تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت شانزدهم

خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت شانزدهم

 

سیزدهمین روز

۲۵ آبان ۱۳۵۸

۲۵ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۱۶ نوامبر ۱۹۷۹

جاسوسان آمریکایی در لحظات اول دستگیری
جاسوسان آمریکایی در لحظات اول دستگیری

«اگر به فکر مسائل انسانی هستید، بهتر نبود که به جای شاه بروید از آفریقای سیاه و یا از مردم آمریکای لاتین افراد مریض را برای معالجه به آمریکا ببرید!؟»

پس از پاس صبحگاهی که حفاظت از در پشت لانه جاسوسی است، برای استراحت عازم بلوک سه می‌شوم. به علت کمبود خواب، دچار سر درد خفیفی هم شده‌ام.

از کنار ساختمان ژنراتور رد می‌شوم. تانکری که صبح زود وارد سفارت شده بود مشغول تخلیه گازوئیل است. دو تن از دوستان در کنار راننده ایستاده‌اند و به او کمک می‌کنند. پس از سلام و علیک و خسته نباشید از کنار آن­ها عبور می‌کنم، و زمانی که می‌خواهم وارد بلوک شوم، عباس ورامینی را از دور مشاهده می‌کنم. با اشاره می‌فهماند که با من کاری دارد. به سمت او می‌روم. در زیر نور چراغ­ها و در گرگ و میش هوای صبحگاهی، با عجله به سمت من می‌آید و از من می‌خواهد که به علت مرخصی رفتن چند تن از دوستان و نبود نگهبان، در پشت‌بام سفارت به نگهبانی بایستم، که بالاجبار قبول می‌کنم.

در پشت‌بام پس از تحویل اسلحه از برادری که دو بار پاس داده، به قدم زدن می‌پردازم. شلوار نظامی خاکی و آورکت سبز رنگ، قیافه‌ای نظامی به ما داده است و پوتین هم موجب تحرک و آمادگی بیشتر ما شده است.

با روشن شدن هوا، چراغ­های محوطه، خاموش می­گردد و خورشید آهسته آهسته طلوع می­کند و رفت و آمد­ها نیز در محوطه لانه آغاز می­گردد.

رادیو بهترین دوست و همنشین است و تا ساعت هشت مشغول شنیدن برنامه­ها هستم که همین امر موجب فراموشی خواب و بی­توجّهی به سردردم می­شود.

با تحویل پاس وارد بلوک می­شوم و پتو را روی سر خود می­کشم و درحالی که سایر دوستان دارند از خواب بیدار می­شوند، من به خواب می­روم.

ساعت حدود ده صبح است که از سر و صدای دوستان از خواب بیدار می‌شوم و پس از استحمام و شستن لباس­ها و خشک کردن آن با دستگاه لباس خشک کن به همراه چند تن از دوستان که عازم نماز جمعه هستند، مهیای رفتن به نماز جمعه می‌شوم.

جمعیّت عظیمی در نماز جمعه این هفته نیز شرکت نموده است، نمازگزاران در اوج شور و هیجان شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر کارتر و مرگ بر شاه را تکرار می­نمایند و خواستار استرداد شاه به ایران هستند و آمادگی خود را جهت مقابله با محاصره اقتصادی آمریکا اعلام می‌کنند.

سخنران قبل از خطبه­ها حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی است. ایشان همراه با حجت‌الاسلام والمسلمین خامنه­ ای و آیت‌الله دکتر بهشتی تحت سخت­ ترین تهاجم تبلیغاتی ضد انقلاب، قرار گرفته­اند و یک بار نیز توسط گروه فرقان ترور شده­اند.

گروه­های راست طرفدار غرب سرمایه­داری لیبرال استعمارگر و گروه­های چپ طرفدار شرق کمونیستی و گروه­های مدّعی اسلام شناسی و التقاطی با مکاتب شرقی و غربی، مانند جنبش مسلمانان مبارز و نیز منافقین هر سه شخصیّت فوق­الذکر را در اطّلاعیّه­های خود به عنوان مثلث ارتجاع و حزب جمهوری اسلامی را به عنوان جریان ارتجاع، مطرح و تحت تهاجم خود قرار داده­اند. حتی پس از تسخیر لانه جاسوسی نیز دست بردار نیستند و بیان می­دارند که «ارتجاع»، یعنی روحانیّت و حزب جمهوری اسلامی، به طور مثال در سر مقاله نشریه مجاهد، ارگان منافقین، در شماره هفده خطاب به دانشجویان خط امام آمده است: اگر با پایگاه­های ارتجاع و لیبرال امپریالیست­ها به موازات خود آن­ها مبارزه نشود… دینامیزم حرکت قهرمانانه شما پایان می­پذیرد و نهایتاً دچار رکود یا قهقرا خواهد شد … نوع رابطه­ای که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با این دو قطب ( لیبرال – ارتجاع ) مشخّص می­کنند، درحقیقت بیان ذات و اصالت محتوای جنبش خودشان نیز هست.

شاه و همسزش در سفر به آمریککا برای ابراز تسلیم و بردگی در برابر آمریکا
شاه و همسزش در سفر به آمریککا برای ابراز تسلیم و بردگی در برابر آمریکا

حجّت الاسلام هاشمی رفسنجانی در گوشه­ای از سخنان خود تدوین قانون اساسی و اقدام خبرگان را ناشی از خبرگی و پختگی خبرگان است می‌داند و این اقدام را مبارک‌ترین حرکت انقلاب معرفی می‌کند.

 پس از سخنان ایشان، جمعیّت حاضر به دادن شعار پرداخته و سپس اعلام گردید که خطبه­های نماز جمعه به امامت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری خوانده می­شود.

ایشان ابتدائا به تفسیر سوره جمعه پرداخته و سپس بیان نمودند:

کشورهای جهان سوّم تا کی می­خواهند دنباله رو غرب باشند؟ ما تا می­توانیم باید خودمان را از کم­بینی و غرب­گرایی نجات بدهیم. ما خودمان جوان­های با هوش و مبتکر داریم. آن­ها را باید تشویق نمائیم و روحیّه تتبّع را درآنان بیدار نمائیم.

ایشان درمورد آمریکا اشاره کردند:

آمریکا از متمدّن­ترین و پیشرفته­ترین کشورها در صنعت و تکنیک در دنیا می­باشد و هم اکنون جهان سوّم را به واسطه صنعت و تکنیک خود تسخیر کرده است و آن­ها را می­بلعد. امّا این صنعت و تکنیک وقتی با اخلاق و معنویّات همراه نباشد، نتیجه­اش این می­شود که از یک جانی و یا جانیانی حمایت نماید که در یک سال گذشته حدود پنجاه هزار نفر را کشته و دو برابر همین میزان را معلول نموده است و آنگاه از حقوق بشر هم دم می­زند.

کشورهای عرب باید جنایات شاه و سرنوشت شوم شاه را ببینید و عبرت بگیرند. آنان می­توانند با بستن یکی دو روز نفت خود بر آمریکا تاثیر بگذارند, امّا با داشتن این قدرت معذلک در مقابل آمریکا ذلیل و خاضع می­باشند.

با خوانده شدن نماز جمعه و پیام نماینده جبهه سومالی غربی (اوگادن)، نماینده دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برادر مهدی رجب­بیگی[۱] در میان شور و احساسات مردم و در میان شعار«دانشجوی خط امام برتو درود بر تو سلام» طی سخنانی اعلام کرد:

 ما از مردم قهرمان ایران می­خواهیم تحریم اقتصادی علیه آمریکا را شروع نمایند.

 او ضمن تشکر از صنف دارو فروشان و سایر اصناف که کالاهای آمریکایی را تحریم نموده اند، بیان داشت:

از زمانی که ما لانه جاسوسی را اشغال نموده ایم، ملت رشید و معظّم ایران با پیام­ها و حمایت­ها و نقطه نظرهایی که به ما دادند، ما را راهنمایی نموده­اند و در رأس همه پیام­ها، پیام نه سازش و نه تسلیم، است و ما امیداوریم که این وظیفه­ای را که ملت بر دوش ما نهاده است، یعنی ماندن در سفارتخانه را حفظ کنیم. تصمیم نهایی در مورد گروگان­ها یقینا از آن امام و امّت است.

با پایان یافتن سخنان این دانشجوی خط امام که هر جمله از سخنان او با شعارهای تأیید مردم همراه بود و با اقامه نماز عصر، جمعیّت بسیار انبوه نمازگزار، با حمل پلاکاردها و شعارهای مرگ بر آمریکا، به سمت لانه جاسوسی به حرکت در آمد و در تجمع عظیم مقابل لانه و خیابان­های اطراف آن به شعارهایی که از بلندگو پخش می­شد، پاسخ می­گوید:

– کالای آمریکایی، تحریم باید گردد، این شاه آمریکایی، تحویل باید گردد.

– تحریم اقتصادی، سلاح پوسیده است ، دخالت نظامی، خودکشی کارتر است

– به همت خمینی، به یاری توده ها، شاه ترا می­کشیم

 کاخ سفید کارتر و به خاک و خون می­کشیم

– تحریم اقتصادی، هرگز اثر ندارد

 ملت اگر بخواهد، هر روز روزه دارد

– کالای آمریکایی، تحریم باید گردد، تولیدات ایرانی، تشویق باید گردد

– به گفته خمینی، این دوّمین انقلاب، به همّت توده­ها، پیروز باید گردد

امروز بزرگ­ترین راهپیمایی و تجمع مقابل لانه جاسوسی از نخستین روز تا کنون است و مردم با شور و هیجان فراوان و وصف­ناپذیری حضور دارند.

با توجه به تجمع انبوه مردم در مقابل لانه، آقای خوئینی­ها، در میان احساسات پر شور تظاهرکنندگان و شعار «فیضیه، دانشگاه، ضد کارتر، ضد شاه» پشت میکروفون قرار گرفت.

ایشان با برشمردن جنایات آمریکا در ایران و جهان و بیان این نکته که ما از آمریکا خواسته‌ایم، مجرم جنایت­کاری را که با حمایت او دستش به خون ده‌ها هزار انسان بی‌گناه آلوده است و در پناه خود گرفته است، را برای محاکمه به کشور ما تحویل دهد. حال آمریکا ما را به حمله نظامی و محاصره اقتصادی تهدید نموده است. ایشان سپس به خواهران و برادرانی که در پنچ روز گذشته با اقدام به روزه، در مقابل تهدیدات دشمن اعلام آمادگی کرده‌اند، تبریک گفت و اشاره کرد:

 هفته آینده، به عنوان هفته تحریم کالاهای آمریکایی تعیین شده و از همگان دعوت می­نمائیم که تا حد امکان از کالاهای آمریکایی استفاده نکرده و به این وسیله بار دیگر مقاومت خود را در برابر خواسته‌های پلید استعمارگران نشان دهند.

تسخیر لانه جاسوسی  بر پایی نماز جماعت توسط دانشجویان پیرو خط امام
تسخیر لانه جاسوسی بر پایی نماز جماعت توسط دانشجویان پیرو خط امام

تجمّع مردم با توجه به دعوت دانشجویان برای افطار روزه‌داران در مقابل لانه جاسوسی، با خوانده شدن اطلاعیه کلیّه گروه‌ها و انجمن­ها و دسته‌هایی که در راهپیمایی به سمت لانه جاسوسی شر‌کت کرده بودند و ابراز احساسات و تأییدات مردم، تا مغرب ادامه داشت.

با فرارسیدن مغرب، نماز جماعت بزرگی در مقابل لانه برگزار می­شود. سپس تجمع کنندگان که اکثراً افطاری را شخصاً به همراه آورده بودند، به صرف افطار پرداختند.

 حضور جوانان و به خصوص دانشجویان با توجه به پلاکاردهایی که به همراه داشتند، چشم‌گیر بود.

امروز بعد از ظهر یکی دو ساعت از وقتم، بالای اتاق نگهبانی همراه تعداد زیادی از دانشجویان دیگر، به تماشای صحنه‌های باشکوه حضور مردم گذشت. شور و هیجان آن‌چنان همه ما را فرا گرفته بود که همراه با جمعیّت به شعار دادن مشغول بودیم.

یکی از صحنه‌های جالب امروز، سخنرانی مرد مبارزی بود که به خاطر پیروی از امام و مبارزه در راه و خط ایشان، زیر شکنجه‌های ساواک مقاومت کرده بود و شکنجه‌گران قسی‌القلب برای گرفتن اقرار و معرفی مبارزینی که در ارتباط با او بوده‌اند، دستان فرزند چهارساله‌اش ابوالفضل صفایی[۲] را در مقابل چشمانش از بدن جدا کرده بودند. این کودک که اینک در حدود هفت هشت سال سن داشت، در مقابل جمعیّت قرار گرفت و با توجه به اینکه هر دو دستش از شانه جدا شده بود، مردم را شدیداً تحت تأثیر قرارداد.

شاید هیچ سندی محکم‌تر از این برای تأیید خواست ما، یعنی استرداد شاه به ایران برای محاکمه وجود نداشت. بسیاری از افراد حاضر در آنجا گریه می‌کردند و شعارهای «مرگ بر کارتر، مرگ بر شاه» که از عمق وجودشان بر می‌خاست، نشانگر تنفّر عمیق آنان از این جنایت بود.

یکی از دانشجویان پشت تریبون رفته و با اشاره به این کودک بیان می‌کند:

 آمریکا، جنایت­کاری را که دستور چنین جنایتی را صادر کرده، اکنون در پناه خود گرفته و ما خواهان استرداد او هستیم و در برابر هر عملی که علیه ما انجام دهد، چه تهاجم نظامی و چه محاصره اقتصادی، تا آخرین نفس خواهیم ایستاد.

به دنبال این سخنان هیجان‌انگیز، فریاد مردم به شعار علیه شاه و آمریکا بلند می‌شود.

– شاه، شاه، مرگت باد، کارتر، کارتر، ننگت باد

– مرگ بر شیطان بزرگ آمریکا، آن که شده حامی دشمن ما

– شاه اگر آمریکا حامی توست، چوبه دار ملّت، منتظر سر توست

با توجه به حجم عظیم جمعیّتی که به سمت لانه جاسوسی آمده بود، کمک­های مردمی تحویل شده برای زلزله‌زدگان گسترده بود، دوستان مأمور این کار، همراه با برادران جهاد سازندگی و برادران پاسدار روز پر کاری را گذراندند.

حجم کمک­های نقدی و غیر‌نقدی اعجاب‌انگیز است. شمارش پول هم وقت کلانی را به خود اختصاص می‌دهد و تا پاسی از شب ادامه دارد و در پایان شب، معلوم می‌شود که یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان جمع‌آوری شده است[۳].

امروز برای اولین بار، نگهبان گروگان­های داخلی ساختمان مرکزی شدم. ساختمان اداری سه طبقه و در هر طبقه چندین اتاق وجود دارد که در هر اتاق دو یا سه نفر گروگان نگهداری می‌شود. به دلیل مسائل حفاظتی، اجازه ورود به طبقه دوّم که اتاق اسناد است داده نمی‌شود.

 بیشتر دانشجویان این ساختمان، از دانشگاه صنعتی شریف و پلی‌تکنیک (امیرکبیر) هستند و فقط مترجمین و کسانی که در بخش ترجمه کار می‌کنند، اجازه ورود دارند.

تظاهرات و حمایت مردم از اقدام تاریخ ساز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
تظاهرات و حمایت مردم از اقدام تاریخ ساز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

کار نگهبان­ها در اینجا خیلی مشکل است. باید غیر از مواظبت از گروگان­ها، کارهای جنبی مثل بردن آن­ها به دستشویی را هم انجام دهند. برای این کار باید در اتاق، چشم گروگان­ها را بسته و سپس در دستشویی دوباره باز کنند و سپس بعد از انتظار و بیرون آمدن گروگان از دستشویی دوباره چشم او را بسته و به محل استقرارش ببرند.

 یک‌بار یکی از تفنگداران را به دست‌شویی بردم و علیرغم هیکل درشت و قد بسیار بلندش، برای اینکه به او نشان دهم که قدرت بدنی و هیکل درشت او برایم بی‌اهمیّت است، پس از باز کردن چشمش پشت خود را به او کردم و ایستادم، و او با ناباوری، پس از مکث کوتاهی مجبور شد وارد دستشویی شود. البته من احتّیاط را از دست نداده بودم و از آینه‌های اطراف و زیر چشمی مواظب حرکات او بودم. حس کردم غرور روزهای اوّل کاملاً فرو ریخته و اینان و کاملاً درمانده شده‌اند.

در میانه‌های پاس، یکی از دانشجویان به نام عباسعلی- ش در مقابل آینه ادای گاوچران­های آمریکایی را درآورد و به شوخی کلتش را به سوی تصویر خود در آینه بزرگ سالن گرفت، که ناگهان با شلیک گلوله‌ای، آینه با صدای وحشتناکی فرو ریخت. خدا رحم کرد که گلوله کمانه نکرد و به کسی آسیبی نرساند. تعدادی از گروگان­ها نیز شدیداً وحشت کرده بودند، البته سعی شد که از موضوع مطلع نشوند.

نگهبانی در ساختمان و نگهداری و مواظبت از گروگان­ها، اصلاّ به دلم ننشست. حوصله همنشینی با آنان را نداشتم. به خصوص وقتی که یکی از گروگان­ها که یک خلبان آمریکایی در ویتنام بود را دیدم، لحظاتی با شگفتی به او نگاه کردم و از خود می­پرسدم، این شخص چگونه می‌تواند به این راحتی در اینجا نشسته باشد و دستش به خون هزاران زن و مرد و کودک بی‌گناه ویتنامی آلوده باشد؟! با دیدن او، صحنه‌های کشتار مردم ویتنام که چند روز است به وفور از تلویزیون پخش می‌شود، جلوی چشمم رژه می‌رود. این تصاویر برای اولین بار از تلویزیون پخش می‌شد[۴].

مصطفی بازیار از دانشجویان صنعتی شریف، با نشان دادن یکی از نظامیان آمریکایی به نام اسکات، تعریف می­کرد که در روزهای اوّل او در مقابل دانشجویان به امام اهانت نموده بود و یکی از دانشجویان که نتوانسته بود این اهانت را تحمّل نماید او را ادب کرده بود و به او نشان داده بود که دوران استعمار و سلطه و اهانت به ملت ایران برای همیشه تمام شده است و این نظامی متکبّر را مجبور به قبول این واقعیّت کرده بود.

امروز عصر مهندس بازرگان، رئیس مستعفی دولت موقّت، درحسینیه ارشاد سخنرانی کرده و مطالب اعجاب­انگیزی را بیان داشته است:

آخرین فرزند انقلاب، همین جریان گروگان گرفتن است و آثار و تبعاتی است که در سطح بین المللی رخ داد و این شور و هیجان و اضطراب و تبعات دیگری را به وجود آورد که خدا می­داند چه خواهدشد و به کجا خواهد کشید.

ایشان در حالی که اشاره­ای به حضور آمریکا در ایران و حمایت از شاه ننمود به صورت اعجاب­انگیزی بیان داشته است:

وحدتی که ما در اوایل انقلاب داشتیم هرچند به ثمر رساندنش به دست آیت الله خمینی صورت گرفت ولی مبدأ و موکبش مظالم و نیرنگ های شاه بوده است.

 ملت انقلاب کرده و حالت انقلاب یافته بود و بعد از سال­ها ناراحتی و ستم و جور که در دل فرو بردن و همچنین تبلیغات و تلقیناتی که مستقیم و غیر مستقیم به قلم و زبان مارکسیست­ها و یا به قلم و زبان مسلمان­های ما (فهمیده یا نفهمیده) از انتقال همان افکار در آن­ها به وجود آمده بود و انقلاب­های ضد امپریالیستی که ملت دیده بود، یک روحیّه و منطق جدیدی در او پیدا شده بود. دسته­های مارکسیستی یک حالت خاص به انقلاب زنده و متحرّک ما دادند. آن­ها دم از انهدام ارتش زدند که آن را امپریا لیستی می­دانستند. آن­ها اولین دسته­ای بودند که کلمه امپریالیست و این شعار را که انقلاب باید ضدّ امپریالیستی باشد، آوردند و پیشگامی آن­ها برای خیلی­ها مدل شد.

 899-laqh0.AuHi.55

ایشان توجه ننموده­اند که آمریکا در اوایل دهه ۱۳۳۰ و با یک کودتا، شاه را به قدرت بازگرداند و خود بر سیاست ایران و رهبران فراری آن مسلّط گردید و قهرمان زندگی و رهبر مورد علاقه ایشان یعنی دکتر مصدّق را سرنگون ساخت و بر سرنوشت کشور حاکم شد و حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و قربانی شدن سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به حضور نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا بوده است و تنفّر ملت ایران از آمریکا از آن سال آغاز شد.

متأسّفانه این سخنرانی مهر تأییدی است بر اطّلاعیّه­های اوّلیّه دانشجویان که دولت موقّت به دنبال سازش با آمریکا بوده است.

دانشجویان خط امام از اینکه ایشان ضد آمریکایی بودن مردم انقلابی و دانشجویان و امام را به علت تحت تأثیر افکار مارکسیستی بودن آنان دانسته بود، شگفت زده شده بودند. خبر توسط چند تن از دانشجویان که در جلسه حاضر بوده­اند به لانه آورده شده بود و مورد بحث و ابراز نظر دانشجویان قرار گرفت. احساس می­شد که سازش با آمریکا و مذاکره با او توسط ایشان و هم­فکرانشان، یک عمق فکری و مبنایی عقیدتی دارد، و سیاست­های نه ماه گذشته آنان و اجازه دادن به آمریکا و وابستگان داخلی­اش برای دخالت در امور کشور، از یک اندیشه و تفکّر و خط و راه و روش و مکتب سرچشمه می­گیرد. تفکّری که نه تنها به آمریکا به عنوان دشمنی که عزّت و شرافت و استقلال و آزادی و ایمان ملت ایران را تهدید نموده است، نمی نگرد، بلکه کم­ترین حسّاسیّت نسبت به آمریکا و توطئه­هایش در آن وجود ندارد و همبستگی و ارتباط با آمریکا جزء اساسی­ترین مبانی تفکّر آنان است و این امری ساده و اتّفاقی نیست.

امشب به علت مرخصی بعضی از دوستان، تعداد پاس­ها افزایش یافته است. باید با دو ساعت پاس و دو ساعت استراحت، شب را به صبح برسانیم. در هر صورت علیرغم خستگی و بی‌خوابی و پشت سر گذاشتن روزی پر کار، تَوَکلتُ علی الله.

اسم رمز شب امشب هم «محاصره اقتصادی اثر ندارد» می‌باشد.

 

 

 

 

چهاردهمین روز

۲۶ آبان ۱۳۵۸

۲۶ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۱۷ نوامبر ۱۹۷۹

(آمریکا حق ندارد یک دوست ۳۷ ساله را رها کند)

 

با اتمام پاس، وقتی وارد بلوک می‌شوم، گرسنگی مقداری آزارم می‌دهد. کتری را روی اجاق گاز می‌گذارم تا چایی درست کنم. از افطار تا حالا چیزی نخورده‌ام. وسایل صبحانه را آماده می‌کنم. دوستان یکی یکی برای خواندن نماز از خواب بیدار می‌شوند و پس از خواندن نماز سر سفره می‌نشینند. خواب از سرم پریده و با صحبت و گفتگو به محوطه سفارت می‌روم و روز ما به این صورت آغاز می‌گردد.

امروز با اتمام پنج روز روزه، در ساعات اوّلیه صبح، تجمع مردم مقداری کاهش یافته و نسبت به چند روز گذشته راهپیمایی­های کمتری به سمت لانه انجام می‌شود.

چادرهایی که جهت تهیه افطاری و سحری مقابل لانه در خیابان طالقانی، درست شده بود، یکی یکی برچیده می‌شود.

متن قانون اساسی در روزنامه‌های صبح امروز به چاپ رسیده است و وقت زیادی جهت مطالعه و صحبت و اظهار نظر پیرامون اصول آن صرف می­شود.

در هر صورت یک آرزوی بزرگ تمام کسانی که به انقلاب اسلامی به رهبری امام ارادت دارند، محقّق شده و در صورت تأیید حضرت امام، جهت تصویب آن توسط مردم، باید به زودی همه­پرسی برگزار گردد.

با توجه به نفوذ و اقبالی که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در میان مردم کشور پیدا نموده‌اند و تأثیر گذاری عمیقی که بر افکار عمومی دارند، یقیناً می‌توانند نقش مهمّی، در بسیج مردم، برای شرکت در همه­پرسی و جلو گیری از تبلیغات سوء گروهک­های ضد انقلاب داشته باشند.

مصطفی بازیار که علاوه بر نگهبانی در ساختمان مرکزی و نگهداری از گروگان­ها، در ورودی سفارت نیز به برادران کمک می‌کند، می‌گوید که یک خبرنگار انگلیسی روز قبل به او پیشنهاد داده که حاضر است دوربین بسیار گران‌قیمت خود را به او ببخشد، به شرطی که او تنها یک عکس با آن، آن هم به هر صورت که می‌خواهد از گروگان­ها گرفته و در اختیار او قرار دهد. مصطفی نیز با توجه به مسائل امنیّتی و سایر مسائل، از قبول چنین چیزی امتناع نموده بود. او در ضمن تعریف می­نمود که تیم لِوِلین، خبرنگار بی بی سی مقدار زیادی فیلم و عکس از دوران انقلاب آورده و خواهان تعویض آن با چند عکس از گروگان­ها شده است، و او این پیشنهاد را به شورای لانه داده و شورا هنوز اظهار نظری نکرده است.

هدایای زیادی از جانب مردم برای دانشجویان خط امام فرستاده شده است. در میان هدایای مردم، یک کامیون پر از پسته، بیشتر جلب نظر می‌کند که این کامیون توسط مردم رفسنجان فرستاده شده است.

پیرزنی با یک ظرف پر از شیر به مقابل در لانه آمده بود و با التماس می‌خواست که دانشجویان آن را از او بگیرند. امّا طبق دستور شورای لانه و به دلایل امنیّتی از دریافت آن خودداری شده بود. پیرزن که باورش نمی‌شد دانشجویان خط امام هدیه او را ‌نگیرند، بسیار ناراحت شده و مقداری از آن شیر را در مقابل دانشجویان نوشیده و گفته بود که فکر می‌کنید من آن را مسموم کرده‌ام. دوستان نگهبان هم برای جلوگیری از ناراحتی او آن را دریافت نموده بودند.

هرچه به ظهر نزدیک‌تر می‌شویم، تجمع مردم گسترده‌تر می‌شود.

 عصر امروز نیز راهپیمایی­های گسترده و متعدّدی توسط اقشار مختلف، به سمت لانه جاسوسی انجام می‌شود و تا مغرب ادامه دارد.

هزاران تن از افراد پلیس تهران و پرسنل شهربانی و دانشجویان دانشکده افسری این نیرو و دانشجویان دانشکده افسری نیروی زمینی، در دسته‌های چند هزار نفری به سوی لانه جاسوسی راهپیمایی کرده‌ و قطعنامه خود را قرائت می‌کنند.

پیشه‌وران و بازاریان هم در حالی که عکس بزرگی از حضرت امام را در مقابل خود دارند، امروز به صورت دسته جمعی به سوی لانه جاسوسی راهپیمایی می­کنند و تعداد زیادی سبد گل برای هدیه به دانشجویان، به مناسبت پایان پنج روز روزه سیاسی با خود آورده‌اند و گل­ها را به برادران نگهبان در ورودی تحویل می‌دهند. نماینده بازاریان نیز طیّ سخنانی اعلام داشت:

 قرآن می­فرماید شیطان شما را به فقر و گرسنگی دعوت می­کند و آمریکا شیطان پلید، ایران را به محاصره اقتصادی تهدید می­نماید. امّا ما به نمایندگی از اصناف ایران، اعلام می­داریم ملت ما که توانست رژیم تحت حمایت آمریکا را سرنگون کند، خواهد توانست از کالاهای صنعتی و تجاری آمریکا نیز صرف نظر کند.

.

 سپس قطعنامه آنان خوانده می‌شود. در این قطعنامه اعلام شده بود که به عنوان حمایت از تحریم مصرف و استفاده از کالاهای آمریکایی، یک روز بازار را تعطیل و از فروش هرگونه وسیله آمریکایی خودداری خواهند کرد. آنان خواستار جلوگیری از واردات کالاهای لوکس، زینتی و غیر ضروری به کشور شده و بیان داشته بودند که حاضرند مایحتاج مردم را با حداقل قیمت، از سایر کشورها وارد نمایند.

امروز عصر در مقابل درب اصلی تجمع عظیمی مشاهده می­شود. علت اصلی این تجمع این بود که حضرت امام با صدور اطّلاعیّه­ای از دانشجویان می­خواهند که گروگان­های زن و سیاهپوست آزاد گردند:

 ملت ایران به پا خاسته که نگذارد این لانه­های جاسوسی در ایران به عمل ننگین خود ادامه دهند و تا استرداد محمّد رضا پهلوی برای محاکمه و استرداد آنچه به یغما برده است، این لانه جاسوسی و آن جاسوسان حرفه­ای به حال خود باقی خواهند ماند، لکن برای آنکه اسلام برای زن­ها حقوق ویژه­ای قائل است و سیاهپوستان که عموماً در تحت فشار ظلم به سر برده­اند و شاید بطور الزام به ایران آمده باشند، نسبت به آنان در صورتی که جاسوسی آن­ها ثابت نشده باشد، تخفیف دهید.

دانشجویان عزیز،

سیاهپوستان و زنانی که جاسوسی آن­ها معلوم نیست، به وزارت خارجه تحویل دهید که فوراً آن­ها را از ایران اخراج نمایند.

 ملت شریف ایران اجازه آزادی بقیه را نمی­دهد، لذا دیگران در بازداشت هستند تا دولت آمریکا به خواست ملت ایران عمل کند.

سی و هفتمین اطلاعیه دانشجویان نیز در همین رابطه منتشر می­شود و طبق معمول ابتدا توسط یکی از برادران از بلندگوی لانه به اطّلاع مردم می‌رسد.

دانشجویان خط امام، با صدور اطّلاعیّه‌ای جدا‌گانه از حجّت‌الاسلام سیّداحمد خمینی، دعوت می­کنند جهت نظارت در امر انتقال گروگان­ها به تهران بیایند.

ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان سرپرست وزارت خارجه، در این رابطه نامه‌ای برای حجّت‌الاسلام سیّداحمد خمینی ارسال نموده و از ایشان می­خواهد که در این امر وزارت خار‌جه را کمک کنند.

بر اساس در خواست دانشجویان، حاج سیّداحمد، حدود ساعت ده صبح وارد سفارت می‌شود و با دانشجویان در این رابطه به گفتگو می‌پردازد.

 حضور خبرنگاران برای انعکاس این اتّفاق مهم چشمگیر است. بسیاری مشغول ارسال گزارش مستقیم از حضور مردم در مقابل لانه هستند. تلاش آنان برای به دست آوردن کوچک‌ترین خبر در این رابطه، جالب توجه است.

با توجه به گرفتاری دانشجویان جهت بررسی پرونده گروگان­هایی که باید آزاد شوند، امروز فرصت پذیرش خبرنگاران وجود ندارد و تلاش آنان برای ورود، بی‌ثمر می‌ماند.

دانش‌آموزان دختر و پسر دبیرستان­های مختلف تهران امروز به سوی لانه جاسوسی راهپیمایی نموده‌اند.

گروهی از دانش‌آموزان یکی از دبیرستان­های دخترانه جنوب تهران وقتی به مقابل لانه می‌رسند از من که اتّفاقی در کنار در حضور دارم، خواستار دیدار یکی از خواهران دانشجوی پیرو خط امام، که در آن مدرسه تدریس می‌کند می‌شوند. من نیز توسط یکی از خواهران برای ایشان پیغام می‌فرستم. با آمدن او دانش‌آموزان خوشحال می­شوند. این خواهر دانشجو تعلیمات دینی تدریس می‌کند و معلوم است تأثیر زیادی روی آن­ها گذاشته است. ایشان پس از مقداری صحبت با دانش‌آموزان، در خصوص جریانات سیاسی و گروهک­ها که در مدارس، جهت جذب دانش‌آموزان تلاش می‌کنند، برایم صحبت می‌کند و می‌گوید لازم است با توجه به نفوذی که دانشجویان خط امام دارند، در این رابطه تلاش نمایند. او پیشنهاد می‌دهد در صورتی که علاقه‌مند هستید، شما نیز در این دبیرستان می‌توانید به تدریس بپردازید.

این پیشنهاد موجب شد که تصمیم بگیرم از فرصت­هایی که وجود دارد، در این رابطه استفاده نمایم. قرار شد که در رابطه با ساعات و دروسی که باید توسط اینجانب تدریس شود با مسئولین دبیرستان هماهنگی نموده و به من اطّلاع دهند. دبیرستان در منطقه یاخچی‌آباد، در جنوب شهر تهران بود.

دانشجویان پیرو خط امام
دانشجویان پیرو خط امام

با توجه به اعتراضی که دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه ملّی به شورای لانه، در رابطه با حضور یکی از عناصر وابسته به جنبش مسلمانان مبارز، آقای عباس عبدی که از دانشجویان دانشگاه پلی‌تکنیک است، به نمایندگی از شورای لانه برای صحبت با ما به ساختمان اداری که تعدادی از دانشجویان دانشگاه ملّی در آن ساکن هستند آمد.

او از ما می‌خواهد که موضوع اعتراض خود را بیان کنیم. ما نیز اعلام می‌کنیم که ما همگی از سوابق سیاسی و تشکیلاتی ایشان اطّلاع داریم و ایشان حقّ حضور میان دانشجویان خط امام را ندارند، زیرا گروهکی که ایشان عضو آن است، دارای عقاید التقاطی بوده و اعتقادی به امام و انقلاب اسلامی ندارد، و موضع‌گیری رهبران آن در چند ماه گذشته واضح و روشن است و بزرگ­ترین هدف رهبران آن قدرت‌طلبی است.

ایشان جواب عجیبی به اعتراض ما داد که موجب اعتراض همه ما شد. او پاسخ داد: من هم از وابستگی او به این تشکیلات اطّلاع دارم و با او صحبت کردم. او قول داده که از مسائل داخلی لانه با گروه خود سخن نگوید و چون آدم خوبی است، من به حرف او اعتماد دارم.

 این پاسخ کاملاً در نظر ما بی‌منطق و برخاسته از یک فکر غیر منطبق با خط امام بود و مورد اعتراض شدید ما قرار گرفت. امّا متأسفانه با بی‌توجّهی ایشان رو به رو شد.

این پاسخ نوعی بدبینی نسبت به نماینده شورا را فراهم آورد و اعتراضات خود را به شورای لانه منعکس نمودیم که به علت گرفتاری‌ آزاد کردن گروگان­ها، بررسی آن به بعد موکول شد.

یکی از دوستان دوربین شخصی‌اش را آورده است و چند عکس یادگاری گرفتیم، یکی از دوستان به شوخی به ایشان می‌گوید:

 «اگر آمریکا حمله کرد، این عکس­ها به عنوان سند به دست آن­ها خواهد افتاد و دیگر نمی‌توانی دانشجوی خط امام بودن را انکار کنی.»

زندگی شبانه‌روزی در لانه و آشنایی دانشجویان با یکدیگر موجب شد باب شوخی و مزاح نیز باز شود.

حدود ساعت چهار بعد از ظهر وارد بلوک می‌شوم. تعدادی از هم‌بلوکی­ها دور هم جمع شده و مشغول صحبت با یکدیگرند. با ورود من به طرز مشکوکی به یکدیگر علامت می‌دهند. امّا من اصلاً متوجّه ماجرا نمی‌شوم و وقتی با انداختن یک پتو روی سرم کتک مفصلی می‌خورم، تازه به رمز و راز این علائم مشکوک، پی می‌برم. من که انتظار چنین چیزی را نداشتم، با مقداری عصبانیّت به آن اعتراض کردم، آن­ها هم که انتظار چنین عکس‌العملی را در برابر شوخی ابداعی خود نداشتند، جا خوردند. آنان به این ابداع خود «جشن پتو» می‌گفتند. من بی اطّلاع از شوخی بودن آن سر و صدای خود را بلند کرده بودم.

این شوخی­ها در بلوک ما که تنها محلی بود که دانشجویان تمام دانشگاه­ها در آن حضور داشتند، هر روز گسترده­تر شد و ساعات سخت حضور شبانه روزی در لانه جاسوسی و حفاظت از گروگان­ها، با چاشنی این شوخی­ها، شیرین می­شد. انواع شوخی­های دسته جمعی جدید الاختراع! و جدیدالابداع! نیز هر روز اختراع و ابداع می­شد. مثلاً پس از اینکه میوه خورده می­شد ناگهان چراغ­ها خاموش می­شد و پوست­های میوه در میان خنده مرموزانه بانیان شوخی بر سر و روی افراد دعوت شده بی اطّلاع فرود می­آمد. در ادامه، این شوخی­ها به شوخی­های وحشتناک نیز منجر شد. پرتاب نارنجک گاز اشک آور پودری موجود در سفارت به درون بلوک که تا چند ماه روی موکت­ها علیرغم بارها جارو کردن آن­ها، نمی­شد نشست، چون بلافاصله از چشمانت اشک جاری می­شد، یکی از این ابداعات بود و از آن وحشتناک­تردر یکی از روزها، امیر سعیدی یکی از دانشجویان سردمدار شوخی، سر لوله آب فشار قوی آتشفشانی سفارت را به درون بلوک کرده بود و تمام اتاق را و وسایل آن و ساکنین آن را خیس نموده بود.

 در ادامه آهسته آهسته شوخی­ها سیاسی نیز شد. بدین­صورت که سردمداران این نوع از شوخی که چند تن از دانشجویان پزشکی دانشگاه خودمان( غلامحسین زاده و امیر سامی) و یکی از دانشجویان پلی تکنیک ( هادی رحمتی) و اعوان و انصارشان که از دانشگاه های دیگر بودند، یکی از اعضای شورای مرکزی و یا شورای بازو را جدّی جدّی به صورتی که بو نبرد، برای پاسخگویی به سوالات به بلوک دعوت می­نمودند و در آنجا در یک موقعیّت پیش آمده او را به صندلی می­بستند و به محاکمه او می­پرداختند! از خنده­دارترین این محاکمات، محاکمه حسین شیخ الاسلام بود که برای دعوت از نهضت­های آزادیبخش برای سمیناری که قرار بود در تهران برگزار شود از جانب دانشجویان خط امام به لبنان رفته بود. جرم ادّعایی سردمداران شوخی برای او تماس با نیروهای ارتجاعی شبه نظامی مسیحی فالانژ که نقش زیادی در کشتار مسلمانان لبنان و همکاری با آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ­های داخلی لبنان داشتند، بود. چند تن از اعضای شورا نیز به همین صورت به بلوک ما دعوت ­شدند و پس از بسته شدن به صندلی و پس از محاکمه، ابتدائاً محکوم به تراشیده شدن سر ­شدند و یکی از دانشجویان نیز از قبل مقدمات این کار را فراهم ­کرده بود و ماشین سرتراشی را برمی­داشت که آن را اجرا کند. اگر چه در نهایت سر محکوم تراشیده نمی­شد، امّا شوخی شوخی کتک مفصلی نوش جان می­کرد. بدبخت کارتر که نمی­دانست در لانه جاسوسی در تهران دانشجویان گروگانگیر مشغول چه کاری هستند! و آنهمه خود خوری می­کرد و بر جسته­ترین نظامیانش را آماده هجوم کرده بود!

از قراری خیلی­ها از جمله رضا سیف­اللهی و ابراهیم اصغرزاده از اعضای شورای مرکزی لانه، در چند روز گذشته در این «جشن پتو» کتک مفصلی خورده­اند.

در قسمت اداری، که دانشجویان دانشگاه ملّی مستقر بودند، در ساعات بیکاری بیشتر مسابقه کشتی برگزار می‌شد و کاظم ده­بزرگی به خاطر وضعیّت بدنی، قهرمان تشک محسوب می‌شد. تشکی که همان موکت­های کف اتاق بود. یکی از رقبای او هم من بودم که به بعضی فنون کشتی آشنا بودم. اکثر موارد هم برنده میدان او بود. اگر چه چند بار تن به شکست در برابر من داد. گاهی تعداد کشتی قهرمانی! ما به پنج یا شش بار در روز می‌رسید.

امروز متأسّفانه موقع کشتی پشت دستم به یک سوزن منگنه که کف اتاق افتاده بود و لا به ‌لای موکت­ها گم شده بود گیر کرد و خراش عمیقی روی دستم به وجود آورد و خون از آن جاری شد. به صورتی که مجبور شدم دستم را پانسمان کنم. در هر صورت سختی­های حضور در لانه جاسوسی تفریحاتی را می­طلبد و تفریح کسانی که جاسوسان ابرقدرت بزرگ روزگار را به گروگان گرفته­اند، بهتر از این نمی­شود و این کارها هم تفریحات ما شده بود.

همان‌طور که بیان شد، در یکی از اتاق­های جنب اتاق اسناد، وسایلی وجود داشت که با عجله تخریب شده بود، از مجموعه این وسایل به خوبی مشخّص بود که جاسوسان آمریکایی به جعل اسناد و ساختن کپی انواع مهرها می‌پرداخته‌اند. خوشبختانه دو عدد مهر در پاکتی پیدا شده که تعداد زیادی پاسپورت جعلی در آن وجود دارد.

صبحگاه امروز طی اطّلاعیّه‌ای، این موضوع به اطّلاع مردم می‌رسد و بیان می‌شود که بسیاری از وابستگان رژیم پهلوی و عناصر ساواک و… با پاسپورت جعلی صادره توسط لانه جاسوسی از ایران فرار کرده‌اند و مسئولیت آن با آمریکا و سفارت آن کشور در تهران می‌باشد.

یکی از دوستان، یک روزنامه آمریکایی را که توسط یکی از ایرانیان بازگشته از آمریکا به او داده شده را نشان می‌دهد. در این روزنامه عکس دو سه تن از دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی که سلاح در دست دارند و به نگهبانی مشغول هستند، چاپ شده است.

علی الظّاهر روزنامه های آمریکایی تصمیم گرفته­اند اصطلاح افراد مسلّح را بر روی دانشجویان خط امام بگذارند. علت آن نیز این است که دستگاه­های تبلیغاتی آمریکایی برای لوث کردن اقدام دانشجویان، تبلیغات سوئی را علیه دانشجویان و مردم ایران سازماندهی کرده­اند تا افکار عمومی مردم آمریکا و مردم جهان را به سوئی که می­خواهند سوق دهند و حقیقت قضیه تسخیر لانه جاسوسی را از آنان پوشیده نگه دارند و این با اعلام اینکه تسخیر کنندگان لانه جاسوسی، صدها دانشجو و افراد تحصیل کرده یک کشور هستند، همخوانی ندارد و به همین دلیل باید چهره دانشجویان مخدوش گردد و آنان را افرادی مسلّح و نظامی و خشن جلوه ‌دهند و این در حالی است که دانشجویان در موقع تسخیر لانه جاسوسی سلاحی با خود نداشتند و با دست خالی آن را به تصرّف خود در آورده بودند و در حال حاضر نیز اسلحه را برای حفاظت از گروگان­ها و جلو­گیری از تهاجم احتمالی به دست گرفته­اند.

لانه جاسوسی آمریکا
لانه جاسوسی آمریکا

یکی از کارهای نفرت‌انگیز در لانه جاسوسی توسط ‌کار‌کنان سفارت، استفاده از عکس امام به عنوان سیبل نشانه‌گیری با تفنگ و کلت و نیز صفحه هدف برای بازی بود. عکس­های امام که صدها سوراخ روی آن دیده می‌شد، به دست دانشجویان افتاد. تنفّر آمریکا از امام، که دست آنان را از کشور ایران و منابع عظیم نفت و ثروت آن کوتاه ساخته و نوکر آنان یعنی شاه را بیرون کرده بود، کاملاً قابل درک و فهم بود و این نیز نشان از همین داشت.

تعدادی پوستر هم که طرح­هایی در رابطه با حضرت امام بر آن ترسیم شده، در یکی از اتاق­های ساختمان مرکزی پیدا شد. طرح­ها بسیار عوامانه است. تعدادی از دوستان حدس می‌زنند این پوسترها جهت ساختن چهره‌ای عوامانه از امام، طراحی و چاپ شده است. در یکی از این پوسترها حضرت امام در حال جنگ تن به تن با یک اژدهاست. در هر صورت وجود تعدادی از این پوسترها در لانه جاسوسی مورد سؤال بود و در ادامه اقدامات آنان جهت ایجاد یک جنگ تبلیغی علیه انقلاب اسلامی و به شکست کشاندن آن بوده است.

دوستانی که مشغول باز سازی اسناد هستند ، از وجود مطالبی پیرامون ارتباطات بعض از دولتمردان با جاسوسخانه آمریکا سخن می‌گویند. البته هنوز جزئیات آن کاملاً آشکار نشده و ما کنجکاوانه به دنبال فاش شدن بیشتر جزئیات آن­ها هستیم.

حسین بهادری فرد[۵] که از دانشجویان دانشگاه ملّی و در بلوک ما ساکن است، علاقه‌مند شده که اسناد رشته شده را بازسازی نماید. او به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در این رابطه فعّالیت می‌نماید و گاه گاهی از مسائل یافت شده در اسناد، مطالبی را بیان می‌کند که شنیدنی است.

امروز چند تلگراف از سوی اتحادیّه انجمن­های اسلامی دانشجویان اروپا و دانشجویان ایرانی ‌مجارستان، در حمایت و تأیید حرکت دانشجویان پیرو خط امام واصل شد‌ه است.

ایرانیان و دانشجویان ایرانی مقیم مجارستان تلگرامی برای دانشجویان خط امام ارسال نموده­اند و در آن بیان داشته­اند:

 این عمل انقلابی شما افسانه شکست ناپذیری آمریکا را بار دیگر در برابر خلق­های ستم دیده جهان فرو ریخت و دست رد جانانه­ای به سینه کسانی زد که می­خواهند با تطهیر امپریالیسم، بار دیگر و به صورتی دیگر به ایران برگردند.

اینهم از آخرین اخبار امروز

ساعت دوازده شب بعد از پاس شبانه، از پاسبخش اسم شب را می‌پرسم تا ساعت ۲ برای پاس بعدی دچار مشکل نشوم. اسم شب «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» است.

 وقتی سر را روی پتوی تا شده می‌گذارم و پتوی دیگری را روی خود می‌کشم، آنقدر خسته هستم که بلافاصله و به یکباره از تمام سر و صداها و اخبار و آنچه در جهان دارد اتّفاق می­افتد، رها می‌شوم و در خواب خوش دو ساعته، خواب می‌بینم که با دانشجویان خط امام به حضور امام رسیده‌ایم و ایشان با محبّت به دانشجویان نگاه می‌کنند و برایشان دست تکان می‌دهند.

 

 

 

 

پانزدهمین روز

 ۲۷ آبان ۱۳۵۸

۲۷ ذی‌الحجّه‌الحرام ۱۳۹۹

۱۸ نوامبر ۱۹۷۹

گروگانها محاکمه خواهند شد

 

امروز به علت اینکه قرار است گروگان­های زن و سیاه‌پوست آزاد شوند، تعداد خبرنگاران خارجی از اولین ساعات بامداد به صورت چشم‌گیری در مقابل لانه جاسوسی افزایش یافته است. بسیاری از خبرنگاران، از کشورهای مختلف خود را به تهران رسانده‌اند تا بتوانند خبر مربوط به این اقدام را به مراکز خود ارسال نمایند.

کثرت دوربین­های فیلم‌برداری و عکاسی اعجاب‌انگیز است. کوچک‌ترین حرکت و رفت و آمد دانشجویان تحت نظر آن­هاست.

مردم نیز با اطّلاع از موضوع آزاد شدن گروگان­ها، در خیابان طالقانی و در مقابل لانه، تجمع کرده‌اند. امروز شور و هیجان جدیدی در مردم مشاهده می‌شود. مسئولان شورای مرکزی نیز گرفتار انجام مقدمات این جریان و مشغول بررسی پرونده گروگان­ها هستند. مسئولان روابط عمومی هم دنبال آماده‌سازی محوطه باز کنار ساختمان ویزا، جهت انجام مصاحبه مطبوعاتی می‌باشند. پیش‌بینی می‌شود بیش از صد خبرنگار در این مصاحبه شرکت خواهند نمود.

سعی می‌شود محیط به صورتی باشد که امکان پخش تصاویر گروگان­ها بدون پیام‌های دانشجویان و عکس شهدای انقلاب نباشد. در هر صورت نظام حاکم برآمریکا، فریب افکار عمومی را سر لوحه امور خود قرارداده و دانشجویان این را در دو هفته گذشته به خوبی این خباثت را مشاهده نموده‌اند.

جالب توجه است که سخنان امام به نماینده پاپ و اعتراض به ایشان به خاطر سکوت در برابر جنایات و مظالم شاه و آمریکا، و دلسوزی بی‌جای ایشان برای گروگان­های جاسوس و اقدام جهت آزادی آنان را که تا کنون به گوش مردم آمریکا نرسیده، امروز پس از گذشت حدود دو هفته، توسط سفارت ایران در آمریکا به صورت یک رپرتاژ آگهی، آن هم با هزینه بسیار گزاف هجده هزار دلاری، در یک صفحه از مجله نیویورک تایمز به چاپ رسیده است.

 بنابراین این ساده لوحی است که ما فکر کنیم آنان اجازه دهند هر چه را ما می­خواهیم به گوش مردم آمریکا برسانند و بدین وسیله پایه­های حاکمیّت و قدرت خود را که بر جهل و بی­اطّلاعی انسان­ها استوار است، تخریب کنند، لذا باید با آماده کردن محیط مصاحبه، حداکثر استفاده را از این فرصت بنماییم، به همین دلیل محل مصاحبه با چند عکس بزرگ از امام و تصاویر شهدا و صحنه­هایی ازحضور مردم در دوران انقلاب و پلاکاردهایی به زبان انگلیسی و فارسی با مضامین زیر نیز پوشیده می‌شود:

– کارتر از شاه مطرود و مجرم به بهانه مریضی حمایت می‌کند.

– ما نه از اقدام نظامی می‌ترسیم و نه از محاصره اقتصادی.

– حساب ملت آمریکا از دولت آمریکا را جدا می‌دانیم.

– ای سیاه‌پوستان ستم دیده! دولت آمریکا دشمن مشترک ما و شماست.

خبرنگاران کشورهای مختلف با پدیده جدیدی رو به رو شده‌اند و این پدیده فکر آنان را مشغول به خود نموده است:

 «زن بودن» و یا «سیاه‌پوست تحت ستم بودن» به عنوان یک امتیاز.

این از سخنان خصوصی آنان با یکدیگر که به خاطر اینکه در کنارشان هستم به گوشم می­رسد، به خوبی قابل فهم است.

 از فرهنگ و تفکّر آنان که زنان هیچ احترام خاصی در میان آنان ندارند، به شدّت متعجّب می‌شوم، به خصوص وقتی که یک خبرنگار مرد آمریکایی با ناراحتی و ناباوری و با صدای بلند و در حالی که داشت وارد محل مصاحبه می‌شد، می‌گوید: «چه تفاوتی میان زن و مرد وجود دارد که بقیه باید بمانند و زنان باید آزاد شوند!؟»

سخن خبرنگار مدّت­ها ذهن مرا مشغول خود کرده بود و به تفاوت­های فرهنگی میان خودمان و غربی­ها می­اندیشیدم.

ما حتی در جریان حفظ و نگهداری از گروگان­ها و در جریان لانه جاسوسی نیز وظایف خانم­هایی که با ما همراه بودند را بسیار سبک­تر از آقایان قرار داده بودیم، خانم­ها شب­ها تنها در اطراف ساختمان مسکونی خود به نگهبانی می­پرداختند و نگهبانی از سایر نقاط لانه جاسوسی در شب­ها و در مناطق حسّاس آن در روزها، برعهده آقایان بود و هیچ کس به خود اجازه نمی­داد که خانم­ها چنین وظایفی را به عهده بگیرند.

 حال ما با این فرهنگ و تفکّر با انسان­های مسخ شده غربی روبرو بودیم و به طور متقابل از یکدیگر متعجّب شده بودیم.

 آزادی زنان و سیاه پوستان یک چالش بزرگ فرهنگی برای غربی­ها بود و پیام­های بزرگی از انسانیّت برای آنان به خصوص برای زنان و سیاه پوستان، این مظلومان و قربانیان چند صدساله نظام غارت و سلطه، در برداشت و انقلاب اسلامی نیز نه برای آزاد سازی یک سرزمین، بلکه برای نشان دادن راهی جدید برای زندگی و تفکّر و اندیشیدن در برابر انسان­های قربانی«زر» و «زور» و «تزویر» در جهان معاصر بود.

در کل دانشجویان تلاش می­کردند که گروگان­ها، به خصوص کادرهای پائین آن­ها که تنها برای مأموریت­های اداری به ایران آمده بودند، با مسائل انقلاب و جنایاتی که شاه در حق ملت خود روا داشته بود و حمایت­هایی که دولتمردان آمریکا از او نموده بودند، آشنا گردند.

امروز نیز با توجه به اینکه کار بررسی پرونده سه نفر از گروگان­ها تمام شده و قرار است آزاد شوند، مقدار بیشتری با آنان از حقایق انقلاب و جنایات شاه و حمایت­های آمریکا از شاه صبحت می­شود.

افرادی که امروز قرار است آزاد گردند، دو نفر سیاه‌پوست به نامهای:

 ۱- لادل میپلز ۲۰ ساله تفنگدار دریایی، مرد سیاه­پوست

 ۲- ویلیام کوارلز ۲۴ ساله گروهبان، مرد سیاه­پوست

۳- کتی گروس، یک زن سفید پوست که مسئولیتش منشی­گری بوده است.

 هر سه به یکی از اتاق­های جنب ساختمان مرکزی آورده می‌شوند و توسط حجّت‌الاسلام و المسلیمن خوئینی­ها خبر آزادی قریب الوقوع آنان به دلیل دستور امام، به اطّلاع آنان می­رسد و سپس نامه امام نیز برای آنان قرائت می‌گردد و آنان در حالی که از خوشحالی سر از پا نمی‌شناسند، شدیداً متعجّب شده و تحت تأثیر دلایل مطرح شده در نامه امام قرار می‌گیرند.

در حدود ساعت نُه شب آنان در حالی که لباس­های گرم پوشیده‌اند، جهت مصاحبه به محوطه باز آماده شده از قبل، آورده می‌شوند.

حدود دویست خبرنگار اجازه یافته‌اند وارد محوطه لانه جاسوسی شوند. پس از اینکه سه گروگان وارد محل مصاحبه می‌شوند، ده­ها فلاش دوربین به کار می‌افتد و آنان زیر نور خیره کننده پروژکتورها و فلاش­ها، در محل تعیین شده می‌نشینند.

خبرنگاران در حالی که از سر و شانه هم بالا می‌روند، با سر و صدا و فریاد و با بی‌نظمی اعجاب‌انگیزی، شروع به طرح سؤالات خود می‌نمایند. این امر موجب می‌شود حسین شیخ الاسلام، یکی از دانشجویان که قبلاً در آمریکا تحصیل می‌کرده و بعد از انقلاب به ایران آمده است، از خبرنگاران بخواهد نظم را رعایت نمایند و تک تک و به نوبت سؤال کنند.

ابتدا آیاتی از کلام الله مجید توسط یکی از دانشجویان تلاوت می‌شود و سپس مصاحبه خبرنگاران داخلی و خارجی با سه گروگان آزاد شده آغاز می‌گردد.

 تعدادی از سؤالاتی که از آنان می­شود و پاسخ­های آنان به صورت زیر است:

خبرنگار: چرا سفارت آمریکا اشغال شده است؟

کوارلز: ایرانیان می­گویند که اینجا سفارت­خانه نیست و جاسوس­خانه است. مردم ایران در جهت عقیده­اشان عمل می­نمایند و می­دانند که چه می­کنند.

– آیا سلامتی گروگان­ها در خطر بوده است؟

خانم گروس: خیر هرگز در خطر نبوده است. با ما بسیار خوش رفتاری شده است.

– نظر شما در مورد شاه مخلوع چیست؟

لادل میپلز: من چیز زیادی در مورد شاه نمی دانم، البته درباره او و کارهایی که در ایران انجام داده بسیار شنیده­ام، امّا نمی­توانم بگویم که باید به ایران برگردانده شود.

­کوارلز: در مدّتی که در گروگان بودم، در تماس با دانشجویان، بسیاری از مطالب و حقایق برایم روشن شد. چون هر جریانی دو طرف دارد و ما تنها تبلیغات آمریکا را شنیده بودیم و در اینجا از حقایق طرف دیگر مطلع شدیم و دیدیم که آمریکا چگونه امپریالیست است. وقتی به وطنم بازگردم، حقایق را برای هم وطنانم خواهم گفت.

– آیا دانشجویان حقّ دارند که سفارت آمریکا را اشغال نمایند؟

کتی گروس: هر کشوری نخواهد کشور دیگری در امور داخلیش دخالت کند، حق دارد و من وقتی به آمریکا بروم حقایق را بازگو خواهم کرد.

– شما زیر ورقه طوماری را که در آن خواسته شده بود شاه به ایران بازگردانده شود امضاء کرده­اید، یا از جانب شما امضاء شده است؟

کوارلز: من زیر آن را امضاء کرده­ام، زیرا به نظر من شاه باید به ایران بازگردانده شود و هیچ اجباری در این کار نبوده است.

لادل میپلز: من امضاء نکرده­ام چون نمی­خواستم نامم بر روی نامه­ای علیه دولت آمریکا وجود داشته باشد.

کتی گروس: من آن را امضاء کرده­ام، آمریکا باید شاه را به ایران تحویل دهد.

– پس از بازگشت به آمریکا به دولت خود چه خواهید گفت؟

ویلیام کوارلز: معتقدم آمریکا باید در سیاست خارجی خود تجدید نظر کند. چرا که ممکن است همین مشکلات در نقاط دیگر برای آمریکائیان به وجود آید. زیرا بر اساس سیاست دولت آمریکا و به دست مقامات بلند پایه است که مردم ستم کشیده در جهان تحت ظلم هستند. انقلاب ایران یک نمونه است. مردمی که در فشار بودند، بالاخره ایستادند، با هم متحّد شدند و برای حقوق بشر از دست رفته­اشان جنگیدند و پیروز شدند.

– پیام شما برای سیاه پوستان جهان چیست؟

کوارلز: پیام من برای آن­ها این است که انقلاب ایران نمونه و سرمشقی است برای همه مظلومین جهان. سیاه پوستان باید علیه ظالمین متّحد شوند و قیام نمایند.

پس از پایان مصاحبه، گروگان­ها از امام خمینی به خاطر توجه خاص به زنان و سیاه‌پوستان تشکّر کردند و بیان داشتند که ما می‌دانیم که ایدئولوژی اسلام بود که چنین توجّهی را به ما روا داشت.

آلبومی شامل عکس­های تظاهرات زنان ایرانی در دوران انقلاب، توسط دانشجویان به خانم گروس هدیه شد. خوشحالی فوق‌العاده گروگان­هایی که قرار است آزاد شوند جالب توجه بود.

محوطه محل مصاحبه، توسط دانشجویان کاملاً حفاظت شده و به خبرنگاران اجازه داده نمی‌شود که بدون هماهنگی خارج شوند. تعدادی از دانشجویان با اسلحه، در اطراف ایستاده‌اند و من هم امشب همین وظیفه را به عهده دارم.

برنامه مصاحبه حدود ساعت ۳۰/۲۳ و با اجرای مجدّد سرود خمینی ای امام، توسط تعدادی از دانشجویان به پایان می‌رسد.

گروگان­ها به محل قبلی بازگردانده می‌شوند تا در یک مصاحبه اختصاصی با سیمای جمهوری اسلامی شرکت ‌کنند. آن­ها فردا صبح قرار است به فرودگاه برده شوند.

امروز عصر، آقای خوئینی­ها و یکی از دانشجویان در یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور دویست خبرنگار داخلی و خارجی شرکت نمودند. غالب این خبرنگاران با توجه به جریان آزادی گروگان­ها خود را به تهران رسانده‌اند.

این روزها خبر مهّم جهان این است که گروهی از دانشجویان ایرانی، کارمندان سفارت آمریکا را به گروگان گرفته­اند و خواستار بازگرداندن شاهی هستند که سال قبل او را از کشورشان اخراج کرده­اند و اینک آمریکا به بهانه مریضی او را در پناه خود گرفته است و به درخواست دانشجویان که مورد حمایت مردم ایران و رهبر انقلابشان هستند، بی توجّهی می­کند و اموال ایران را نیز بلوکه کرده است.

امروز نیز اخبار آزادسازی تعدادی از گروگان­های زن و سیاه­پوست در هر صورت و علیرغم خواست سردمداران دولت آمریکا، در صدر اخبار جهان قرار می­گیرد و وسیله خوبی جهت انعکاس افکار و خواسته­های ملت ایران در سراسر جهان می­شود.

قبل از شروع مصاحبه، آقای خوئینی‌ها طی پیام کوتاهی بیان داشت:

 «وقتی دولت آمریکا برای غارت کردن منابع ما از هیچ عملی فروگذار نمی‌کند، پس چرا ملت مسلمان ایران برای به دست آوردن حقوق حقه خویش از وسایل قانونی و انسانی استفاده ننمایند.

ملّت ایران به سفارتخانه‌های تمام کشورها و همه دولت­ها احترام می‌گذارد و برای آن­ها مصونیت قائل است ولی ما معتقدیم این مکانی که به نام سفارت آمریکا نامیده می‌شد، سفارت نبوده بلکه مرکز بزرگ توطئه و جاسوسی آمریکا علیه ملت ایران و همه کشورهای منطقه بوده است…».

سپس خبرنگاران به طرح سؤالات خود پرداختند و حجّت‌الاسلام و المسلمین خوئینی­ها و ابراهیم اصغرزاده یکی از دانشجویان و از اعضای شورای مدیریّت لانه، به سؤالات آنان پاسخ می­دهند.


محاکمه گروگان­ها

طرح موضوع «محاکمه گروگان­ها در ایران»، امروز در مصاحبه­هایی که امام با خبرنگاران آمریکایی داشته اند، مطرح شده است و خبر آزادی گروگان­ها را تحت الشّعاع خود قرارداده و ضربه کاری را به کارتر و دولت آمریکا وارد آورده است[۶].

محاکمه گروگان­ها در حقیقت به معنی:

– محاکمه اعمال غیر قانونی و فساد حاکم بر دولت آمریکا است.

و چنین محاکمه­ای مطلبی نیست که برای آنان قابل تحمّل باشد.

 با وجود اسنادی که به دست دانشجویان خط امام افتاده و اسنادی که در سفارتخانه ایران در آمریکا و نیز در وزارت خارجه ایران وجود دارد و برتر از همه حضور چند تن از اعضاء بلند پایه سازمان سیا و وزارت دفاع آمریکا در میان افرادی که به گروگان گرفته شده­اند، این محاکمه، بسیار مستند خواهد بود و موجبات رسوائی تاریخی نظام سلطه گر آمریکا را فراهم خواهد آورد.

محاکمه گروگان­ها آنهم با اسناد پنهان موجود در لانه جاسوسی که برای اولین بار در معرض دید و آگاهی کسانی غیر از سردمداران سیستم جاسوسی آمریکا در آمده است، بزرگ­ترین ضربه را به حیثیّت دولتمردان آمریکا خواهد زد و این محاکمه، برگ برنده و ضربه­ای است گیج کننده که امروز امام در مصاحبه خود با چند خبرنگار آمریکایی بر فرق حکّام فاسد آمریکا، فرود آورده اند.

مصاحبه امام امشب در اکثر تلویزیون­های دنیا پخش شد. منطق قوی و در عین حال ساده ایشان که خواسته سی و پنج میلیون ایرانی را پشت خود دارد، جهانی را به خضوع در برابر خود وا می‌دارد و مستکبران را به وحشت می‌اندازد و وحشت دولت مردان آمریکا را به دنبال دارد.

خبرنگاران آمریکایی که ساده­لوحانه آمده بودند تا با سؤالات ظاهراً زیرکانۀ خود راهی و منفذی برای تهاجم تبلیغاتی علیه امام و انقلاب اسلامی بیابند، پای در گل مانده­اند و در برابر منطق ایشان تن به شکست داده و رسوائی دولتمردان آمریکایی را برای رسانه­های گروهی خود به ارمغان می­برند.

شبکۀ تلویزیونی ای. بی. سی گزارش داده است که شاه مخلوع احتمالاً در نخستین هفتۀ دسامبر همان طور که سادات او را دعوت نموده است، عازم قاهره خواهد شد. این شبکه از قاهره گزارش داده است که شاه مخلوع وقتی از بیمارستان مرخص شود، مستقیماً به «اسوان» در کنار رود نیل، برای گذراندن دوره نقاهت خود خواهد رفت.

یکی از دوستان که خبر را شنیده است به طنز می­گوید این بار نوبت انورسادات رئیس جمهور مصر است تا از این طعمه چرب و نرم به نان و نوایی برسد و در تور طمع او که در کنار رود نیل گسترده شده است، گوشه ای از اموال شاه صید شود.

موشه دایان و زیر خارجه سابق اسرائیل، در نیویورک اظهار داشته است که برای نجات گروگان­ها تنها راه، دخالت نظامی آمریکا است.

 او گفته است :

فرودگاه­های نظامی اسرائیل در صحرای سینا[۷] می­توانند مورد استفاده آمریکا قرار گیرند.

حجّت‌الاسلام محمّد منتظری[۸] که تازه همراه آلفرد نزو، دبیر کل کنگره ملّی آفریقا از لیسبون پرتقال که در آن کنفرانس همبستگی با خلق­های عرب برگزار شده، بازگشته، اعلام نموده است که عکس‌العمل این کنفرانس در برابر اشغال سفارت آمریکا در تهران مثبت بود و از آن حمایت نمودند. او بیان داشته که همه مستضعفین به ایران چشم امید دارند و از ضربات ضد انقلاب نگران می‌باشند. امّا تسخیر سفارت آمریکا آن­ها را به تداوم انقلاب امیدوار نموده است.

 او اقدام دانشجویان پیرو خط امام را با عنوان «انقلاب در انقلاب» نام برده و بیان داشته که این جریان ما را به سمت پیروزی بیشتر پیش خواهد برد.

جریان لانه جاسوسی بزرگ­ترین محمل نفوذ افکار و اندیشه­های انقلابی اسلامی امام و ملت ایران به سراسر جهان شده است و در ذهن ملل جهان، ملت ایران را ملّتی مظلوم و ظلم ستیز و شجاع، مطرح نموده است و ما نیز همین را می­خواهیم یعنی دیگران به خصوص مسلمانان جهان، از ما درس انقلاب و ظلم ستیزی و عدم تسلیم به سلطه­گران را بیاموزند و این همان چیزی است که این روزها از آن به عنوان «صدور انقلاب» نام می­برند.

 عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. و دشمن درجه یک کشور و انقلاب ما خود بهترین زمینه را برای این کار فراهم نموده است و انقلاب اسلامی به دست دشمنانش در حال صدور به جهان است و آنان در باتلاقی گرفتار آمده­اند که هر چه برای نجات خود تلاش می­کنند، بیشتر در آن فرو می­روند.

سازمان مجاهدین خلق ایران که به علت موضع­گیری­های دوگانه­اش توسط مردم، سازمان منافقین نام گرفته است و موضع­گیری­های خصمانه­اش بر علیه انقلاب و امام به خوبی آشکار شده است، با صدور اطلاعیه­ای تقاضای بازدید رهبر این سازمان از لانه جاسوسی و ملاقات با دانشجویان خط امام را می­نماید. شورای لانه نیز با توجه به فرصت­طلبانه بودن این تقاضا، آن را رد و موجب رسوایی او را فراهم می­آورد.

امروز نیز راهپیمایی­های مردمی به سوی لانه جاسوسی گسترده بود؛ کارکنان شرکت­های بیمه آریا، دنا، امید، پارس، تهران، توانا و حافظ، پس از راهپیمایی گسترده، قطعنامه خود را در مقابل لانه جاسوسی قرائت نمودند. در این قطعنامه، آنان خواستار بازگرداندن شاه و محاکمه او و مصادره سهام آمریکاییان در شرکت­های بیمه ایرانی و قطع روابط بیمه‌ای بین ایران و آمریکا و دگرگون ساختن نظام بیمه‌ای گذشته که در خدمت بیمه‌گران خارجی بوده است، شدند.

هنگام غروب نیز پاسداران منطقه هفت که از پادگان ولی‌عصر (عج) راهپیمایی نموده بودند، به مقابل لانه جاسوسی رسیدند. نماینده آنان اعلام نمود که ما از طرف سپاه پاسداران انقلاب منطقه هفت که در اقصی نقاط این مملکت مشغول انجام وظیفه هستند، به اینجا آمده‌ایم تا برای چندمین بار با دانشجویانی که لانه جاسوسی را اشغال کرده‌اند، اعلام همبستگی نماییم.

با توجه به این که امروز در مقابل لانه جاسوسی جمعیّت عظیمی تجمع نموده‌اند، دانشجویان خط امام دلایل آزادی زنان و سیاه‌پوستان را به طرق مختلف برای آنان توجیه و تفسیر می‌کنند. دانشجویان دستور امام برای آزادی زنان و سیاه‌پوستان را فرمانی پیامبرگونه توصیف و یادآور می‌شوند، همان گونه که در زمان پیامبر (ص) دو قشر ارزش واقعی خود را از دست داده بودند که یکی زن بود و دیگری کارگر و حضرت رسول (ص) هم دست حضرت فاطمه (ع) و هم دست کارگر را بوسیدند، امام امروز هم تحقیر شده‌ها را ارج می‌نهند و با فرمان خویش، به زنان و سیاه‌پوستان، این زجر کشیدگان و مستضعفان ارزش واقعی می‌بخشند.

امروز اطلاعیه شماره ۳۸ دانشجویان خط امام، خطاب به زنان آمریکا منتشر شد.

 استوار باد همبستگی همۀ نیرو های انقلابی ملّت­ها

همانطور که مشخّص است علیرغم آن همه شعار دینی و اسلامی که در ابتدای اعلامیّه داده شده است، امّا سوّمین قسمت از شعار ملت فداکار ایران یعنی«جمهوری اسلامی» در این شعار حذف شده است.

با خود می­گویم عجب روزگاری است ! جبهه ملّی متشکّل از تعدادی احزاب لائیک را با نوای الله اکبر و با سالار شهیدان چه کار؟

آیت الله بهشتی، دبیر شورای انقلاب نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی بیان داشته­اند:

ما در این مرحله از انقلاب اسلامی خود، مصمّم هستیم به راهی برویم که به هیچ کشور یا هیچ بلوک سیاسی و اقتصادی وابستگی نداشته باشیم. ما همیشه پیش­بینی­های لازم را برای پیمودن راه تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی نموده­ایم.

ایشان در رابطه با سؤالی پیرامون قطع رابطه ایران و آمریکا بیان نموده­اند:

خطوط کلّی را در این زمینه به طور قطع مشخّص نموده­ایم. بی­شک قطع روابط سیاسی و نظامی آمریکا مورد بررسی قرار گرفته است و در زمان مقتضی توسط سرپرست وزارت خارجه اعلام خواهد شد و این کار نه عکس العملی بلکه عمل و تهاجمی خواهد بود. البته فعلاً در حدّ یک احتمال مورد بررسی قرار گرفته و جوانب آن را بررسی نموده­ایم.

اسم شب «جاسوس آزاد نمی‌شود» می‌باشد و با دریافت آن، در حدود ساعت دوازده و پس از اتمام کار مصاحبه مطبوعاتی که در ساختمان ویزا برگزار شده و زنان و مردان سیاه‌پوستی که قرار است آزاد شوند در آن شرکت کرده‌اند، جهت استراحت و آماده شدن برای پاس خود در ساعت دو همراه سایر دوستان به بلوک خودمان می‌رویم.



[۱]. ایشان دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و در غائله روز ۵ مهر ۱۳۶۰ که منافقین در صبحگاه عملیات ثامن‌الائمّه در تهران به پا کردند، به دست منافقین به شهادت رسید.

[۲]. پدر این طفل ظاهراً در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسید.

[۳]. با توجه به اینکه حقوق یک کارمند که درآمد خوبی هم محسوب می‌شود، حدود چهار هزار تومان و ماشین پیکان حدود شصت هزار تومان به فروش می‌رسد این میزان، کمک عظیمی محسوب می‌گردید.

[۴]. به طور نمونه در یک فیلم مستند، یک سرباز مزدور ویتنام جنوبی که در خدمت نظامیان آمریکایی بودند، یک نیروی شبه نظامی ویتکنگ را وسط خیابان آورده و با کلت به سر او شلیک می‌کرد و خون از مغز او فواره می‌زد و سپس بر زمین می­افتاد و یا زنان و کودکان بی­گناهی که در زیر بمباران­های وحشیانه با بمب های آتش­زای ناپالم قرار گرفته و در آتش خشم آمریکائیان متمدّن سوخته بودند و موارد دیگر که هر شب از شبکه اوّل نمایش داده می‌شد و مردم به عمق جنایات آمریکا در جهان پی می‌بردند. سریال‌هایی نیز در مورد چگونگی سلطه ماجراجویان اروپائی بر سرخپوستان بومی قاره آمریکا و کشتار دسته جمعی آنان، هر شب از شبکه اوّل نمایش داده می­شد و مردم بیشتر به عمق جنایات آمریکا در جهان پی می­بردند.

[۵]. ایشان در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسید و مفقود الجسد گردید. حضرت امام خمینی در پشت عکس آن شهید گرانقدر که توسط خانواده محترمش به خدمت ایشان داده شده بود، نوشته بودند: «خداوند شهید عزیز ما را رحمت کند.»

[۶]. تأثیرات اعلام محاکمۀ گروگان­ها و ناراحتی دولتمردان آمریکایی را می­توان تا حدودی در خاطرات هامیلتون جردن، در کتاب، بحران، چاپ کتاب سرا، ۱۳۶۲، صفحۀ ۴۸ در خاطرات روز ۲۰ نوامبر او، مشاهده نمود: الئانور با قدم­های تند وارد اتاق من شد و با قیافه­ای مضطرب و نگران یک گزارش خبری را که از تهران مخابره شده بود به دست من داد. عنوان خبر این بود که آیت‌الله خمینی امکان محاکمه گروگان­ها را تأیید کرده و تهدید به مداخله نظامی آمریکا را به مسخره گرفته است… در حالی­که صحنه جلسه محاکمه گروگان­ها را در تهران با حالتی وحشت زده در نظر خود مجسّم می­کردم به جودی پاول تلفن کردم که فوراً نزد من بیاید. به دنبال جودی پاول، برژینسکی هم با گزارش متن کامل سخنان خمینی وارد شد. برژینسکی که به شدّت از لحن توهین­آمیز سخنان آیت‌الله خمینی نسبت به رئیس جمهور آمریکا خشمگین بود. بعضی از جملات آن را با صدای بلند برای ما می­خواند«… چرا ما باید بترسیم…. کارتر بر طبل تهی می­کوبد… او عرضه هیچ کاری را ندارد…. آمریکا هیچ غلطی نمی­تواند بکند.» … رئیس جمهور از کمپ دیوید دستور داده است که فوراً جلسه­ای تشکیل بدهیم و پاسخ سخنان اخیر خمینی را تهیّه کنیم. جلسه در جوّ غم­زده و شومی تشکیل شد… با چهره­ای گرفته و عبوس به دور میز نشستیم

[۷]. صحرای سینا در سال ۱۹۶۷ در جنگ شش روزه به تصرف اسرائیل در آمد و در جنگ رمضان یا اکتبر۱۹۷۳ که توسط انورسادات برای باز پس­گیری سرزمین­های اشغال شده در جنگ شش روزه بر پا شد، مجدداً علیرغم پیشروی نیروهای نظامی مصر به تصّرف اسرائیل در آمد و ارتش مصر در آن محاصره شد. در مذاکرات صلح انور سادات با اسرائیل پس از آن و پس از خیانت تاریخی سادات، در ازای پذیرش موجودیّت اسرائیل، صحرای سینا به مصر باز پس داده شد.

[۸]. محمد به دلیل همین اقدام خود شدیداً از طرف نیروهای ضد انقلاب تحت تهاجم قرار گرفته است. آنان با ترسیم کاریکاتور او و بر سر گذاشتن یک کلاه بزرگ مکزیکی، او را به قهرمان ششلول بند یک فیلم کابویی که قبل از انقلاب شهرتی به همم زده بود، تشبیه و نام او را بر ایشان می­گذارند و او را « مَمَد رینگو»می­نامند و به این وسیله به تمسخر او و اهدافش می­پردازند و این خارج از اهداف و برنامه ابرقدرت­ها که با تهاجم انقلاب به خارج از مرزها و خلع سلاح شدن خود به شدّت به وحشت افتاده­اند، نیست. ایشان در رابطه با فراخوانی دادستانی اعلام نموده است: با توجه به این که اینجانب، به علت بستن فرودگاه مهرآباد در اعتراض به جلوگیری دولت موقّت از اعزام داوطلبان مبارزه با اسرائیل به لبنان، به دادستانی فرا خوانده شده‌ام، لذا خود را معرفی نمودم تا تبلیغات سوئی که توسط ضدانقلاب علیه اینجانب و علیه داوطلبان شده و بعضی مردم فکر می‌کنند که در کشور ما روابط بر ضوابط مقدم است، خنثی گردد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *