تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت دوازدهم

خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت دوازدهم

چهارمین روز

۱۶ آبان ۱۳۵۸

۱۶ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۷ نوامبر ۱۹۷۹

آمریکا هیچ غلطی نمی­تواند بکند

 

هلی کوپتر به جا مانده از نیروهای مهاجم و متجاوز  آمریکایی
هلی کوپتر به جا مانده از نیروهای مهاجم و متجاوز آمریکایی

ساعت چهار تا شش صبح نوبت نگهبانی من بود. خستگی و بی‌خوابی و کسالت آزارم می‌داد. برای اینکه خوابم نبرد چند بار به صورتم آب زدم.

دو طرف پشت‌بام رو به حیاط ساختمان ویزا و حیاط اصلی است و دو طرف دیگر آن، به دیوار بلند ساختمان­های بغل متصل است.

فاصله بین دو دیوار را با سرعت می‌روم و می‌آیم تا شاید بی‌خوابی از سرم بپرد. به هر صورت ما دانشجویان، نظامی و آموزش دیده نیستیم و به بی‌خوابی هم عادت نکرده‌ایم.

پاس قبلی من ساعت ده تا دوازده شب بود. بعد از چهار ساعت یک پاس دو ساعته دیگر، در شبانه‌روز چهار پاس آن هم علاوه بر کارهای گوناگونی که طی روز باید انجام بدهیم، خیلی سنگین است. در دوران سربازی هم تعداد پاس­ها و زمان هر پاس کمتر از این است. اما اینجا محیط نظامی و یا محیط غیرنظامی! نیست. اینجا موضوع گروگان‌گیری و درافتادن با یک ابرقدرت است که سال­ها بر کشور ما تسلط داشته و تا بخواهی عوامل داخلی و نفوذی در هر لباس دارد، همین فکر موجب می‌شود خود را بیدار نگهدارم و چشمان خسته خود را به محوطه بدوزم.

 ساعت شش تنها آرزویم یک خواب چند ساعته است. با دیدن پاسبخش و نگهبان بعدی، مانند پرنده‌ای که از قفس آزاد شده باشد، اسلحه و خشاب اضافی را تحویل می‌دهم و با خواندن نماز صبح و صدا‌ زدن بچه‌ها برای خواندن نماز، سرم را روی پتو می‌گذارم و بدون تعویض لباس نظامی به خواب می‌روم.

 حدود ساعت ده صبح با سر و صدای چند تن از دوستان از خواب بیدار می‌شوم، اما احساس کسالت می‌کنم. بدجوری سرما خورده‌ام. دیشب بی‌احتیاطی کرده بودم و و علیرغم بدی هوا، با پیراهن و ژاکت برای نگهبانی رفتم. سرما خورده بودم و بی‌خوابی و ضعف صبحگاهی هم به همین دلیل بوده است. یکی از بچه‌ها می‌خواهد طبابت ‌کند و مورد اعتراض دانشجویان پزشکی حاضر قرار می‌گیرد. خلاصه دوستان مقداری قرص و دوا برایم می‌آورند و به علت مریضی مورد محبت مضاعف قرار می‌گیرم. امروز نوبت ظرف شستن من هم است که بچه‌ها نمی‌گذارند و خودشان انجام می‌دهند.

 از دیشب گروگان جوان را هم از اتاق ما برده‌اند و خیال همه راحت شده است.

صدای شلیک هفت هشت گلوله مسلسل‌وار همه را هشیار می‌کند. چند نفر از بچه‌ها بیرون می‌دوند و ما هم سراسیمه از پنجره‌ها به بیرون نگاه می‌کنیم. تعدادی از بچه‌ها دارند به سمت اتاق عملیات می‌دوند. لحظاتی بعد خبر می‌رسد چیزی نبوده، امیرسعیدی دسته‌گل به آب داده و در اتاق عملیات و در حالی که تعدادی از دانشجویان نیز حضور داشته‌ و مشغول صحبت بوده‌اند، ایشان روی یکی از مبل­ها مشغول دست‌کاری مسلسل یوزی بوده که دستش روی ماشه رفته و هفت هشت گلوله شلیک می‌شود. خوشبختانه گلوله­ها به علت بالا بودن سر اسلحه به سقف اصابت می‌کند. خدا رحم کرده است. امیرسعیدی شدید ترسیده. هر کس او را می‌بیند کلی طعنه و متلک بارش می‌کند.

مردم از اقشار گوناگون حتی زنان با فرزندان کوچک خود از هر سو به سمت لانه جاسوسی در حرکتند و شعار «مرگ بر کارتر» و «مرگ بر آمریکا» لحظه‌ای قطع نمی‌شود.

اخبار رسیده حاکی از این است که کارتر جهت خلاص شدن از قضیه شاه و بن‌بستی که در آن گرفتار شده، تصمیم گرفته است او را از آمریکا بیرون کند. علی‌الظاهر وزارت خارجه آمریکا این موضوع را به وزارت خارجه ایران اعلام نموده است.

دانشجویان اطلاعیه‌ای در این رابطه صادر، و از بلندگوی سفارت برای جمعیت خوانده می‌شود، مردم حاضر بعد از شنیدن هر بند، با شعارهای خود مفاد آن را تأیید می‌کنند. متن تایپ شده آن نیز آماده و تکثیر شده و بین جمعیت توزیع می‌گردد.

در این اطلاعیه، دانشجویان به آمریکا اخطار نموده‌اند؛ باید شاه به ایران تحویل داده شود و در غیر این صورت ملت ایران تصمیم دیگری خواهد گرفت اخراج شاه از آمریکا در مواضع ضدامپریالیستی ملت ایران نمی‌تواند تأثیری داشته باشد[۱].

– تحویل شاه خائن فریاد ملت ماست، این شعار پس از خواندن اطلاعیه توسط جمعیت فریاد زده می‌شود و با اطلاع از این توطئه هیجان جمعیت بیشتر می‌شود.

– شاه باید برگردد، اعدام باید گردد (که توسط دو دسته شعار داده می‌شد.)

– شاه جنایت پیشه، اینجا مجازات می‌شه

– شاه اگر آمریکا حامی توست، چوبه دار ملت منتظر سر توست

– مرگ بر کارتر، مرگ بر شاه

– شاه شاه مرگت باد، کارتر کارتر ننگت باد

– شعار ملت ما، نبرد با آمریکا

یکی از جاسوسان آمریکایی در دستان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در نخستین لحظات تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
یکی از جاسوسان آمریکایی در دستان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در نخستین لحظات تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

در اتاق نگهبانی برو بیایی است. هر لحظه چند نفری وارد می‌شوند تا پیغام حمایت گروه‌هایی را که با طی مسافت­های زیاد از نقاط مختلف تهران به سمت لانه جاسوسی راهپیمایی نموده‌اند را بخوانند.

جمعیت تظاهر کننده هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شود. پشت‌بام اتاق نگهبانی به صورت تریبون، برای جمعیت عظیمی که در مقابل لانه تجمع نموده‌اند، بیش از ده ساعت برنامه‌ جذاب دارد. برنامه‌هایی که جمعیت حاضر خود نیز با خواندن اطلاعیه­های خود، مجری آن است و با شعارها و هیجانات و ابراز احساسات شدید خود موضوعات آن را تأیید می­نماید.

اخبار جدید نشانگر توطئه جدیدی توسط عوامل مزدور آمریکا در ایران است، تا چهره ملت ایران را خدشه‌دار و زمینه بدبینی مردم جهان و مردم آمریکا به دانشجویان و ملت ایران و احتمالاً موجبات تهاجم آنان به ایرانیان خارج از کشور را فراهم نماید.

اطلاعیه‌ای در این رابطه صادر و سومین توطئه دشمن برای مردم تشریح می‌گردد[۲]. در این اطلاعیه بیان می‌شود که با توجه به امواج خشم مقدس امام امت نسبت به آمریکای جنایت­کار، طبق اخبار واصله، آمریکا به عوامل مزدور خود دستور داده است تا در داخل کشور علیه اتباع خارجی و به خصوص اتباع آمریکایی در نقاط مختلف، محیط رعب و ناامنی ایجاد و یا آن­ها را بربایند. ما وظیفه خود می‌دانیم به مردم هشدار دهیم که ما با ملت­ها و حتی ملت آمریکا هیچ دشمنی‌ای نداریم. ما با دولت­های جنایت­کار کار داریم و لذا نباید با رفتارهای غیرمسئولانه، ملت شریف ایران را در نظر جهانیان متهم به داشتن رفتارهای وحشیانه نمود.

اخبار رسیده حاکی از این است که در اکثر پایتخت­های جهان، دانشجویان ایرانی دست به تظاهرات علیه آمریکا زده‌اند؛ دهلی، بیروت، بن، لندن، نیویورک، استکهلم.

 با خوانده شدن اخبار تظاهرات دانشجویان ایرانی در سایر کشورها، صدای تکبیر جمعیت بلند می‌شود.

با شلوغ‌تر شدن جمعیت و نزدیکی­های ظهر، دوباره مثل چند روز گذشته، کودکان گم شده که همراه والدین خود در تظاهرات شرکت نموده‌اند، به اتاق نگهبانی آورده می‌شوند و در میان برنامه‌ها با خواندن نام والدینشان، از آنان می‌خواهند مراجعه و فرزندانشان را تحویل بگیرند. بخش اشیاء گم‌شده نیز در آنجا راه افتاده و هر کس هر چه را پیدا می‌کند تحویل می‌دهد، و سپس به صاحبانش تحویل داده می‌شود.

با شنیدن اذان ظهر، آماده نماز می‌شویم. نماز با حضور حدود صد و پنجاه نفر از خواهران و برادران دانشجو برگزار می‌شود. معمولاً بقیه گرفتار نگهبانی و سایر امور هستند.

امروز جمعیت زیادی در خیابان طالقانی و مقابل لانه به نماز جماعت می‌ایستند. از قسمت دیوار غربی که تعدادی شیر آب وجود دارد، لوله‌های آب جهت وضو به پیاده رو کشیده می‌شود.

حجت‌الاسلام خوئینی­ها امام جماعت داخل هستند و در میانه دو نماز بیان می‌دارند:

 «پشتیبانی عظیم مردمی به خاطر اتصال این جریان به امام است و نباید هیجان‌زده و دچار غرور شویم و تصور کنیم که رهبری جامعه را به دست گرفته‌ایم که در این صورت دچار انحراف شده‌ایم.

هدف نخستین ما استرداد شاه است و باید بر این موضوع تأکید کنیم. در این گام نخست نباید تندروی و چپ روی کنیم و تحت تأثیر بعضی شعارهای مارکسیستی قرار گیریم و بخواهیم همه روابط سیاسی و اقتصادی با آمریکا قطع شود و یا فلان قرارداد لغو شود. »

پس از خوانده شدن نماز عصر، با دعای وحدت مراسم نماز به پایان می‌رسد.

حزب جمهوری اسلامی اطلاعیه‌ای صادر نموده و ضمن تشریح شرایط کشور به آمریکا هشدار داده است که تعلل در تحویل شاه، خشم همه ملل مسلمان جهان علیه آمریکا را برخواهد انگیخت.

مرکز بت سازی و کانون جاسوسی

حجت الاسلام محلاتی، نماینده امام در مکه نیز طی یک پیام رادیویی، از تجمع حجاج ایرانی و غیر ایرانی در مسجدالحرام و اعلام حمایت آنان از تسخیر لانه جاسوسی و اشک شوق آنان و آرزوی آنان جهت حضور در کنار دانشجویان پیرو خط امام و نیز از سخنرانی های متعددی که در مسجدالحرام در این رابطه برگزار شده است، خبر دادند و اعلام نمودند حجاج با شعارهای:

 – الله واحد، خمینی قائد

 – نَصر مِن الله و فَتحُ قَریب

 از این عمل دانشجویان اعلام پشتیبانی نموده اند.

حجت الاسلام محلاتی دانشجویان را در خط ابراهیم زمان، امام خمینی و لانه جاسوسی را مرکز بت سازی و کانون جاسوسی و پناهگاه جنایتکاران دانستند.[۳]

رادیو در اخبار ساعت ۱۴ سخنان امام و چند خبر جالب در مورد لانه جاسوسی را پخش می­نماید. امام در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان و یک گروه فنی اعزامی به کردستان، سخنان مهمی را بیان فرموده بودند:

 جوانان ما که مرکز فساد و آمریکائی­های موجود در آنجا را گرفته‌اند، مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. غلط می‌کند دخالت نظامی بکند.

 که اشاره به اطلاعیه دانشجویان که در صورت دخالت نظامی آمریکا، گروگان­ها را نابود خواهیم کرد، که مقداری با عجله و بدون در نظر گرفتن همه جوانب و نیز بدون در نظر گرفتن امکان سوء­استفاده­هایی که دشمن جهت مظلوم­نمایی و تحریک عواطف و انحراف افکار عمومی مردم آمریکا و جهان می‌توانست از آن بنماید، صادر شده بود و امام با زیرکی و کیاست خاص خود متوجه این نکته شده و راه سوء استفاده احتمالی توسط دشمن را سد نموده بودند.

امام در پایان و با اشاره به گروهی از جوانان که در آنجا حضور داشتند و از کردستان بازگشته بودند فرمودند:

 «من دعاگوی این جوانان هستم که برای اسلام فداکاری کردند. من خدمت‌گزار این­ها هستم. من اگر می‌توانستم می‌رفتم مثل آن­ها خدمت می‌کردم.»

با خوانده شدن پیام امام، صدای تکبیر جمعیت از اعماق روح و جانشان برخاست و شعار «خمینی می‌رزمد، کارتر می‌لرزد» در و دیوار را به لرزه درآورد. شاید نتوان حال و احساس مردم انقلابی ایران و جمعیت مقابل لانه و دانشجویان را با هیچ زبان و بیانی توصیف کرد.

با این کلام­های ساده و از جایگاه یک مرجع دینی و یک انقلابی بزرگ که بر روح و جان مردم خود حکومت می‌کرد در هم شکسته بود:

 آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. اگر بخواهند دخالت نظامی کنند من خودم هم حرکت می‌کنم و شما ملت عزیر حرکت می‌کنید.

در تاریخ بعضی جملات به دلیل شخصیت گوینده آن و تأثیرات محتوای آن، مسیر تاریخ را عوض نموده‌اند و سرنوشت ملت­ها و امت­هایی را دگرگون نموده‌اند و آن روز چنین جملاتی از دهان آن رهبر الهی تراوش نموده و با پخش آن از رادیو انسان­های انقلابی و شهید داده و فداکار ایران سال ۵۸ را زیر و رو می‌کرد و ابهت دروغین آمریکا رادر زیر پای آنان له و خرد می‌کرد.

بغض بسیاری ترکیده بود و گریه امانشان نمی‌داد، هیجان راه گلوها را ‌بسته بود.

گوینده اخبار رادیو در ادامه از اقدام دانشجویان ایرانی ساکن در ایتالیا و اشغال یک و نیم ساعته برج کلیسای مرکزی شهر فلورانس و بستن خود با زنجیر به آنجا و نصب پلاکاردهایی با مضامین:

– زنده باد جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی

– مرگ بر امپریالیسم آمریکا و شوروی

– شاه باید تحویل ایران گردد.

خبر داد که این جریان موجب بسته شدن دو ساعته خیابان­های اطراف کلیسا شده، و نهایتاً با حمله پلیس و دستگیری دانشجویان ایرانی ماجرا تمام گردیده است.

اخبار این اقدام شجاعانه دانشجویان ایرانی در شبکه­های سراسری آن کشور انعکاس وسیعی یافته بود.

با پخش سخنان شورانگیز و تاریخی امام، موج جمعیت مردم تهران به سمت لانه جاسوسی حرکت می‌کند و تجمع عظیمی مقابل لانه و خیابان­های اطراف به وجود می‌آید و جمعیت با شعارهای مختلف از سخنان امام حمایت می‌کنند و بر دانشجویان خط امام درود و سلام می‌فرستند.

– ما همه سرباز توایم خمینی،گوش به فرمان توایم خمینی

– اسلام پیروز است، آمریکا نابود است

— مداخله نظامی خودکشی آمریکاست

– تهاجم نظامی دیگر اثر ندارد، از لذت شهادت کارتر خبر ندارد.

آمریکا از شرکت های آمریکایی خواسته است کارکنان خود را از ایران خارج کنند و یک سـخنگوی وزارت خارجـه آمـریکا بیـان داشتـه است که حدود سیصد الی چهارصد آمریکایی در شرکت­های آمریکایی در ایران مشغول کار هستند.

وزارت خارجه نیز اعلام نمود، که کاردار سفارت آمریکا با دو تن از همراهانش به وزارت خارجه مراجعه نموده­ اند، لذا با توجه به مشورت با نخست وزیر و شورای انقلاب و تأکید آنان جهت حفظ و حراست از این پناهندگان به عنوان یک وظیفه شرعی وزارت خارجه، لذا از نیروهای کمیته، جهت این امر دعوت به همکاری شده است.

اعلامیه­های تأیید اقدام دانشجویان خط امام نیز امروز از سوی گروه­هایی که تا چند روز قبل در مقابل امام و انقلاب صف بندی نموده بودند به سوی دانشجویان مسلمان خط امام سرازیر است.

مقابل لانه جاسوسی - حمایت مردمی از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
مقابل لانه جاسوسی – حمایت مردمی از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

۱ – حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ایران

این حزب که دو هفته قبل اعضایش در تبریز دست به شورش زده و صدا و سیما و استانداری را اشغال کرده بودند و رهبران آن در برابر امام و قانون اساسی صف بندی نموده بودند و بسیاری از بیانات امام در دو هفته گذشته خطاب به رهبران و اعضای فتنه­گر آن بوده است اینک با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و توطئه­های ضد انقلابی آمریکا بیانیه­ای صادر کرده است[۴]:

بسم الله الرحمن الرحیم

 و اَعِدوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَه وَ مِن رِباطِ الخَیل

امپریالیسم آمریکا هر روز با اجرای توطئه­های کثیف و نقشه­های مزورانه خود ماهیت پلید خویش را آشکارتر می­سازد و در راه اجرای مقاصد خود از کلیه امکانات سود می­جوید. آمریکائی که برای ما کودتای ۲۸ مرداد می­آفریند و با تأیید شاه خائن جوانان پاک وطن را به خاک و خون می­کشد و به تمام هستی و آرمان­های ملک و ملت خیانت می­کند. امروز هم با پناه دادن به این جانی بالفطره به کرامت انسانی و اراده ملت مسلمان ایران مستقیماً توهین می­کند، نباید غیر از خشم بی­امان ملت انتظار دیگری داشته باشد.

ما ضمن تأیید هرگونه مبارزه اصیل ضد امپریالیستی علیه قدرت­های استعمارگر علی الخصوص آمریکا و انگلیس، استمرار مبارزه اصولی منطقی و بنیادی علیه کلیه قدرت­های استعمارگر را خواهانیم و مطمئنیم که ملت آگاه ایران همیشه پشتیبان مبارزات حقیقی با ابرقدرت جهان­خوار بوده و اراده ملت مبارز ایران بر توطئه­های خائنین پیروز خواهد شد و استعمار­گران باید بدانند کسی که باد می­کارد، طوفان درو خواهد کرد.

 حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ایران

 

۲- کانون نویسندگان

کانون نویسندگان ایران که علیرغم نصیحت­های امام در نخستین روزهای پیروزی انقلاب، با صدور اطلاعیه­ای راه خود را از امام جدا ساخت، در پیامی خطاب به دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، آنان را دانشجویان مبارز تسخیر کننده سفارت آمریکا توصیف و احساسات ضد امپریالیستی آنان را ستوده است. متن پیام چنین است[۵]:

دانشجویان عزیز، جای بسی شادمانی است که جوهر اصلی انقلاب ایران یعنی مبارزه بی­امان با امپریالیسم جهانی، به ویژه آمریکا، یک بار دیگر به همت شما فرزندان رشید ملت در دستور روز قرار گرفت.

 اقدام شما در لحظه­ای که امپریالیسم آمریکا شاه فراری را در دامان خود پناه داده است، نشان داد که دانشگاه همچنان سنگر مبارزه در راه آزادی و استقلال میهن عزیز است و پرچم جهاد ضد امپریالیستی را قهرمانانه به دوش می­کشد. هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران به نمایندگی از جانب کلیه اعضای این کانون وظیفه خود می­داند که در این لحظات حساس به روح ضدامپریالیستی مبارزه مقدس شما درود بفرستد و آرزو کند که میهن ما در پرتو همبستگی و یک­پارچگی همه نیروهای مترقی و ضد­امپریالیست از سلطه جهان­خواران بین­المللی رهایی یابد و آزادی و دموکراسی مبتنی بر حاکمیت توده­ها که سنگ­بنای شکوفائی اندیشه و تفکر و اعتلای فرهنگی جامعه است، در پرتو رهایی کامل ملت ما از سلطه امپریالیسم خون­خوار هرچه زودتر در سرزمین ما تحقق پیدا کند، ما از صمیم قلب امیدواریم همچنان که مبارزه علیه دستگاه دیکتاتوری شاه مخلوع به قیام یک­پارچه خلق و سرنگونی رژیم پلید شاهنشاهی منجر شد، این بار نیز قاطعیت موضع ضد امپریالیستی شما به یک مبارزه بی­وقفه و آکاهانه در همه سطوح، علیه امپریالیسم بی­انجامد.

دکتر باقر پرهام – دکتر غلامحسین ساعدی – احمد شاملو – دکتر اسماعیل خوئی – محسن یلفانی

۳- حزب ملت ایران

( از احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی) این حزب در اطلاعیه­ای اینگونه در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی اظهار نظر کرده است[۶]:

اعتراض­های وظیفه­داران سیاست خارجی برای مردم قانع کننده به نظر نرسید و ملاقات­های معنی­دار رجال مملکتی با شخصیت­های بیگانه، آن­هم در مجمعی[ در الجزایر] که به عنوان یکی از نخستین سنگرهای مبارزات ضد استعماری ملت­های مسلمان شناخته شده، خشم ملی را فزون­تر ساخت و سرانجام دانشجویان قهرمان کشور به گونه نمایندگان پیش­تاز مردم ستمدیده ایران، برای بیان خواسته­های انقلابی جامعه که دولت نتوانسته بود آن را آشکار سازد، سفارت آمریکا را اشغال کردند و بدین وسیله صدای مظلومیت و حق­طلبی هم میهنان خود را به گوش جهانیان رساندند. برد سیاسی این اقدام شجاعانه مورد تأیید ملت است و اکنون باید دید آیا با اقدامات سنجیده بین­المللی و به کار بردن دیپلماسی ملی، دولت می­تواند رسالت خود را در هماهنگی با انقلاب آشکار سازد؟

۴- ما در خدمت انقلاب خلقی و اسلامی ایران هستیم

پنج تن از نویسندگان مشهور عضو کانون نویسندگان و عمدتاً مرتبط با حزب توده، طی نامه­ای به خدمت امام، ضمن حمایت از تسخیر لانه جاسوسی، بیان داشته­اند:

 صف مبارزه‌ ما همان صف واحد انقلاب به رهبری امام است و از این پس، چون گذشته، نیروی اندیشه و قلم و بیان هر یک از ما وقف خدمت به خلق و به انقلاب خلقی و اسلامی ایران خواهد بود.[۷]

از نامه بوی شدید نفاق استشمام می‌شود.

صدا و سیما با استقرار یک واحد سیار تلویزیونی به ضبط برنامه می‌پردازد، و هر روز تصویر اتفاقات مقابل لانه جاسوسی را به سراسر مملکت ارسال می‌دارد.

آقای علی موسوی گرمارودی با حضور در لانه و حمایت از دانشجویان، یکی از اشعار سروده خود را تقدیم به دانشجویان خط امام نمود و آن را قرائت کرد. اما قبل از قرائت شعر خود، یک بیت شعر برتر و جاودانه‌تری را که سروده بود قرائت و از جمعیت خواست آن را تکرار نمایند. شاید در تمام اشعار جهان، بیتی که این چنین مورد توجه مردم واقع شده باشد، یافت نشود:

 روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی

 و جمعیت با شنیدن آن، گویا که فریادی از عمق وجود اوست آن را پذیرفت و فریاد نمود و از آن روز ورد زبان همگان شد.

 با رسیدن مغرب، نماز جماعت برگزار می‌شود. جمعیت عظیم بیرون نیز با پخش اذان به نماز می‌ایستد و پس از پایان نماز، نمازگزاران داخل شعار می‌دهند: «اسلام پیروز است»

 و جمعیت بیرون جواب می‌دهد: «آمریکا نابود است»

 سپس این کار با شعار «الله، الله یا الله، مرگ بر کارتر مرگ بر شاه» تداوم می‌یابد.

وزارت خارجه شورای انقلاب که هنوز هم دست نخورده باقی مانده است و سرپرستی آن را دکتر ابراهیم یزدی به عهده دارد، در اطلاعیه شماره چهار از قول سخن‌گوی این وزارتخانه از موافقت بعضی اعضای شورای انقلاب، با آمدن هیأتی از طرف دولت آمریکا برای گفتگو با اعضای شورای انقلاب به ایران و اطلاع از شرایط آزادی اتباع آمریکایی گروگان گرفته شده در سفارت آن کشور، خبر داد.

خبر تعجب‌آور و مبهم است. شرایط که مشخص است؛ بازگرداندن شاه و اموال غارت شده توسط او و عدم دخالت آمریکا در امور کشور ما، پس ملاقات و مذاکره دیگر چه معنایی دارد؟!

 کدام یک از اعضای شورای انقلاب موافقت نموده‌اند هم نامعلوم است. احساس می‌شود مطلب هر چه باشد در مسیر نوع برخورد امام با آمریکا نیست.

 با پخش اطلاعیه وزارت خارجه، گویا هیجان جمعیت فروکش کرد و به سردی گرایید و انتظار و سر در گمی اعجاب‌انگیزی در جمعیت و دانشجویان به وجود آمد.

 اما هنوز ساعتی نگذشته بود که رادیو برنامه عادی خود را قطع و از صدور پیام بسیار مهم امام خبر داد:‌

بسم‌ا‌‌‌‌لله‌الرحمن‌الرحیم

از قرار اطلاع، نمایندگان ویژه کارتر، در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم می‌دانم متذکر شوم دولت آمریکا که با نگهداری شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران نموده است و از طرفی دیگر، آن‌طور که گفته شده است سفارت آمریکا در ایران محل جاسوسی دشمنان ما، علیه نهضت مقدس اسلامی است. لذا ملاقات با من به هیچ وجه برای نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:

۱- اعضای شورای انقلاب اسلامی به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.

۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.

۳-  اگر چنانچه آمریکا، شاه مخلوع، این دشمن شماره یک ملت عزیز ما را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است، باز می‌باشد.

 روح‌الله الموسوی خمینی

نمی‌دانم امام با سلاح کلام چگونه معجزه می‌کرد. هیچ‌گاه امام کلامی نگفته بود، مگر مردم معتقد و مسلمان و انقلابی، آن کلام را از خود و برخاسته از خواست خود و نشأت گرفته از روح و روان خود یافته بودند. امشب این کلام با مردم چه کرد را نمی‌توان بیان نمود.

شعار «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی» شاید بهترین شعاری بود که احساس و عواطف مردم را می‌توانست بازگو کند و این شعار پس از شنیدن پیام امام در و دیوار لانه را می‌لرزاند.

قیافه و رفتار دانشجویان دیدنی بود؛ شوق، هیجان، تحرک، عشق به امام در روح­های پاک این جوانان موج می‌زد و پشت درها همراه با جمعیت انبوه مردم به شعاردادن پرداختند.

ساعت ده نوبت نگهبانی من است. پس از دیدن مراسم سخنرانی امام که از تلویزیون پخش می‌شد و شنیدن اخبار این روز که اکثر قریب به اتفاق آن پیرامون لانه جاسوسی بود و دیدن راهپیمائی­های حمایت در تهران و شهرستان­ها و خارج از کشور که بیشتر توسط دانشجویان ایرانی که خواستار استرداد شاه جنایت­کار به ایران بودند، انجام می‌شد، عازم نگهبانی می‌شوم.

چقدر در یک روز حادثه مهم و اخبار هیجان‌انگیز وجود دارد. ما در مرکز مهم‌ترین خبر سیاسی در دهه‌های اخیر قرار گرفته‌ایم و دیگر فرصت فکر کردن به موردی غیر از این حادثه برای ما وجود ندارد. سیل انقلاب را ملت ایران و امام راه انداخته‌اند تا ریشه سلطه­گرانی که بی‌پروا به ملت ایران ستم کردند و به عواقب آن نیندیشیدند را برکند و ما نیز تنها جزء کوچکی از آن هستیم.

در نگهبانی هم فکرم مشغول این حوادث است. ساعت دوازده پاس من تمام است. پس از تحویل پست به یکی از برادران، به در ورودی می‌روم. هنوز تعداد زیادی از مردم حضور دارند. امشب جمعیت حال و هوای دیگری دارد.

دوستان مسئول در ورودی خبری را می‌دهند که اول باور نمی‌کنم، ولی با شنیدن جزئیات آن شدیداً متأسف می‌شوم. جوانی در مقابل چشم همه، در اعتراض به سیاست­های آمریکا نسبت به ملت ایران، خود را به آتش کشیده است و علیرغم تلاش جمعیت حاضر برای نجات او و خاموش نمودن شعله‌های آتش به وسیله آورکت­های خود و پلاکاردهای فراوان موجود در کنار دیوار لانه، به طور وحشتناکی سوخته است و مردم او را سریعاً‌ به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

برادران دانشجو بیان می‌داشتند در حالی که آتش سراسر بدن او را فرا گرفته بود، او شعار «الله‌اکبر» و «درود بر خمینی»، می‌داده است. خبر برایم بسیار ناگوار آمد و متأثر شدم.

 

 

 

 

پنجمین روز

۱۷ آبان ۱۳۵۸

۱۷ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۸ نوامبر ۱۹۷۹

عدم پذیرش نمایندگان کارتر

 

در سراسر پاس شبانه توجهم را جلب این موضع­گیری امام بود.. امام دارد چه می‌کند؟ هیچ‌کس رفتار و تصمیم ایشان را نمی‌تواند پیش‌بینی کند. اما وقتی تصمیمی گرفت، انسان با تمام وجود آن را تصمیم خود و از عمق وجود خود می‌یابد.

امروز روز هیجان‌انگیزی است. اخبار را همه با شور و دقت و وسواس پی‌گیری می‌کنند. رویتر گزارش می‌دهد که دولت ایالات متحده شدیداً خشمناک شده و دو نماینده ‌کارتر بالاجبار در استانبول پس از شنیدن پیام امام و دستور مقامات ایرانی که به ایران نیایید، متوقف شده‌اند.

اعضای هیأت آمریکا رمزی کلارک که قبلاً امام را در پاریس ملاقات نموده و ظاهراً از مخالفین شاه نیز بوده است. و عضو دیگر هیأت «ویلیام میلر»، عضو برجسته کمیته ضد جاسوسی سنای آمریکاست.

امام مانند همیشه از موضعی که سردمداران آمریکا پیش‌بینی نمی‌کردند، نقشه آنان را نقش بر آ‌ب نمودند. کارتر سردرگم، سفر خود به کانادا که امروز صبح قرار بوده انجام شود را به عقب می‌اندازد تا در کاخ سفید بماند و حوادث ایران را همراه مشاورین خود پی‌گیری نماید.

شاه مفلوک اعلام کرده است، برای نجات جان گروگان­ها حاضر است به فوریت آمریکا را ترک کند. اما گروه پزشکی بیمارستان حاضر نیستند در مورد سخنان او اظهار نظر نمایند، و فقط در یک اقدام انسان‌دوستانه! بیان می‌دارند که او آنقدر حالش رضایت‌بخش نیست که بتواند بیمارستان را ترک کند.

اردشیر زاهدی؛ که سیاستمدارتر است نیز اعلام می‌کند شاه حاضر به ترک آمریکاست ولی پزشکان و خانواده شاه با این پیشنهاد مخالفند.

رادیو صدای آمریکا اعلام نموده است؛ که اعضای کنگره آمریکا نیز از مجرای دیپلماتیک پیام مخصوصی برای امام فرستاده‌اند.

کارتر در جلسه ای با سایروس ونس «وزیر خارجه»، هارولد براون «وزیر دفاع»، استانفیلدترنر «رئیس سازمان سیا»، آخرین تحولات اوضاع را بررسی می‌کند. استیصال کارتر و مشاورانش بیش از آن است که به نظر آید و امام نیز همین را می‌خواهد. هدف امام فروریختن ابهت دروغین ابرقدرت­هاست.

خبرگزاری رویتر نیز به نقل از منابع موثق! در بیروت گزارش داد که برای کمک به استخلاص کارکنان سفارت آمریکا در تهران، یک مقام عالیرتبه سازمان آزادیبخش فلسطین، عازم تهران شده است.

آسوشیتد پرس گزارش داده است:

 برای رهایی گروگان­ها دو مانع وجود دارد:

اول: تقاضای استرداد شاه توسط ایران

دوم: عدم پذیرفتن هرگونه مذاکره از طرف مقامات ایرانی با نمایندگان کارتر

 سخنگوی کاخ سفید، هودینگ کارتر نیز اعلام نموده است:

 شاه را جهت محاکمه به ایران تحویل نخواهیم داد، او برای معالجه اینجاست.

تماس با سازمان آزادیبخش فلسطین، در حالی است که دیپلماسی آمریکا مذاکره با این سازمان که اسرائیل را اصولاً به رسمیت نمی‌شناسد را تا زمان به رسمیت شناختن حق بقا برای اسرائیل ممنوع کرده است.

در لانه موچگان، آب ریخته است و خواب و خیال آن­ها را آشفته نموده است و آنان سر در گم چون غریقی برای نجات خود به هر چیزی چنگ می‌اندازند. اَلغَریق یتشبثُ بِکل حَشیش.

وزیر امور خارجه ایران، که همراه سایر وزراء مجدداً ابلاغیه وزارت دریافت نموده است، اعلام می‌دارد؛ که نمی‌داند چه کسی هیأت آمریکائی را به ایران دعوت نموده است و این در حالی است که سخنگوی وزارت خارجه موضوع دعوت را رسماً اعلام نموده است. او پذیرش مجدد وزارت را منوط به حضور نماینده شورای انقلاب نموده است.

دانشجویان پیرو خط امام طی پیامی به امام اعلام می‌‌دارند:

ما فرزندان شما ملت ایران، از این لانه جاسوسی و مرکز توطئه، خواست شما ملت قهرمان را به آمریکا، این درنده وحشی، بارها اعلام داشته‌ایم و باز بیان می‌داریم که آمریکا باید شاه مخلوع را به ایران بازگرداند و این مطلب بسیار واضح است و احتیاج به هیچ‌گونه مذاکره‌ای ندارد.

دانشجویان ایرانی در بسیاری از کشورها دست به تظاهرات گسترده‌ای زده­اند و به بردن شاه به آمریکا اعتراض نموده­اند. از جمله در ایالت اوهایو آمریکا، دهلی­نو و استکهلم. چهار دانشجوی ایرانی نیز که سعی می‌کردند خود را به ناقوس آزادی که به عنوان سمبل مبارزات آمریکا برای استقلال در قرن هجدهم است، زنجیر کنند توسّط پلیس آمریکا دستگیر شده­اند.

امروز هفتمین روز شهادت آیت‌الله قاضی و شهدای ارتشی در سردشت است. جنازه هفده نفر دیگر از شهدا، امروز در تهران تشییع می‌شود. این موضوع در اطّلاعیّه‌هایی که از بلندگوی لانه جاسوسی خوانده می‌شود به اطّلاع جمعیّت حاضر می­رسد و برای شادی روح این شهدای بزرگوار تقاضای فاتحه می‌گردد.

یکی از دوستان دانشجو که در مجلس ختم دلاوران ارتشی در مدرسه شهید مطهری شرکت کرده بود، بیان می‌داشت:

 «تعدادی از افراد خانواده شهدا در مجلس برخاستند و از تیمسار فلاحی درخواست نمودند که به آنان نیز اجازه دهند جان خود را فدای قرآن و امام و ایران نمایند و این موجب شد تیمسار فلاحی شدیداً متأثّر شده و جلوی جمعیّت گریه نماید و آن­ها را در آغوش خود بگیرد.

وصیت‌نامه مرد جوانی که شب گذشته خود را به آتش کشیده است، در روزنامه‌های عصر منتشر می‌شود. او کارگری سی و شش ساله است و چهار فرزند دارد. نامش «سیدصدرالدین حاج میر ملک محمّد» است و انگیزه خود را رساندن ندای آزادی‌بخش ملت ایران به گوش جهانیان و اینکه آنان بدانند که بیدادگری چه بر سر مردم رنج‌دیده ایران آورده، اعلام نموده است.

او در بی‌هوشی کامل به سر می‌برد و وضعیت او توسط پزشکان وخیم اعلام شده است. اقدام تأثرانگیز این کارگر، نشانگر احساس تنفّر عمیق ملت ایران نسبت به دولت جنایت‌کاری است که علاوه بر بیست و پنج سال جنایت در حقّ ملت ایران، شاه جنایت‌کار را نیز به آمریکا برده و تحت حمایت خود قرار داده است.

ما بیشتر از همه در خط امام بودیم!

 رئیس دولت موقّت در یک مصاحبه مطبوعاتی، به عنوان پیام آخر، مطالبی را خطاب به ملت ایران بیان داشته و گفته است:

 ما بیشتر از کسانی که ادعا می‌کنند و می‌کردند، در خط امام بودیم.

 و در مورد علل استعفای خود و ارتباط آن با تسخیر سفارت آمریکا بیان داشته است:

 این صحیح نیست، بلکه مسئله قدیمی‌تر از زمان اخیر بوده است.

 او مجدّداً بر تعدّد مراکز تصمیم‌گیری و تعدد بازخواست­کردن­ها به عنوان دلیل استعفا تأکید نموده و بیان داشته است:

 دشمنان خارجی و گروه‌های چپ فرصت فکر کردن را از دولت گرفته بودند.

مردم خواست های زیادی از ما داشتند آن­ها می‌خواستند آنچه به آن­ها در گذشته ظلم شده است و کمبودهایی که داشته­اند، این دولت برای آن­ها سریعاً انجام دهد، البته این انتظارات برآورده نشد و نمی‌شود و همین موجب نارضایتی­ها شد و این انتظارات نمی‌توانست برآورده شود، چون فرصت و امکانات نبود چون مشکلات و تضادها وجود داشت و از طرف دیگر دستگاه­هایی که باید احتیاجات مردم از آب و برق گرفته تا امنیّت را برقرار می­کردند طرد می­شدند.

مثلاً شعار ارتش باید از بین برود، دستگاه­های دولتی چون طاغوتی است باید از بین برود، مطرح می‌گردید.

او ادامه داده است:

ما در این مدّت گام به گام راه رفتیم و غیر از این، مراجعی و وسیله‌ای بلد نبودیم و خیلی متأسّفیم از این نقش و ضعف خودمان، چون ما بشر بودیم و راه دیگر بلد نبودیم.

امّا او از فشارهایی که توسط اعضای دولت موقّت به امام و دانشجویان خط امام ساعاتی قبل از استعفاء وارد شده بود و استعفای دولت به دنبال حمایت امام از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام و اینکه استعفا توسط ایشان و دوستانشان، به عنوان سلاحی برای بیرون کردن دانشجویان توسط امام، به کار رفته بود و مطالبی که بعضی وزیران مستعفی در رابطه با سیاست­های غلط خود دولت بیان داشته بودند و مطالبی که در استعفا نامه خود ایشان وجود دارد، مطلبی بیان ننموده است.

با توجه به وجود تعدادی از پرونده‌ها و اسناد سفارت آمریکا که به دلیل بی‌توجّهی امنیّتی و حفاظتی کارمندان، از جمله کاردار سفارت، به دست دانشجویان افتاده و مطالبی که از این پرونده­ها در رابطه با دخالت سفارت آمریکا درمسائل داخلی ایران به دست آمده است، صبح امروز اولین و دوّمین اطّلاعیه افشاگری دانشجویان خط امام برای اطّلاع مردم صادر می‌شود.

در اولین اطلاعیه از سیستم جمع‌آوری اطّلاعاتی سفارت آمریکا درباره شخصیّت­ها، سازمان­های سیاسی و نظامی که به صورت پرونده‌های مختلف نگهداری می‌شده و اطّلاعاتی که از ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نحوه عملکرد آن­ها، وضعیت وزارتخانه‌ها و اوضاع کردستان و خوزستان و نحوه دخالت آمریکا در آنجا، تحرکات اطّلاعاتی آمریکا در این جریانات و وجود یک هیأت پنج نفره نظامی در سفارتخانه که با پاسپورت دیپلماتیک، تمامی مسائل نظامی ایران را زیر نظر و تحلیل خود داشته‌اند و داشتن پایگاه‌های خبرگیری در بخش­های نظامی و سیاسی و اقتصادی ایران، خبر داده شده است.

در دوّمین اطلاعیه نیز از اسناد محرّمانه موجود در مورد پذیرفتن شاه مخلوع و مقابله با خطرات احتمالی این کار و به وجود آوردن مقدمات پذیرش او در آمریکا از چند ماه قبل خبر می‌دهد.

با صدرو اعلامیه افشاگری، توجه مردم و خبرنگاران بیشتر به موضوع لانه جاسوسی معطوف می‌گردد و امروز جمعیّت بیشتری حضور دارند و کنجکاوانه مطالب را رصد و پی‌گیری می‌کنند.

با خوانده شدن اطلاعیه های افشاگری از طریق بلندگو جهت جمعیّت مشتاق و انقلابی که با پیام انقلابی امام در رابطه با عدم پذیرش نمایندگان دولت آمریکا، در مقابل لانه جاسوسی، تجمع بیشتری نسبت به روزهای قبل نموده بودند، بر هیجان و کنجکاوی آنان بیشتر افزوده می‌شود و این موجب می‌شود که مردم در جریان چگونگی سیاست­های اعمال شده سلطه­گران جهانی قرار گیرند و در حقیقت فرصت آموزش سیاسی آنان، آن هم از نوع محرّمانه­ترینش را پیدا نمایند.

دانشجویان انقلابی لیبیایی و دانشجویان مسلمان کشورهای اسلامی و عربی مقیم شوروی، طی دو اطّلاعیه جداگانه از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام جهت بازگرداندن شاه و محاکمه او پشتیبانی نموده‌اند.

 امروز اعلام می‌شود که وابستگان به صدام، سه لوله نفت را در خوزستان در روز قبل منفجر کرده‌اند و موجبات قطع ارسال نفت به پالایشگاه تهران را فراهم آورده‌اند.

نماز ظهر امروز در میان شور و هیجان زیاد، هم در داخل لانه و هم در بیرون آن توسط جمعیّت عظیم حاضر در صحنه برپا می‌شود و در پایان نماز، آقای خوئینی­ها مطالبی در مورد مسائل داخلی لانه و موضع‌گیری اعجاب‌انگیز امام در شب قبل، در مورد مذاکره با نمایندگان کارتر، بیان می‌نمایند و پس از آن دانشجویان و جمعیّت هماهنگ با هم به دادن شعار می‌پردازند:

– این گفته امام است، نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا

– روح الله می‌رزمد، کارتر می‌لرزد

– نه گفتگو نه سازش، بازگشت شاه خائن

– درود بر دانشجوی خط امام، درود بر امّت خط امام

– کارتر کارتر پوشالی، سیاستش توخالی

– هفتاد هزار کشته، صدها هزار زخمی، دیگر نباید سازش، دیگر نباید تسلیم

– مرگ بر فدایی، مزدور آمریکایی

– سیاست گام به گام مطرود باید گردد، اعمال انقلابی اجرا باید گردد

– دانشجوی خط امام! افشا کن، افشا کن، توطئه آمریکا رو رسوا کن، رسوا کن

– خمینی بت شکن، بت بزرگ رو بشکن

رادیو مدام سرودهای انقلابی پخش می‌کند. برنامه‌های رادیو عجیب سیاسی شده و پخش اخبار معمولاً بسیار طولانی است و گاهی به بیش از یک ساعت می‌رسد و حجم عظیمی از آن به قضیه لانه جاسوسی مربوط است. اخبار ساعت دو بر سخنان مهم امروز حضرت امام پیرامون لانه جاسوسی و عدم پذیرش نمایندگان کارتر جهت گفتگو پیرامون گروگان­ها، متمرکز است.

امام ضمن بیان اینکه عدّه‌ای خود را خدمتگزار ملت جا می‌زنند و در مسیر خلاف آن­ها گام برمی‌دارند و به دنبال مأیوس کردن مردم هستند، بیان داشتند:

«به اسم انسان‌دوستی این آدمی را که این همه جنایت نموده است و مملکت را به خرابی کشیده است و به اسم معالجه به آنجا برده‌اند و توطئه می‌خواهند بکنند.»

 ایشان سپس پیرامون لانه جاسوسی و امکانات جاسوسی و اطّلاعات محرّمانه‌ای که در آنجا بوده است و از بین بردن آن­ها مطالبی را بیان داشتند و سپس بیان داشتند:

«سفارتخانه‌ها حقّ ندارند تفنگدار داشته باشند و حفاظت بر عهده دولت کشور مهمان است و این­ها تفنگدار داشتند. سفارتخانه‌ها حقّ توطئه و جاسوسی ندارند و اینها توطئه و جاسوسی در آنجا می‌نموده‌اند. آن‌وقت آقای کارتر تفضّل نموده و دو نفر را فرستاده که با ما صحبت کنند. ما چه صحبتی با شما داریم، آن‌وقت جواب مادران فرزند از دست داده را چه کسی بدهد؟ ما خوفی از توطئه‌های آن­ها نداریم. ملت ما برای خدا قیام نموده است. آن­ها چنین ملّتی را از چه می‌ترسانند.»

سفارت آنان نه تنها مرکز جاسوسی بر علیه ایران بوده بلکه مرکزیّت برای بسیاری از جاها داشته است. اگر این مرکز توطئه را ببندند و آن خائن را هم به دست ما بدهند، آنوقت ممکن است صحبتی بشود. وقتی این دو انجام شد آنوقت ببینیم آیا رابطه ما رابطه یک مظلوم با ظالم و یک قلدر با یک مستضعف است که چنین رابطه‌ای را ما نخواهیم پذیرفت و اگر رابطه رابطه‌ای انسانی است آنوقت ما با هیچ جا مانعی جهت رابطه نداریم.

امام در ادامه و در رابطه با توطئه‌هایی که بر علیه دانشجویان خطّ امام در جریان بود فرمودند:

 مفسده­جوها شروع کرده‌اند به سم­پاشی و می‌خواهند چهره نورانی این جوانان را پیش ملت لکّه دار کنند. ملت بیدار باشند، این­ها عمّال همان­ها هستند، می‌خواهند لانه جاسوسی را از دست این­ها بیرون بیاورند تا اربابانشان بتوانند باز تاخت و تاز نمایند. ملت بیدار و هوشیار باشد. این توطئه از طرف خود آن­هاست و بین آن­ها و افراد ناصالح روابط وجود دارد .آن­ها با تهمت زدن به این جوانان پاکدل به دنبال تفرقه بین ملت و حفظ این محل جاسوسی برای آمریکا و بازنگرداندن شاه هستند.

امام ضمن اشاره به توطئه‌ای که برای ترور ایشان در جریان بوده است بیان فرمودند:

کسانی که آرزویشان پیوستن به شهداست دیگر ترسی ندارند. به جهنم که ترور می‌کردند. ملت ما دیگر احتیاج به افراد ندارد. آن­ها راه خودشان را پیدا نموده‌اند و من هم نباشم خوفی در کار نیست، ملت راه خود را خواهد رفت.

نمی‌دانم از تأثیرات سخنان امام و گریه و اشک شوق جمعیّت و به خصوص دانشجویان که با تأییدات امام از آنان به شدّت متأثر بودند، چه سخنی بر زبان جاری سازم.

یکی از خانم­های دانشجو در کنار دیوار نشسته بود و با صدای بلند گریه می‌کرد و این گریه‌های عاشقانه چه زیبا و پر معنا بود.

به دنبال سخنان امام شعار جمعیّت اوج گرفت:

– دانشجوی خط امام، بر تو درود بر تو سلام

– ملت ما هوشیار است، از توطئه‌گر بیزار است

– روح‌الله می‌رزمد، کارتر می‌لرزد

امّا این مادر سه شهید از همه هیجان‌انگیزتر شعار می‌دهد و از لای میله‌های ورودی یکی از خواهران دانشجو را غرق در بوسه‌های خود می‌سازد.

 امام، ماجرای تسخیر لانه جاسوسی را به کلاس بزرگ کادرسازی برای انقلاب تبدیل نموده است. کلاسی که شاگردان آن، درس را با ذره ذره سلول خود فرا می‌گیرند. کلاسی که از کم سن‌ترین تا پیرترین انسان­ها در آن شرکت دارند و می‌توان هر روز آن­ها را در مقابل لانه جاسوسی و در خیابان طالقانی مشاهده نمود.

ابو ولید، نماینده سازمان آزادی‌بخش هم که به تهران آمده است، عصر امروز با دیدن اوضاع و شرایط حاکم بر جو سیاسی ایران، اعلام می‌دارد سفر او برای میانجی‌گری نیست و پای خود و سازمان را از این قضیه بیرون می‌کشد.

نماینده ایرانی صلیب‌سرخ که در عین حال نماینده شیر و خورشید ایران نیز هست، با اجازه دانشجویان از گروگان­ها دیدن می‌نماید تا از سلامتی آن­ها مطلع گردد. دلیل این دیدار نیز شایعاتی بود که در رابطه با عدم توجه کافی توسط دانشجویان نسبت به گروگان­ها پخش شده بود و لازم بود این اقدام صورت پذیرد. شخص فوق‌الذکر نیز پس از بازدید و گفتگو با گروگان­های آمریکایی، از سلامتی کامل آن­ها به خبرنگاران خبر داد.

یکی از گروگان­ها جهت خنثی شدن شایعات عناصر وابسته به دشمن، با چشمان بسته به مقابل در ورودی آورده شد که جمعیّت با دیدن او شروع به دادن شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر کارتر» کردند.

در اخبار راه پیمایی گسترده دانشجویان ایرانی در استکهلم عبّاس امیرانتظام که قبلاً سخنگوی دولت موقّت و در حال حاضر سفیر ایران در اسکاندیناوی است، شرکت نموده و از آنان خواسته است که مواظب توطئه عوامل امپریالیستی باشند و بهانه به دست آنان ندهند.

دانشجویان کرجی هم که دو روز قبل، پیاده از کرج به سمت لانه جاسوسی حرکت نموده بودند، امروز صبح در حالی که مورد استقبال شدید مردم قرار گرفتند، مقابل لانه جاسوسی تجمع کردند و نمایندگان آنان وارد سفارت شدند و اعلامیه همبستگی و حمایت خود را از بلندگو قرائت نمودند.

امروز عصر سه تن از اعضای شورای مرکزی لانه در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت نمودند. در این مصاحبه حدود سی عکاس و خبرنگار حضور داشتند. بسیاری از وسایل حسّاس و دقیق جاسوسی و مخابراتی و سلاح­ها و گازهای اشک‌آور موجود در لانه جاسوسی در معرض نمایش آنان گذاشته شد و به سؤالات خبرنگاران در مورد سلامتی گروگان­ها و بازگرداندن شاه و واکنش­های احتمالی آمریکا و اسناد و امکانات موجود در لانه جاسوسی پاسخ داده شد.

در میان مصاحبه، برق سراسری قطع شد، اما ژنراتور بزرگ موجود در لانهجاسوسی، طی لحظاتی کوتاه به کار انداخته شد و مشکل حل گردید.

 اگر چه تا ساعت­ها برق تهران قطع و خیابان­های اطراف در خاموشی فرو رفته بود، لکن لانه جاسوسی و خیابان مقابل آن در زیر نورافکن­های قوی موجود در سفارت به خوبی روشن شده بود. علی‌الظاهر در شبکه‌های سراسری اشکالی ایجاد شده بود و تهران در خاموشی کامل فرو رفته بود.

با غروب خورشید، نماز جماعت اولین شب جمعه حضور در لانه جاسوسی نیز برگزار شد. سخنان آقای خوئینی­ها، اشاره به خط معنوی و الهی امام بود که قیام در برابر مستکبران را یک بعد الهی و به عنوان قیام برای خدا و جهاد در راه او مطرح می‌نماید که اشاره‌ای به سخنان ظهر امام داشت که فرموده بودند:

ملّتی که برای خدا قیام کرده است و نگاهش به آخرت است که دار قرار اوست، از هیچ کس نمی‌ترسد.

تعدادی از دوستان دانشجو قرار می‌گذارند ساعت ده و نیم شب دعای کمیل برگزار نمایند. رسول مهاجر هم که دستی در خواندن دعا و به خصوص دعای کمیل دارد، سردمدار قضیه است. اما من به علت نوبت نگهبانی که ساعت ده شروع می‌شود، از شرکت در دعای کمیل محروم می‌شوم.

ساعت ۸ شب سخنان امام از سیما پخش می‌شود که ظهر نیز آن را از رادیو شنیده بودیم. مجدّداً گوش می‌دهیم و تا پایان اخبار که بسیار طولانی است به تماشای تلویزیون می‌نشینیم. دوستان نیز سراپاگوش هستند. به طنز به یکی از دوستان می‌گویم اگر آمریکا بخواهد برای نجات گروگان­های خود عملّیات کند، بهترین موقع، موقع پخش اخبار است!

امام امروز یک مصاحبه رادیو تلویزیونی با خبرنگاران شبکه رادیو تلویزیون آلمان غربی نیز داشته‌اند و به سؤالات گوناگون آن­ها پاسخ داده‌اند و در خصوص رابطه تهران و واشنگتن بیان داشته‌اند:

آمریکا شاه را با آن همه جنایت که در دوران سلطنت خود نموده است به آمریکا برده و مورد احترام قرار داده و با دانشجویان ما در آنجا خشونت و بدرفتاری می‌کند. واکنش این کارها این بوده است که ملت ما این کار را بکنند و مسئولیت آن به عهده آمریکاست. ما نمی‌توانیم کارهای ناحقّی را که آن­ها طی سالیان متمادی انجام داده‌اند تحمّل نماییم و آمریکا باید بفهمد وقت آن ظلم­ها گذشته است و حساب کار خودش را بکند.

شام امشب کتلت و نان است و یکی از بچّه‌ها هم با پول شخصی خودش سفره را با مقداری سبزی و گوجه فرنگی آراسته و به قول دوستان طاغوتی! نموده است.

محل پاس من هم امشب عوض شده است و به در ورودی پشت سفارت منتقل شده‌ام. به عبارت دیگر مأمور نظارت بر ورود و خروج ماشین­ها هم هستم. اگر چه در آن ساعت خلوت شب فقط چند بار در را باز کردم.

 اتاق نگهبانی هم پناهگاه خوبی برای گریز از سرما بود و هرگاه از قدم زدن خسته می‌شدم و یا از سرما اذیّت می‌شدم، به آنجا پناه می‌بردم.

 



۱. اطلاعیه شماره ۱۷ دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

۱. اطّلاعیّه شماره ۱۸

[۳]. جمهوری اسلامی، ۱۶ آبان، ۱۳۵۸ ص۱۱

[۴]. اطّلاعات، ۱۷ آبان ۵۸ ص۱۲

[۵]. اطّلاعات، ۱۶/۸/۵۸ ص ۱۲

[۶]. اطّلاعات، ۱۶/۸/۵۸ ص ۱۰

[۷]. جمهوری اسلامی ۱۶ آبان ۱۳۵۸ ص ۱۱

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *