تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / توطئه سفر بختیار به پاریس و ملاقات با امام « قبل از استعفاء از نخست وزیری» در بهمن ماه ۱۳۵۷ قسمت دوم

توطئه سفر بختیار به پاریس و ملاقات با امام « قبل از استعفاء از نخست وزیری» در بهمن ماه ۱۳۵۷ قسمت دوم

     بنام خدا قسمت دوم

سید محمد هاشم پویزدانپرست
سید محمد هاشم پویزدانپرست

مرحوم شهید آیت الله بهشتی نیز در این رابطه مطالب جالبی مطرح نموده‌اند که روشنگر توطئه‌ای است که امام از آن سخن گفته‌اند:

بختیار خواستار رفتن به پاریس و دیدار با امام بود، این موضوع هم با شورای انقلاب مطرح شد و هم با امام در پاریس صحبت شده بود. نظر نهایی این بود که در اینجا استعفا بدهد و بعد از استعفا برای دیدار امام برود. این نظر نهایی بود که تصویب شده بود خود امام هم تصویب کرده بود. مسئله مهم استعفای او بود و این درست پس از آن روزی بود که قرار بود امام به تهران بیایند و نگذاشتند ( یعنی ۶ بهمن ) و من آنروز در بهشت زهرا صحبت کردم و در آن صحبت پیشنهاد کردم که آقایان علمای مبارز و روحانیّت مبارز و مدرسّین ، خوب است قرار بگذارند و در یکی از شبها جلسه‌ای و تبادل نظری داشته باشیم و قرار شده بود در مدرسه علوی دخترانه ، این جلسه برگزار شود و بعد از نماز مغرب و عشا من عازم آنجا بودم (نماز مغرب و عشا روز ۷ بهمن بوده است) که به من اطلاع دادند که شورای انقلاب برای یک کار فوری جلسه دارد و باید حتماً شرکت کنید و وقتی به جلسه شورای انقلاب رسیدم مدّتی بود که جلسه شروع شده بود در آنجا دیدم آقای امیر انتظام که اوّلین بار بود او را میدیدم متنی جلویش بود.

 در جلسه گفتند: امروز عصر با پاریس صحبت شده و قرار شده بختیار اطلاعیه‌ای بدهد و سپس به پاریس رفته و آنجا تکلیف استعفایش روشن شود. چون این برخلاف توافق قبلی بود خواستم که متن نوشته‌ای را که در دست امیرانتظام بود و در جلسه با آن توافق شده بود  را  بخوانند که خواندند. آن نوشته به نظر من سست آمد. گفتم: عجب! با این توافق شده است!؟

و بیان داشتم: اگر در مورد اصل آن ( یعنی سفر بختیار به پاریس و ملاقات با امام قبل از دادن استعفاء ) صحبت  و رأی‌گیری شده است ، با متن آن که دیگر توافق نشده است و من با محتوای این متن مخالفم. لااقل یک جمله‌ای در آن بگذارید که او (بختیار) تعهد کند که من آنجا می‌روم و تسلیم نظر امام خواهم بود. همانجا گفتند و یا رفتند با او تماس گرفتند و گفتند: « او این جمله را نمی‌پذیرد. » گفتم: جمله‌ای را بگذارید که به هر حال این روح و محتوا را داشته باشد و الا عدول از نظری که قبلاً امام هم آنرا تأیید کرده بودند به نظر نادرست می‌آید. یک جمله دیگری گذاشتند که عیناً یادم نیست.

ابراهیم یزدی
ابراهیم یزدی

از آنجا  به جلسه روحانیون رفتم چون در شورای انقلاب معطل شده بودم . دیر شده بود. جریان جلسه شورای انقلاب را برایشان گفتم. چند تن از دوستان ما گفتند: نه، این درست نیست و حتماً در آن یک خلافی روی داده است. گفتم: اینها در جلسه شورای انقلاب گفتند که از امام پرسیده‌ایم (البته معمولاً با واسطه از امام سؤالات پرسیده می‌شده است و امام مستقیماً با تلفن صحبت نمی‌کردند) و بیان داشتم اگر امام موافقت کرده باشند که بختیار برود آنجا و تکلیف استعفایش روشن شود مخالفت ما در اینجا درست نیست. برای اینکه دشمن در این برهه حساس از مبارزه خیال می‌کند ما حتّی رهبری امام را قبول نداریم و این به انسجام رهبری صدمه می‌زند. اگر می‌خواهید خلاف این را بگوئید یکی از دوستان تلفن بزند و هر چه نظر امام است، آن را بازگو کنیم و نه اینکه نظر خودمان را بیان کنیم و بگوئیم با نظر امام مخالفیم و من نظرم انسجام در رهبری بود و اینکه تصمیم به عهده رهبری باشد.

از این طرف هم فشار بود که قرار بوده است این نوشته ساعت ۸ در اخبار خوانده شود و نرسیده بود و گویا در اخبار ساعت ۱۰ خوانده شده بود.

متنی را که در شورای انقلاب تهیه و با آن موافقت شده بود و قرار بود جمله‌ای را که بنده گفته بودم به آن اضافه کنند، بدون آن جمله (!) در رادیو خوانده بودند

 این برای من مایه بسی خوشبختی بود که به این ترتیب ( با حذف جمله توافق شده ) اینها دیگر بهانه ندارند بگویند که چیزی را که امام پذیرفته و ما به آن عمل کردیم زیر پا گذاشتند.

عین متنی را که بختیار داده بود در رادیو بخوانند را تلفنی به امام اطلاع داده بودند و ایشان هم تأیید کرده بودند که درست نیست (یعنی مطابق نظر آقای بهشتی) و اصولاً اگر بختیار می‌خواهد به خدمت ایشان برود، باید در همین ایران استعفا بدهد و مسئله به پاریس رفتن و در آنجا استعفا دادن نیز منتفی است”[۱]

شاپور بختیار
شاپور بختیار

ایشان در مصاحبه دیگری[۲] شرح بیشتری بر این ماجرا داده اند :

این مسئله مکرر مورد بحث قرار گرفت و از مسائل طولانی آنروزها بود و خیلی‌ها هم خودشان را قاطی کرده بودند . چنین هم بنظر می‌رسید که کارگردان فعّال جریان آقای امیرانتظام است چون من ظاهراً اوّلین بار بود که ایشان را می‌دیدم در شب ماجرای همان نامه (آقای امیرانتظام که عضو شورا هم نبود) وقتی آن شب من به شورا رفتم پرسیدم ایشان به چه مناسبت به شورای انقلاب آمده‌اند .گفتند : پیامی دارند ، آن شب قرار بود من در جلسه روحانیون بلاد و مدرّسین قم که برای استقبال امام به تهران آمده بودند شرکت کنم جلسه آنها قرار بود که در مدرسه علوی دخترانه باشد که روبروی کوچه مستجاب است. آمدند و گفتند:کار فوری هست . بیائید. رفتم آنجا دیدم عدّه‌ای از دوستان آنجا هستند و یک چهره غیر هم در آن جلسه بود و نوشته‌ای در مقابلش، نشستم. گفتند: بله . با پاریس مذاکره شده و توافق شده است که بختیار یک اعلامیه‌ای را بخواند و برود پاریس که این ، آن متن اعلامیه است.

 آنکه ما قبلاً در جریانش بودیم این بود که ایشان ( بختیار ) اگر استعفا بدهد می‌تواند برود پاریس. این مقدار معلوم بود که ایشان استعفا بدهد، می‌تواند برای ملاقات با امام برود.

              وقتی آن متن را خواندم دیدم در آن استعفا نیست. گفتم: اینکه با مطالب قبلی منافات دارد مگر تماس تازه‌ای بوده؟ گفتند : بله. همین چندین ساعت قبل تلفن شده (یعن از پاریس و توسط …… ؟! ). گفتم : من که با این متن به هیچ عنوان نمی‌توانم موافقت کنم برای اینکه در این متن هیچ چیزی که برای بختیار تعهدآور باشد گنجانده نشده است.

              پیشنهاد کردم (حالا عین جمله یادم نیست) که این جمله را بگذارید : «می‌روم آنجا و تسلیم نظر امام خواهم بود» یا یک چیزی شبیه این مطلب. این تصویب را مثل اینکه رفتند تماس گرفتند نپذیرفت، به هر حال یک جمله دیگری که به همین معنا بود با تأکید و پیشنهاد من که بعضی از دوستان هم موافقت کردند ، از جمله آقای مطهری. من از آنجا آمدم به جلسه آقایان علماء و بلاد و مدرسین ، مطالب را برای آنها گفتم . چند تا از دوستان بسیار ناراحت شدند و گفتند : نه آقا ! اصلاً نمی‌شود.

              گفتم که آنها گفتند که از پاریس موافقت شده، وضع حسّاس است، صحیح نیست که اگر آنجا گفته‌اند می‌شود . ما اینجا بگوئیم  نمی‌شود. صحیح این است که باز با امام تماس بگیریم. و یکی از دوستان اصرار داشت که نه نمی‌شود . من یک مقداری ناراحت هم شدم. گفتم : آقا ! نهضت رهبری دارد اگر ایشان واقعاً گفته باشند  بعد از همه این تذکرات باید دید دلیلش چیست . لابد گفته‌اند ، بیاید آنجا استعفاء بدهد . فقط بحث سر این است که اینجا استعفا بدهد یا آنجا و الا اصل استعفاء قطعی بود . در این تردیدی نبود ، ولی دوستان ما معتقد بودند که این ممکن است توطئه‌ای باشد. قرار بود این را ( بختیار ) ساعت ۸ بخواند . ساعت ۸ گذشت. بعداً خوشبختانه مطلع شدیم که ساعت بعد این متن را بدون آن جمله‌ای که ما تصویب کردیم که اضافه بشود، خوانده که وقتی به من گفتند گفتم : خوشبختانه اگر هم از پاریس موافقتی شده بود با این تخلّف بختیار ، تعهّد منتفی است.

              حدود ساعت ۱۱ یا دیرتر بود که بالاخره توانستند ( مقصود آقایان روحانی است ) پیامی برای امام بفرستند و امام آن اعلامیه چند سطری بعدی را صادر کردند که اصولاً این مطلب منتفی است این تمام جریان آن شب است.

              اگر آن متن باشد . اوّلاً : به خط من نیست و ثانیاَ : زمانی من وارد جلسه شدم که آن متن مورد بحث قرار داشت و احتمال داشت که من آن شب نباشم وثالثاَ : آن جمله، آن کلمه، آن تغییر هم با پیشنهاد و تأکید بنده اضافه شد که آن متن مصوبه هم خوانده نشد، پایه‌اش هم این بود که این آقایان گفتند : با پاریس تماس گرفته ایم و موافقت شده . محدوده بحث نیز این بود که بختیار آیا از اینجا استعفا بدهد و به پاریس  برود یا نه می‌تواند استعفا نداده برود. تمام مطلب روی این دور می‌زد و نه بیشتر از این.

بختیار شاپور
بختیار شاپور

در تهران چه کسی جمله توافق شده آیت الله بهشتی را از نامه حذف نموده است و چرا مهندس بازرگان که خود در جلسه بوده است در نامه خود (که در بالا آورده شد) به این نکات اشاره نکرده و به قضاوت براساس نامه‌ای که در رادیو خوانده شده پرداخته است، نکات جالبی است که باید روشن گردد . آیا پس از خروج آیت الله بهشتی از جلسه شورا مجدداً رأی‌گیری و نظرخواهی شده و جمله حذف شده ؟!یا فردی با زیرکی اینکار را کرده و یا بختیار به این کار مبادرت نموده و اعضای شورای انقلاب سکوت کرده‌اند ، نامعلوم است.

 خاطرات مرحوم آیت الله صادق خلخالی نیز در این رابطه جالب توجه است:

حدود دویست نفر از علما از جمله آیت الله مطهری، آقای خامنه‌ای، آقای هاشمی و آقای بهشتی … بعد از نماز مغرب و عشا در مدرسه علوی حضور داشتیم در آنجا اعلام شد که حضرت امام حاضر شده است که با بختیار به عنوان نخست‌وزیر ملاقات کند (این خبر را آیت الله بهشتی از شورای انقلاب آورده بود که در سخنان ایشان به آن اشاره شده). این امر مورد مخالفت بعضی و موافقت تعدادی دیگر از علمای حاضر قرار گرفت. سرانجام تصمیم گرفته شد که آن را به رأی بگذارند. اکثریت قریب به اتفاق ، رأی به ملاقات دادند ولی آیت الله منتظری و آقای ربانی و آقای طاهری و اینجانب مخالفت کردیم. آقای مطهری و آقای بهشتی فرمودند: “اعتراض چند نفر، اجتهاد در مقابل نصّ است، وقتی که خود امام حاضر به ملاقات با بختیار است چرا ما آن را رد کنیم؟ میزان قبول و یا رد خود امام است”. سرانجام جلسه با نقار و تلخی پایان یافت در حدود ساعت ۱۱ قرار شد با امام صحبت شود وقتی که تلفن کردند آقای فردوسی‌پور از دفتر امام تلفن را برداشت، به ایشان گفتیم تمام مطالب ما را ضبط کند و خدمت امام ببرد و جواب آن را تلفنی به ما بگوید. اولین نفری که صحبت کرد آقای منتظری بود که بیان داشت: “اینها در حال فرار از ایران هستند و به هیچ وجه صلاح نیست این ملاقات صورت بگیرد و موجب ضرر روحانیون و اعتبار آنها ست! منهم بیان داشتم: “این ملاقات بی اندازه ضرر دارد و به مثابه این است که ما با مغز سقوط کنیم.”

حدود یک ساعت بعد آقای فردوس‌پور پاسخ امام را بیان کرد که ما ابتدا مطالب را از روی نوار پیاده کردیم و سپس با فرصت کافی آنرا خواندیم. حضرت امام فرموده بودند: “من هرگز حاضر به ملاقات با بختیار نیستم و هر مطلبی در این باره گفته شده است به من مربوط نیست.” این مطالب زمانی داشت رد و بدل می‌شد که ابراهیم یزدی طرفدار ملاقات، به تهران اعلام کرده بود که حضرت امام حاضر به ملاقات با بختیار است.

آقای بهشتی و دیگران تصور می‌کردند که ایشان نظرات امام را بیان می‌کند. لذا پس از اینکه موضوع روشن شد آقای مطهری فرمود: “چون خیال می‌کردم که امام حاضر به ملاقات شده است، لذا گفتیم که اعتراض چند نفر، اجتهاد در مقال نصّ است”. پس از این جریان آقای بهشتی و آقای هاشمی با پاریس تماس گرفتند ولی میزان همان حرف امام بود[۳].

    با انتشار نامه امام و بیان اینکه موافقت ایشان با پذیرش بختیار بدون استعفای او دروغ است و اعلام اینکه توطئه‌ای در دست اجراست و من با بختیار تفاهم ننموده‌ام ، پرده از توطئه‌ای برداشته شد و انگشت اتهام پس از آن به سوی کسانی که از پاریس و از جانب امام چنین مطلب دروغی را به تهران اطلاع داده بودند نشانه رفت و متهم اصلی دکتر ابراهیم یزدی تلقی شد. و این در حالی بود که خبرگزاری آسیوشیتدپرس نیز از قول ایشان گزارش داده بود: “امام بختیار را به حضور می‌پذیرد.”

   دکتر یزدی در سال‌های بعد با توجه به مطالبی که در مورد این قضیه و ارتباط شخص او با این توطئه (که می‌توانست ضربات کاری به انقلاب وارد و اهداف بختیار و حامیانش را برآورده سازد) در نشریات مختلف  بر علیه او نوشته می‌شد و توسط افراد گوناگون بیان میگردید. دخالت خود در این رابطه را تکذیب نموده و ماجرا را به این صورت در کتاب خود[۴] : بیان نموده است:

موضوع تماس و مذاکره بختیار با نمایندگان امام در تهران از همان زمانی که شاه ایران را ترک کرد مورد بحث خبرگزاری‌ها قرار گرفته بود در چهارم بهمن ۵۷ خبرگزاری فرانسه مصاحبه‌ای را که در این باره باراقم انجام داده بود منتشر ساخت در آن مصاحبه گفته بودم هیچگونه مذاکره‌ای میان امام و بختیار پیش‌بینی نشده است و اضافه کرده بودم که شورائی توسط امام تشکیل شده است و سرانجام قدرت را در دست خواهد گرفت. اما چون خبر سفر احتمالی بختیار به پاریس حتی قبل از انتشار بیانیه بختیار از رادیو و تلویزیون ایران در همه جا منتشر شده بود خبرنگاران رسانه‌های گروهی که مرتب در نوفل لوشاتو حاضر بودند تماس گرفته و تلاش می‌کردند تا خبری در مورد سفر بختیار بدست آورند. آنها مرتباً مطرح می‌کردند که آیا امام بختیار را خواهد پذیرفت یا نه؟ … آنها بطور طبیعی به اطرافیان امام متوسل می‌شدند. کما اینکه در این مورد از اینجانب و صادق قطب‌زاده نیز سؤال کردند. صادق قطب‌زاده از مذاکرات بین بختیار و شورای انقلاب در تهران و تماس‌های تلفنی بین تهران و پاریس احتمالاً خبر نداشت اما موضوع و روحیه امام را می‌دانست لذا جوابی که هر دوی ما به خبرنگاران دادیم یکی بود. من در جواب سؤال خبرنگار آسیوشیتدپرس که آیا امام بختیار را خواهند پذیرفت؟ گفته بودم: “بله، به شرط آنکه قبل از دیدار امام استعفا بدهد.” آقای قطب‌زاده در برابر همین سوال جواب داده بود: “خیر، مگر آنکه قبل از دیدار با امام ، استعفاد بدهد.”

خبرنگار مزبور که نظیر برخی دیگر از خبرنگاران که هر کدام به جایی وابسته هستند و گاهی اوقات با کم و زیاد کردن جواب‌ها، خبرها را تحریف می‌کنند در این مورد نیز شیطنت کرد و جواب‌های ما را به این ترتیب گزارش داد. که یزدی می‌گوید: “امام بختیار را خواهند پذیرفت” ولی قطب‌زاده می‌گوید: “امام بختیار را نخواهد پذیرفت”. یعنی خبرنگار قسمت اول صحبت ما را گزارش کرده و قسمت دوم آن را حذف نموده بود و بعد هم نتیجه گرفته بود. بین اطرافیان امام اختلاف نظر بوجود آمده است!! در داخل ایران نیز آنها که با ما به هر حال خصومت داشتند همین اخبار مخدوش خبرگزاری‌ها را علیه ما پیراهن عثمان کردند.

به دنبال انتشار این خبر مخدوش طی اعلامیه مختصری خبر آسیوشتیدپرس را تکذیب کردم که توسط خبرگزاری‌ها منعکس شد. متن منتشر شده خبرگزاری‌ها اگر چه تأمین‌کننده نظر نویسنده نبود معذلک تا حدی مطلب را روشن می‌کرد: “یکی دیگر از نزدیکان آیت الله اظهارات شاهپور بختیار را دایر بر اینکه مذاکراتی بین نخست وزیر ایران و رهبر شیعیان آغاز شده است تکذیب کرد.”

دکتر ابراهیم یزدی مدرک این گفته خبرگزاری‌ها را روزنامه اطلاعات مورخه ۱۰ بهمن ۱۳۵۷ آورده است. که مراجعه‌کننده در صفحه۷  روزنامه و در میان انبوه خبرها و در ستون چهارم، با کمال تعجب با عبارت زیر مواجه خواهد شد:

 “از سوی دیگر قطب‌زاده یکی دیگر از نزدیکان آیت الله اظهارات شاپور بختیار دایر بر اینکه …”

      یعنی تمام جمله هایی که ایشان مدعی است خودشان بیان کرده اند بدون کم و کاست از روی متن روزنامه نوشته شده است و تنها عبارت: “از سوی دیگر قطب‌زاده” با کمال بی‌صداقتی از آن حذف شده است و به جای آن دکتر ابراهیم یزدی  نوشته شده  است و ایشان برای قانع کردن خوانندگان که آسوشیتد پرس از قول من دروغ پردازی کرده است و پاسخ به این سؤال خوانندگان و یا معترضین که چرا مطالب آن خبرگزاری تکذیب نشده است ، خود به این اظهارات نادرست مبادرت نموده است.

در صفحات دیگر کتاب نیز ایشان از این شاخه به آن شاخه پریده است و خود و دوستان خود را بیشتر در باتلاقی که بدست خود ساخته ، فرو برده است:

 “روشن بود که بختیار نمی‌توانست در تهران استعفای علنی بدهد و بعد به پاریس بیاید. اگر او استعفا می‌داد دیگر نخست‌وزیر نبود و آنوقت دیگر دیدارش با امام فایده و معنایی نداشت در ضمن او نمی‌توانست از تهران خارج شود زیر در آن روزها برای آنکه امام نتواند به تهران برود دولت و ارتش فرودگاه‌ها را بسته بودند و رفت و آمد هواپیماها متوقف شده بود و بختیار قرار بود با یک هواپیمای اختصاصی ارتش به پاریس بیاید. اگر بختیار در تهران استعفای خود را منتشر می‌ساخت  و بعد می‌خواست از تهران خارج شود به احتمال قوی در تهران کودتا می‌شد”* (ص ۱۶۰ کتاب)

البته “یک صفحه بعد متن صحبت امام در همان روز را نقل نموده است:

 “من گفتم اگر رییس دولت (به قول خودشان) بیاید اینجا تا استعفایش را قبلاً ننویسد و اعلام نکند نمی‌تواند با من ملاقات نماید این هم که می‌گوید استعفا ، نه اینکه این معنی واقعی استعفا را دارد … او نخست‌وزیر نیست …. و الا استعفایش یعنی چه؟ تو اصلاً نخست‌وزیر نیستی …”

مطالب فوق نشان می‌دهد که امام صرفاَ با آمدن بختیار به پاریس و دادن استعفا قبل از ملاقات ، موافق بوده است ، امّا  توسط عده‌ای در تهران و پاریس همزمان توطئه‌ای در جریان بوده است( همانطور که از متن بیانات افراد مختلف مشخص است افراد زیر متّهمان اصلی این جریان هستند : دکتر ابراهیم یزدی در پاریس ، عباس امیر انتظام و شاپور بختیار درتهران) و هدف آنان نیز این بوده است که بختیار بدون استعفاء به ملاقات امام برود. بر اساس همین توطئه  و دروغی که از جانب امام ساخته و پرداخته شده است ، در شورای انقلاب متن نامه‌ای که شهید بهشتی به آن اشاره کرده‌اند مورد موافقت قرار می گیرد[۵]  و روحانیون حاضر در مدرسه علوی نیز با اتفاق آرا رأی به ملاقات امام قبل از استعفای بختیار میدهند و امام بلافاصله پس از اطلاع از این توطئه قاطعانه اعلام  میکنند که: تا بختیار استعفا    ندهد او را نمی‌پذیرم. دکتر ابراهیم یزدی در کتاب خود  صفحه ۱۵۶ در این رابطه آورده است :

 آقای مهندس بازرگان در ۷ بهمن ۵۷ نتایج جلسه شورای امنیّت را چنین گزارش دادند. شورای امنیّت کشور (شامل فرماندهان ارتش و بختیار) امروز از ساعت ۹ جلسه‌ای طولانی داشت.

 ….. مذاکرات آنان بر این محور بود که فرمول یا ترتیبی پیدا کنند تا شاپور بختیار را به پاریس بفرستند. مهندس بازرگان ساعاتی بعد مجدداً تلفن زدند و اطلاع دادند که در همان روز نتایج رأی شورای امنیّت کشور را بدست آورده‌اند و شورای امنیّت کشور تصویب کرده است که بختیار به پاریس سفر کند و بختیار اعلامیه‌ای هم تهیه کرده (البته با کمک مهندس بازرگان!) و برای شورای امنیّت فرستاده است که اگر شورای امنیّت با آن متن موافقت کند آنرا قبل از سفر به پاریس منتشر سازد. سپس اطلاعیه را خواندند

 … مهندس بازرگان اعلام کردند که با این متن شخصاً موافق هستند و بنظر ایشان ضرر و زیانی ندارد و تعهدی هم در کار نیست آقای مهندس بازرگان در همین مکالمه تلفنی گفتند: قرار است که درباره این مسئله با سایر دوستان (اعضای شورای انقلاب) مشورت کنند و گفتند که مطلب را گزارش میدهند تا آقا هم نظرخودشان را بدهند و جلسه که تشکیل شد همه مسائل را با هم بحث خواهند کرد و نتیجه را باز گزارش خواهند کرد.

         آقای مهندس بازرگان در رابطه با نظر علمای مهاجر، طی همین مکالمه تلفنی گفتند : علمای مهاجر به تهران نیز این متن را دیده‌اند و با آن موافقند منتها نظر داده‌اند که در پایان باید به جای “کسب نظر” بیاید “در باب آینده کشور و وضع دولت کسب تکلیف نمایم.”

      همان شب، بعد از دریافت متن فوق‌الذکر در جلسه‌ای که در حضور امام و مرحوم اشراقی و حاج احمدآقا تشکیل شد گزارش تهران را عیناً خواندم. امام اصل مسئله را پذیرفتند و اصلاح عبارت علمای مهاجر به تهران را تأیید کردند . نظر امام این بود که اگر بختیار به پاریس بیاید تا استعفا ندهد اجازه دیدار را نخواهد داشت. نظر ما هم آن بود که با بختیار عیناً نظیر سیدجلال الدین تهرانی رفتار شود. اما اعلام این مسئله در حالیکه بختیار هنوز هم در تهران بود ضرورتی نداشت

 …. همان شب با تهران تماس گرفته و مراتب را به آقای بازرگان اطلاع دادم: ظاهراً اوضاع طبق برنامه و تصمیم شورای انقلاب[۶]٭  پیش می‌رفت. قرار شد متن بیانیه بختیار، با اصلاحات مورد نظر روحانیون مهاجر که به تأیید امام هم رسیده بود همان شب توسط بختیار در رادیو و تلوزیون ایران خوانده شود.

   امّا سؤال و نکته مهم که ایشان به آن اشاره نکرده است این است که آیا در جلسه ای که ایشان  با امام  و مرحوم سیّد احمد داشته است آنچه را در تهران  در حال وقوع بوده را مطرح نموده یا نه؟!  و آیا در تماس با آقای مهندس بازرگان در تهران پس از جلسه خود  با امام ،آنچه در جلسه با امام مورد موافقت قرار گرفته منعکس شده است یا  موافقت دروغین و خود ساخته از جانب امام در رابطه با ملاقات بختیار بدون استعفاء  از نخست وزیری  را بیان کرده است. اگر ایشان چنین نکرده است پس چرا مهندس بازرگان فکر می‌کرده است که امام بختیار را قبل از استعفا می‌پذیرد (همان گونه که در ص ۷۴ کتاب خود به آن اشاره نموده است).

نکته مهم این موضوع در همین است  .یعنی در جلسه با امام مطلبی بیان شده است و در تهران به صورت دیگر منعکس شده است. همان طور که مهندس بازرگان در تلفن به پاریس آنرا خلف وعده لقب داده و آن را به دکتر یزدی بیان کرده است ( که خود دکتر یزدی نیز آن را نقل نموده است )و نشانگر این است که هردو از موضوع ( یعنی اعلام موافقت امام با ملاقات با بختیار قبل از استعفا ء) برداشت یکسانی داشته اند .

 آقای بهشتی نیز در جلسه شورای انقلاب بیان داشته : « در جلسه شورای انقلاب بیان شده است که امروز عصربا پاریس صحبت شده است و قرار شده که بختیار اطلاعیه بدهد و سپس به پاریس رفته و آنجا ، یعنی نزد امام و پس از ملاقات، تکلیف استعفایش روشن شود و این خلاف توافق قبلی بود»

  در صفحه ۱۶۰ کتاب نیز ایشان همراه با تأسف بیان نموده است:

 “به هر تقدیر با صدور و انتشار بیانیه امام در آن شب، برنامه سفر بختیار به پاریس و استعفای او به هم خورد. اینکه چه کسانی باعث این امر شدند در آن موقع معلوم نگشت. بعدها در تهران شنیدم که مسبب این جریان آقایان ربّانی شیرازی و خلخالی بوده‌اند”.

یعنی امام موافق بوده و اینها به هم زده‌اند!؟در همان صفحه نیز بیان داشته است:

– “روز بعد در ۸ بهمن ۵۷ آقای مهندس بازرگان تلفن زدند و از بیانیه امام اظهار ناراحتی کردند. ناراحتی ایشان بیشتر از این بود که :

 اولاً: چرا خلف عهد شده است و در دستگاه امام زیر قول و قرار می‌زنند و آبروی خودشان و ما را می‌برند.

 ثانیاً: چرا فرصت و یک امکان عالی پیروزی بدون خون‌ریزی را از دست دادیم.

 احتمالاَ ایشان نمی دانسته است که قول وقراری از جانب امام در کار نبوده است( با پذیرش نظر بزرگانی که اظهار نظر نموده اند و ذکر آن رفت) این برنامه توسط خود دکتر ابراهیم یزدی در پاریس و نیز عباس امیر انتظام (رابط  مهندس بازرگان وشاپور بختیار )  وشاپور بختیار و سایر یارانش( رهبران ارتش و اعضای شورای امنیّت کشور که شدیداَ تحت تأثیر و نفوذ و تحت اختیار ژنرال هایزر عمل مینموده اند) در تهران ،  سازماندهی شده است [۷] و ایشان نیز بازیچه دست این آقایان بوده است . همانگونه که اعضای شورای انقلاب نیز  ابتدائاَ عامل دست واقع شده بودند .

–        نویسنده محترم در صفحه ۱۷۱ نیزاظهار نظر نموده است:

 “در همان زمان که در تهران بختیار با اعضای شورای انقلاب مشغول مذاکره بوده و ظاهراً‌ ابراز آمادگی برای استعفا می‌نموده است یعنی در سوم بهمن ۵۷ همزمان از طریق پیام به امام توسط فرانسوی‌ها، کوشش داشته تا بازگشت امام به تهران را هر چه بیشتر به عقب بیاندازد بنظر می‌رسد که بختیار نیز در تلاش بدست آوردن “زمان” و “فرصت” برای انجام برنامه‌های مورد نظر بوده است و هدفش از تماس با دوستان انقلاب بیشتر سرگرم ساختن آنان بوده است. بعبارت دیگر حرکات بختیار مزوّرانه بوده است ….”

که این  در تضاد آشکار  با سخنان مهندس بازرگان و سخن خود ایشان درصفحه ۱۶۰ است ( که نقل شد )

–        در صفحه ۱۷۰ نیز ایشان از متن استعفا نامه بختیار سخن گفته است و ابراز شگفتی کرده و بیان داشته:

 “اما چرا بختیار بعداً‌زیر بار نرفت و حاضر به امضای آن نشد بطور قطع معلوم نیست. ظاهراً علت آنرا باید در روابط بختیار و ارتش از یک طرف و رابطه هر دوی آنها با آمریکائی‌ها و برنامه‌هایی که ذکر آن رفت جستجو نمود.”

“قدرتهایی که بختیار را روی کار آوردند و با روی کار آوردن او شاه را مجبور به خروج از کشور کردند، بدون شک اجرای برنامه‌هایی را در نظر داشته‌اند، آنها بختیار را آورده بودند تا بدست او آن برنامه‌ها را انجام دهند. استعفای بختیار آن برنامه‌ها را بر هم می‌زد و طبیعی بود که استعفایش را امضا نکند.”

در صفحه ۱۶۲ نیز بیان می‌دارد:

 “آقای عباس امیرانتظام همان روز (۸ بهمن) در مکالمه تلفنی خود با من اطلاع داد که او رابط شورای انقلاب با بختیار می‌باشد و گفت : در مذاکرات قبلی ( یعنی با دکتر یزدی! ) سخن از استعفای بختیار در کار نبوده است بلکه موافقت شده بود که بختیار این نامه را بنویسد و سپس به پاریس بیاید.[۸] او همچنین تأکید کرد که در تعقیب تماسها و مذاکرات فیمابین بختیار و شورای انقلاب متن بیانیه بختیار به تصویب شورای انقلاب نیز رسیده است حالا می‌گویند تا استعفا ندهد پذیرفته نخواهد شد. در پاسخ سخنان آقای مهندس امیرانتظام، نظر امام را که به آقای مهندس بازرگان پیغام داده بودم عیناً برای او شرح دادم و گفتم که غیرممکن بود آقا، بختیار را به عنوان نخست وزیر و قبل از استعفا بپذیرند. تنها وقتی می‌پذیرفتند که استعفا می‌داد و عملکرد سیدجلال تهرانی ( رئیس شورای سلطنت را که قبل از ملاقات با امام استعفاء داده بود ) را برای او مثال زدم”.

بطور خلاصه در مجموع اینگونه برداشت می‌شود که براساس یک خبر جعلی که از قول امام و از پاریس به تهران و به اعضای شورای انقلاب ارسال می‌شود این شورا و نیز روحانیون تهران و شهرستان‌ها که جهت استقبال از امام به تهران آمده‌اند با ملاقات امام با بختیار قبل از استعفا موافقت می‌کنند و قرار می‌شود متن نامه‌ای که مورد موافقت شورای امنیت کشور[۹] (متشکل از فرماندهان ارتش و بختیار) قرار گرفته و شورای انقلاب نیز براساس همین خبر جعلی بر آن صحه گذاشته است و محتوای آن نشانگر موافقت امام با سفر بختیار به پاریس و ملاقات با امام قبل از استعفا بوده است در رادیو خوانده شود. آیت الله بهشتی نکته‌ای نشانگر تمکین بختیار به امام را درخواست می‌کند به نامه اضافه می‌شود که در شورای انقلاب به همان صورت که ایشان خواسته اند نوشته  و تصویب  امّا در رادیو اعلام تمکین بختیار نسبت به امام حذف و خوانده نمی‌شود. در تماسی که تعدادی از روحانیون به پاریس می‌گیرند و مخالفت خود را با ملاقات بختیار با امام  اعلام می‌دارند پرده از “خبر جعلی از جانب امام” و توطئه‌ای که طراحی شده بود برداشته می‌شود و امام بلافاصله با صدور اطلاعیه‌ای دروغ بودن موافقت خود با پذیرش بختیار با سمت نخست‌وزیری را اعلام می‌دارند. انگشت اتهام ارسال خبر جعلی به سوی دکتر ابراهیم یزدی اشاره می‌رود زیرا ایشان در مصاحبه با آسوشیتدپرس چنین مطلبی را بیان نموده است و او نیزدر سالهای بعد در کتابی که در رابطه با آخرین روزهای پیروزی انقلاب نوشته است با جعل خبر و انتساب صحبت قطب‌زاده به خود به دنبال نفی این موضوع برآمده است.

حجت الاسلام اسماعیل فردوسی‌پور در کتاب خاطرات خود[۱۰]در این رابطه آورده است :

 …. در تاریخ ۸/۱۱/۵۷ با یکی از دوستان به خیابان شانزه لیزه پاریس رفته بودیم هنگامی که او ماشین را وسط خیابان پارک کرد پیچ رادیو را باز کرد تا اخبار روزانه را گوش کند. به محض اینکه رادیو را باز کرد با تعجب گفت: چه می‌گوید؟! گفتم چه؟ گفت: اعلام می‌کند که حضرت امام ملاقات با بختیار را پذیرفته‌اند و فرموده ‌اند بختیار برای ملاقات به پاریس بیاید، من باور نکردم، گفتم رادیوی دیگری را بگیرید رفت روی اخبار انگلیسی، عیناً همین خبر را پخش کرد. .. کاری که داشتیم رها کردیم و به طرف نوفل لوشاتو حرکت کردیم  . هنگامی که به اقامتگاه رسیدیم آقای دکتر یزدی کیفش را برداشته عازم رفتن بود. پرسیدم این خبری که پخش شده درست است یا نه؟! جواب داد : بله . مسأله تمام شد. بختیار تقاضای ملاقات کرده بود، امام هم پذیرفتند. من مصاحبه کردم، آقای قطب‌زاده هم مصاحبه کرد و خبر هر دو پخش شد. سؤال کردم مشروط یا مطلق؟ به شرط استعفا یا بدون شرط. سری تکان داد و گفت: دیگر پذیرفتند … حاضر نشد توضیح بدهد . تصوّر من این بود که شاید آیت‌الله شهید بهشتی با این ملاقات موافقند  لیکن بعد متوجه شدم که هیچ‌گونه دخالت و اطلاعی نداشته‌اند. …. منظور بختیار که در نطقش گفته بود نزدیکان امام موافق بودند و با آنان تماس داشتم، آقای بازرگان در ایران و دکتر یزدی در پاریس بود  و این یکی از مواردی است که مواضع آقایان را کاملاً مشخص می‌کند زیرا نقشه آقایان پس از فرار شاه طرح شعار دولت آشتی ملی بود و چه بهتر که این دولت آشتی ملی در اختیار بختیار باشد.

البته باید مواضع دیگر مهندس بازرگان از جمله ماجرای سفر ایشان به پاریس در آبان همین سال و درخواست از امام که اجازه دهند تا شاه بماند و سلطنت کند ونه حکومت که با مخالفت امام روبرو میگردد را از ماجرای این توطئه که به احتمال قریب به یقین ایشان در آن مشارکت نداشته و عامل دست مثلث ( بختیار – یزدی-امیر انتظام ) و همراهان آنان شده است را جدا نمود .



۱ – حسینی بهشتی- محمّد- مجموعه گفتار، شماره ۵؛ انتشارات حزب جمهوری اسلامی. (بی تاریخ) متن اصلاح شده است. ( به نقل از یزدی  ؛ ابراهیم ، آخرین تلاشها در آخرین روزها ، ص   ۲۳۷ )                    

۲-  -حسینی بهشتی – محمّد ، اندیشه های شهید مظلوم ( مجموعه ۲۸ گفتار )کانون ابلاغ اندیشه های اسلامی  ۱۳۶ ص۰۳۴۱

۱ – خلخالی، صادق، خاطرات آیت الله خلخالی– نشر سایه، ۱۳۷۹، ص ۲۷۱

۱- یزدی ، ابراهیم ،آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها“، ، پائیز ۱۳۶۳چاپ چهارم ، انتشارات قلم،‌ ص ۱۶۷)

۱-که البته توطئه‌گران جمله آیت الله بهشتی را نیز از آن حذف می‌کنند.

۲-که متأسفانه بر اساس دروغی که از پاریس به آنان گفته شده بود ، فکر می‌کردند امام قبل از استعفا بختیار را می‌پذیرد

۱- همانطور که خود بختیار اقرار نموده است که دفتر امام چنین چیزی را پذیرفته است و مهندس بازرگان نیز آنرا خلف وعده امام توصیف نموده است ومرحوم شهید بهشتی نیز از قول امیر انتظام بیان نموده است که از پاریس چنین چیزی را پذیرفته اند

۲ – آیا این مطالب اقرار به آنچه به دکتر یزدی نسبت داده شده نیست. چون امیرانتظام مذاکرات قبلی‌اش با چه کسی بوده است؟ با امام یا با دکتر یزدی؟

۱ – یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، انتشارات قلم، ۱۳۶۳، ص ۱۵۶

۲- فردوسی پور، اسماعیل ، همگام با خورشید مجتمع اجتماعی امام حسین فردوس ، ۱۳۷۲  ص  ۴۸۵

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *