تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت پانزدهم

خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت پانزدهم

 

دهمین روز ۲۳ آبان ۱۳۵۸

۲۳ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۱۴ نوامبر ۱۹۸۰

کارتر سپرده‌های ارزی ایران را بلوکه نمود

یکی از خانمهای دانشجوی پیرو خط امام در هنگام حفاظت از لانه جاسوسی
یکی از خانمهای دانشجوی پیرو خط امام در هنگام حفاظت از لانه جاسوسی

 

چند دقیقه مانده به ساعت ۴ توسط یکی از دوستان از خواب بیدار می‌شوم و لباسم را می‌پوشم. آورکتم را ساعت ۱۲ که از نگهبانی برگشتم به یکی از دوستان که نوبت پاسش بود دادم و حال نمی‌دانستم کجاست. ما در سالن بلوک استراحت می‌کردیم و او جزء کسانی بود که در یکی از دو اتاق بلوک بود. معمولاً هر کس نوبت نگهبانی‌اش بود، در سالن می‌خوابید تا موقع صدا زدنش مزاحم دیگران نشود.

در اتاق را باز کردم که در صورت مشاهده آورکت آن را بردارم. با باز شدن در، نور مختصر سالن، در اتاق افتاد. چند نفر از دانشجویان در تاریکی مشغول خواندن نماز شب بودند، از جمله علیرضا هادی پور[۱] از ‌دانشجویان پلی‌تکنیک. از مزاحمتی که برای آن­ها ایجاد کرده بودم و خلوت آن­ها را به هم زده بودم شرمنده شدم. یکی از آنان پرسید کاری دارید؟

گفتم: می‌خواهم سر پاس بروم ولی آورکت ندارم.

او بلند شد و آورکت خود را به من داد و گفت: آن را بعد از پاس روی میز بگذار. با تشکّر بیرون آمدم و سر پاس رفتم.

 دیدن صحنه ‌نماز آنان در نیمه شب روی من خیلی تأثیر گذاشت. حس کردم بعضی از دانشجویان در دنیایی ماورای دنیای من سیر می‌کنند. علاوه بر بعد سیاسی و انقلابی، معنویّت هم بُعد مهمّی از زندگیشان بود.

در آن سحرگاه سوّمین روز روزه و به خصوص زمانی که رادیو برنامه سحرگاهی خود را شروع نمود، نماز این دانشجویان برایم حالت و صورت دیگری پیدا نمود. به برنامه سحری، سخنانی از امام در رابطه با آمریکا و محاصره اقتصادی نیز اضافه شده است و لحظاتی قبل از پخش اذان صبح، سخنان ایشان پخش می‌گردد و فضای معنوی سحرگاهی را با سخنان ظاهراً سیاسی ایشان و آن هم با آن لحن ملکوتی که انسان را به خدا نزدیک­تر می‌ساخت، مزّین ساخته بود.

با خوردن لیوان چای پس از سحری و پخش اذان صبح، دوستان وسایل را جمع کرده و عازم بلوک می‌شوند و من هم برای لحظاتی اسلحه را روی پشت‌بام گذاشته و با سرعت نماز صبحم را می‌خوانم و اسلحه را برداشته و باقی‌مانده زمان نگهبانی را در گرگ و میش صبحگاهی تا نزدیک طلوع آفتاب به قدم زدن می‌پردازم و سپس به بلوک رفته و استراحت می‌کنم.

ساعت نه و نیم صبح از خواب بیدار شدم. بیرون از ساختمان بلوک، در فضای سبز کنار و زیر آفتاب پاییزی می‌نشینم تا گیجی خواب را از سر خود بیرون کنم.

چند تن از برادران در همان نزدیکی بر روی چمن­ها نشسته و مشغول خواندن کتاب «عربی آسان» نزد یکی از دانشجویان دیگر هستند. گرایش بسیار خوبی بین دانشجویان جهت شناخت اسلام و آشنائی با قرآن از قبل از انقلاب آغاز شده بود، تعدادی از دانشجویان در لانه جاسوسی به خواندن عربی جهت آشنائی بیشتر با زبان قرآن روی آورده‌اند و کلاس­های تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه نیز تشکیل شده است و دانشجویان از این فرصت طلائی برای آشنائی با معارف اسلامی حداکثر استفاده را می­نمایند.

خواهران دانشجو در نقاط مختلف سفارت به خصوص در محوطه جنوبی و شرقی در میان درختان به نگهبانی ایستاده‌اند. خانم­های دانشجوی خط امام تنها روزها مسئولیت نگهبانی از لانه را به عهده می­گیرند و تنها در اطراف محل سکونت خود و یا محل نگهداری گروگان­های زن به نگهبانی می­پردازند. رفت و آمد آنان و نیز انجام مسئولیت­های مختلف در روز به خوبی مشهود است.

یک زندگی دسته‌جمعی شبانه ‌روزی و در چهارچوب ضوابط اسلامی در لانه جریان دارد. خصوصّیت­های مختلف فرهنگی بین برادران و خواهران در برخوردهای کاری مشخّص می‌شود. بسیاری از خانم­ها در مقابل آقایان کم‌حرف و متین و بعضی بسیار پر جنب و جوش و به اصطلاح دارای روابط عمومی قوی هستند.

بعضی چادری و بعضی با سایر گونه‌های حجاب اسلامی، که البته به مرور دارد بر تعداد چادری­ها افزوده می‌شود. آقایان هم که جای خود دارد و انواع رفتارها و شخصیّت­ها از آنان بروز می‌کند و گاهی بر اساس ضرب‌المثل مشهور «بین الاحباب تسقط الآداب»، ارتباطات صمیمانه‌تر می‌گردد. با گسترش ارتباطات، شخصیّت و استعدادهای تک تک دانشجویان برای دیگران مشخّص می‌شود و هر کسی به خصوصّیاتی در میان سایرین شناخته می‌شود.

علی زحمتکش به مدیریت عملیّات و بچّه‌ها به او فرمانده کل قوا می‌گویند. از بچّه‌های جنوب تهران است و مقداری جدّی در کار و شوخ‌طبع.

عباس ورامینی[۲] معاون عملیات، ‌‌باز هم از بچّه‌های جنوب تهران. بسیار خوش برخورد، مردم‌دار، رک و علاقه‌مند به نظم و نظام و امور عملّیات و برخلاف علی که لباس پوشیدنش بسیار عادی است، در این زمینه هم منظم و به علت گذراندن دوره سربازی در راه انداختن رژه هم زبردست و علاقه‌مند.

حسن سیف[۳] شهرستانی، تدارکاتچی تسلیحات و چقدر به این کار علاقه‌مند است و حجب و حیای خاصی دارد.

اکبر رفان کازرونی انباردار و مسئول ژنراتور، بسیار کم‌حرف و منظم و سخت‌‌گیر و نزدیک شدن به حریمش کار هرکس نیست.

احمد حسینی، دانشجوی صنعتی شریف، روابط عمومی بسیار قوی، خوش برخورد، آدم را تحویل می‌گیرد. پر کار و دقیق و تأثیرگذار روی انسان،‌ آدم باسواد

خانم معصومه ابتکار، مترجم، ‌دنبال کار خود و برقرار کننده ارتباط بین دانشجویان و خبرنگاران و شخصیّت­ها. خبرنگاران به او «مری» می‌گفتند.

خانم ربیعی بین خانمها بسیار فعّال، مقداری دقیق و زیرک.

حسین دهقانپور، یزدی، فرفره، شلوغ با همان لهجه یزدی،‌ آدم مدیر عملیاتی، خنده‌رو

مهدی رحمتی،‌ دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که با برادر کوچکترش که دانشجوی پلی تکنیک است هر دو در لانه حضور دارند و برخلاف برادر کوچک­ترش که لهجه‌اش تهرانی شده، او هنوز با همان لهجه یزدی حرف می‌زند. آدم سیاسی و رک و دارای درک نسبتاً خوب سیاسی است. برادر کوچکترش هادی[۴] هم که هم اتاق ماست و مجلس­گردان و شوخ­طبع و خلاصه خستگی را با شوخی­هایش از تن بیرون می­کند و بعضی مواقع هم افراط کننده در شوخی­ها بخصوص در جشن پتو[۵]!

 شیخ الاسلام: ‌دانشجوی سال های آخر پزشکی دانشگاه تهران است و هر وقت با او برخورد می‌کنی مثل اینکه به مطب یک پزشک رفته‌ای.

 شورای لانه[۶] نیز که متشکّل از پنج تن از دانشجویان می­باشد، با این شخصیّت‌های گوناگون و با انگیزه و فعّال، خوب برخورد نموده و آنان را به کار گرفته است.

مقابل لانه جاسوسی - حمایت مردمی از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
مقابل لانه جاسوسی – حمایت مردمی از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

با یکی از ماشین­های استیشن سفارت همراه با یکی دو نفر از دوستان ، برای آوردن پوسترهای چاپ شده به چاپخانه می‌رویم. در محوطه سفارت پمپ بنزین هم وجود دارد، از قراری به دلایل امنیّتی ماشین­های سفارت آمریکا از زدن بنزین در شهر خودداری و از این پمپ اختصاصی استفاده می‌کردند. پس از زدن بنزین راه می‌افتیم. شیشه‌های ماشین ضدگلوله به کلفتی دو سه سانتی متر است و کمتر گلوله‌ای می‌تواند از شیشه ضد گلوله در این حدّ عبور نماید.

 علی‌الظاهر اکثر ماشین­های سفارت به همین صورت ضد گلوله هستند. باب شوخی با راننده باز می‌شود.

ـ حتماً ظهر غذا را با همین ماشین می‌آرید تا اگر کسی خواست اون رو ترور کنه، نتونه؟!

– نگاه کنید، مجید شفایی مثل شخصیّت­ها نشسته، فکر می‌کنه این ماشین مال خودشه، می‌ترسه فدائی­ها ترورش کنن.

 در مقابل او هم جواب می‌دهد: به قیافه این نگاه کنید، رنگ از روش پریده. عزیز من!‌ اگر ‌خواستند ترورت کنن، ماشین ضد گلوله‌ست، تیر به تو نمی‌خوره.

با رسیدن به چاپخانه مؤسسه کیهان، پیاده می­شویم و پس از تحویل چند طرح و جزوه جدید برای چاپ، کارگران چاپخانه پوسترهای چاپ شده را برایمان بارگیری می­کنند. کارگران و متصدیان چاپ ما را تحویل ‌گرفتند و احترام ‌گذاشتند.

متصدی فیلم در حالی که داشت فیلم­ها را برای چاپ تنظیم می‌کرد، از دوران شاه خاطرات زیادی برای ما بیان کرد. می‌گفت برای جشن­های دو هزار و پانصد ساله، قرار بود عکس­های رنگی شاه را افست چاپ کنند و از ترس مأموران ساواک تحت فشار روحی شدید بودیم که مبادا کوچکترین اشکالی در عکس به وجود آید.

کارگران حروف‌چین نیز درد دل­های زیادی داشتند. می‌گفتند کوچک­ترین اشتباه آنان را عمدی تلقی می‌کرده و چه بلاهایی که بر سر آن­ها نمی‌آوردند. از زندانی شدن بعضی از همکارانشان و مسائلی از این قبیل و از ماجرای اعتصاب مطبوعات در دوران انقلاب و برخوردهای ماًموران حکومت نظامی نیز برایمان سخنان بسیار ‌گفتند.

تقریباً تمام چاپخانه را گشتیم، هر کدام از آنان در حین انجام وظیفه، واحد خود را نیز به ما معرفی کردند و تقریباً در این دو سه ساعت به چگونگی چاپ روزنامه به خوبی آشنا شدیم و این به خاطر احترامی بود که آن­ها به دانشجویان خط امام می‌گذاشتند.

نزدیکی­های ظهر به لانه بازگشتیم. خیابان مبارزان به علت تجمع جمعیّت ترافیک سنگینی دارد. مجبور می­شویم از خیابان­های جنبی خود را به در پشت سفارت که برای عبور و مرور ماشین­ها استفاده می‌شد، برسانیم. پوسترها را به واحد تبلیغات تحویل می­دهیم.

توزیع توسط واحد روابط عمومی انجام می‌گردد و پوسترها و جزوات به دانشگاه­ها و ادارات و مدارس فرستاده می‌شود.

 قرار بود واحد روابط عمومی برای دانشجویان خط امام کارت شناسایی صادر کند. پشت دستگاهی که ضمن گرفتن عکس آن را در چهارچوب یک کارت چاپ می‌نمود، نشستیم. یکی از دانشجویان نامم را روی یک تکه کاغذ می­نویسد و آن را روی دستگاه می­گذارد. بعد از تصویر برداری، کارت شناسایی ما با عنوان دانشجوی مسلمان پیرو خط امام ظاهر خواهد شد و بدین صورت رسماً به عنوان گروگان­گیر حرفه ای در خواهیم آمد!.

انقلاب اسلامی همه چیزش یگانه و بی­همتا بوده است. گروگان­گیریش هم به همین گونه. گروگان گرفتن پنجاه شصت نفر از افراد نظامی و نیز جاسوسان کارکشته و فتنه انگیز و سیاستمداران توطئه‌گر یک ابرقدرت و حال صدور کارت شناسائی!

امّا آمریکایی­ها اگر بخواهند این ماجرا را تعریف کنند، حتماً بیان خواهند داشت: گروگان‌گیران برای خود کارت گروگان‌گیری صادر نموده‌اند!

با پخش اذان از بلندگوهای سفارت، نماز ظهر برپا می‌شود. آقای خوئینی­ها بین دو نماز طی سخنرانی، از تلاش و کوشش خالصانه مردم در حمایت از فتح لانه جاسوسی و نیز همگامی آنان در روزه سیاسی تشکّر کرد. ایشان بیان داشت:

 اگر انگیزه الهی شد، همه کسانی که با خدا هستند، در این راه از ما حمایت خواهند نمود و نیّت انسان و اخلاص او، معیار پذیرش اعمال در پیشگاه خداوند است.

از دیروز با توجه به اینکه دانشجویان و اکثر مردم حاضر در مقابل لانه جاسوسی روزه هستند، از بلندگوهای لانه آیات قرآن پخش می‌شود.

پس از نماز با چند تن از دوستان به بیرون لانه می‌رویم. برای ما آنچه جلوی لانه اتّفاق می‌افتد، جالب توجه است. در چادری تعدادی از خانم­ها به پاک کردن سبزی و حبوبات مشغولند و صحبت از پختن آش است. شب گذشته و هنگام افطار و سحر، آش و تخم‌مرغ پخته و غذاهایی از این قبیل بین جمعیّت توزیع شده است و خانم­ها برای افطار امروز دوباره مشغول تهیّه مقدمات پختن آش و… برای جمعیّت روزه‌دار هستند.

یکی از خانم­ها می‌گوید؛ کارگری ده تومان که معادل حقوق یک روز او بوده، کمک نموده است. دانش‌آموزی پول تو جیبی خود را داده و مواردی از این قبیل.

تعداد زیادی دکّه و دست‌فروشی برای فروش ساندویچ و پیراشکی و… مقابل لانه مشغول کار هستند. صاحبان آن­ها در این چند روز به احترام روزه‌داران از ارائه علنی ‌غذا به مشتری به جز موارد خاص مثل کودکان، خودداری می‌کنند. کسانی که روزه نیستند هم از خوردن و آشامیدن در مقابل دیگران خودداری می‌نمایند.

دکّه‌های ‌کتاب‌فروشی کتاب­ها و نشریّات حزبی را ارائه می‌کنند، نسبت به روزهای گذشته بیشتر شده‌اند.

از نخستین ساعات امروز اعلام شد که زلزله شدیدی مناطقی از استان خراسان را لرزانده و موجب ویرانی فراوان در اطراف گناباد و بیرجند و تربت حیدریّه و قائن شده است. تعداد کشته ‌شدگان از مرز دویست و چهل تن گذشته است. حضرت امام با اطّلاع از ابعاد ویرانی زلزله، طی پیامی از ملت ایران خواسته‌اند که بدون فوت وقت به یاری زلزله‌زدگان بشتابند و با هر وسیله ممکن آن­ها را نجات بدهند[۷]؛ و از شورای انقلاب خواسته‌اند با توجه به مصیبت بزرگی که زلزله به بار آورده، با سرعت عمل و هماهنگی تمام سازمان­ها و نیروهای امدادی، به کمک آنان بشتابند و به صورت ضربتی عمل نمایند.

 اطلاعیه دانشجویان، امروز روشنگر توطئه ‌جدید دشمن، یعنی نامعلوم و مبهم نشان دادن خواست ملت ایران است. این توطئه از طریق اظهارات ظاهراً دلسوزانه گروهک­ها و احزاب و شخصیّت­های سیاسی صادر شده است. دانشجویان خط امام نسبت به موضع‌گیری­های محافظه‌کارانه و سازشکارانه بعضی مسئولین کشور که موجب کشاندن این حرکت اصیل به سمت سازشکاری و محافظه‌کاری است، هشدار می‌دهند و اعلام می‌کنند که از نظر دانشجویان این امر محکوم و خیانت به این حرکت عظیم الهی است.[۸]

این هشدارها به سخنان بنی‌صدر، وزیر خارجه، اشاره دارد که در نامه به والدهایم مواضع سازشکارانه‌ای را اتخاذ نموده است و این مطلب آنقدر روشن است که بنی‌صدر در مصاحبه مطبوعاتی امروز در جواب خبرنگاری که از او سئوال می‌نماید:

 «نامه شما به والدهایم نشان می‌دهد که در مواضع خود تعدیل کرده‌اید.»

 و او پاسخ می‌دهد:

 «این تعدیل نیست بلکه یک روش عملی است! ما در مقابل درخواست استرداد شاه از آمریکا می‌گوییم: اگر ملت آمریکا از این بابت احساس تحقیر می‌کند، این رسیدگی (اشاره به پیشنهاد خود به والدهایم) را بپذیرد و سپس به محض اینکه ثابت شد شاه مجرم است، در اختیار ملت ایران قرار بگیرد.[۹]»

صدا و سیما هم اعلام نموده است که از پخش سریال­ها و فیلم­های آمریکایی جلوگیری خواهد کرد و با توجه به اینکه اکثر فیلم­ها و سریال­های سیما آمریکایی است یقیناً نمایش فیلم از امروز به شدّت کاهش خواهد یافت.[۱۰]

 حزب جمهوری اسلامی طی اطّلاعیّه‌‌ای از مردم درخواست می‌نماید که با توجه به نزدیک شدن اولین سالگرد کشتار مردم عزادار تهران در شب اوّل محرّم سال ۵۷ در سرچشمه تهران، که تعدادی از عزاداران حسینی به دست مزدوران شاه و آمریکا به شهادت رسیدند، در شب اوّل ماه محرّم امسال در پشت‌بام­ها فریاد «الله اکبر» سر دهند.

متن اطّلاعیّه[۱۱] از بلندگوی لانه جاسوسی خوانده می‌شود و مورد تأئید مردم و دانشجویان خط امام قرار می‌گیرد.

۹۶ تن از هنرمندان اعلام نموده‌اند که همراه با پشتیبانی قاطع ملت ایران از خط مشی خلقی و ضد امپریالیستی امام خمینی، مراتب حمایت و تأیید خود را از اشغال سفارت آمریکا، این لانه جاسوسی و توطئه را که بیش از نیم قرن رژیم خونخوار و ددمنش پهلوی را بر ملت ایران تحمیل کرده بود، اعلام و از همه هنرمندان دعوت می‌کنیم که به این مبارزه ضد امپریالیستی و خلقی بپیوندند و با تمام نیرو در تقویت آن بکوشند[۱۲].

گروه کثیری از هنرمندان که بعضی از امضا‌کنندگان نامه فوق نیز در میان آنها دیده می‌شوند، طی چند روز اخیر به مقابل لانه جاسوسی آمده‌اند و در تظاهرات حمایت از دانشجویان شرکت نموده‌اند.

امروز بعد از ظهر نیز قریب به شش هزار تن از پرسنل نیروی هوایی، متشکّل از افسران و همافران و درجه‌داران این نیرو، به سمت لانه جاسوسی راهپیمایی نمودند و مردم حاضر در مقابل لانه جاسوسی از آنان به گرمی استقبال کردند. آنان هم طی قطعنامه‌ای از اقدام قهرمانانه دانشجویان در اشغال سفارت آمریکا و اقدام قاطع شورای انقلاب در قطع صدور نفت به ایالات متحده آمریکا پشتیبانی نمودند و خواستار استرداد شاه خائن به عنوان تنها راه آزادی گروگان­ها تأکید کردند.

کارکنان پالایشگاه تهران هم امروز برای اعلام حمایت، راهپیمایی کرده و مورد استقبال و قدردانی ویژه مردم قرار گرفتند. آنان شعار می‌دادند:

– شیرای نفت رو بستیم، آمریکا رو شکستیم

– ملت ما بیدار است، از آمریکا بیزار است

– پیروز باد ملّت، بر شاه ننگ و نفرت

– حمایت از مفسدین، برنامه آمریکاست

راهپیمایی مردم، امروز بسیار گسترده است. گروه­های متعدّدی در حالی که بسیاری از آنان روزه‌اند، خود را به لانه جاسوسی رسانده‌اند، به صورتی که دیوارهای جنوبی سفارت در زیر انبوهی از پارچه‌ها و پلاکارد که درکنار دیوار گذاشته‌اند، پوشیده شده است. از اولین ساعات روز تا پاسی از شب برنامه‌های متعدّدی توسط برادران اتاق بلندگو اجرا می‌شود. از پخش آیات قرآن و سرود و خواندن قطعنامه‌ها و اعلامیه اقشار گوناگون گرفته تا پخش اخبار رادیو و اعلام اسامی کودکان گم شده.

طبق آخرین اخبار پرچم سه رنگ ایران نیز در ایالت فیلادلفیا به هر عدد سیزده دلار رسیده است تا تظاهرکنندگان آن را خریده و بسوزانند.

 با خود می‌گویم امّا میان ماه من تا ماه گردون، زمین تا آسمان باشد تفاوت. پرچم ظالم را سوزاندن کجا و پرچم مظلوم را به آتش کشیدن کجا؟

عدّه‌ای از شخصیّت­های سوئیسی در تلگرامی به کارتر و دولت آمریکا خواستار استرداد شاه سابق به ایران و محاکمه وی شده‌اند و از کارتر خواسته‌اند جهت تسریع در آزادی کارمندان سفارت آمریکا شاه سابق را به ایران مسترد نمایند تا در باره هزاران مورد شکنجه و جنایاتی که طی سی و هفت سال سلطنتش مرتکب شده است مورد قضاوت واقع شود.[۱۳]

بنی‌صدر در یک مصاحبه مطبوعاتی صحبت از آزادی زنان و سیاهپوستان موجود در میان جاسوسان آمریکایی می‌کند. امّا مورد تکذیب دانشجویان قرار می‌گیرد و سخنگوی وزارت خارجه طی اطّلاعیّه‌ای به اصلاح سخنان او می‌پردازد که او فقط بیان داشته است که ممکن است زنان و سیاهپوستان از بین گروگان­ها آزاد شوند. زنان به لحاظ احترامی که اسلام برای زن قائل است و سیاهپوستان به خاطر آن که مستضعف هستند.[۱۴]

 شلوغی بیش از حدّ جلو لانه و کثرت برنامه‌ها موجب می‌شود، بیشتر بعدازظهر را همراه با تعدادی از دانشجویان در بالای اتاقک نگهبانی بگذرانم و شاهد ابراز احساسات طبقات مختلف، بخصوص گروه عظیم کارگران و پرسنل نیروی هوایی و نمایندگان آن­ها از سراسر کشور باشم.

 با نزدیک شدن مغرب و پخش اذان، دانشجویان و اکثر مردمی که در مقابل لانه جمع شده‌اند در فضای بسیار معنوی به نماز می‌ایستند و سپس افطاری آماده شده بین مردم توزیع می‌گردد، ما هم جهت صرف افطاری به ساختمان­های محل سکونت خود می‌رویم.

شایعاتی مبنی براینکه شاه مخلوع تا چند هفته دیگر به مکزیک خواهد رفت بر سر زبان­ها افتاده است و این در حالی است که پزشکانش اعلام نموده‌اند او باید تا شش ماه دیگر در آمریکا بماند، امّا سیاستمداران آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که او به زودی قادر به خروج از آمریکا خواهد بود و این موضوع اگر از نتایج پیشرفت علم پزشکی در آمریکا نباشد، یقیناً از نتایج پیشرفت علم سیاست در آن کشور می‌باشد[۱۵].

چند تن از دوستان دانشگاه خودمان، با توجه به اینکه امشب قرار است مراسم نماز و افطاری در دانشگاه برگزار شود و بنی‌صدر سخنرانی کند، به آن جا رفته‌اند.

بنی‌صدر در میان بسیاری از مردم و نسل جوان به عنوان یک اقتصاددان و اسلام‌شناس جا افتاده. به خصوص در مناظراتی که بین نیروهای طرفدار انقلاب و گروهک­هایی مثل فداییان خلق و حزب توده چند بار شرکت کرده. بعضی از این مناظرات نیز از شبکه یک سیما که تنها شبکه سراسری کشور است، پخش شده است.

چند کتاب او نیز در میان جوانان به خصوص بسیاری از دانشجویان به عنوان حرف­های تازه، طرفدارانی دارد. بنی‌صدر سال­های بسیار طولانی در ایران نبوده و در فرانسه به درس و بحث و مبارزات فکری! مشغول بوده و همراه امام در دوازده بهمن به ایران آمده است. ظاهراً چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای ضدمارکسیسم دارد و حتی با سازمان مجاهدین خلق، که در میان طرفداران انقلاب به تازگی سازمان منافقین لقب گرفته، مخالفت­هایی می‌نماید. اخیراً روزنامه‌ای به نام انقلاب اسلامی با جمع­ آوری کمک مالی از مردم، راه‌اندازی و افکار خود را از این طریق به اطّلاع مردم می‌رساند. با توجه به کثرت نشریّات ضدانقلاب، چه وابستگان شوروی و چه آمریکا در ایجاد بدبینی نسبت به انقلاب اسلامی، جای یک نشریه مدافع انقلاب خالی بود. بنی‌صدر خود را قهرمان این صحنه نشان می‌دهد و با استفاده از امکانات عظیم مردمی، این روزنامه را راه می‌‌اندازد.

بنی‌صدر سرمقاله روزنامه را معمولاً خودش می‌نویسد و نکته جالب این است که در کنار بسیاری از اخبار چاپ شده، اظهار نظر نویسندگان روزنامه نیز مشاهده می‌گردد. با توجه به اینکه رشته درسی من هم اقتصاد است، دو کتاب «اقتصاد توحیدی» و «نفت و سلطه» او را خوانده و خلاصه‌برداری نیز کرده‌ام. کتاب «کیش شخصیّت» او که در موضوع اخلاق است، شهرتی به هم زده. سخنرانی­ها و مناظرات او هم طرفداران زیادی پیدا کرده و من هم تا قبل از ورود به قضیه تسخیر لانه جاسوسی، در اکثر آن­ها شرکت می‌کردم. او خود را طرفدار امام نشان می‌دهد و همین زمینه پذیرش او در میان مردم را فراهم نموده است. گروه‌های چپ مارکسیستی با او مخالفند و او را آمریکایی می‌دانند. با توجه به مشکلات اقتصادی موجود، عدّه‌ای هم به طر‌ح­های اقتصادی او برای برطرف شدن مشکلات کشور دل بسته‌اند. او عضو شورای انقلاب است و پس از استعفای دولت موقّت، سرپرستی دو وزارتخانه اقتصاد و دارایی و وزارت خارجه را بر عهده گرفته است.

دوستانی که برای افطاری به دانشگاه ملّی رفته‌اند، پس از بازگشت از حضور جمع عظیمی از دانشجویان و مردم روزه‌دار در این مراسم، که در سالن ورزش دانشگاه برگزار شده، سخن می‌گویند. بنی‌صدر در سخنرانی خود گفته:

«هدف ما تنها باز پس گرفتن شاه مخلوع بیمار نیست. آنچه ما می‌خواهیم این است که دشمن را از این که می‌تواند با توطئه در بیرون مرزها انقلاب ما را به شکست بکشاند، مأیوس کنیم. ما می‌خواهیم به همه مستضعفان جهان اعتماد به نفس بدهیم تا احساس کنند قدرت دشمن چیزی جز آنچه از آن­ها گرفته‌اند، نیست… .»

ایران می‌خواهد دوازده میلیارد دلار پول خود را از بانک­های آمریکایی به اروپا منتقل نماید در مقابل این تصمیم کارتر اعلام داشت که تمام دارائی مؤسسات دولتی ایران در بانک­های آمریکا و بانک­های سایر نقاط توقیف خواهد شد.

دانشجویان و اساتید ایرانی ساکن در آمریکا ایالت ویسکانسین، ضمن اعلام تنفّر از اعمال غیر انسانی امپریالیسم جهان­خوار آمریکا، آمادگی خود را برای مراجعت به وطن جهت مبارزه در راه استقلال و آزادی اعلام نموده و مصراً درخواست نموده‌اند که دولت ایران دستور مراجعت هر چه سریع­تر کلیّه افراد مقیم آمریکا و قطع کلیّه روابط با این کشور را صادر نماید.[۱۶]

 دانشگاه ملّی نیز به عنوان پنجمین دانشگاه کشور جهت پذیرش دانشجویان اخراجی از آمریکا اعلام آمادگی نموده است.[۱۷]

 در این شرایط که ملت ایران با آمریکا در گیر شده است، گروهی از کارگران به تحریک گروهک فدائیان خلق در وزارت کار متحصّن شده‌اند. این گروهک ‌که یک گروه مارکسیستی است، از اولین روز خروج شاه از ایران، در برابر انقلاب اسلامی صف­بندی نموده است و پس از انقلاب نیز در جنایات گروهک­ها در کردستان و نیز فتنه‌هایی که در شهرها بخصوص تهران انجام می‌شود و به تعطیل کشاندن کارخانجات و مدارس و دانشگاه­ها و راه‌اندازی راهپیمائی و تحصّن به شدّت فعّال است و با طرح شعار «نان، مسکن و آزادی» در شرایط به هم ریخته کشور که هنوز قانون اساسی نیز نوشته نشده و مجلس و دولت وجود ندارد، به دنبال بدبین نمودن مردم نسبت به انقلاب است و دیواری در شهر مشاهده نمی‌شود که شعارهای ضد انقلابی این گروهک از جمله این شعار بر آن نقش نبسته باشد. این گروهک جنایت­کار حتّی حاضر به تأیید تسخیر لانه ‌جاسوسی نشده است و امام نیز در سخنرانی خود به آن اشاره نموده اند.[۱۸] این گروهک از طریق نشریّه‌ خود و قلم به دستان نفوذی که در بعض روزنامه‌ها دارد، شدیداً به انقلاب و مسئولان آن حمله می‌کند.

در فاصله تسخیر لانه جاسوسی تا کنون تمام توجه مردم به آمریکا و دخالت­های او در قبل و بعد از انقلاب در امور داخلی ایران جلب شده است و همین موجب به وجود آمدن وحدتی شده است که با هیچ قیمتی امکان دسترسی به آن برای مسئولین انقلاب امکان پذیر نبود و همان طور که بیان شد نُه ماه تلاش آمریکا و وابستگانش برای وارد کردن ضربات سهمگین به انقلاب اسلامی، مانند جریانات کردستان و ترور بزرگان انقلاب و بدبین نمودن مردم به انقلاب و امام و سایر رهبران انقلاب و ناتوان نشان دادن آنان در اداره کشور و سرگرم کردن مردم به اختلافات داخلی، با اقدام دانشجویان خط امام در هم پاشیده شده است و توجه همه ‌مردم به سوی بزرگ­ترین دشمن ملت ایران یعنی آمریکا جلب گردیده است.

 با پیروزی انقلاب و حذف شاه، شعار دیگری را مردم مطرح نمودند و آن شعارِ «بعد از شاه نوبت آمریکاست»، بود و اینک این شعار به حقیقت پیوسته است و خواست عمومی ملت مظلوم ایران به دست فرزندان دانشگاهی آنان به منصه ظهور رسیده است، امّا دشمن بیکار ننشسته است او از طریق وابستگان مردم فریبِ خود می‌خواهد دوباره توجه مردم را به داخل و مشکلات انقلاب و اختلافات و بدبینی، بخصوص نسبت به خدمتگزاران صادق نظام معطوف نماید. تحصّن بیکاران در وزارت کار و صدور اینگونه اطّلاعیه­ها حلقه­ای از این زنجیره است.

انبوه کارگران کارخانجات مختلف تهران و شهرهای نزدیک آن امروز در راهپیمایی خود به سمت لانه جاسوسی از دانشجویان خط امام حمایت و استرداد شاه از آمریکا را خواهانند و شعارهایی در این رابطه می‌دادند:

ـ این حرف ملت ماست، این حرف ملت ماست، گفته رهبر ماست

ـ عامل هر توطئه آمریکاست، آمریکاست

ـ روشنفکران قلابی، جاسوس آمریکایی

ـ ملت ما بیدار است، از فتنه‌گر بیزار است

ـ قلم به دست مزدور، وابسته زر و زور، همراه شاه خائن، آخر می‌ری توی گور

ـ قلم به دست مزدور، وابسته زر و زور، همراه شاه خائن، اعدام باید گردد

ـ تفرقه و تشتت، توطئه‌ آمریکا

ـ فدایی، فدایی، در خط آمریکایی، تو نور چشم شاهی

ـ ما کارگران ایران، پیروان امامیم، علیه امپریالیسم، آماده قیامیم

ـ فدایی، فدایی، دشمن خلق مایی

ـ کارگران بیدارند، از آمریکا بیزارند

ـ‌ کارگران بیدارند، از مزدوران بیزارند

ـ کارگر بیداراست، از توطئه بیزار است

ـ اسلام پیروز است، شرق و غرب نابود است

ـ ایران برای همیشه، تسلیم آمریکا نمی‌شه

ـ دانشجوی خط امام، بر تو درود، بر تو سلام

در پایان تجمع کارگران، قطعنامه کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کارخانجات، توسط نماینده آنان از بلندگوی سفارت خوانده شد. متن اطّلاعیه، اوضاع و شرایط این روزها را به خوبی نشان می‌دهد.[۱۹]

 دهمین اطلاعیه افشاگری نیز امروز منتشر می‌شود. موضوع آن نامه‌ای است که در بیست و یک دی ماه ۱۳۵۶ از وزارت خارجه آمریکا به سولیوان سفیر آمریکا در ایران ارسال شده و در آن وظایف سفارت در ایران تعیین شده است. این وظایف عبارت بوده است از:

– سلطه انحصاری بر بازار داخلی ایران

– خرید نفت ارزان

– تربیت مقامات تصمیم‌گیرنده به صورتی که آنان می‌خواهند

– سوق دادن اندیشه ایرانیان در جهت سیاست­های آمریکاییان

– سرپرستی ارتش ایران

– هدایت و سوق دادن هرچه بیشتر دانشجویان ایرانی به آمریکا و کنترل و تربیت آن­ها به شیوه آمریکایی.

سندیکای رانندگان تاکسی اعلام نموده‌اند پس‌فردا، جمعه، همراه با خانواده‌های خود از تقاطع خیابان پارک‌وی ‌و ولی­عصر به سمت لانه ‌جاسوسی حرکت خواهند نمود تا از قطع صدور نفت و از اقدام و درخواست دانشجویان حمایت نمایند.

 حدود ساعت نه شب قبل از رسیدن نوبت پاس، در محوطه‌ میانی لانه در میان درختان به تنهایی قدم می‌زدم و برنامه رادیو را گوش می‌دادم. برنامه‌ای است که هر شب پخش می‌شود، نامش «جهانِ در انقلاب» است و مجری آن یکی از دوستان دانشکده حقوق دانشگاه خودمان است. موضوع آن مسائل و مشکلات کشورهای جهان سوّم و فعّالیت­های گروه‌های انقلابی در این کشورها و مبارزات آزادی‌بخش این ملّت­هاست. برنامه بسیار جذابی است. به خصوص با صدای پرهیجان گوینده و من تا آنجا که توانسته‌ام آن را گوش داده‌ام و امشب اولین شبی است که پس از حضور در لانه موفّق شده‌ام که این بر‌نامه را گوش بدهم.

دانشجویان با وارد شدن به امور نظامی و حفاظت، یاد گرفته‌اند که اسم شب بگذارند تا اگر کسی نفوذ کرد، نتواند به راحتی و به هر کجا که می‌خواهد برود. اسم شب به وسیله پاسبخش به آهستگی در گوش کسی که نگهبان است، گفته می‌شود و کسی بدون دانستن آن حقّ عبور ندارد.

عباس ورامینی، با همان حالت و روحیه خندان و شاد و شوخ طبع خود، حتی در موقع بیان اسم شب هم شوخی را فراموش نمی‌کند. اسم شب معمولاً از وقایع همان روز سرچشمه گرفته اسم شب امشب «استرداد و محاکمه» است.

 

 

 

 

دوازدهمین روز

۲۴ آبان ۱۳۵۸

۲۴ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۱۵ نوامبر ۱۹۷۹

پایان تدوین قانون اساسی

پسند غرب آن است که ما همه چیزمان را بی چون و چرا تقدیمشان بکنیم

 

امروز چهارمین روز روزه است. پس از خوردن سحری و پایان پاس، قصد دارم جهت استراحت به بلوک خودمان برگردم، امّا با توجه به اینکه محل پاس صبحگاهی، محافظت از دیوار شرقی و میان درخت­های این ضلع سفارت است، سری به دوستانی که در جنوب شرقی سفارت و اتاق نگهبانی هستند، می‌زنم. این‌جا چون مانند سایر ساختمان­های سفارت امکانات زندگی ندارد، به طنز به آن «ساختمان زاغه» و به ساکنین آن «زاغه‌نشین»[۲۰] می‌گویند. تعداد این دوستان بسیار کم است و مقداری در تنهایی به سر می‌برند، امّا وظیفه آنان مهم است و قسمت مهمّی از لانه جاسوسی را که در معرض خطر است، باید حراست نمایند.

البتّه از این نظر که کلیّه راهپیمایانی که از قسمت شرقی خیابان طالقانی به سمت در اصلی حرکت می‌نمایند از مقابل آنان می‌گذرند و این موجب می‌شود که دائم با مردم در تماس باشند و از اخبار و اتفاقات و از عکس‌العمل مردم به خوبی و به صورت دائم مطلع شوند. پس از احوال‌پرسی و مقداری صحبت با یکی از دوستان که مشغول نگهبانی است، از او خداحافظی کرده و به سوی بلوک سه حرکت می‌کنم.

چند تن از خانم­ها در محوطه اطراف ساختمان مرکزی و در میان درخت­ها در حالی که اسلحه ژ۳ را بر دوش خود انداخته‌اند به نگهبانی ایستاده‌اند. از نزدیک آن­ها با سلام و علیک عبور می‌کنم و وارد بلوک می‌شوم. اکثر دوستان خواب هستند. هوای خنک و پاک صبحگاهی را بر خوابیدن ترجیح می‌دهم و در محوطه سفارت و در میان درختان بلند آن شروع به قدم زدن می‌کنم.

زمین چمن وسط سفارت و فضای باز آن موجب می‌شود به آن سمت بروم، تعداد زیادی ماشین‌ آمریکایی در پارکینگ کناری آن وجود دارد.

در کنار زمین شروع به قدم زدن می‌کنم. صدای قار و قار کلاغ­ها در سکوت صبحگاهی و در آن محوطه گسترده و باغ، احساس گنگی را در درونم به وجود می‌آورد و در حالی که قدم می‌زنم و به فکر فرو می‌روم، به صورتی که بی‌توجّه دوباره خود را در محل نگهبانی می‌بینم و نگهبان که پاس را از من تحویل گرفته بود، با دیدن مجدّد من، از بازگشتم ابراز تعجّب می‌کند و تا پایان پاس، با هم به صحبت می­نشینیم.

مهمترین موضوع بحث پایان یافتن تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان است، علیرغم تمام دشمنی­ها و تلاش­های ضدّ انقلاب برای انحلال مجلس خبرگان و طولانی کردن مدّت تدوین آن و تهاجم وسیع برای تشکیک در اصول مصوّب آن، بخصوص اصل ولایت فقیه، بالاخره پایان یافته و از این به بعد نظام، دارای قانون اساسی خواهد بود و رئیس جمهور و مجلس و قوه قضائیه آن شکل خواهد گرفت و دوران گذار و بحران و دوران بلاتکلیفی تمام خواهد شد، و این موجب شادی تمام کسانی است که در انقلاب عظیم اسلامی شرکت داشته­اند.

امروز نیز قرار است اعضای مجلس خبرگان همگی به قم رفته و با توجه به پایان یافتن تدوین قانون اساسی با امام دیدار نمایند.

صحبت ما نیز بیشتر پیرامون همین موضوع است. من نگرانی خود را از توطئه­های گروهک­ها و اینکه به دنبال تحریم همه­پرسی هستند و ممکن است مشکلاتی در این امر به وجود آید بیان می­دارم و او نکاتی را برایم بازگو می­کند که بسیار جالب است.

 موضوع گرفتن لانه جاسوسی حضور گسترده مردم و حمایت آنان از این جریان که موجب شده است که سلاح دروغین مبارزه با آمریکا و امپریالیسم توسط گروهک­ها از دست آنان گرفته شود و مردم کشور و بخصوص جوانان انقلابی را نسبت به آنان و شعارهایشان بی توجه نماید.

تسخیر لانه جاسوسی، موقعیّتی تاریخی برای دوّمین همه­پرسی در نظام جمهوری اسلامی به وجود آورده و توطئه گروهک­ها برای مأیوس کردن و سرد کردن مردم را نقش برآب کرده است.

 با توجه به اینکه او در قسمت ترجمه اسناد نیز فعّالیّت می­نماید در میان صحبت­ها به نکته‌ای اشاره می­نماید که برایم بسیار جالب است. او بیان می­دارد که در میان اسناد به دست آمده، اسنادی در مورد همکاری بعضی گروهک­ها و اشخاص منحرف و ضد انقلاب اسلامی با آمریکا وجود دارد که با افشا شدن آن اسناد، ماهیت آنان برای مردم روشن‌تر خواهد شد و تبلیغات سوء آنان علیه نظام جمهوری اسلامی بر باد خواهد رفت.

از او در مورد زمان دقیق همه‌پرسی سؤال می‌کنم، ابراز بی‌اطّلاعی می‌نماید. امّا پیش‌بینی او این است که باید در ماه محرّم که مردم آمادگی روحی پیدا می‌کنند و جلسات سخنرانی و عزاداری در کشور برگزار می‌شود و روحانیّت می‌تواند مردم را از محتوای قانون اساسی و وظایف و مسئولیت­های آنان در این مقطع زمانی مطلع نماید، برگزار گردد.

ساعت هشت با تحویل پاس، به سمت در اصلی لانه جاسوسی حرکت می‌کنیم.

خبرنگاران سمج که گویا خواب را فراموش کرده‌اند، برای شکار لحظات مورد نظرشان، پاس می‌دهند و به نوبت در مقابل لانه حضور می‌یابند

اخبار رادیو در حال پخش از بلندگوست و ما هم چون حاضرین با دقّت توجه می‌کنیم؛ اخبار زلزله خراسان و اقدامات انجام شده، پیام شخصیّت­های داخلی و پیام­های همدردی رهبران کشورها و تلاش­های مردمی جهت کمک به آنان، همراه با اخبار گروگان‌گیری که در صدر خبرهای خبرگزاری­هاست و توجه جهانیان را به خود معطوف داشته است، خبرهای صبحگاهی را تشکیل می­دهد.

 برادران پاسدار در مقابل در ایستاده‌اند. چادرهای مختلف در پیاده‌روهای مقابل با ظرف و ظروف سحری که کنار آن گذاشته شده است و فروشندگان مختلفی که بعضی تا نیمه‌های شب و حتی سحر بیدار بوده‌اند و تازه دارند از خواب بیدار می‌شوند را بهتر است گفته شود از صدای شعارهای جمعیّت، دیگر امکان خواب برایشان نمانده، دیده می‌شوند.

چند نفر هم که از شب تا صبح کنار لانه جاسوسی مانده‌اند، آتش روشن کرده‌اند و روی چند پتوی سربازی نشسته‌اند.

خوشبختانه قسمت جنوبی سفارت در خیابان طالقانی یک منطقه تجاری و اداری است و از خانه‌های مسکونی در آنجا خبری نیست، و گرنه ساکنان آن امکان استراحت را از دست می‌دادند.

با یکی از برادران پاسدار، از پشت میله‌های در صحبت می‌کنم. او می‌گوید چند ماه در کردستان بوده و صرفاً برای حضور و نگهبانی در مقابل لانه جاسوسی و شرکت در این جریان و حمایت از دانشجویان، حاضر شده است در تهران بماند.

او جریانات تلخی از جنایات گروهک­ها در زمان حضور خود درکردستان را برای ما بازگو می­کند و از کشته شدن چند تن از دوستانش در یکی از شهرهای کردستان به دست عوامل گروهک کوموله در هنگام استحمام در حمام عمومی سخن می­گوید، او بیان می­دارد که با توجه به اینکه آنان بدون محافظ به حمّام رفته بودند گروهک­ها از این فرصت استفاده کرده و با سلاح سرد آنان را به شهادت رسانده بودند و کسانی که در حمام حضور داشته­اند نیز از ترس نتوانسته­اند عکس­العملی نشان بدهند.

وقتی از یافتن جسد یکی از دوستانش در زیر شیر آب حمام در حالی که خون او نیز شسته شده بود، سخن گفت، بغض گلویش را گرفت و اشک از چشمانش جاری شد. با شنیدن این ماجرای تلخ، اشک از چشمان ما هم جاری شد.

او نیز چون ما معتقد بود که تسخیر لانه جاسوسی، موجب فروکش کردن توطئه‌ها در کردستان شده است و از کشتارهای گسترده­ای که از مهرماه در کردستان آغاز شده بود و ده­ها تن از پاسداران گرانقدر و ارتشیان غیور در طی آن به شهادت رسیده بودند، دیگر خبری نیست و در همین چند روز که از این واقعه می‌گذرد، آثار از هم پاشیدگی سیستم جاسوسی آمریکا در ایران و سردرگمی وابستگان آن­ها به خوبی ملاحظه می‌گردد.

چند تن از خبرنگاران خارجی با دقّت ما را زیر نظر دارند. امّا با خود می­گویم آنان از دین و احساس و عواطف ما چیزی را درک نمی­کنند و نگاه آنان برایم بی اهمیّت جلوه می­کند.

با توجه به اطّلاعیّه‌ای که دانشجویان خط امام جهت جمع‌آوری کمک­های نقدی و غیر‌‌نقدی برای زلزله‌زدگان صادر کرده­اند و با عنایت به حضور گسترده جمعیّت، و عدم امکان جمع­آوری کمک­ها در مقابل درب اصلی، محل جمع‌آوری کمک­ها درب شمال شرقی لانه جاسوسی اعلام شده است. امّا از نخستین ساعات امروز بسیاری از مردم جهت تحویل اجناس و وجه نقد خود، به درب اصلی لانه جاسوسی مراجعه می‌کنند، که به آن محل راهنمایی می‌شوند.

 به علت استقبال بی نظیر مردم برای تحویل کمک­های خود به زلزله زدگان خراسان به دانشجویان خط امام، تعدادی زیادی از دانشجویان برای کمک به جمع­آوری کمک­ها به درب شمال شرقی لانه رفته­اند تا به سایر دوستان کمک نمایند.

تظاهرات مردمی در برابر لانه جاسوسی
تظاهرات مردمی در برابر لانه جاسوسی

تعدادی از برادران جهاد سازندگی نیز در این رابطه با دانشجویان همکاری می‌نمایند.

کمک­های مردمی با توجه به درخواست مسئولین، شامل پتو، لباس، مواد غذایی، دارو و بخاری است. انبوه کمک­های جمع‌آوری شده توسط برادران پاسدار به فرودگاه منتقل تا به مشهد ارسال گردد.

 با توجه به اعتمادی که مردم به دانشجویان خط امام دارند، حجم کمک­ها بخصوص وجوه نقدی، اعجاب­انگیز است. هر کسی سعی می­کند خالصانه در این امر شرکت نماید. حضور جوانان و نوجوانان در این امر قابل توجه است.

صحنه­های کمک، انسان را به یاد روزهای سخت انقلاب که همه جا از جمله شر‌کت نفت در اعتصاب به سر می­برد و نفت با وجود سرمای شدید زمستان، کمیاب شده بود و هرکسی سعی می­کرد به خانواده­هایی که توان تهیّه آن را نداشتند، کمک نماید، می­اندازد.

با توجه به افشاگری­ها و مطرح شدن چگونگی دخالت جاسوسان آمریکایی در امور مختلف ایران، حسّاسیّت مردم در این رابطه برانگیخته می‌شود. معمولاً متن هر افشاگری ابتدا از بلندگوی لانه به اطّلاع مردم رسیده می‌شود و سپس در اختیار رسانه‌های جمعی قرار می‌گیرد.

 افشای سندهای محرّمانه و بعضاً سرّی موجود در لانه جاسوسی، موجبات آموزش سیاسی مردم را فراهم آورده و دانشجویان نیز سعی می­کنند، مردم مسلمان و انقلابی ایران متوجّه شوند بر خلاف نظر دولتمردان دولت موقّت که در اولین روزهای پیروزی انقلاب به مردم اعلام نمودند که «انقلاب تمام شد و ملت باید انقلاب را به ما بسپارد و ما آن را به سرانجام خواهیم رساند»، مردم باید برای حفظ انقلاب با تمام وجود و هستی در صحنه باقی بمانند.

از روزی که موضوع افشاگری مطرح شده است، مردم با دادن شعار، دانشجویان را به افشا کردن اسناد تشویق می­نمایند :

– دانشجوی خط امام، افشا کن، افشا کن

 سیاست سلطه گران را رسوا کن، رسوا کن

-دانشجوی خط امام، افشا کن، افشا کن

 توطئه های آمریکا را، رسوا کن، رسوا کن

اقدام دانشجویان پیرو خط امام با حمایت امام و مردم انقلابی کشور در همین یکی دو هفته که از تسخیر لانه گذشته است، موجبات به وجود آمدن مسائلی شده است که با هزینه کرد میلیاردها دلار نیز امکان ایجاد آن فراهم نمی­گردید:

۱- وحدت کلمه بی نظیری را در سایه خط امام که همان کلمه توحید و نفی طواغیت بود، در کشور به وجود آورد.

۲- به جای توجه به ضعف­ها و مشکلات طبیعی انقلاب و تخریب چهره­های موجّه انقلاب و جلوگیری از تفرقه میان نیروهای انقلابی، توجه مردم انقلابی کشور را به سوی دشمن اصلی معطوف نمود.

۳- مبارزه مردم ایران با سلطه گران جهانی و عوامل داخلی آن را را ابعاد تازه­ای بخشید.

۴- خوابهای آشفته دشمن، برای نابودی انقلاب اسلامی را بر باد داد.

۵- با افشای توطئه های دشمن، از طریق اسناد بدست آمده از خود آن­ها، به ذهن و دل و بینش مردم عمق سیاسی بخشید و آنان را برای فداکاری و استقامت و خون دادن برای حفظ انقلاب و استقلال و دین و شرف و کشور و انقلاب عظیم اسلامی خود و تحمّل سختی­ها آماده و مهیّا ساخت.

روزه باعث شده دانشجویان به مسائل معنوی توجه بیشتری نمایند توجه به تلاوت قرآن آنان چه در سر پاس روزانه و چه در محل­های سکونت بسیار زیبا و جالب است.

البتّه توجه به قرآن در میان دانشجویان از سال­های قبل از انقلاب آغاز شد و بازگشت به قرآن به عنوان یک امر لازم مورد توجه مردم و به خصوص جوانان تحصیل کرده قرار گرفت.

 آیت‌الله طالقانی از جمله افرادی بود که در این رابطه فعّال بود، و برنامه تفسیر ایشان که با عنوان «با قرآن در صحنه» تا وفات ایشان از شبکه اوّل سیما، پخش می‌شد، مورد توجه قرار گرفته بود.

توجّه به نهج‌البلاغه و خطبه‌های امیر‌المؤمنین نیز در میان دانشجویان رواج خوبی دارد.

یکی از دوستان دانشکده خودمان آنقدر خطبه‌ متقین حضرت علی (ع) خطاب به یکی از یاران خود بنام هَمام را در چند سال گذشته برای ما و دیگران خوانده، که کاملاً آن را حفظ شده است و بسیاری از دوستان هم حداقل گوشه‌هایی از آن را از حفظ دارند.

 امروز نزدیکی‌های ظهر که وارد بلوک می‌شوم این جمله از این خطبه را که با خط زیبای یکی از دوستان بر روی دیوار نوشته است برخورد می‌کنم:

 «عَظُمَ الخالقُ فی اَنفُسِهِم فَصَغُرَ ما دُون ذلِکَ فی اَعیُنِهِم»

 آن‌چنان خدا در وجودشان عظمت یافته که هر چه جز او در چشمانشان حقیر شده است.

دستورالعمل ۱۶ ماده‌ای امام به جوانان برای خودسازی نیز مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مباحثی که بین دانشجویان مسلمان مورد توجه و عنایت می­باشد، موضوع خودسازی است. دلیل آن شاید طرح این مسئله توسط مرحوم دکتر شریعتی در یکی از سخنرانی­هایش با عنوان «خودسازی انقلابی» بود که با دیدگاه خود توصیه­هایی به جوانان می­نمود تا خود را به عنوان یک انسان مبارز انقلابی بسازند، امام دستورالعمل «خودسازی اسلامی» را برای جوانان صادر نموده بودند تا آنان را به خود­سازی منطبق با دیدگاه صحیح اسلامی تشویق نمایند.

این دستورالعمل در تیراژ وسیع و در طرح­های مختلف چاپ و در سراسر کشور توزیع شده، تعدادی از آن نیز در مکان­های مختلف لانه جاسوسی بر در و دیوارها الصاق شده است. به دلیل همین دستور‌العمل و بر طبق یکی از بندهای آن بسیاری از جوانان انقلابی روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه روزه می‌گیرند.

امروز بعد از نماز ظهر یکی از دوستان، دعای حضرت امام زمان (عج) را خواند، این دعا در جوّ دانشجویان مسلمان در دانشگاه‌ها جایگاهی پیدا کرده و معمولاً از یکی دو سال قبل از انقلاب در مساجد دانشگاه‌ها خوانده می‌شد. در این دعا وظیفه هر انسانی به زبان زیبای نیایش و دعا بیان شده است و در این شرایط که ما دانشجویان در خط مقدّم مبارزه با شیطان بزرگ ایستاده­ایم و احتیاج مبرم به خودسازی و حرکت در خط نورانی امام که همان خط و مسیر و روش امامان معصوم است، داریم،

 اَللهم ارزُقنا تُوفیق الطّاعَه و بُعد المَعصیَه و عِرفانَ الحُرمه؛ خدواندا! توفیق اطاعت از خود و توفیق دوری از معصیت و شناخت آنچه نزد تو حرام است را نصیب ما فرما.

و اَکرِمنا بالهُدی و الاستِقامَه و سَدِّد اَلسِنَتِنا بِالصَّواب وَالحِکمَه؛

 و ما را به هدایت و استقامّت کرامّت ببخش و زبان ما را به سخن صواب و حکیمانه ملزم بگردان.

 وَ املاء قُلوبَنا باِلعِلمِ وَ المَعرِفَه؛

 و قلوب ما را از علم و معرفت پرگردان.

نماز امروز نیز با امامت آقای خوئینی­ها بر پا می‌شود و ایشان در سخنانی پس از نماز، دانشجویان را به استقامّت در راه خدا توصیه می‌نمایند:

مسلمانان در طیّ نهضت الهی پیامبر، مجبور شدند سه سال در شِعب ابی طالب در سخت­ترین شرایط و در محاصره اقتصادی زندگی کنند و همین جریان و سختی­هایی که مسلمانان طی آن سه سال با آن مواجه شدند، موجب شد که نهضت ایشان با سرعت گسترش یابد.

مردم ما نیز باید وابستگی خود به آمریکا را قطع کنند و تا زمانی که ما مجبوریم از آن­ها کالا بخریم و با کالاهای ساخت آنان زندگی کنیم، در بند آنان خواهیم بود.

 ایشان پیشنهاد دادند که هفته آینده مصرف کالاهای آمریکایی درکشور تحریم گردد.

نماز با دعای وحدت پایان می­یابد و جمعیّت عظیمی نیز در مقابل درهای لانه جاسوسی تجمع کرده­اند و تعداد کثیری از آنان نیز روزه دارند، ما را در خواندن دعای وحدت همراهی می­نمایند، پس از نماز دانشجویان در محوطه دست به راهپیمایی می­زنند:

– تحویل شاه خائن، فریاد ملت ماست

 امامت خمینی، اساس وحدت ماست.

– جنایات آمریکا، به اوج خود رسیده

 سراسر جهان را، به خاک وخون کشیده

 کارتر سرنگون

 دولتش واژگون

 مرگ برشاه

 مرگ بر شاه

 مرگ بر شاه

 مرگ برشاه

– جمهوری اسلامی، آری، تسلّط آمریکا، هرگز

 استقلال و آزادی، آری

 رابطه با آمریکا هرگز

جمعیّت حاضر در مقابل لانه جاسوسی نیز با شعار:

 دانشجوی خط امام! بر تو درود، بر تو سلام

سپس دانشجویان در پشت در و در مقابل جمعیّت تجمع می‌نمایند و دانشجویان و مردم به شعارهای یکدیگر جواب می‌دهند.

دانشجویان شعار می‌دهند:

– ملت ما بیدار است.

و مردم جواب می‌دهند:

– از آمریکا بیزار است.

و به همین صورت این شعارها را تکرار می‌کنند:

– شاه باید برگردد، اعدام باید گردد

– نه سازش نه تسلیم، نبرد با آمریکا

– ای کارتر بی‌ایمان، این قاتل رو تحویل بده به ایران

– ملت ما می‌رزمد، کاخ سفید می‌لرزد

– روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی

– شاه! شاه! مرگت باد، کارتر! کارتر! ننگت باد

شخصیّت­های مختلفی امروز عصر از لانه جاسوسی بازدید می‌نمایند و پس از گفتگو با دانشجویان و تأیید عمل و خواست آنان، برای جمعیّت عظیم حاضر در مقابل لانه سخنرانی می‌نمایند.

علامه آیت‌الله یحیی نوری[۲۱] طی سخنانی بیان داشت:

 ملت قهرمان ما پس از پیروزی در انقلاب و طرد استبداد، اینک قیام علیه استعمار جهانی را آغاز کرده.

امیدواریم که در دوّمین بخش انقلاب، یعنی زدودن استعمار و امپریالیسم در سطح جهان و حمایت از ملّت­های مستضعف جهان نیز توفیق حاصل گردد. قرآن کریم به ما آموخته است که باید زور را با زور پاسخ داد.

آقای فخرالدین حجازی نیز بعد از ایشان طی سخنانی ضمن محکومیت دخالت­های امپریالیسم آمریکا در امور داخلی ایران برای به شکست کشاندن انقلاب، از مبارزات دلیرانه مردم ایران علیه دولت آمریکا، پشتیبانی می‌نماید.

سخنان گرم ایشان موجب می‌شود مردم حاضر با هیجان علیه کارتر و شاه به دادن شعار بپردازند.

هیجان انقلاب دوّم، و آغاز مبارزه با دشمن اصلی ملت ایران، پیر و جوان و معلول و کارگر و کشاورز و دانشجو و کارمند نمی­شناسد. همه با تمام وجود برعلیه شاه و حامی او یعنی رئیس جمهور آمریکا و بر علیه جنایات آنان در حقّ ملت ایران، شعار می­دهند.

امروز تعداد کثیری از طبقات مردم به سوی لانه جاسوسی راهپیمایی نموده‌اند. هر چه به مغرب نزدیک­تر می‌شویم، بر کثرت حضور مردم و هیجان آنان افزوده می‌شود. در این میان حضور تعدادی از معلولان که برای اعلام همبستگی به مقابل لانه آمده‌اند و نیز کشاورزان ساری قلعه مازندران، بیشتر به چشم می‌آید.

سیل نامه‌های اعلام همبستگی و حمایت از دانشجویان خط امام به سوی خبرگزاری­ها و روزنامه‌ها سرازیر است.

صدها نامه نیز دراین رابطه به لانه رسیده است و بعضی از آن­ها توسط نمایندگان راهپیمایان همانند روزهای قبل از بلندگوی سفارت برای جمعیّت حاضر قرائت می‌گردد.

پرچم آمریکا و شکلک­های پارچه‌ای شاه و کارتر، بارها در میان شعار و هیجان مردم به آتش کشیده می‌شود.

امروز هزار و دویست کشیش سیاهپوست در حالی که شاه را جنایت­کار می­خوانده­اند در شهر دیترویت در ایالت میشیگان دست به تظاهرات زده و خواستار اخراج هر چه سریع­تر او از آمریکا شده­اند. این جریان به دنبال کنفرانس یک هفته­ای کشیش­های سیاهپوست آمریکایی صورت پذیرفته است. آن­ها از کارتر خواسته­اند تا عملیات اجرائی خود علیه ایران را پایان دهد.

دانشجویان ایرانی امروز هم در شهرهای گوناگون دنیا دست به تظاهرات زده­اند. حجّاج ایرانی نیز در کنار مرقد پیامبر اسلام دست به تحصّن زده و برای پیروزی دانشجویان خط امام دعا نموده­اند.

دویست و پنجاه تن از دانش آموزان جنوب شهر تهران نیز پس از یک راهپیمایی در مقابل سفارت واتیکان اجتماع کردند و ضمن دادن گل به سفیر واتیکان از نماینده پاپ که در تهران به سر می­برد، خواستند تا به اطّلاع ایشان برساند که در مورد استرداد شاه مخلوع به ایران، میانجیگری نماید. دانش­آموزان در مقابل این سفارت به نماز جماعت ایستاده و سپس به دادن شعارهایی برعلیه آمریکا پرداختند. آنان با صدور قطعنامه­ای از پاپ خواستند حال که بر مسند حضرت مسیح تکیه کرده، از مستضعفان جهان حمایت کند.

حزب جمهوری اسلامی ایران بیانیّه­ای صادر نموده و از مردم درخواست نموده است که همچنان که رأی خود را صادقانه برای تعیین نمایندگان خود در مجلس خبرگان به صندوق­های رأی انداخته­اند، همچنان رأی خود را برای تصویب قانون اساسی، به صندوق­ها بریزند.

پیش‌بینی می‌شود فردا جمعه، که آخرین روز روزه سیاسی اعلام شده است، جمع کثیری از مردم در مقابل لانه جاسوسی آمریکا تجمع نمایند. اخباری در اختیار دانشجویان گذاشته می‌شود که حاکی از وجود توطئه‌هایی برای برهم زدن نظم و اخلال در برنامه‌های این روز است. سی­و­پنچمین اطلاعیه دانشجویان خط امام با عنوان واعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقوا منتشر می‌شود و در این رابطه بیان می­گردد:

رمز پیروزی ملت ایران، ایمان به خدا و وحدت کلمه بوده است.

طبق اطّلاع رسیده روز جمعه، جمعی از عوامل سیا و ساواک سعی دارند با ایجاد اختلاف میان هواداران گروه‌ها و احزاب و سازمان­های سیاسی، درگیری به وجود آورند و فیلم‌برداران خارجی و خبرنگاران این صحنه‌های ساختگی را به جهان مخابره نمایند تا به این وسیله اعلام دارند که آمریکا دشمن اصلی ملت ایران نیست و از این طریق به اربابان خود خدمت نمایند. لذا به تمام گروه‌های سیاسی تذکّر داده می‌شود که در هر نقطه، درگیری را خنثی نمایند.

در این اطّلاعیه, اعلام شده با توجه به اینکه روز جمعه، فردا، آخرین روز روزه سیاسی میباشد، از عموم دعوت میشود افطار را در مقابل لانه جاسوسی حضور داشته باشند.

با نزدیک شدن مغرب، انبوه جمعیّت حاضر در مقابل لانه، هماهنگ و یک پارچه و با شور و هیجان شروع به خواندن شعاری آهنگین و زیبا مینمایند، به صورتی که انسان به یاد روزهای انقلاب و شعارهای آن می­افتد:

الله اکبر

 الله اکبر

 روزه،

 روزه،

 روزه سیاسی ما

 رنج گرسنگی ما

 بهتر بود از این رسوائی

 که باشیم در قید آمریکایی

خنثی نمائیم

 با هوشیاری

 رسوا نمائیم

 با همکاری

 فتح اسلام، درجهاد است

 فتح اسلام، درجهاد است

با پخش اذان مغرب، درون و بیرون لانه، نماز جماعت بر پا می‌شود. و هوای سرد پاییزی نیز تنها مانع کوچکی بر سر راه برپایی آن است.

غذای ساده تهیّه شده در چادرها، بین جمعیّت توزیع می‌شود و خبرنگاران خارجی با تعجّب به تماشا و تهیه خبر از این صحنه‌ها می‌پردازند.

 من و یکی از دوستان به علت کنجکاوی بیش از حد، و برای حضور در میان جمعیّت قبل از مغرب بیرون رفته و نماز جماعت را نیز با جمعیّت می‌خوانیم.

 جمعیّت در بسیاری از نقاط خیابان گروه گروه ایستاده و با یکدیگر از مسائل سیاسی و اخبار روز صحبت می‌کردند و هر کسی تجزیه و تحلیل خود را برای دیگران بیان می‌کرد.

خبرنگار مجله سروش با جوانی دانشجو در حال صحبت کردن بود. او بیان می‌داشت که من با جان و دل، این عمل انقلابی دانشجویان پیرو خط امام را تأیید می‌کنم. این عمل باید زودتر از این انجام می‌گرفت تا ریشه استعمار از ایران کنده می‌شد. این تنها راه بود. به نظر من همه ملت باید از این امر پشتیبانی نمایند، چون این یک عمل انسانی و اسلامی است و جواب دندان شکنی است به آن­هایی که توطئه محاصره اقتصادی ایران را در سر دارند. این اقدام، ملت ما را دوباره برای یک جهش انقلابی دیگر آماده کرد و تفرقه­ای را که با همکاری همین امپریالیست­ها در بین پاره­ای ازگروه­ها به وجود آمده بود، به وحدت و یکپارچگی مجدّد می­کشاند.

حضور مستقیم در میان مردم، اطّلاعات خوبی را در اختیار ما می‌گذارد و ما سعی می‌کنیم بدون اینکه کسی مطلع شود که ما جزء دانشجویان خط امام هستیم، به این کار مبادرت کنیم.

با آش و نان و تخم‌مرغ، همراه با مردم حاضر در خیابان افطار می‌کنیم و از در غربی به لانه باز می‌گردیم و برای دوستان آنچه دیده‌ایم، بازگو می‌کنیم.

امروز حجم عظیمی از تراکت­ها و پوسترهایی را که روز قبل از چاپخانه آوردیم، توزیع شده است. بیشترین حجم آن به مراجعه کنندگان جهت توزیع در کارخانجات و ادارات و مدارس تحویل داده شده است.

جلسات مجلس خبرگان پایان یافته و امروز عصر قرار است اعضای آن در قم به حضور امام برسند. از قبل اعلام شده است که حضرت امام سخنان مهمّی را بیان خواهند داشت. ما در انتظار پخش اخبار سیما هستیم تا به سخنان ایشان گوش فرا دهیم.

در دوران خبرنگاری و با توجه به امکان سهل و راحتی که برای مصاحبه و حضور در مجلس خبرگان داشتم، فرصت پیدا کرده بودم تا هم با شخصیّت افراد حاضر در آنجا آشنا شوم و هم مباحث مورد علاقه‌ام که بیشتر مباحث اقتصادی و شکل سیستم اقتصادی در قانون اساسی بود را پی‌گیری نمایم.

مدیریّت قدرتمند آیت­الله بهشتی که نایب رئیس مجلس بودند، بسیار جالب توجه بود. هرگاه ایشان اداره مجلس را به عهده می­گرفتند، افرادی چون رحمت الله مقدم مراغه­ای و شیخ علی تهرانی که به دلائل مختلف و برای به ثمر نرسیدن اهداف مجلس خبرگان دائماً اشکال تراشی می­نمودند، کمتر امکان اتلاف وقت پیدا می­نمود. امّا در روزهای دیگر اینان با همفکرانشان با طرح موضوعات جزئی و فرعی، وقت را به هدر می­دادند، به صورتی که آیت‌الله دستغیب[۲۲]، بارها وقت می­گرفتند و به پشت تریبون می­رفتند و از نمایندگان درخواست می­نمودندکه با توجه به دستور و تأکید امام برای اتمام هر چه سریع­تر تدوین قانون اساسی، نمایندگان با رعایت دقّت در صحبت­ها و صرفه­جویی در وقت، از طولانی شدن زمان مجلس جلوگیری نمایند. توفیق این دو و دوستانشان در اتلاف وقت مجلس در صورتی بود که شخصی غیر از آیت‌الله بهشتی ریاست مجلس را به عهده داشت، امّا در روزهایی که ایشان در سمت ریاست مجلس و مدیریّت جلسه حضور داشت، شیخ علی تهرانی در گوشه انتهایی سمت راست مجلس مفلوکانه می­نشست و فرصت سخن گفتن اضافی پیدا نمی­نمود و مقدّم مراغه­ای نیز در توطئه­گری خود توفیق چندانی به دست نمی­آورد.

امروز سخنان امام در جمع اعضای نمایندگان مجلس خبرگان، در صدر اخبار است. آیت‌الله منتظری، رئیس مجلس خبرگان، نسخه نهایی قانون اساسی تصویب شده در مجلس خبرگان را که قرار بود یک ماهه بررسی و تصویب شود و با توطئه­های گوناگون ضد انقلاب، متأّسّفانه سه ماه طول کشیده بود، به خدمت امام تقدیم نموده است.

امام ضمن تشکّر از زحمات اعضای مجلس خبرگان طی بیاناتی از آنان خواستند که پس از باز‌گشت به شهرهای خودشان، از مردم بخواهند که نسبت به سر‌نوشت‌شان حسّاس باشند و در همه‌پرسی قانون اساسی شرکت کنند.

در میان صحبت­های امام که از تلویزیون پخش می‌شود، بارها به صورت دوستان نگاه می‌کنم و از اینکه با تمام وجود مشغول شنیدن سخنان ساده امّا پر بار امام هستند، احساس شادی و شعف می‌کنم.

سخنان امام دارد یخ­های خودباختگی ذهن­ها و اندیشه­های تحصیل کردگان یک کشور جهان سوّمی که هنوز یک سال از انقلابشان نگذشته است را آب می­کند

موقع نگهبانی در پشت بام ساختمان ویزا، از رادیو بطور مستقیم به مراسم دعای کمیل که در دانشگاه تهران برگزار شده است گوش می‌دهم، فرصت خوب و گرانبهایی است، آنهم پس از چهار روز روزه سیاسی، در شب جمعه، در حالی که از شرکت در مراسم دعای کمیل که توسط دانشجویان در لانه برگزار شد. محروم هستم.

با به کار گرفتن عبارت ویزای ورود به درگاه الهی، توسط آقای پیراسته که با صدای گیرای خود در حال تلاوت دعا در دانشگاه تهران است، توجه به این داشتم که در پشت‌بام ساختمان ویزای! سفارت آمریکا نگهبانی می‌دادم، عجیب ذهنم متوجّه این عبارت می‌شود و به ذهنم خطور می­کند که چه کسانی به این ساختمان آمدند و ویزای رفتن به آمریکا را گرفتند و برای همیشه به کشور و ملت و فرهنگ و آیین خود پشت کردند و رفتند.

به یاد بعضی دوستان دوران دبیرستان می‌افتم که خود را مبارز و انقلابی می‌دانستند و حتی مدّتی به زندان افتادند و شکنجه شدند، پس از مدّتی که برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتند، از نامه‌هایی که با هم رد و بدل می‌کردیم، بوی سقوط آن­ها می‌آمد و با احساس بریدگی آنان از دین و ایمان و ایران و فرهنگ خودی، ارتباطمان برای همیشه قطع شد. حس کردم می­توان دنبال مسائل دیگری هم بود، یعنی به جای گرفتن ویزای سقوط­! میتوان ویزای عروج به برترین مراتب انسانیّت را هم از درگاه الهی گرفت.

اسم شب با توجه به سخنان امروز امام، «با اتّکال به خداوند تبارک و تعالی به پیش» است.



[۱]. ایشان در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسید.

[۲]. ایشان در دوران جنگ تحمیلی رئیس ستاد لشکر حضرت رسول (ص) بودند و در یکی از عملّیات‌ها به شهادت رسیدند.

[۳]. در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند.

[۴]. ایشان از مسئولین جهاد دانشگاهی بود که در دو دولت خاتمی و احمدی­نژاد وزیر راه شد.

[۵]. جشن پتو یک سنّت سیئه خنده­داری بود که در لانه و توسط دانشجویان خط امام پایه­گذاری شد و سپس در جبهه­ها هم ساری و جاری شد. چند نفر از بچّه­ها بر اساس یک توطئه از قبل طراحی شده یکی از افراد را در نظر می­گرفتند و در یک موقعیت طلایی که او توجّه نداشت پتویی را بر روی او می­انداختند و تا او می­آمد به خود بجنبد، یک کتک مفصل نوش جان کرده بود و ضاربین نیز مشخّص نمی­شدند. در آن موقعیّت سخت و ساعات طولانی نگهبانی و تلاش برای نگهداری گروگان این هم یک نوع سرگرمی بود!

[۶]. دانشجویان خط امام، دارای دو شورا بودند. اوّل: شورای مرکزی لانه، متشکل ازپنج نفر، رضا سیف اللهی از دانشگاه صنعتی شریف، ابراهیم اصغرزاده از دانشگاه صنعتی شریف، رحیم باطنی از دانشگاه ملّی، حبیب بیطرف از دانشکده فنی دانشگاه تهران، محسن میردامادی از دانشگاه پلی‌تکنیک. دوّم: شورای بازو که تعداد زیادی از دانشجویان به مناسبت وظایفی که انجام می­دادند، مانند ترجمه اسناد، کارهای عملیاتی،تدارکات، امور روابط عمومی و تبلیغات، عضو آن بودند.

[۷]. متن پیام ص ۲، جمهوری اسلامی، ۲۴/۸/۵۸

[۸]. اطلاعیه شماره ۳۲ دانشجویان پیرو خط امام

[۹]. کیهان ۲۴ /۸/۵۹ ص ۱۶

[۱۰]. همان ص ۲

[۱۱]. کیهان ۲۳/۸/۵۹ ص ۱۲

[۱۲]. اطلاعات، ۲۷ آبان ۵۸ ص ۱۲

[۱۳]. اطّلاعات ۲۴/۸/۵۸ ص ۱۰

[۱۴]. کیهان ۲۶/۸/۵۸ ص ۴

[۱۵]. کیهان ۲۴/۸/۵۸ ص ۴

۲. جمهوری اسلامی ۲۴/۸/۵۸ ص ۱۲

۳. کیهان ۲۳/۸/۵۸ ص ۳

۱. باید جوان­های ما گول تبلیغات فدائیان خلق را نخورند. این اشخاصی که هی فدائی خلق خودشان را معرفی می کنند، من که در این چیزهائی که برای پشتیبانی از این جوان­ها بود که آنجا را گرفتند، به گوش من نخورد که این­ها پشتیبانی کرده باشند. اگر این­ها آمریکائی نیستند، چطور پشتیبانی نکردند از این­ها. صحیفه نور، ج ۱۰ صفحه ۱۵۰ تاریخ: ۱۶/۸/۵۸

[۱۹]. جمهوری اسلامی ۲۴/۸/۵۸ ص ۱

[۲۰]. با توجّه به اینکه طبقه مستضعف شهر تهران در نقاط جنوبی شهر و در حلبی آبادها و زاغه­ها زندگی می‌کنند و به آنها زاغه‌نشین می­گویند.

[۲۱]. آیت‌الله یحیی نوری:

[۲۲]. آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *