبر بردن شاه به آمریکا نیز باعث نمی شود که آنان از تصمیم خود به تهدید امام برای انحلال مجلس خبرگان و در صورت عدم قبول ایشان استعفای دسته جمعی، چشم پوشی نمایند !

سخنان دکتر ابراهیم یزدی در مورد این جلسه

دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقّت که عباس امیرانتظام تحت سرپرستی ایشان در اسکاندیناوی خدمت می‌کرده است، در متن شهادت خود بر له عباس امیرانتظام[۱۳] در دادگاه او در رابطه با جلسه ای که در خدمت امام تشکیل شد، اینگونه گزارش داده و طبق عادت مألوف سعی نموده است که موضوع را با زیرکی پنهان و خواننده را سردرگم نماید:

« بنده رفتم در آن جلسه هیأت دولت، قبلاً هیچ اطّلاعی از موضوع نداشتم. دیدم که چنین مسئله‌ای مطرح است. همان طور که در مدارک و اسناد هم نشان می‌دهد من جزء کسانی بودم که این نامه را امضاء نکردند.

….. بعد از اینکه در جلسه هیأت دولت مطرح شد و ۱۷ تن از هیأت دولت امضاء کردند و روز بعد هم خدمت امام بردند. امام دلائل هیأت دولت را رد نکردند.

 

– گزارش دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقّت از جلسه[۱۴]

به نقل از یکی از یاران او

دوست و همشهری فرزانه‌ی در خون تپیده‌ام دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت بازرگان، همان ایام در تهران در پیوند با همین موضوع نکته‌ای را با من در میان نهاد که برای ثبت در تاریخ مهم است. دکتر کاظم سامی به من گفت: « آن شب افزون بر روزنامه‌های داخلی، خبرگزاری‌های خارجی را نیز مطّلع کرده بودیم که برای دریافت خبری داغ در نخست وزیری آماده باشند و می‌خواستیم – او و امیر انتظام – بلافاصله تصویب نامه‌ی دولت در سطح جهانی مطرح شود تا از هر گونه کارشکنی پیش‌گیری شده باشد… وقتی کار تصویب نامه تمام شد، امیر انتظام در حالی که تصویب نامه را در دست داشت از جایش برخاست تا تصویب نامه را به خبرنگاران داخلی و خارجی که در پشت در منتظر بودند، بدهد. درست تا دست امیر انتظام به دستگیره در رسید، آقای بازرگان ایشان را صدا کرد و تصویب نامه را گرفت و چهار لا کرد و در جیبش گذاشت و در برابر حیرت ما گفت: بی‌اطّلاع امام صلاح نیست…! و ما برای اینکه آخرین شانس احتمالی را هم تجربه کنیم اصرار کردیم که همین فردا صبح دولت با آقای خمینی دیدار کند و تصویب نامه را به اطّلاع ایشان برساند.

 صبح فردا با هلی کوپتر به قم و به منزل آقای خمینی رفتیم. آقای بازرگان در آن دیدار موضوع تصویب نامه را به عنوان پیشنهاد وزیران و نه تصویب نامه ، مطرح کرد که مورد مخالفت شدید آقای خمینی که از پیش در جریان امر بود واقع شد و دولت دست از پا درازتر باز گشت.»

دولت موقت
دولت موقت

جالب توجّه است که آقای امیر انتظام اصلاً جزء هیأت دولت نبوده و بنابر این در جلسه هیأت دولت  حضور نداشته و در پشت در جلسه هیأت دولت بوده است. پس این دستگیره کدام اتاق بوده است که خبرنگاران پشت آن بوده اند؟! خواننده هشیار خود به خوبی می تواند حدس بزند که آن اتاقی که امیر انتظام هم پس از جلسه هیأت دولت، در آن حضور داشته است، دفترجناب آقای نخست وزیر بوده که طبق اعتراف امیر انتظام پس از خروج نخست وزیر از اتاق جلسه هیأت دولت  به آنجا رفته‌اند. همانطور که در نامه قبل ایشان آورده اند: « آقای‌ نخست‌وزیر اوّلین‌ کسی‌ بودند که‌ از جلسه‌ خارج‌ شدند و از پلّه‌ها بالا آمدند. من‌ در انتظارشان‌ بودم‌. فوراً مرا به‌ داخل‌ اتاقشان‌ بردند و در را قفل‌ کردند» و طبق گفته آقای نعمت آزرم، دکتر سامی و احتمالاً تعدادی دیگر از وزرا و دوستان امیر انتظام، پس از جلسه در آنجا بوده اند و این نشان می دهد که امیر انتظام حتّی پس از شنیدن نتیجه جلسه هیأت دولت که باید امام اوّل نظر بدهد را قبول نداشته و اصرار داشته است نامه ای را که قبلاً خود آن را نوشته و امضای اکثریّت هیأت وزیران را در موافقت با آن گرفته بود، ‌را به خبرنگاران تحویل بدهد تا هر چه زودتر در کشور و همه دنیا پخش شده و امام در برابر عمل انجام شده قرار گیرد و مجلس خبرگان به جرم تصویب اصل پنجم یعنی حاکمیّت و ولایتِ فقیه عادل مدیر مدبّر بر سرنوشت کشور و بر سرنوشت ملّت ایران هر چه زودتر منحل گردد.

 جالب این است که نعمت آزرم نیز به اینکه اتهام امیر انتظام چه بوده است اقرار نموده است:

 … در تاریخ ١٢ مهر ماه ۱۳۵۸ به ابتکار امیر انتظام و کوشش او، هیأت دولت تشکیل جلسه می‌دهد و همه وزیران به جز: یزدی، معین‌فر ، میناچی و چمران به انحلال مجلس خبرگان رای می‌دهند»

 و در تیتر مطلب خود نیز آورده است: « عباس امیرانتظام و گناه نابخشودنی‌اش: توطئه برای انحلال مجلس خبرگان و مخالفت با نهاد‌های موازی[۱۵]!»

 او سپس افزوده است:

این مجلس خبرگان به کارگردانی آقای بهشتی، برغم مخالفت شخصیت‌هایی مثل آقایان طالقانی و مطهری از روحانیون در همان مجلس، آن پیش نویس را کنار می‌گذارد و بر بنیاد اصل ولایت فقیه به تهیّه قانون اساسی جدید می‌پردازد»

 البتّه این شخص که به جای یکتاپرستی و صداقت به مکتب دورویی و دو گویی و پرستش و بندگی اربابان زر و زور و تزویر جهانخوار متمایل است، مثل همه دوگویان عالم حافظه درستی نداشته و دقّت نکرده است که آیت الله مطهری در اردیبهشت ماه ۵۸ یعنی ۴ ماه قبل  از تشکیل مجلس خبرگان به دست یکی از عناصر عامل دست آمریکا به شهادت رسیده است و آیت الله طالقانی نیز ۲ روز قبل از تصویب اصل ولایت فقیه در تاریخ ۲۱ شهریور، در تاریخ ۱۹ شهریور ۵۸ وفات یافته اند!

 

گزارش آیت الله  خامنه ای از این جلسه

 امام بطور قاطع، بدون اندکی تردید اعلام کرده بود که اگر می‌خواهید استعفا بدهید بروید بدهید، مجلس خبرگان باید باشد و  به کار خود ادامه دهد[۱۶].

 

گزارش حجّت الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی از جلسه

…. امام وقتی بحث ولایت فقیه بطور جدّی مطرح شد و متوجّه شدند این نقص در پیش نویس قانون اساسی بوده است، خیلی محکم ایستادند و از آوردن مسئله ولایت فقیه در قانون اساسی دفاع کردند، به طوری که وقتی ایشان فهمیدند آقای مهندس بازرگان و دوستانش در اعتراض به گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی تصمیم گرفته‌اند که یا ” انحلال مجلس خبرگان را مطرح کنند و یا استعفای دسته جمعی بدهند” در مقابل آن ها ایستادند و به آن ها هشدار دادند که با استعفایشان موافقت خواهند کرد[۱۷].

هدف اصلی مخالفت ها و توطئه های دشمنان، از بین بردن اسلام است

امام خمینی یک روز بعد از ملاقات با هیأت دولت موقّت که آنان در این ملاقات امام را تهدید کردند که در صورت عدم پذیرش انحلال مجلس خبرگان  آنان دسته جمعی استعفا خواهند داد و بعد از تهاجمات سخت و گسترده چند روز اخیر بر علیه اصل پذیرفته شده ولایت فقیه در مجلس خبرگان در جمع علمای غرب تهران بیاناتی در این رابطه بیان میدارند[۱۸]:

 … آنها سابق با سر نیزه اهل علم را، اهل تقوا را، مؤمنین را می کوبیدند، با سر نیزه مجالس وعظ و خطابه را، مجالس عزاداری بر شهدا را می کوبیدند، امّا اینها با قلم اینکار را می کنند. قلم اینها همان سر نیزه سابق است، آن سرنیزه به صورت قلم در آمده است. ساواک به صورت یک گروه های دیگر در آمده و مقصد همان مقصد است. باید ملّت ما بیدار بشود.

  به صورت های مختلف با اسلام مخالفت می کنند. در مجلس خبرگان به مجرّد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع به مخالفت کردند حتّی در آخر، در این اخیراً، در همین دو روز سه روز پیش از این، در یکی از مجالسشان این منحرفین، اینهائی که از اسلام هیچ اطّلاعی ندارند، اینهایی که مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود و دیگران هم دست زدند[۱۹] و برای آن تظاهر کردند. اینها از مجلس خبرگان می ترسند برای اینکه علمای مجلس خبرگان می خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند و میخواهند آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی فرموده است تصویب کنند و اینها ازآن می ترسند. اینها خیال می کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه پیش بیاید، قضیه قُلدری و دیکتاتوری پیش می آید، در صورتی که در اسلام این حرف ها نیست. اینکه می گویند که دیکتاتوری پیش می آید، برای این نیست که نمی دانند که اینطور نیست، بلکه اینها از اسلام متنفّرند.

– بیانات حضرت امام در این رابطه

امام در بیست و چهارم خرداد سال ۱۳۶۰ بیاناتی در رابطه با این جریان دارند[۲۰] که جالب توجّه است:

آن قضیه رفراندوم و قبل از آن طرح انحلال مجلس خبرگان، که در زمان دولت موقّت طرح شد و بعد هم معلوم شد که اساسش از عباس امیرانتظام بود و آن مسائل.

 آن وقت این آقایان، آقای بازرگان و رفقایش آمدند پیش ما و گفتند خیال داریم که این مجلس را منحل کنیم. من گفتم: شما اصلاً چکاره‌اید که می‌خواهید این کار را بکنید؟ پا شوید و بروید سراغ کارتان. وقتی دیدند مسئله محکم است، کنار رفتند.

 مسئله انحلال خبرگان روی این زمینه بود …… که دیدند مجلس خبرگان یک مجلس اسلامی شد. یک مجلسی شد که اکثریّتش از علما هستند. این ها از علمای خوب می‌ترسند. علما اگر قانون بنویسند یک قانونی می‌نویسند که با مزاج غرب و شرق سازش ندارد

…. از این جهت آن ها این آقایان را که مع‌الوصف علیرغم اینکه در مسائل سیاسی بوده‌اند، وسوسه کردند و وادار کردند.

مقایسه بیانات امام و اعضای شورای انقلاب که در آن شب در جلسه هیأت دولت حضور داشته‌اند، با بیانات طرّاحان توطئه انحلال، نشانگر بی‌صداقتی کامل افراد شرکت کننده در طرح توطئه انحلال بوده است و اینکه آنان با دروغ پردازی و پنهان کاری هیچگاه آنچه را که در نظر داشته‌اند، انجام دهند، با افکار عمومی و مردم در میان نگذاشته‌اند.

مهمّ ترین نکته‌ای را که آن ها در بیانات و توجیهات خود سعی در پنهان داشتن آن داشته‌اند این نکته بوده است که آنان در هیأت دولت، قرار گذاشته بودند که در صورت عدم پذیرش انحلال مجلس خبرگان توسط امام، دسته جمعی استعفا بدهند و به دنبال آن عوامل و ایادی مرتبط با آنان شورش های متعدّدی در کشور بر پا می کردند و به این صورت فکر می کردند که امام مجبور به پذیرش انحلال مجلس خبرگان و نیز باز گرداندن دولت موقّت بازرگان خواهند شد.

امّا علّت اینکه برنامه های بعدی خود را ادامه نداده اند، برخورد قاطع امام با آنان در بعد از ظهر ۲۹ مهر ۱۳۵۷در ملاقات مهندس بازرگان و چهار تن از وزرا که به قم رفته تا موضوع انحلال مجلس خبرگان را از ایشان درخواست نمایند و یا در صورت عدم پذیرش انحلال، استعفای دسته جمعی اعضاء  هیأت دولت به خدمت امام اعلام کنند، بوده است[۲۱].

امام با شنیدن جریان با قاطعیّت با آنان برخورد می نمایند و در برابر تهدید آنان به استعفای دسته جمعی، با بی تفاوتی برخورد و بیان میدارند که اگر می خواهید استعفا بدهید، بروید بدهید. مجلس خبرگان به هیچ وجه منحل نخواهد شد. ظاهراً آنان آنچنان در قضیّه انحلال مجلس خبرگان اصرار داشته اند که  موضوع بردن شاه به آمریکا را نیز به اطّلاع امام نمیرسانند.

امام در تاریخ سه شنبه ۱ آبان ۱۳۵۸ یعنی تنها دو روز[۲۲]  پس از جلسه با مهندس مهدی بازرگان و چهار تن از اعضای دولت او بیان داشتند[۲۳]:

…. در گوشه و کنار مملکت نطق ها می‌شود و قلم ها به کار افتاده است و هرکس هرچه به نظرش می‌آید می‌نویسد و می‌خواهد به یک ملّت سی و چند میلیونی تحمیل نماید.

همین آقایانی که فریاد می‌زنند که باید دموکراسی باشد، باید آزادی باشد، همین آقایان می‌نشینند دور هم و پیش خودشان یک چیزی می‌گویند و می‌خواهند به یک ملّت سی و چند میلیونی تحمیل کنند. مثلاً مجلس خبرگان با اکثریّت ملّت رفته و مشغول کار است، حالا می‌بینیم که یک دسته‌ چند نفری دور هم جمع می‌شوند و می‌گویند مجلس خبرگان باید منحل بشود. من نمی‌دانم این آقایان چکاره‌اند که می‌گویند باید منحل بشود؟ برای چه منحل بشود؟ برای اینکه این آقایان (اکثر اعضای مجلس خبرگان) اهل علم هستند و به اسلام عقیده دارند و احکام اسلام را دارند جمع می‌کنند. چون گفتند که باید ولایت فقیه و نظارت فقیه باشد؟! این ها از نظارت فقیه در امور می‌ترسند. می‌گویند فقیه قدرتمند می‌شود و وقتی فقیه قدرتمند شد، هرج و مرج می‌شود. لکن مضایقه ندارند که مثلاً یک قدرتی دست نخست وزیر و یا رئیس‌جمهور باشد. لکن معمّم نباشد. غربی باشد. هرچه می‌خواهد باشد.

یک اقلیّت ده نفر، صد نفر، هزار نفری می‌تواند بگوید: ملّت به جمهوری اسلامی رأی داده است. لکن بنظر ما باید جمهوری باشد. امّا نه اسلامی؟ این« باید» یعنی چه؟ این صد نفر، هزار نفر چکاره‌اند که در مقابل یک ملّت « باید» می‌گویند؟!

…. اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمایشان را انتخاب می‌کنند.

…. شماها باید عزا بگیرید، زیرا نه در مجلس (خبرگان) خیلی راه دارید و نه در مجلس مؤسّسان (اگر تشکیل بشود) خیلی راه دارید و نه در جاهای دیگر.

…. مردم مطّلعند که چه می‌خواهند. اگر ولایت فقیه را که فقیه جامع‌الشّرایط، است که خداوند تبارک و تعالی برای نظارت در امور و تعیین مراکز قدرت مشخّص کرده است را به رفراندوم بگذارند، همان رأی را می‌آورد که جمهوری اسلامی در رفراندوم آورد. مردم آن چیزی را که پیامبر خدا فرموده می‌خواهند.

اینان بی‌خود دست و پا می‌کنند. باید به مسیر ملّت بیایند.

دولت موقت
دولت موقت

– هیأت دولت تجانس و هماهنگی ندارند، استعفا میدهم

متن استعفا نامه دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقّت که در تاریخ بیست و پنجم مهر نوشته شده و برای امام و مهندس بازرگان ارسال گردیده است، در روز هفتم آبان ۵۸ همزمان با پذیرش استعفای او از جانب مهندس بازرگان، منتشر میشود. او دلائل استعفای خود را چنین بیان کرده است[۲۴]:

– عدم تجانس در هیأت وزیران و تمایلات گروهی و  فرقه ای و دسته بندی برای کسب قدرت بیشتر

– عدم وجود یک سیاست واحد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای ساختن یک جامعه انقلابی اسلامی

– عدم هماهنگی در برنامه های وزارتخانه ها و در کل با اهداف انقلاب

– عدم اعتماد برای ادامه خدمت در آینده و در نتیجه عدم امکان برنامه ریزی های لازم و مدّت دار

– عدم همکاری و وجود سانسور درسیستم ارتباط جمعی، به ویژه در رادیو و تلویزیون در معرفی دستاوردهای انقلاب و  زمینه سازی فرهنگی و انقلابی که امکان عمل انقلابی را از بین میبرد.

حوادث روز عید قربان، مصادف با دهم آبان

۱- اوّلین حادثه

۱۳۶ نفر از نیروهای ارتش به دست عوامل آمریکا،  شهید و مجروح میگردند

 در تهاجم ناگهانی و ناجوانمردانه نیروهای ضد انقلاب به ستون نیروهای ارتشی در درون شهر بانه در روز دهم آبان مصادف با عید قربان، بیش از۴۰ نفر از ارتشیان غیور به شهات رسیدند و ۷۰ نفر نیز مجروح  گردیدند. از سرنوشت ۶۰  تن دیگر از  آنان نیز خبری در دست نیست. این نیروها پس از پایان مأموریّت از سردشت به بانه آمده بودند و عازم تهران بودند. مهاجمین در میان مردم موضع گرفته بودند و  نیروهای این ستون برای جلو گیری از آسیب رسیدن به مردم از تیر اندازی به سوی آنان خود داری نموده بودند.[۲۵] این جنایت ساعتی پس از بازگشت مردم از مراسم عید قربان در گورستان بانه، اتّفاق افتاد. در همین لحظات که مزدوران آمریکا در داخل ایران دست به این جنایت زدند، مهندس بازرگان همراه با وزیر خارجه اش آماده ملاقات با برژینسکی در الجزایر میگردید.

 

 ۲- دوّمین حادثه

 سخنان تاریخی امام: با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش دهید

امام خمینی در آستانه سیزده آبان، اوّلین سالگرد شهادت  دانش آموزان در مقابل درب ورودی دانشگاه تهران به دست نیروهای شاه  که به عنوان روز دانش‌آموز برگزیده شده است، پیامی تاریخی و تاریخ ساز صادر می نمایند و از روحانیّون سراسر کشور میخواهند تا با شرکت در راهپیمایی این روز و با حضور در دانشگاههای سراسر کشور توطئه جدایی دو قشر روحانی و دانشگاهی را خنثی نمایند[۲۶]. در این پیام امام فرمودند:

« بر دانش‌آموزان، دانشگاهیان و محصّلین علوم دینیّه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند و این توطئه بزرگ را بار دیگر شدیداً محکوم کنند.»

۳- سوّمین حادثه:

برپایی اوّلین نماز عید اضحی بعد از انقلاب

ترمینال خزانه امروز شاهد برگزاری مراسم عید اضحی بود. حدود دو میلیون نفر جمعیّت نماز گزار در حالی که مرتباً تکبیر میگفتند وارد محوطه ترمینال شدند. بصورتی که محوطه وسیع ترمینال و اطراف آن پر از جمعیّت گردید.

۴- چهارمین حادثه:

راهپیمایی پس از نماز عید قربان

مردم انقلابی ایران که در سال گذشته هفتاد هزار شهید گرانقدر را قربانی آزادی و استقلال و تشکیل نظام جمهوری اسلامی نموده بودند و نه ماه پس از انقلاب با دلی خونین و قلبی پر درد از جنایات ضد انقلاب و سازشکاری دولت مردان، صبر را پیشه کرده بودند و امام به دلیل ضرورت تصویب قانون اساسی و راه افتادن تشکیلات حکومتی، هنوز آنها را برای دفاع از انقلاب فرا نخوانده است، پس از نماز عید قربان، ضمن راهپیمایی و سر دادن شعار مرگ بر آمریکا، دخالت آمریکا در امور ایران و بردن شاه به آمریکا را محکوم و با صدور قطعنامه ای خواستار استرداد او میشوند. بسیاری از راهپیمایان نیز ه سوی لانه جاسوسی حرکت کرده و در مقابل آن تجمّع نموده و به دادن شعار بر علیه آمریکا و  افدام این کشور در بردن شاه به آن کشور نمودند.

 در قطعنامه راهپیمایی این روز آمده است:

از ملّت آمریکا می خواهیم که از دولت خود بخواهند قبل از عکس العمل شدید ملّت ما، هر چه زودتر این جنایتکار فراری و سایر عمّال خون آشام رژیم سابق را برای محاکمه به ایران تحویل دهند.

ما خواهان معرّفی هر چه زودتر سانسور گران پیام امام و مسموم کنندگان افکار و تخریبگران اذهان و استعمار گران و منحرفین و زمینه سازان اغتشاش به مردم و دادگاههای انقلاب هستیم.

۵- پنجمین حادثه:

 بر پایی تظاهرات در سرزمین وحی در میان میلیونها حجّاج جهان اسلام

در مراسم اوّلین حجّ بعد از انقلاب و در روز عید قربان نیز برای اوّلین بار حجّاج انقلابی ایرانی بر اساس رهنمودهای امام در پیام حجّ خود، با فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، به راهپیمائی و تظاهرات پرداخته و از مسلمانان جهان خواستند که دست به دست هم داده و در برابر ابر قدرتهایی که عزّت و کرامت آنان را پایمال مطامع خود نموده اند به پا خیزند. این فداکاری بی نظیر و ایثار آشکار موجب آگاهی حجّاج سایر کشورها و زمینه بیداری آنان را فراهم نمود و جبهه جدیدی را بر علیه مستکبران جهانخوار و سلطه گران جهانی  گشود.

در این راهپیمائی عظیم دهها هزار نفری ندای اعتراض به سلطه گران جهانی از منبر بزرگی که خداوند جهت هدایت و قیام و منفعت مسلمانان در میان آنان بر افراشته، به گوش همه مسلمانان و جهانیان رسانده شد. حجّاج تظاهر کننده در پایان این راهپیمایی تاریخی با صدور قطعنامه ای بر علیه آمریکا دخالت این ابر قدرت در کشور ما و بردن شاه به آمریکا را  محکوم نموده بودند.

این راهپیمائی بی نظیر که اوّلین گام برای بیداری مسلمانان تحت ستم جهان و اوّلین گام برای برپایی حجّ ابراهیمی و رمی شیاطین انس و جن و اوّلین گام برای بیرون راندن سلطه گراناز کشورهای اسلامی بود.

 

۶- ششمین حادثه:

شهادت مظلومانه آیت الله قاضی طباطبائی

ساعاتی پس از برگزاری نماز عید قربان و تظاهرات و راه پیمایی عظیم ضد آمریکایی مردم و تجمّع آنان در مقابل لانه جاسوسی و سر دادن ندای مرگ بر آمریکا و ساعاتی پس از صدور پیام ضد آمریکایی امام و در خواست ایشان از طلاب و دانشجویان برای گسترش حمله بر علیه آمریکا و اسرائیل و وادار نمودن آمریکا به استرداد شاه خائن و جنایتکار و ساعاتی پس از راهپیمایی حجّاج در حرم امن الهی که به شدّت بر ابر قدرتهای سلطه گر و مسلّط بر کشور های اسلامی گران آمد. ایادی آمریکا ضربه دیگری بر پیکر انقلاب وارد میکنند و آیت الله قاضی طباطبایی امام جمعه مبارز و انقلابی تبریز که در روزهای گذشته در برابر عناصر آمریکایی حزب خلق مسلمان ایستادگی و مردم را در برابر توطئه های آنان بسیج نموده و مانع اصلی به ثمر نرسیدن توطئه آنان در این شهر بودند را پس از بر پایی نماز مغرب و عشاء و در حال بازگشت به منزل مظلومانه و ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

ایادی آمریکا این جنایت را در شامگاه روز عید قربان در پاسخ به مواضع ضد آمریکایی امام و به انتقام تهاجمات امام و امّت مسلمان ایران در ده روز گذشته بر ضد آمریکا و اعتراض آنان بر علیه دخالتهای این ابر قدرت در امور داخلی کشور و اعتراض آنان به بردن شاه به آمریکا و اعتراض به تلاشهای آمریکا و مزدوران داخلی اش برای جلو گیری از استقرار انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مرتکب شده بودند.

ارتباط میان آمریکا و ضد انقلاب ایرانی واضح تر از این نمی شود. خدمت نمودن آشکار به دشمنان ملّت مسلمان و انقلابی ایران و علنی شدن ارتباط با بیگانگان بخصوص آمریکا و رسوا شدن همیشگی نیز موجب شرم و حیای ضد انقلاب نمی گردد و علّت آن نیز این خیال خام است که فکر میکنند که انقلاب به بن بست کامل رسیده است و آنان دارند آخرین گامها به سمت پیروزی را بر میدارند و چون بیست و هشتم مرداد ۳۲ آمریکا به زودی به ایران باز خواهد گشت و اینان نیز به مطامع حقّیرانه خود خواهند رسید و از غارت منابع کشور بخصوص نفت، دوباره سهمی نصیب آنان خواهد شد و لذا با جمع آوری تمام توان خود  به تهاجم سنگینی در تمام جبهه ها  بر علیه انقلاب اسلامی دست زده اند و به همین دلیل لازم نمی بینند که حتّی ساده ترین اصول استتار و پنهان کاری را نیز رعایت نمایند.

 

شاه در رفت
شاه در رفت

۷- هفتمین حادثه:

ملاقات رئیس دولت موقّت و وزیر خارجه او با برژینسکی مشاور رئیس جمهور آمریکا در امور امنیّتی

در حالی که سراسر کشور تظاهرات ضد آمریکایی به راه افتاده و همه با فریادهای مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا خواستار باز گرداندن شاه به ایران هستند و ملّت ایران چون آتش فشانی که بر علیه ظلم ها و ستم ها و  غارتگری های سلطه گران آمریکایی به فوران در آمده است، خط دیگری در جامعه انقلابی ما، گام به گام به سمت و سوی آمریکا  در حال حرکت بود و در حالی که مردم ایران که با خون خود و با دست خالی شاه را و اربابانش را از ایران بیرون کرده بودند، آنان به دنبال مذاکره و سازش و طلب کمک از آمریکا و جستن راه حلی برای حلّ مشکلات انقلاب اسلامی با کمک آنان بر آمده بودند و در حالی که آمریکا داشت توطئه های گوناگون را توسط عوامل داخلی اش بخصوص عوامل نفوذی خود در دولت موقّت، به هم گره میزد تا آخرین قدمها را برای بازگشت به ایران بردارد، اینان نه تنها هنوز بیدار نشده  بودند بلکه در فکر انجام توطئه بر علیه امام و انقلاب[۲۷] و مذاکره با آمریکا که داشت به آهستگی و در زیر سایه سیاست گام به گام دولت موقّت و توطئه های ضد انقلاب وابسته و وجود عناصر سازشکار و فرصت طلب و وابسته و عناصر نفوذی، باز می گشت تا سلطه جهنمی خود را مجدّداً بر سرزمین مقدّس شهیدان بگستراند، برآمده بودند.

دولتمردان کشور پس از گذشت نه ماه از پیروزی انقلاب اسلامی در حال و هوای  مرداد ماه سال ۳۲ و آنچه رهبرشان در آن ماه در آن سال انجام داد و مجلس کشور را با یک رفراندوم تقلبی منحل و در فکر سازش و در فکر مذاکره با آمریکا بودند، اینان نیز به فکر انحلال مجلس خبرگان و مذاکره با آمریکا بر آمده بودند و ناگهان اعلام می شود که در بعد از ظهر همین روز در حالی که ساعتی از رسیدن هیأت ایرانی به الجزیره نگذشته است، رئیس دولت و وزیر خارجه اش، برژینسکی مشاور امنیّتی کارتر رئیس جمهور آمریکا را در محل استقرار خود پذیرفته و به مذاکره با او پرداخته اند.

رئیس دولت موقّت که همراه وزیر خارجه و چند تن از وزرا جهت شرکت درجشن سالگرد استقلال الجزایر روز قبل به این کشور سفر کرده است  همراه با وزیر خارجه دولت موقّت، دکتر ابراهیم یزدی با « برژینسکی» مشاور امنیّت ملّی کارتر رئیس جمهور آمریکا[۲۸]در یک جلسه یک و نیم ساعته[۲۹] به مذاکره میپردازد. مذاکره مهندس بازرگان با برژینسکی قبل از ملاقات با رئیس جمهور الجزایر بوده است[۳۰]. این خبر در میان اعجاب مردم انقلابی ایران با سرعت توسط خبر گزاریها به همه جهان مخابره میگردد[۳۱].

این ملاقات برای مهندس بازرگان و دولت او بسیار گران تمام میشود. همانگونه که مصاحبه ایشان با اوریانا فالاچی و بیان این موضوع که « من از اوّل با انقلاب موافق نبودم و خواستار سیاست گام به گام بودم و اینک نیز به همان سیاست اعتقاد دارم و آن را از سیاست امام بهتر میدانم.» برای ایشان و همفکرانش بسیار گران تمام شد، اگر چه دفتر ایشان پس از انتشار مصاحبه، آن را مخدوش و بر گرفته از مصاحبه ها و کتابهای مهندس بازرگان و برداشتهای اوریانا فالاچی اعلام نمودند، امّا این مصاحبه لبه تیز حمله همه جناحهای انقلاب را به سوی آنان گرداند و به خوبی برای همه مشخّص شد که در حالی که ملّت ایران چون آتش فشانی بر علیه ظلم ها و ستم ها و  غارتگری های سلطه گران آمریکایی به فوران در آمده، خط دیگری در جامعه انقلابی ما، گام به گام به سمت و سوی آمریکا در حال حرکت است و درحالیکه مردم ایران که با خون خود و با دست خالی شاه را و اربابانش را از ایران بیرون کرده اند، آنان به دنبال مذاکره و سازش با آمریکا و طلب کمک از او که داشت به آهستگی و در زیر سایه سیاست گام به گام دولت موقّت و توطئه های ضد انقلاب وابسته و وجود عناصر سازشکار و فرصت طلب و وابسته باز می گشت تا سلطه جهنمی خود را مجدّداً بر سرزین مقدّس شهیدان بگستراند، برآمده بودند.

 

مذاکره رئیس دولت موقّت و وزیر خارجه او با برژینسکی، مشاور امنیّت ملّی کارتر در الجزایر آنچنان مردم انقلابی و مسلمان ایران را به خروش آورد و آنچنان برای دو طرف مذاکره کوبنده بود که پیروان خط سازش و طرف های آمریکائی آنها به دلیل آثار و عواقب آن، هیچکدام  مسئولیّت پیشنهاد شروع آن را نپذیرفتند و برگردن طرف مقابل انداختند.

 

دولت موقت
دولت موقت

مهندس بازرگان و دکتر یزدی در باره این ملاقات چه گفته اند؟

 برای روشن تر شدن موضوع نظرات هر دو آورده میشود:

 – مهندس بازرگان در این رابطه در مصاحبه ای با خبر گزاری پاریس بیان داشته است[۳۲]:

 سه شنبه گذشته یعنی دو روز قبل از عزیمت من  به الجزایر[۳۳] کاردار سفارت آمریکا در تهران به من اطّلاع داد که برژینسکی مایل است هنگام اقامت من در الجزایر، ملاقات و مذاکره انجام دهد و امروز این دیدار انجام شد.

از حجّت الاسلام سیّد احمد خمینی در یک مصاحبه مطبوعاتی[۳۴] در مورد ملاقات مهندس بازرگان با برژینسکی سؤال شد. ایشان گفتند:

 امام ابداً از ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی اطّلاع نداشتند. حتّی دکتر یزدی پس از مراجعت از سفر نیز جریان را به اطّلاع امام نرساند. من در آن ملاقات[ قبل از سفر] حضور داشتم. دکتر یزدی فقط راجع به کسالت شاه مخلوع مطالبی معروض داشت و در باره ملاقات بازرگان با برژینسکی صحبتی به میان نیامد.

در مورد هدف هیئت بلند پایه سیاسی ایران به الجزایر سؤال شد. ایشان بیان داشتند:

 آنچه مسلّم است امام اطّلاع داشتند که آقای نخست وزیر برای شرکت در جشن سالگرد آغاز انقلاب الجزایر به این کشور دعوت شده و آقای بازرگان به الجزایر رفت. امام بیش از این چیزی نمیدانستند. امام از ملاقات با برژینسکی مطّلع نبودند.

 

غافلگیری وزیر خارجه و تناقض گویی و درست ناگویی و نادرست گویی او

دکتر ابراهیم یزدی نیز که به تازگی از الجزایر بازگشته است و از مخالفت گسترده در کشور با ملاقات رئیس و وزیر خارجه دولت موقّت با برژینسکی مطّلع و کاملاً غافلگیر شده است، با عجله مطالبی کاملاً متناقض با مهندس بازرگان را بیان میدارد و موجب رسوائی بیشتر خود و دوستانش میگردد.

ایشان در پاسخ به سؤال خبر نگاری که پرسیده بود که آیا قبل از سفر موضوع ملاقات با برژینسکی با امام مطرح شده بود یا نه بیان داشت[۳۵]:

 اینکه چه کسانی به الجزایر می آمدند به درستی نمی دانستیم ! بنا براین کلّیات مسائل و گفتگوهای احتمالی که ممکن بود پیش بیاید را خدمت ایشان[ حضرت امام] مطرح کردیم. تصوّر می کنم آنچه را که در مورد استرداد شاه انجام داده بودیم و آنچه را که در مد نظر داشتیم[ برای استرداد شاه] انجام دهیم، امام تأیید کردند.( البته ایشان بیان نکرده اند که آنچه را که باید به امام میگفته اند، نگفته اند!)

دکتر ابراهیم یزدی در تاریخ ۲۷ شهریور۵۹ در جلسه مجلس شورای اسلامی که نمایندگان پیرامون گروگانها مذاکره داشته اند، متناقض با مطالب بیان شده توسط مهندس بازرگان مجدّداً جریان را اینگونه شرح داده است[۳۶]:

« شما به وزیر خارجه اتان اعتراض میکنید که چرا با یک دیپلمات خارجی ملاقات کرده…. آنهم ما ملاقات نکردیم[۳۷]. او[ برژینسکی] عیناً مثل شِمر ابن ذی الجوشن که شب عاشورا به دیدن ابو الفضل رفت به دیدن آقای مهندس بازرگان آمد.  مهندس بازرگان هم گفتند چه کنیم او را بپذیریم یا نپذیریم؟»

امّا ایشان دقّت نکرده است که مهندس بازرگان بیان داشته است که دو روز قبل از سفر به الجزایر کاردار سفارت آمریکا در ایران از ایشان چنین در خواستی[۳۸] را نموده است! و دکتر یزدی نیز از این جریان مطّلع بوده است!

دو روز قبل از سفر، کاردار سفارت آمریکا از آنها[۳۹] در خواست مذاکره با برژینسکی در الجزایر را نموده است و ایشان بعد از این تاریخ و قبل از سفر به الجزایر آنهم نه همراه با مهندس بازرگان، بلکه بدون ایشان، به ملاقات امام میرود و متأسّفانه لازم نمی بیند که امام را از جریان ملاقات با مشاور امنیّتی رئیس جمهور آمریکا در الجزایر مطّلع نماید. این موضوع علیرغم این است که مهندس بازرگان نیز به ایشان توصیه کرده است که از امام در رابطه با ارتباط با آمریکا استفسار نماید و این نیز در حالی است که جوّ عمومی کشور به شدّت ضد آمریکایی  شده بود و حضرت امام نیز به دلیل بردن شاه به آمریکا به  شدّت به این کشور حمله نموده اند.

 طراحان توطئه انحلال مجلس خبرگان بخصوص عباس امیر انتظام  همواره مهندس بازرگان را متّهم به عدم قاطعیّت نموده اند و دلیل آن را این موضوع میدانسته اند که ایشان در جریان انحلال مجلس خبرگان جرأت نکرده است که در برابر امام ایستادگی نماید و مصوّبه هیئت دولت در رابطه با انحلال این مجلس را قبل از گزارش به امام در رسانه ها اعلام دارد و اجازه خواستن مهندس بازرگان از امام را موجب عقیم ماندن آن توطئه میدانند.

احتمالاً همین افراد بر اساس توطئه ای از قبل طراحی شده، موجب میگردند مهندس بازرگان در جلسه خداحافظی با امام برای سفر الجزایر شرکت نکند و دکتر ابراهیم یزدی همراه چند تن از وزرا به خدمت امام میرسد و در آنجا با زرنگ بازی خاص خود، از گزارش آنچه قرار بوده است در الجزایر انجام دهند، بخصوص مذاکره با برژینسکی، به خدمت امام خودداری مینماید!

 یقیناً او و دوستانش با توجّه به تجربه شکست توطئه انحلال مجلس خبرگان به خاطر در میان گذاشتن موضوع با امام و مخالفت شدید ایشان با آن، به خوبی میدانسته اند که اگر موضوع ملاقات با برژینسکی را با امام در میان بگذارند، امام با آن نیز مخالفت خواهند نمود. لذا   علیرغم اینکه هماهنگیهای این ملاقات به گفته مهندس بازرگان قبل از سفر انجام شده بود و مهندس بازرگان نیز به گفته خود از دکتر یزدی خواسته بود جریان ارتباط با آمریکا را با امام در میان بگذارد، از طرح آن در خدمت امام خودداری مینمایند.

هدف دکتر یزدی و دوستانش که این توطئه را  چیده بودند این بوده است که ابتدائاً ملاقات با برژینسکی انجام شود، تا پس از انجام این ملاقات تاریخی! و در نتیجه شکستن قبح مذاکره با آمریکا و عادی کردن آن، امام در برابر عمل انجام شده قرار گیرد.

 اعجاب انگیز تر از همه موضوعات این است که هیأت ایرانی در این سفر حامل پیام ضد آمریکایی امام، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب الجزایر بوده است[۴۰] و از آن یک نوع لجبازی و اعتراض به سیاستهای اعلام شده رهبری انقلاب اسلامی در رابطه با آمریکا و حمله ایشان به سیاستهای این دولت سلطه گر به خوبی آشکار است.

 

با اعلام ملاقات رئیس دولت موقّت و وزیر خارجه اش دکتر ابراهیم یزدی، در روز دهم آبان با « زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیّت ملّی کارتر، در الجزایر در سالگرد جشن استقلال این کشور، همه مردم بخصوص دانشجویان بیش از گذشته دریافتند که سازشکاری دولتمردان کشور با آمریکا، نقش بزرگی در جرأت یافتن آمریکا جهت انجام توطئه ها داشته است و دولت موقّت با این ملاقات، خود را تحت شدیدترین انتقادها توسط تمام اقشار ملّت یافت.

 

دولت موقّت کفش تنگی بر پای انقلاب

امید تمام طرفداران انقلاب با شنیدن خبر ملاقات بازرگان، نخست وزیر ایران با برژینسکی مشاور امنیّت ملّی رئیس جمهور آمریکا، از دولت موقّت قطع شد و امیدی به آنها برای حل مشکلات و مقابله با ضد انقلاب و طرحها و توطئه های آنان  باقی نماند، آنان چون کفش تنگی بودند که به موجب ضرورت انقلاب و عدم شناسایی نیروهای متعهد توسط رهبران انقلاب و تا نوشته شدن قانون اساسی و تشکیل نهادهای رسمی، بر پای انقلاب رفته بودند و بالاجبار باید تحمّل می شدند و با گذشت زمان و رشد انقلاب و گسترش توطئه های گوناگون دشمنان انقلاب و تسامح و تساهل دولتمردان لیبرالِ  پیرو سیاست گام به گام و طرفدار سازش با آمریکا هر روز غیر قابل تحمّل تر میگردیدند و موجب آزار مردم انقلابی و در تنگنا قرار دادن رهبری انقلاب شده بودند و باید دیر یا زود دور انداخته می شدند.

 آنان حرکت انقلاب را دچار وقفه و بی تحرّکی نموده بودند و امام هم به دلیل شرایط حاکم بر کشور چاره ای جز نگه داشتن و حتّی تأیید آنان نداشتند و کلیّه گروههای ضد انقلاب نیز ر هماهنگی با یکدیگر سعی می کردند این دوران به هم ریختگی و بی قانونی هر چه بیشتر طولانی شود تا  بتوانند از آن جهت بر اندازی نظام اسلامی و شکست انقلاب، سوء استفاده نمایند. اگر چه در اواخر مهر و اوایل آبان در کابینه دولت موقّت نیز اصلاحاتی نیز انجام داده شد تا از فشارهای روز افزون افکار عمومی نسبت به خود بکاهند.

غفلت، بی توجّهی، غیر انقلابی بودن، موقعیّت ناشناسی، احساس ضعف و حقّارت در برابر آمریکا بیش از این امکان نداشت.

در صورت تداوم حاکمیّت آنان یقیناً آمریکا به صورت و چهره ای جدید به دنیای سیاست و حاکمیّت ایران باز می گشت. همانگونه که در ۲۸ مرداد در دوران حاکمیّت اسلافشان، شاه که در پناه انگلیس بود، از ایران خارج شد و به خاطر ضعف و سستی و سردرگمی و عدم قاطعیّت دکتر مصدق در بر خورد با ایادی آمریکا و عدم بسیج مردم برای مقابله با کودتا، به پشتیبانی آمریکا فاتحانه به کشور باز گشت.

 

چه نیازی به این ارتباط بود؟

حزب جمهوری اسلامی[۴۱] به خاطر ملاقات با برژینسکی درالجزایر دولت را استیضاح می کند:

در روزهایی که رهبر انقلاب شدیدترین حملات را به امپریالیست های جهانخوار به سرکردگی آمریکا آغاز کرده است و در مقطعی از انقلاب خونبارمان که آمریکا و انگلستان و متّحدان پلید شاه بزرگترین توطئه ها را برای خلق ما طرّاحی میکنند و هر روز با دسیسه ای تازه به مصاف انقلاب می آیند …. شما آقای مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقّت انقلاب، در الجزایر با برژینسکی به گفتگو نشستید و ملّت ما نمی داند نیاز این ارتباط در لحظاتی که ما در پی آنیم تا هر گونه ارتباط غیر عادلانه و برده ساز را با جهانخواران بگسلیم، از کجا بر می خیزد؟

یأس از جنود شیطانی است و مقصود از ترورها مأیوس کردن مردم است

امام به دنبال ترور  ترور آیت الله قاضی طباطبائی طی سخنانی بیان می دارند[۴۲]:

   منظور از ترور ها مأیوس کردن شماست

 این شیاطین که دارند یأس ایجاد می کنند، اینها هم از جنود شیطانی هستند

 اینهائی که اسلام مثل استخوانی در گلوی آنهاست در صددند این حقّیقت تحقّق پیدا نکند.

 قیام برای خدا، عمل برای خدا، این هیچ وقت شکست ندارد.



[۱]– در حقیقت این قضیه پوششی بوده است که مأموران آمریکایی مرتبط با او  درست کرده بودند تا دوری او از محل خدمت او را توجیه نمایند تا او بتواند مأموریّت اصلی که انجام مقدّمات انحلال مجلس خبرگان بوده است را همراه با دوستان ملّی گرای خود به انجام برساند.

[۲] – متقابلاً عدّه ای از اعضای هیأت دولت نیز عضو شورای انقلاب گردیده بودند تا هماهنگی بیشتری بین شورای انقلاب و دولت موقّت بوجود آید.

[۳]– علّت جمع آوری امضا قبل از جلسه نیز  ترس از حضور آقایان در هیئت دولت بوده است تا وزیران در جلسه نتوانند با استدلال مخالفین نظر خود را تغییر دهند و گرنه وقتی اکثر اعضای یک جلسه، آنهم در سطح هیئت وزیران با مطلبی موافقت دارند، جمع آوری امضا از بی منطق ترین امور است!

[۴] – کدام مطلب محرمانه ای بوده است که کسی نباید از آن مطّلع می شده است؟ جریان انحلال را که وزرا و معاونین و اعضای شورای انقلاب می دانسته اند . امّا ایشان در کتاب آنسوی اتّهام، جلد ۲ ص ۱۴۳ گفته است : « و آقای مهندس  بازرگان  به من گفتند که به منزلی که دوستان در آن جمع بودند تا از تصمیم دولت آگاهی پیدا کنند،  بروم  و به ایشان بگویم که مسئله را با ذکر سوگند فراموش کنند تا امام خمینی اظهار نظر نمایند و من هم به منزل دوستمان (انوری) که دوستان شب قبل در آنجا جمع بودند، رفتم و عین گفته‌های آقای نخست وزیر را به آن ها ابلاغ کردم. با ذکر سوگند همه آن ها قول دادند مسئله را فراموش کنند. » و این همان قضیه محرمانه و کلید حل تمام اسرار جلسه انحلال خبرگان است! که باید پی گیری شده  و مشخّص گردد رابطه « جلسه هیأت دولت »  و « افرادی که در خانه انوری  مثل شب‌های قبل تجمّع نموده» و « باید با ذکر سوگند مسئله را فراموش می کرده اند» و « آنان نیز با ذکر سوگند مسئله را فراموش کرده اند» و « رابطه آنان با مهندس بازرگان» چیست؟ و اصولاً این « مسئله » چه بوده است؟!

[۵] – مهندس بازرگان با توجّه به سوابق در اینجا از او خواسته است با توجّه به لو رفتن نقش او در ماجرای انحلال مجلس خبرگان، هرچه زودتر ایران را ترک و به محل خدمت خود باز گردد.

[۶] – جریان در خواست ترک سریع ایران نیز  به سوء سابقه امیر انتظام (و حسّاسیتی که نسبت به او در ماجرای خرمشهر و سایر جریانات در میان رهبران انقلاب بخصوص حضرت امام وجود داشته است و به همین دلیل امام و آیت الله طالقانی از مهندس بازرگان خواسته بودند که او را از مناصب داده شده به او عزل نمایند، امّا با مهندس بازرگان لجبازی نموده و نه تنها او را عزل نمینماید بلکه او را به عنوان سفیر ایران به سوئدمی فرستد)، مربوط می شود. در این شب نیز نقش امیر انتظام در قضیّه انحلال مجلس خبرگان روشن میگردد و اعتراضات شدید آقایان روحانی موجود در هیأت دولت موجب میشود که مهندس بازرگان از امیر انتظام بخواهد برای جلو گیری از رسوایی بیشتر سریعاً از ایران خارج شود.

[۷] – این اشتباه و یا دروغ محض است. چون ایشان فردای آن روز همراه با وزیر امور خارجه و نخست وزیر با جاسوسان آمریکایی که خبر بردن شاه  به آمریکا را به آنان داده‌اند، جلسه داشته و در تاریخ ۲ آبان  طبق اعتراف خود به ملاقات امام رفته است( آنسوی اتّهام، جلد ۱ ص ۷۱ ) و تاریخ خروج او از ایران ۳ آبان می‌باشد.

[۸] « ناگفته های انقلاب ۵۷ » مجموعه گفتگوهای « روزبه میر ابراهیمی» با « عباس امیر انتظام»  پیوست ۳۸  کتاب به نقل از روزنامه هم‌میهن ۲۴ خرداد ۱۳۸۶

[۹]–  اسناد لانه جاسوسی آمریکا، کتاب اوّل، مؤسّسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بهار ۱۳۸۶ص ۵۸۰ ، سند شماره ۱۳

[۱۰] همان، ص ۵۸۱ ، سند شماره ۱۵.  در این تماس جاموتی به او اطّلاع میدهد که یکی از دیگر جاسوسان آمریکایی بنام جورج کیو که در جلسات قبلی ملاقات با امیر انتظام شرکت داشته است و رو ز ۲۷ مهر از ایران خارج شده است( همان ص۵۷۸ سند شماره ۱۰)، میخواهد با او که قرار بوده است روز بعد(۳۰ مهر) به استکهلم باز گردد، در استکهلم ملاقات نماید. امّا او اطّلاع میدهد که برنامه سفرش تا ۳ آبان به تأخیر افتاده و تا آن تاریخ در تهران خواهد بود و این در حالی است که. این ملاقات آنقدر مهم بوده که آنان به او اطّلاع میدهند که جورج کیو قبل از ۳ آبان برای ملاقات او به تهران خواهد آمد، امّا او پاسخ میدهد که ملاقات برای او در تهران قابل قبول نیست!

[۱۱]جمهوری اسلامی، دوشنبه ۳۰ مهرماه ص۸

[۱۲]خبرگزاری پارس. متأسّفانه خبر صحیحی از آنچه در این جلسه گذشت و اینکه آنان امام را تهدید به استعفا در صورت عدم موافقت با انحلال مجلس خبرگان نمودند و اینکه آنان امام را از اینکه آمریکائیها قصد دارند شاه را به آمریکا ببرند مطّلع ننموده اند، در اختیار مردم گذاشته نشده است. تحریف وقایع تاریخی و بازی با افکار عمومی توسط این جریان ملی گرای لیبرال منش مسلمان! اعجاب انگیز است.

[۱۳]آنسوی اتّهام، جلد دوّم ،ص ۲۳۰

[۱۴]– به نقل از از سایت شخصی نعمت آزرم از اعضای جبهه ملّی.  nemat_azarm@hotmail.com          جمعه ٧ اسفند   ١٣٨۳

[۱۵] – مقصود او از نهادهای موازی نهاد « ولایت فقیه» می باشد.

[۱۶] روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۵ اسفند ۱۳۵۹ ص

[۱۷]انقلاب و پیروزی، کارنامه، هاشمی رفسنجانی، عباس بشیری دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۳ ص ۳۵۷

[۱۸]صحیفه نور ج ۱۰ صفحه ۲۶ تاریخ: ۳۰/۷/۵۸

[۱۹] – مقصود رحمت الله مقدّم مراغه ای است که در حالی که عضو مجلس خبرگان بود، در روز ۲۸ مهر ماه در جلسه حزب خلق مسلمان وابسته به شریعتمداری، بر ضد ولایت فقیه سخنرانی و آن را دیکتاتوری توصیف نمود.

[۲۰]صحیفه نور ج ۱۵ ص ۵- ۲ ،۲۴ خرداد ۱۳۶۰

[۲۱]– دلیل آن این بوده که این استعفا ها همه صوری بوده و هدف آن فشار بر امام برای رسیدن به اهداف خود بوده است.

[۲۲]– ملاقات بازرگان و هیأت دولت موقّت با امام، در روز یکشنبه ۲۹ مهر ماه ساعت  ۴ بعد از ظهر بوده است.

[۲۳]صحیفه نور، جلد ۱۰ ص ۳۳

[۲۴] اطّلاعات، آبان ۵۸ ص۱۲

[۲۵]جمهوری اسلامی، ۱۲ آبان ۵۸ صص۱ و۲ و اطّلاعات، ۱۳ آبان، ص۲

[۲۶]صحیفه نور ج ۱۰  صفحه ۹۷ تاریخ: ۱۰/۸/۵۸  (  این پیام موجب گردید که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برای اعتراض به بردن شاه به آمریکا، برنامه تسخیر لانه جاسوسی را طراحی نمایند.)

[۲۷]– مثلاً شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان در آخر مهر ماه و نیز توطئه مذاکره با برژینسکی و عدم اطّلاع به امام قبل از مذاکره، تا بدینوسیله امام را در برابر عمل انجام شده قرار داده و قبح مذاکره با آمریکا آنهم در شرایط که شاه به آمریکا برده شده است، را شکسته و  آن را عادی نمایند.

[۲۸]– متأسّفانه رئیس دولت موقّت نه با همتای خود بلکه با شخص درجه دو کشور دیگری ( مشاور و نه حتّی معاون!) به مذاکره مینشیند! برژینسکی بیان داشته است که پیشنهاد دهنده ملاقات نیز مهندس بازرگان بوده است. اگر چه مهندس بازرگان این موضوع را نفی میکند ولی در هر صورت این سؤال مطرح است که اگر پیشنهاد ملاقات نیز از جانب آمریکا داده شده است، رئیس دولت ایران چگونه به خود قبولانده است که در حالی که شاه را به آمریکا برده اند و جوّ کشور به شدّت ضد آمریکایی شده و امام تهاجم سختی بر ضد آمریکا را آغاز نموده اند، دعوت ملاقات با یک غیر همتای خود را در  این شرایط  بپذیرد!؟

دولت موقت
دولت موقت

[۲۹]– ا عجاب انگیز این بود که بعداً مشخّص شد که ساعتی قبل از آنکه مهندس بازرگان در  محل اقامت خود با برژینسکی مشغول مذاکره شود ( از ساعت پنج و نیم تا هفت بعد از ظهر به وقت الجزیره ) آیت الله قاضی طباطبائی توسط عوامل آمریکا در ایران به شهادت میرسند! ( ایشان در ساعت ۷ شب به وقت تهران پس از بازگشت از نماز عشاء مورد هدف عوامل گروهک فرقان قرار میگیرند. با توجه به تفاوت افق میان الجزیره و تهران  که حدود سه ساعت است، ایشان در ساعت ۴ به وقت الجزیره که یک و نیم ساعت قبل از شروع جلسه و ساعتی پس از رسیدن هیئت ایرانی به الجزیره است) به شهادت رسیده اند و ساعتی قبل از آن و لحظاتی پس از پایان راهپیمایی ضد آمریکایی مردم کشور نیز عوامل آمریکا چهل تن از نیروهای ارتشی در بانه را به شهادت رسانده و هفتاد نفر از آنان را مجروح کرده بودند. فَاعتَبروُا یا اوُلوالالباب و الابصار و العُقول! بین «جنایات فوق» و « سستی نشان دادن در برابر آمریکا و مذاکره با این ابرقدرت » که برای منافع خود سه میلیون ویتنامی را قتل عام کرده است و دستش تا مرفق به خون انسانهای بیگناه در سراسر جهان آلوده است، ارتباط ندیدن و سیاست شیرینی و گیوتین آمریکا را درک نکردن نتیجه اش همین است. دکتریزدی در رابطه با دلائل ملاقات با  برژینسکی( یعنی شخصی که طرفدار کشتار مردم در دوران انقلاب و حامی کودتای ژنرال هایزر برای به شکست کشاندن انقلاب بوده است) بیان کرده است: «  این تماس در جهت تفهیم کردن مواضع انقلابی ایران به برژینسکی بوده است! » دکتر یزدی در جلسه مجلس شورای اسلامی در سال ۵۹ در حالی که نمایندگی مردم تهران را در اختیار داشت، در جلسه ۲۷ شهریور در پاسخ به یکی از منتقدین چنین گفت:  فقط حق دارید بپرسید که در این گفتگو چه گفته و چه شنیده ایم. یعنی ماهیّت گفتگو مهم است. نه اصل گفتگو. . (بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی، جلد اوّل، داود علی بابائی، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، ۱۳۸۴ ص ۲۶۹).

[۳۰]–  جمهوری اسلامی، ۱۲ ابان ۵۸ ص ۱۲

[۳۱]– این ملاقات برای همین از جانب آمریکا پذیرفته و یا ابتدائاً توسط آنان برنامه ریزی شده بود تا به همه مردم مظلوم جهان که با انقلاب اسلامی امید مقابله با آمریکا و پیروزی  در این تقابل در دلشان زنده شده بود، سازش ناچار و محتوم با آمریکا در نهایت را نشان دهند و قبح سازش با ابرقدرت جنایتکاری که با حمایت از جنایات شاه دستش به خون هفتاد هزار شهید انقلاب اسلامی آغشته شده بود را بشکند. امری که در ملاقات « عباس عبدی» و« باری روزن» توسط خط جدید سازش با آمریکا و نئولیبرالهای تازه به دوران رسیده و در هماهنگی با لیبرالهای سنّتی، طراحی شده بود و متأسّفانه به دلیل شرایط دهه هفتاد، تأثیرات سوء بیشتری در داخل و خارج نسبت به ملاقات « بازرگان» و « برژینسکی» داشت و این بار حیثیّت و آبروی دانشجویان  پیرو خط امام ملعبه دست نسل جدید سازشکاران قرار گرفت و با شکستن قبح ملاقات و مذاکره با آمریکا زمینه اهداف بعدی  و به سازش کشاندن انقلاب اسلامی فراهم گردید و به خاطر اینکه دانشجویان خط امام به پشیمانی از اقدام خود در تسخیر لانه جاسوسی و پشیمانی از اتّخاذ خط امام متّهم شده بودند،  اسطوره بلندی که آنان آفریده بودند را در ذهن بسیاری از مردم انقلابی کشور و نیز مردم بیدار جهان شکست و بر باد داد. اگر چه با موضع گیری رهبری معظم انقلاب و پیروزی حزب الله بر اسرائیل و آمریکا در لبنان و فرار مفتضخانه اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از جنوب لبنان و  در سالهای بعد، شکست اسرائیل و حامیان جهانی آن در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ و نیز در جریان جنگ ۲۲ روزه غزّه در سال ۲۰۰۸ آبروی  خط سازش، چه لیبرالهای سنّتی و چه نئولیبرالهای ظاهراً اصلاح طلب سازشکار با آمریکا، چه در ایران و چه در جهان اسلام بر باد رفت و مقاومت و ایستادگی در برابر جنایتکاران مستکبر جهان و بخصوص اقدام دانشجویان خط امام درخشانتر از هر زمان راهنمای مردم ایران و ملل  مستضعف جهان گردید و حیثیّت سازشکاران را بر باد داد.

[۳۲]در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم ، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم ۱۳۷۹ ص ۲۱۰

[۳۳]– سفر در روز چهار شنبه بوده است.

[۳۴]غائله چهاردهم اسفند ۱۳۵۹، ظهور و سقوط ضد انقلاب، دادگستری جمهوری اسلامی، ۱۳۶۴ ص ۲۱۶

[۳۵] اطّلاعات، ۱۵ ابان ۵۸ ص۲

[۳۶]در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم، ۱۳۷۹ ص۲۱۳

[۳۷]–  چرا ملاقات را پذیرفتید؟!

[۳۸] – مهندس بازرگان در این رابطه چنین بیان داشته است: آقای دکتر یزدی اطّلاع داشت و من هم به ایشان گفته بودم که در آن جشن استقلال ترکیه که نهار مهمان بودیم کاردار[ کاردار آمریکا در ایران. در این تاریخ آمریکا در ایران سفیر نداشت] اطّلاع داد: « شما که میروید الجزایر آقای برژینسکی هم آنجا می آید، بنابراین احتمال دارد به ملاقات شما بیاید.» این را آقای دکتر یزدی میدانست و بعد از ایشان خواهش کردم که مخصوصاً شب قبل از مسافرت خدمت امام برسیدو در رابطه با مطالب مختلف و از جمله( یک مرتبه دیگر) اینکه روابط ما با آمریکا چگونه  است و چگونه خوب است و ما چه نظری داریم یا ایشان چه فرمایشی دارند صحبت کنید. این صحبت هایی بوده که کردند[ دکتر یزدی در خدمت امام] ولی به هیچ وجه به ایشان[ مطلبی در مخالفت] نگفتند. همانطور که به اشخاص دیگر که ملاقات کردیم[ مقصود نمایندگان سایر دول] چیزی نگفتند. (بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی، جلد اوّل، داود علی بابائی، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، ۱۳۸۴ ص ۲۹۸). امّا ایشان ظاهراً متوجّه نشده اند که دکتر یزدی از آنچه ایشان درخواست نموده اند که خدمت امام بیان دارند، امام را مطّلع ننموده اند. بیانات مرحوم سیّد احمد خمینی که در جلسه دکتر یزدی با امام قبل از سفر به الجزایر حضور داشته اند، در این رابطه بسیار روشنگر است.

[۳۹] – ظاهراً در تمام کشورهای جهان سفیر و کاردار از طریق وزیر امور خارجه آن کشور به چنین کاری اقدام مینماید. بنابراین اوّلین فردی که از این جریا ن مطّلع شده است جناب وزیر خارجه دولت موقّت یعنی آقای دکتر یزدی باید باشد. بنابراین علّت اینکه چرا ایشان این موضوع را کتمان مینماید، باید این باشد که ایشان مطلبی را میخواهند  در پشت آن پنهان سازند.

[۴۰]– گوشه ای از این پیام اینگونه است: سران و نمایندگان کشورهائی که در الجزایر عزیز جمع شده اید! بیائید متّحد شویم و دست جنایتکاران چپ و راست را که در رأس آن آمریکاست قطع نموده و اسرائیل را از ریشه برکنیم و حقّ مردم فلسطین را به خودشان بسپاریم. ( صحیفه نور ج ۱۰ صفحه ۷۹ تاریخ: ۸ /۸/۵۸( .

[۴۱]غائلهچهاردهم اسفند ۱۳۵۹ ظهور و سقوط ضد انقلاب، داد گستری جمهوری اسلامی ایران، سال ۱۳۶۴ ص ۲۴۰ و جمهوری اسلامی، ۱۳ آبان ۵۸ص۲

[۴۲]صحیفه نور، ج ۱۰ صفحه ۱۲۲ تاریخ: ۱۲/۸/۵۸

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *