تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت یازدهم

خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت یازدهم

سومین روز

۱۵آبان ۱۳۵۸

۱۵ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۹۹

۶ نوامبر ۱۹۷۹

شایعه خوشحال کننده استعفای دولت موقت

 

شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - ترور به دست منافقین
شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – ترور به دست منافقین

از دیشب شایعاتی مبنی بر استعفای دولت موقت به دانشجویان رسیده است. امروز جزئیات بیشتری استعفا به دانشجویان می‌رسد. بسیاری از دوستان از این موضوع ابراز خوشحالی می‌کنند. لانه جاسوسی مرکز اخبار شده است.

لانهجاسوسی به عنوان مهمترین خبر، در صدر موضوعات خبری جهان است، اخبار داخلی و خارجی با سرعت در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد و بهتر است گفته شود که دانشجویان اخبار را از منابع گوناگون به دست می­آورند.

با توجه به فشاری که در روز گذشته بعضی اعضای دولت موقت بر امام و دانشجویان داشتند تا دانشجویان دست از تسخیر سفارت آمریکا برداشته و گروگان­ها را آزاد سازند و دانشجویان به توصیه‌ها و دستورات و تهدیدات آنان توجهی ننمودند و امام نیز کار دانشجویان را تأیید نمودند، چنین چیزی پیش‌بینی می‌شد.

چند روز قبل از تسخیر لانهجاسوسی، روزنامه اطلاعات در سر مقاله خود از فشار دولت‌مردان برای جلوگیری از درج اخبار و مقالات علیه آمریکا خبر داده بود و بسیاری از شخصیت­های انقلابی، بر خط امام که یکی از اصول آن عدم سازش با آمریکاست، تأکید نموده بودند.

 بزرگ­ترین اشتباه دولت‌مردان نیز در روزهای اخیر ملاقات با مشاور امنیت ملی کارتر، یعنی برژینسکی در الجزایر، طی جشن­های استقلال این کشور بود.

جریان ملاقات رئیس دولت موقت در حالی اتفاق افتاده بود که امام نظرات خود در رابطه با آمریکا را قبل از این ملاقات ابراز کرده بود. لکن علیرغم موضع‌گیری صریح امام، رئیس دولت موقت و وزیر خارجه‌اش دکتر ابراهیم یزدی، در الجزایر این ملاقات را انجام داده بودند.[۱]

شایعات مبنی بر این بود که دیشب در هیأت دولت، موضوع استعفا مطرح شده و استعفا بر خلاف دفعات قبل که توسط خود مهندس بازرگان و در قم به امام تقدیم می‌شده است، این بار توسط یکی از نزدیکان بازرگان به قم برده شده و به امام تقدیم شده است. اما با بیرون آمدن روزنامه‌های ظهر تنها شایعاتی در این رابطه در روزنامه‌ها مشاهده می‌گردد و از خبر استعفا اثری دیده نمی­شود.

در اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر، با خوانده شدن متن استعفانامه، زوایای استعفا بیشتر روشن می‌شود.

در متن استعفانامه[۲] به دو نکته مهم اشاره شده بود:

۱- دخالت­ها، مزاحمت­ها و مخالفت­ها و اختلاف نظرها ادامه مسئولیت را برای من و همکارانم مدتی است غیر ممکن شده است.

۲- وحدت در مدیریت کشور و هماهنگی در ارگان آن

موضوع اختلاف نظر دولت موقتی­ها با امام و برخی از جوانان طرفدار انقلاب در کمیته‌ها و سپاه و ارتش و جهاد سازندگی و روحانیون انقلابی که در شورای انقلاب و ارگان­ها حضور داشتند، از مدت­ها قبل مشخص بود.

 سیاست غیر انقلابی گام به گامِ رئیس دولت موقت که به قول خود ایشان در سخنرانی دانشگاه تهران:

– من نمی‌توانم مانند امام انقلابی عمل نمایم.

 – من یک فولکس واگن هستم که فقط در جاده صاف می‌توانم حرکت نمایم.

– من نه قاطع هستم و نه انقلابی، بلکه یک چاقوی بی‌تیغه هستم.

 موجب شده بود بسیاری از دل‌سوزان انقلاب، چه در موضوع کردستان، چه در موضوع اداره کشور و سایر مسائل داخلی و چه در رابطه با آمریکا و سایر مسائل خارجی، به دولت اعتراض نمایند.

 آخرین و بزرگ‌ترین و شکننده‌ترین اعتراض نیز اعتراض دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که حتی نامی که برای خود انتخاب نمودند، نشان و رنگ و بوی اعتراض به سیاست­های سازشکارانه دولت‌مردان موقت در رابطه با آمریکا داشت.

تظاهرات مردمی در برابر لانه جاسوسی
تظاهرات مردمی در برابر لانه جاسوسی

اعتراض به دولت نیز همواره با زبان و قلم و تظاهرات نبود، بلکه در بسیاری از موارد با سرپیچی از انجام دستورات و حتی جلوگیری از انجام آن، صورت می‌گرفت.

 مثلاً در موضوع صدور اجازه خروج بدون بازرسی به آمریکاییان توسط عباس امیر انتظام، معاون اجرایی رئیس دولت موقت، مأموران کمیته انقلاب اسلامی، در مواردی بر خلاف دستورات، به بازرسی وسایل بیگانگان در حال خروج از کشور می‌پرداختند و در بعضی موارد هم موجب رسوایی آمریکایی­ها گردیده بودند.

 یا در موضوع دستور دولت موقت به نیروهای ارتشی و پاسدار جهت بیرون آمدن آنان از شهرها و روستاهای کردستان که این دستور، شهرها و روستاهای کردستان را به دست گروهک­ها می­داد و نتیجه آن یأس و ناامیدی جوانان و مردم انقلابی کُرد که خالصانه در راه انقلاب فداکاری می‌کردند را فراهم می­آورد، موجبات اعتراض آنان را فراهم آورد و آنان با عدم اجرای این دستورات عجیب و بی منطق، مخالفت و اعتراض و عدم اطاعت خود از دستورات دولت‌مردان را نشان می­دادند.

تنها دلیل استعفای دولت موقت، تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام نبود، اما این را نیز نمی­توان نادیده گرفت که به هر صورت تسخیر سفارت آمریکا از عمده­ترین دلائل و به قول خود رئیس دولت موقت، از عمده­ترین دخالت­ها و مزاحمت­ها و مخالفت­ها و اختلاف نظرها بود و پس از اینکه با فشار بردانشجویان و با تماس­های متعدد با امام و دفتر ایشان در روز ۱۳ آبان، نتوانستند دانشجویان را از سفارت بیرون بیاورند و امام نیز در روز ۱۴ آبان موضوع تسخیر لانه جاسوسی را تأیید نمودند، تنها راه باقیمانده برای آنان استعفا بود که در طولانی­ترین جلسه هیأت دولت که درست در همان روز ۱۴ آبان و ساعاتی پس از پخش سخنان امام و تأیید عمل دانشجویان خط امام، تشکیل داده بودند، تصمیم به استعفا گرفته و استعفا نامه خود را نوشتند. متن استعفاء نامه نیز خود روشن­تر از هر سند دیگری این موضوع را نشان می­دهد.

پس از استعفای دولت موقت، نوید انقلابی عمل نمودن و باز شدن راه جدید در اداره انقلاب و کشور، مطلب جالبی است که در عکس‌العمل­ها مشاهده می‌شود.

البته این نکته را باید تذکر داد که تلاش­های فراوان دولت‌مردان دولت موقت که در بدترین شرایط و بحرانی‌ترین دوره انقلاب انجام شده است، نباید نادیده گرفته شود و سیاست­های غلط و غیر­انقلابی و سازشکارانه، با خیانت عالمانه و عامدانه[۳] تفاوت دارد، اگرچه ضربات کاری این نوع از سیاست به انقلاب اسلامی غیر قابل محاسبه و غیر قابل اغماض است.

در هر صورت استعفای دولت موقت، موجب شادمانی بسیاری از مردم، به خصوص جوانان انقلابی را فراهم آورد و در دل آنان این امید را به وجود آورد که انقلاب بتواند مسیری تازه را طی نماید و به اهداف خود برسد.

دولت موقت یکی از مراکزی را که مخالف خط مشی خود می‌دانست، شورای انقلاب اسلامی بود که اکثر چهره‌های روحانی و انقلابی آن مورد اعتماد امام و مردم بودند. پس از استعفای دولت موقت، امام جهت اداره کشور، شورای انقلاب را برگزیده و عهده‌دار مسئولیت اجرایی کشور نمودند[۴].

دانشجویان خط امام طی اطلاعیه‌ای از شورای انقلاب که توسط امام مسئولیت اداره امور کشور را به عهده گرفته‌اند، خواستند که به وظایف خود به طور انقلابی عمل نمایند و با پشتوانه احساسات پاک و حمایت بی‌دریغ مردم، حرکت ضد سلطه اجانب که در رأس آن آمریکاست را با توکل بر خدا آغاز نمایند.

روزنامه‌های صبح و عصر به چاپ دوم و سوم هم می‌رسند و این در حالی است که بخش گسترده‌ای از صفحات آن­ها به انعکاس اخبار، حول و حوش قضیه تسخیر لانه جاسوسی و استعفای دولت موقت و دلایل آن اختصاص یافته است.

در این روز هم صدها نامه اعلام پشتیبانی، توسط نهادها و سازمان­ها و ارگان­ها و شخصیت­ها و سندیکاها و انجمن­های اسلامی سراسر کشور به سوی لانه جاسوسی سرازیر شده است.

 دانشجویان دانشکده کشاورزی و ریاضیات کرج از ابتدای صبح امروز به سمت لانه جاسوسی راهپیمایی خود را آغاز نموده‌اند تا پس از طی این مسافت طولانی، در کنار لانه جاسوسی حضور یافته و از عمل انقلابی دانشجویان خط امام حمایت نمایند.

 تظاهرات دانشجویان ایرانی در بسیاری از کشورهای جهان بخصوص درآمریکا که با بردن شاه به آن کشور آغاز شده است، با تسخیر لانه جاسوسی، گسترده­تر می­گردد.

چند تن از دانشجویان خط امام مأمور شده‌اند برنامه‌های فارسی رادیو آمریکا را به دقت گوش داده و مطالب آن را برای شورای دانشجویی اداره کننده لانه جاسوسی مکتوب نمایند.

از اخبار واصله، ترس و وحشت آمریکا و کارتر به خوبی مشخص است. از لحظات اولیه گروگان‌گیری، در وزارت خارجه آمریکا، یک گروه ویژه[۵] جهت رسیدگی به این موضوع به وجود آمده است.

وزارت خارجه آمریکا در روز قبل اعلام نمود:

 «آمریکا، شاه را به خاطر رهایی گروگان­های درون سفارت، به ایران تحویل نخواهد داد، ولی حضور او در آمریکا همیشگی نخواهد بود و شاه فقط جهت معالجه و به دلیل مسائل انسان‌دوستانه به آمریکا آمده است و به کار بردن زور جهت حل این مسئله به دلیل امکان به مخاطره افتادن زندگی گروگان­ها، منتفی است.»

تظاهرات مردم در مقابل سفارت که در ادامه روز قبل، شب هنگام نیز ادامه داشت با طلوع آفتاب و از نخستین ساعات بامداد به طور گسترده شروع می‌شود و مردم تک تک و جمعی خود را به مقابل لانه جاسوسی می‌رسانند. اخبار لانه جاسوسی در صدر اخبار رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و مجلات قرار گرفته است. کمتر نشریه‌ای یافت می‌شود که به این موضوع آن هم به صورت گسترده نپرداخته باشد.

 وزارت خارجه نیز در اطلاعیه شماره یک خود که در روز گذشته صادر شده است، از دولت آمریکا درخواست نموده که پزشکان ایرانی حتی پزشکان ایرانی ساکن آمریکا، اجازه یابند تا از شاه معاینه به عمل آورند تا صحت مریضی او معلوم گردد. دولت آمریکا با این درخواست مخالفت به عمل آورده است[۶].

بسیاری از تظاهرکنندگان رادیوهای کوچک همراه دارند و در ساعات اخبار، از آن استفاده می‌نمایند. اگرچه دانشجویان نیز سعی می‌نمایند اخبار رادیو را از طریق بلندگوهای نصب شده بر سر در سفارت به اطلاع مردم برسانند.

روزنامه‌ها و همچنین اطلاعیه‌های گروه­ها و احزاب، در میان جمعیت حاضر در مقابل لانه، دست به دست می‌گشت و گاهی چند نفر مشغول خواندن یک نسخه از آن­ها بودند.

چند نفر از برادران دانشجوی خط امام، برای سهولت انتقال مقداری از وسایل و اشیاء، آن­ها را در پرچم آمریکا گذاشته و دو سوی آن را گرفته و از ساختمان مرکزی راهی یکی از ساختمان­های واقع در پست اصلی می‌شوند که خبرنگاران فراوانی در آنجا تجمع نموده­اند. عکاسی زیرک نیز از این صحنه عکس می‌گیرد. این عکس در صدر اخبار قرار می‌گیرد و از آن با تعبیر حمل آشغال در پرچم آمریکا، جهت تحریک احساسات مردم آمریکا استفاده می‌شود.

پرچم آمریکا ده­ها بار، هر روز توسط مردم مظلوم دنیا بخصوص در حین جنگ ویتنام و پس از آن سوزانده می‌شد و برای مردم آمریکا به صورت یک عادت در آمده بود، اما حمل آشغال در پرچم آمریکا، موضوع جدیدی بود که خبرنگار زیرکی، با شیطنت از این سوژه استفاده دلخواه را نمود.

همه باید دقت می‌کردیم تا از این سوژه‌ها به دست دشمنان ندهیم. آن هم پیش چشم ده­ها خبرنگاری که از هر گوشه و زاویه با دوربین­های خود در کمین شکار سوژه برای تخریب وجهه دانشجویان و تحریک احساسات ملت آمریکا که ملتی تقریباً غیر سیاسی و افکار عمومی آنان، بازیچه دست وسایل ارتباط جمعی است، نشسته بودند.

جهت آوردن لباس و وسایل شخصی و آوردن موتورسیکلت باید به خانه می‌رفتم. به قسمت عملیات مراجعه می‌کنم و ضمن کسب اجازه خروج دو، سه ساعته، برای آوردن موتورسیکلت برای رسیدن به کارها و جلوگیری از اتلاف وقت، هماهنگی­های لازم را به عمل می‌آورم.

1331416093

برادرم که در تهران زندگی می‌کند، هنوز از حضور من در جریان تسخیر لانه جاسوسی اطلاع ندارد.

 پس از برداشتن لباس و وسایل و مقداری کتاب، به محل کار برادرم رفتم. ایشان پس از اطلاع یافتن، ضمن ابراز خوشحالی خودش و سایر همکاران مرا سؤال‌پیچ می‌نمایند.

در چند روز گذشته، بیشتر از پشت دیوارها و میله‌ها شاهد ابراز احساسات مردم بوده‌ام و حال برایم بسیار جالب است. آن‌چنان با انسان برخورد می‌کنند که گویا یک قهرمان بزرگ را در کنار خود دارند. در حقیقت این امام و مردم بودند که با حمایت خود این جریان بزرگ را به وجود آوردند و دانشجویان، تنها نماینده‌ای بودند که مجری خواست آنان شدند.

 به دانشکده نیز سری می‌زنم. جو آنجا با روزهای هفته قبل و حتی روز شنبه ۱۲ آبان، تفاوت کلی دارد. اطلاعیه‌های پشتیبانی، حرف­ها، حرکت­ها و ابراز نظرها به صورت دیگری است. یک نوع دلگرمی و تحرک در دانشجویان مسلمان معتقد به امام دیده می‌شود و گروهک­های سیاسی ضد انقلاب، حالت سردرگمی دارند و این از اطلاعیه­هایی که بر روی تابلوهای متعلق به آن­ها وجود دارد و تأییدیه‌های آنان و حتی سلام و علیک آنان، مشخص است.

 با مطلع شدن بعضی از آنان از حضور من در جریان تسخیر لانهجاسوسی، یک نوع احترام در آنان نسبت به خود را احساس می‌کنم. از اینکه این کار اثری روی آن­ها بگذارد و موجب جلوگیری از انحراف و جذب‌شان به گروهک­های منافق را فراهم آورد، خوشحال هستم.

گروهک فداییان خلق تاکنون موضع خود را در خصوص تسخیر لانه جاسوسی اعلام نکرده است. معلوم است رهبران این سازمان هنوز مات و مبهوت هستند. اما حزب توده، منافقانه خود را جلو انداخته و از خط امام حمایت می‌کند.

با رسیدن به لانهجاسوسی، پس از استحمام و شستن لباس­ها که با وجود ماشین­های لباسشویی بسیار مدرن، مشکلی از این جهت وجود ندارد، به دنبال بندی برای پهن کردن لباس‌ها می‌گشتم، که دوستان از وجود ماشین لباس خشک کن هم خبر دادند.

اولین بار بود که از وجود چنین ماشینی مطلع می‌شدم. لباس­ها را درآن ریختم و یکی از دوستان طرز کار آن را به من یاد داد. چند دقیقه بعد لباس­ها خشک شده و صاف و براق در اختیارم بود. این برای دنیای دانشجویی، به خصوص زمانی که گروگان‌گیر هم باشند، یک نعمت بود و موجب خوشحالی. این ماشین باعث شده بود همه به راحتی لباس­های خود را بشویند و به نظافت خود برسند و مانند خوابگاه­های مجردی که در بعضی مواقع لباس­ها در انتظار شسته شدن، تا مدتی طولانی در گوشه‌ای می‌افتاد، نباشد. برای من هم که در خانه مجبور بودم در سرمای شدید با آب یخ لوله حیاط، لباس­ها را با دست بشویم، نعمت بسیار بزرگی بود.

نزدیکی­های ظهر، موفق می‌شوم به دفتر روزنامه جمهوری اسلامی تلفن بزنم. با آقای مهندس غلامرضا آقازاده مسئول مالی و اداری روزنامه صحبت می‌کنم و می‌گویم من در لانه جاسوسی هستم. می‌پرسد: «برای تهیه گزارش؟!» می‌گویم: «نه. همراه دانشجویان هستم.»

خیلی خوشحال می‌شود و بیان می‌دارد که فرصت خوبی برای تهیه گزارش است.

می‌گویم: «طبق دستورالعمل شورای لانه نباید کسی عضو احزاب و دسته‌جات سیاسی باشد و متأسفانه من مجبورم یا از لانه خارج شوم و خبرنگار باشم و یا در لانه بمانم و خبرنگار نباشم.»

ایشان پیشنهاد نمود که شما می‌توانید در آنجا باشید و برای ما گزارش تهیه کنید.

می‌گویم: «دلم می‌خواهد چنین کنم. اما جو اینجا اصلاً مناسب این کار نیست. متأسفم که من چنین تصمیمی گرفته‌ام. برای خودم هم تلخ است.»

به همین سادگی و بدون حتی فرستادن یک استعفای کتبی، از خبرنگاری و دنیای پر شر و شور آن، خداحافظی کردم. شاید این موضوع یک تصمیم عجولانه و احساسی و به دور از منطق جلوه کند. اما حقیقت این بود که آیت‌الله بهشتی و حزب جمهوری اسلامی، تحت تهاجم ضد انقلاب و حتی نیروهای خودی بودند و نوعی بدبینی نسبت به ایشان و حزب در ذهن بعضی از طرفداران انقلاب به خصوص جو دانشجویی، وجود داشت و جرأت و شجاعت فراوانی لازم بود که کسی از ایشان، حتی در میان بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام!، بتواند دفاع نماید. کار دفاع از حزب دیگر جای خود داشت و من به خوبی از این بدبینی اطلاع داشتم[۷].

به هر صورت حضور در لانه جاسوسی نیز یک فرصت بسیار طلایی بود که اگر از دست می‌رفت، برای من قابل جبران نبود و این انتخاب یک انتخاب مهم در زندگی من بود.

مادر سه شهید، دائم در مقابل درب اصلی لانه حضور دارد و موجب دل‌گرمی دانشجویان خط امام و به خصوص دانشجویانی که در کنار در نگهبانی می‌دهند و یا اتاق شعار را اداره می‌نمایند، شده است.

او با تک تک دانشجویان آشنا شده و مانند فرزندان خود با آنان رفتار می‌کند و بعضی را به نام کوچک صدا می‌زند.

موج عظیم دانش‌آموزی، امروز به سمت لانه‌ حرکت کرده و هر دبیرستانی با صدور اطلاعیه‌ای از اقدام دانشجویان اعلام حمایت نموده است. پلاکاردها، تصاویر کاریکاتوری شاه و کارتر و چوبه­داری که بر گردن شاه با آن دماغ درازش افتاده است و شکلک پارچه‌ای کارتر و سوزاندن پرچم آمریکا در کنار هیجان این نوجوانان و شعارهای «مرگ بر شاه»، «مرگ بر کارتر» و «مرگ بر آمریکا»، صحنه‌های تاریخی‌ای را آفریده که انسان را به عظمت نفوذ کلام الهی امام در تمام اقشار رهنمون می‌سازد.

شعارها هر روز بیشتر و قوی‌تر و غنی‌تر می‌گردد و خواست­های اقشار مختلف شرکت کننده در راهپیمایی به این وسیله بیان می‌شود:

– این گفته امام است: ‌ای آمریکا، سازش با تو محال است.

– دانشجوی خط امام، بر تو درود، بر تو سلام

– دانش‌آموز بیدار است، از توطئه‌گر بیزار است.

– اسلام پیروز است، آمریکا نابود است.

– انحلال خبرگان، توطئه آمریکاست.

– این کارتر را باید کشت، چه با تفنگ چه با مشت.

– ما دانش‌آموزان بیداریم، از آمریکا بیزاریم.

– ای خمینی تویی رهنمای ما، رهبر زنده و با وقار ما، برلبم این سرود، بر خمینی درود، مرگ بر آمریکا، دشمن خلق ما.

– توطئه آمریکا، دیگر اثر ندارد، این کارتر دیوانه، گویا خبر ندارد.

– شاه باید برگردد، که یک‌ دسته این را شعار می‌داد و دسته دیگر جواب می‌دادند: اعدام باید گردد.

– اگر امام اذن دهد، کاخ سفید را ویران می‌کنیم، با خاک یکسان می‌کنیم.

حقیقتاً در این مقطع، ملت ایران قدرتمندانه در برابر آمریکا، صف بسته است و دانشجویان، نوک پیکان تهاجم ملت ایران، به آمریکا می­باشند و خواست به حق ملت ایران را با اقدام خود ابراز کرده بودند و این از موج حمایت مردم که به طرق مختلف از سراسر کشور و حتی از اعماق روستاها و کارخانجات و مدارس و دانشگاه­ها و حوزه­های علمیه و ادارات بیان می­شد، به راحتی قابل درک و ملاحظه بود.

شاید با جرأت بتوان گفت در تاریخ انقلاب اسلامی، موضوعی وجود نداشت که اینگونه حمایت مردم را به سوی خود جلب نموده و آنان را گرد محور خود، بسیج کرده باشد.

با کنار رفتن دولت موقت، عده‌ای می‌خواهند از این قضیه بهره‌برداری نمایند و تظاهرات و راهپیمایی در کشور راه بیندازند. بهانه آن­ها هم این است که به مهندس بازرگان رئیس دولت موقت، توسط دانشجویان پیرو خط امام، ظلم شده و ما می‌خواهیم از او دفاع نماییم.

اولین توطئه، حمله به سفارتخانه‌های خارجی بود که با عکس‌العمل امام و دانشجویان، خنثی شد و موجب جلوگیری از باز شدن جبهه جدید و همزمان، با سایر کشورهای استعماری گردید.

موضوع حمایت از مهندس بازرگان توسط برخی گروه­هایی دانشجویی، مطرح می‌شود. دانشجویان خط امام طی اطلاعیه‌ای به مردم، در این رابطه هشدار می‌دهند و بیان می‌دارند که عده‌ای از عناصر دشمن تحت پوشش حمایت از رئیس دولت سابق، به دنبال راه­اندازی راهپیمایی و اعتراض به تسخیر لانهجاسوسی، به بهانه اینکه این عمل موجب استعفای ایشان شده است، می‌باشند و از مردم برای جلوگیری از آن استمداد طلبیدند.

دفتر امام نیز با صدور اطلاعیه‌ای از این توطئه تشنج‌آمیز که به نام دانشجویان دانشگاه­ها در شرف وقوع است و هدف آن ایجاد اختلاف می‌باشد، خبر داد و هدف از این حمایت دروغین از مهندس بازرگان را ایجاد اختلاف و به نفع آمریکا اعلام نمود.

اخباری به دانشجویان می‌رسد که اقداماتی جهت بیرون آوردن گروگان­ها از دست دانشجویان خط امام توسط عمال آمریکا در شرف وقوع است و بخصوص که آمریکا اعلام می‌کند ما به دنبال راه حل‌های نظامی برای آزادی گروگان­ها نیستیم!

 به همین دلیل اطلاعیه‌ای توسط دانشجویان پیرو خط امام صادر و به آمریکا و عمال او هشدار داده می‌شود که دانشجویان تا رسیدن به نتیجه نهایی، لانه جاسوسی را در تصرف خود خواهند داشت و در صورتی که آمریکا و عمال منفورش جهت آزادی گروگان­ها به کوچکترین حرکت توطئه‌گرانه نظامی یا غیر نظامی، متوسل شوند، تمام گروگان­ها نابود خواهند شد.

وزارت خارجه که سرپرست آن هنوز دکتر ابراهیم یزدی است، نیز اطلاعیه دوم خود را صادر و اعلام می‌نماید:

 «مسئولیت مستقیم حوادث تسخیر سفارت، متوجه دولت آمریکاست، زیرا بیماری شاه در سایر کشورها نیز قابل معالجه بوده و دولت آمریکا به تذکرات وزارت خارجه ایران، توجهی ننموده است و علیرغم تذکرات متعدد، با بی‌اعتنایی به احساسات ملت مسلمان و غیور ایران، شاه را به بهانه بیماری در خاک خود پذیرفته است.»

نماز جماعت ظهر و عصر امروز نیز به امامت حجت الاسلام خوئینی­ها برگزار می‌شود. سخنرانی ایشان در میان دو نماز، درباره تعویض دولت و حمایت عظیم مردم از جریان تسخیر سفارت آمریکا و تذکراتی در مورد مسائل داخلی لانه است.

 ایشان یک بحث اخلاقی مختصر نیز در رابطه با راستگویی و دروغگویی مطرح و بیان داشتند؛ ریشه تمام مسائل اخلاقی به همین باز می‌گردد که انسان صادقانه سخن بگوید و دروغ بزرگ‌ترین منشأ انحراف انسان و دوری از خداست.

 این مطلب مختصر روی من خیلی اثر گذاشت و ذهنم تا چند ساعت مشغول به آن بود و در پاس روز و شب روی آن خیلی فکر کردم. کسی تا آن زمان از این دیدگاه در مورد این موضوع سخنی نگفته بود و یا من اطلاعی نداشتم.

در نماز مغرب و عشا نیز ایشان سخنانی بیان داشتند، که آن را پیاده کرده و سریعاً تایپ و جهت چاپ آماده کردم.

نماینده امام در مکه، حجت‌الاسلام محلاتی نیز طی یک پیام رادیویی، از تجمع حجاج ایرانی و غیر ایرانی در مسجدالحرام و اعلام حمایت آنان از تسخیر لانه جاسوسی و اشک شوق آنان و آرزوی آنان جهت حضور در کنار دانشجویان پیرو خط امام خبر دادند و اعلام نمودند حجاج با شعار «الله واحد، خمینی قائد» و «نَصرُ مِن الله و فَتحٌ قَریب» از این عمل اعلام پشتیبانی نموده‌اند.

دانشجویان ایرانی در لبنان و هند و انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا، با ارسال پیام، همبستگی و حمایت خود از تسخیر لانه جاسوسی را اعلام نمودند.[۸]

پنج تن از نویسندگان مشهور مارکسیست و عضو کانون نویسندگان و عمدتاً مرتبط با حزب توده، طی نامه‌ای به خدمت امام، ضمن حمایت از تسخیر لانهجاسوسی، بیان داشته‌اند:

 صف مبارزه ما همان صف واحد انقلاب به رهبری امام است و از این پس چون گذشته، نیروی اندیشه و قلم و بیان هر یک از ما وقف خدمت به خلق و به انقلاب خلقی و اسلامی ایران خواهد بود.

از نامه بوی نفاق استشمام می‌شود. یکی از دوستان جزوه کوچک و مختصری را آورده است که چاپ حزب توده ایران و عنوان آن «خط امام را بشناسیم» می‌باشد. هرکدام از دانشجویان آن را می‌بیند، با تمسخر به آنان می‌خندد. گربه شد تائب و عابد و زاهد و مسلمانا!

کتاب فروشی­های خلق‌الساعه مقابل لانه جاسوسی بازارشان گرم است. یکی از دانشجویان می‌گوید: این‌گونه اگر جلو برویم، یک مدت دیگر حزب توده می‌خواهد اصول دین را هم به امام بشناساند.

به دلیل حضور مستمر مردم دکه‌های مختلف هم در پیاده‌روهای مقابل لانه راه افتاده است و همه چیز از لبو و چای و کیک گرفته تا انواع نشریات و کتاب­های متعلق به گروهک­ها و دسته‌جات سیاسی در آن­ها ارائه می‌شود.

محل تجمع مردم تهران، از آغاز انقلاب و تا پیروزی آن و تا تسخیر لانهجاسوسی، دانشگاه تهران و خیابان­های اطراف آن بود. هزاران نفر روزانه درون دانشگاه و اطراف آن تجمع می‌نمودند و این به صورت امری عادی در آمده بود و حال و از ۱۳ آبان، این مرکزیت به اطراف لانه جاسوسی منتقل شده است. شاید بتوان گفت تنها یک تفاوت با آنجا دارد و آن هم این است که آنجا روزها رونق داشت و اینجا شبانه‌روز از رونق نمی‌افتد و اکثر ساعات روز و حتی بعض شب­ها به علت تجمع شدید جمعیت، خیابان طالقانی بر روی ماشین­ها بسته است.

دانشجویان خط امام برای آگاهی بخشی به مردم با توجه به فرصتی که پیش آمده و استقبالی که مردم از جریان تسخیر لانه جاسوسی نموده اند از شخصیت­های در خط انقلاب و امام و مورد قبول مردم، جهت سخنرانی در مقابل لانه جاسوسی دعوت می‌نمایند تا هر کدام از این شخصیت­ها با زبان خاص خود با مردم سخن بگویند و علل اقدام دانشجویان پیرو خط امام را تشریح و هدف آنان را روشن ‌نمایند.

 امروز از خبرنگاران دعوت می‌شود که از ساختمان مرکزی لانه جاسوسی بازدید به عمل آورند و از فعالیت­های جاسوسی آمریکا در به اصطلاح سفارتش، گزارش تهیه کنند.

محمد نعیمی­پور یکی از دانشجویان خط امام که با واحد روابط عمومی همکاری می­نماید، ضمن تشریح چگونگی اشغال ساختمان، از امکانات مختلف موجود در آن برای خبرنگاران سخن گفت. او در موقع تشریح «اتاق حباب» بیان نمود که از این اتاق هیچ نوع امواج صوتی و غیر آن نمی‌توانسته عبور کند. یکی از خبرنگاران عرب زبان جمله جالبی در برابر سخن او به کار برد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. او بیان داشت:

 علی‌الظاهر از این اتاق تنها امواج ایمان توانسته است عبور نماید.

 که تعبیر بسیار جالبی بود و مورد توجه دوستان دانشجوی پیرو خط امام و سایر خبرنگاران قرار گرفت.

این مصاحبه می‌توانست تأثیر جالبی بر روی افکار عمومی مردم دنیا داشته باشد و آنان را با فعالیت­های جاسوسی آمریکا آنهم برای اولین بار و از درون یکی از لانه‌های جاسوسی آمریکا، آشنا سازد و تبلیغات مظلوم نمایانه این ابرقدرت سلطه­گر را که شایع نموده بود که دانشجویان برخلاف عرف دیپلماتیک سفارت را تسخیر نموده‌اند را خنثی نماید.

کاردار سفارت ایران در آمریکا “علی آگاه” نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی بیان داشت که از آنجا که انقلاب، انقلاب مردم است، ادامه‌گروگان­گیری نیز به تصمیم آن­ها بستگی دارد، و دولت نیز خواست آن­ها را دنبال می‌نماید و در ضمن امام خمینی نیز تنها راهنمای آن­هاست. او بیان داشت که آمریکا از عکس‌ العمل متقابل مردم ایران در بردن شاه به آمریکا مطلع بود وعلیرغم این اطلاع، دست به این اقدام زده است و ادعای سرطان شاه می‌تواند یک نیرنگ باشد و مردم ایران نسبت به هر گونه توطئه‌ای که بخواهد شاه را به قدرت بازگرداند حساسیت دارند و در صورت از کنترل خارج شدن اوضاع و به وجود آمدن آشوب در ایران مسئولیت آن به عهده‌ دولت آمریکاست.

سناتور فرانک چرچ رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا بیان داشته است که؛ آمریکا هیچگاه نباید تسلیم چنین تهدیداتی گردد و بیان داشت که اگر چنین کاری انجام بدهیم هرگز این کار پایان نخواهد داشت و در آینده هیچ آمریکایی در هیچ نقطه جهان مصون نخواهد بود[۹].

اتحادیه دانشجویان فلسطینی در لبنان نیز جهت اعلام همبستگی، پرچم فلسطین را با تصویر امام و عرفات و با شعار «الثوره، الثوره، حتی النصر» و به عنوان هدیه برای دانشجویان فرستاده‌اند که در معرض دید خبرنگاران قرار می‌گیرد.

با دعوت کاظم ده­بزرگی، جهت شام به اتاق دانشجویان دانشگاه خودمان در طبقه بالای اتاق عملیات می‌روم. بسیاری از دوستان در آنجا ساکن هستند. یکی دو ساعتی که آنجا هستم به بحث و گفتگو پیرامون وقایع اتفاق افتاده در روز و اظهار نظر پیرامون این مسائل می­گذرد. پس از صرف شام که بسیار مختصر و ساده هم بود، خداحافظی می­کنم تا جهت استراحت به بلوک خودمان بروم. از پله‌ها که پائین می‌آمدم، روی دیوارهای سفید راه پله، در میان شعارهایی که بر روی دیوارها توسط دانشجویان خط امام نوشته شده بود، آیه‌ای از قرآن نوشته بود، توجهم را جلب نمود، از حسن انتخاب او و کوهی از تذکر و اطلاع و لطف الهی که در آن آیه بود، به شگفت آمدم و با حالتی شیفته چند بار آیه را خواندم:‌

«وَ اَورَثَکُم اَرضَهُم وَ دیارَهُم وَ اَموالَهُم وَ اَرضَاً لَم تَطَؤُها وَ کانَ اللهُ عَلی کُل شَیءٍ قَدیرا[۱۰]

«و سرزمین آنان و دیارشان و اموالشان را به شما به ارث دادیم و نیز زمینی را که برای فتح آن اسبی را بر آن به تاخت نیاورده بودید و خداوند بر همه چیز تواناست.»

آیه در مورد قوم پیمان‌شکن یهود، در جنگ خیبر است که با پیامبر درگیر شدند و قلعه‌های آنان با ابتکاری جنگی به دست مسلمین افتاد.جمله‌: «ارضاً لم تطَؤها، سرزمینی که بر آن اسبی برای جنگ نتاختید» برایم بسیار جالب بود و تذکر به اینکه ما با دست خالی لانه جاسوسی آمریکا را فتح نموده بودیم و خداوند این کار را نمود و این جز لطف و مرحمت و عنایت الهی چیزی نبود.

 گویا آیه، برای فتح لانه جاسوسی آمریکا در تهران نازل شده بود و خداوند داشت بر ما منت می‌گذاشت که این کار، کار خود من است و نه شما.

 با شناختی که از دوستان داشتم، حدس زدم باید کار رسول مهاجر باشد که هم با قرآن مأنوس بود و هم نکته‌دان بود و نکته یاب.

چند تن از دوستان قدیم دانشگاه امیرکبیر که در حال حاضر فارغ‌التحصیل شده‌اند، برای دید و بازدید و حمایت از دانشجویان به لانه جاسوسی آمده‌اند. وقتی وارد بلوک می‌شوم با گرمی سلام و علیک می‌کنند و یکی از آنان با خنده می‌گوید: «همه‌تان که اینجا هستید!» و مقصودش دانشجویانی است که از سال­های قبل در فعالیت­های دانشجویی با هم آشنا شده بودیم.

اخبار تلویزیون پر از گزارش­های داخلی و خارجی پیرامون حرکت دانشجویان پیرو خط امام و عکس‌العمل­های مردم ایران و دولت‌مردان آمریکا است.

حجت‌الاسلام دکتر باهنر، عضو شورای انقلاب، در گفتگویی خط مشی شورای انقلاب را خط مشی امام دانست و بیان داشت:

ما روابطمان را تا جایی که به نفع مملکت باشد، تغییر خواهیم داد. از جمله لازم است با بعضی از کشورهای اسلامی رابطه برقرار و یا روابطمان را تحکیم بخشیم و یا در روابط خودمان با بعضی از کشورها مثل آمریکا، تجدید نظر کنیم.

برنامه مصاحبه رادیو تلویزیونی عصر امروز سه تن از دانشجویان خط امام در اخبار امشب پخش شد.

امشب برق منطقه و از جمله لانه جاسوسی قطع شد. اما لحظه‌ای بعد برق اضطراری که توسط ژنراتور بزرگ موجود در سفارت تولید می‌شود، در جریان قرار می‌گیرد و مشکلی ایجاد نمی‌گردد.

دادستان انقلاب آیت‌الله علی قدوسی[۱۱] نیز با انتشار اطلاعیه‌ای ضمن حمایت از عمل انقلابی دانشجویان خط امام، از مردم و دانشجویان خواسته است با کمال هوشیاری، آمادگی خنثی نمودن هرگونه توطئه احتمالی را داشته باشند و به عوامل ضد­انقلاب مجال ندهند زیر پوشش حرکت انقلابی، این موج سهمگین ضد امپریالیستی را به نفع دشمن نابود و تباه سازد[۱۲].

 

 تأیید گروهک­های سیاسی از اقدام دانشجویان خط امام

 در ادامه تأیید اقدام دانشجویان خط امام جریانات طرفدار سازش با آمریکا نیز در این رابطه بیانیه­هایی اعجاب­انگیز و حاکی از تعجیل در جلوگیری از رسوائی خود، صادر می­نمایند:

۱- نهضت آزادی

رابطه با آمریکا را قطع کنید!

نهضت آزادی که اعضای آن دولت موقت را تشکیل داده بودند و از جانب نیروهای انقلاب به علت سازشکاری با آمریکا و مذاکره با برژینسکی شدیداً تحت تهاجم قرار گرفته­اند، طی اطلاعیه­ای اعجاب­انگیز خواستار «قطع رابطه ایران با آمریکا!» می­شوند.

 در این اطلاعیه که به تاریخ پانزده آبان ۵۸ صادر شده، آمده است.[۱۳]:

دانشجویان انقلابی مسلمان با تصرف سفارت آمریکا، با وضوح تمام خصلت ضداستعماری انقلاب اسلامی ایران را اعلام کرده‌اند.

 تصرف سفارت آمریکا، یک اعتراض ساده به سیاست آمریکا نیست. اعتراض به راه و رسمی است که استعمار کور و خشن آمریکا در سراسر جهان رهبری می­کند و یکی از مصادیق کوچک آن حمایت از محمدرضا پهلوی و اطرافیان او و پذیرائی آنان در خاک خود و یا با کمک و تأییدش در گوشه و کنارهای دیگر دنیاست. از این ‌رو منطق مبارزه ضداستعماری دانشجویان و همه مردم انقلابی ضداستعماری ایران را نباید نیمه‌کاره رها ساخت.

 شورای انقلاب که از طرف امام امت مسئول اداره امور کشور شده است باید به دنبال یادداشت دولت برادر مبارزمان آقای مهندس بازرگان، در خصوص استرداد «محمدرضا پهلوی» درصدد قطع روابط سیاسی با آمریکا برآید.

خصلت ضداستعماری انقلاب اسلامی ایران، بیانات صریح امام و شعارهای روشن مردم، درباره قطع رابطه سیاسی ایران با سردسته استعمارگران محل تردیدی برای پیروان راه و رسم و خط امام باقی نمی‌گذارد و امام و امت منتظرند که شورای انقلاب این قطع رابطه را اعلام کند. انشاءالله

۲- جبهه ملی

جبهه ملی ایران، طی بیانیه­ای توطئه­های امپریالیسم آمریکا را به شدت محکوم کرد[۱۴]:

اقامت محمد رضا پهلوی شاه خائن و مخلوع ایران در آمریکا و اجتماع عناصر مرتبط با بیگانه و دست نشاندگان سیاست­های استعماری در خاک آمریکا و طرح توطئه علیه انقلاب ایران ابعاد جدیدی به خود گرفته است.

محافل امپریالیستی آمریکا با فراهم ساختن امکانات ارتباط و کمک به طرح­ریزی توطئه­های جدید به شکل مرکز فعال ضد انقلاب ایران در آمده­اند.

اکنون موقع آن است که یک­دل و یک­زبان و هوشیار و آگاه در برابر دسائس امپریالیسم با وحدت و همبستگی هر چه بیشتر اقدام کنیم و نقشه­های شوم دشمنان حاکمیت و استقلال ملی را خنثی سازیم.

۳- سازمان مجاهدین خلق ایران[۱۵] (منافقین)

در گوشه­ای از اطلاعیه آنان خطاب به امام آمده است:

پدر گرامیمان!

اکنون که انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضد امپریالیستی ایران در مسیر حقیقی مردمی خود مجدداً اوج گرفته است و بر آن است که اندیشه­های استعماری و آمریکایی شاه خائن را از بن بر انداخته و راه هر گونه بازگشت را بر آن­ها سد کند، فرزندان مجاهد شما که اکیداً خواستار ادامه رسالت ضد استعماری شما هستند، جان­های ناچیز خود را که کم­ترین فدیه رهایی این میهن و این خلق و این مکتب است بر کف گرفته و آمادگی نثار کردن آن­ها را با همه توانائی­های ناچیزتر سیاسی و نظامی اشان اعلام می­دارند.

 به انتظار فرمان قاطع امام در ریشه کنی همه بنیادهای امپریالیستی و صهیونیستی

۴- جبهه دموکراتیک ملی ایران[۱۶]

مبارزان ضد امپریالیسم ایران!

 اینک بار دیگر به برکت خیزش و خروش توده­های مردم مبارز ضد امپریالیستی در میهن ما دوباره اوج گرفته است.

بکوشیم برای پیروزی این مبارزه، آزادی و دموکراسی، یعنی حق مردم در تعیین سرنوشت خویش را که اینک لگد مال «خبرگان»! شده است را احیا کنیم.

 و بکوشیم تا امپریالیسم را با پایگاه همیشگی­اش ارتجاع، یکجا به زباله­دان تاریخ بفرستیم.

 باز پس گرفتن شاه خائن لازم است، اما کافی نیست.

 مصادره سرمایه های امپریالیستی در ایران.

 افشای نام تمام عمال امپریالیسم و انتشار اسناد و مدارک و قراردادهای امپریالیستی. گسترش مبارزه برای قطع نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی امپریالیسم از میهن ما. خواست امروز همه مبارزان ضد امپریالیست است

 



[۱]. کیهان، ۱۳ آبان ۱۳۵۸، یادداشت روز و ص ۳

[۲]. اطلاعات، ۱۶ آبان ۱۳۵۸، ص ۱۰، متن استعفانامه مهندس بازرگان: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

 حضور محترم حضرت آیت‌الله العظمی امام روح الله الموسوی الخمینی دامت برکاته. با کمال احترام معروض می‌دارد پیرو توضیحات مکرّر گذشته و نظر به اینکه دخالت­ها، مزاحمت­ها و مخالفت­ها و اختلاف نظرها انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکارانم و اینجانب مدتی است غیر ممکن ساخته و در شرایط تاریخی و حسّاس حاضر، نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت مدیریت میسّر نمی‌باشد. بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانند کلیه امور را در فرمان رهبری گیرند و یا داوطلبانی را که با آن­ها هماهنگی وجود داشته باشد، مأمور تشکیل دولت فرمایند. با عرض سلام و دعای توفیق. مهدی بازرگان»

[۳]. البتّه این نکته را نیز باید در نظر گرفت که تعدادی از افراد متعلّق به این جریان ارتباطات پنهانی گسترده­ای با دشمنان انقلاب از جمله آمریکا، آن هم از طریق سفارت آنان در تهران داشته­اند، و در زیر پوشش سیاست سازشکارانه، اهداف خیانتکارانه خود را پی­گیری می­کرده­اند و عامدانه و عالمانه در خدمت منافع آنان بوده­اند. نمونه بارز آن عباس امیر انتظام سخنگوی دولت موقّت و تیمسار احمد مدنی وزیر دفاع این دولت و رحمت الله مقدم مراغه­ای استاندار آذربایجان در این دولت و نماینده مجلس خبرگان از این استان، می­باشند.

[۴]. متن فرمان امام به شورای انقلاب برای به عهده گرفتن اداره کشور: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. شورای انقلاب، چون آقای مهندس بازرگان با ذکر دلایلی در تاریخ ۱۴/۸/۵۸ از مقام نخست‌وزیری استعفا نموده‌اند، ضمن قدردانی از زحمات و خدمات طاقت‌فرسای ایشان در دوره انتقال و با اعتماد به دیانت و قبول امانت و حسن نیّت مشارالیه، استعفا را قبول نمودم.

 شورای انقلاب را مأمور نمودم برای رسیدگی و اداره امور کشور در حال انتقال و نیز شورا مأموریت در اجرای امور زیر را بدون مجال دارد: تهیه مقدمات همه‌پرسی قانون اساسی. تهیه مقدمات انتخابات مجلس شورای ملّی. تهیه مقدمات تعیین رئیس‌جمهور. لازم به ذکر است که با اتکال به قدرت ملّت عظیم‌الشأن باید امور محوّله را خصوصاً آنچه مربوط است به پاکسازی دستگاه‌های اداری و رفاه حال طبقات مستضعف و بی‌خانمان، به طور انقلابی و قاطع عمل نمایند. روح‌الله الموسوی الخمینی. ۱۵/۸/۵۸»

[۵]. اعضای این گروه که به ریاست برژینسکی مشاور امنیّت ملّی کارتر تشکیل می‌شد، عبارت بود از: معاون رئیس‌جمهور، وزیر دفاع، وزیر خارجه، وزیر دادگستری، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلّح آمریکا، وزیر خزانه‌داری، وزیر دادگستری، رئیس ستاد کاخ سفید، مشاورین حقوقی و مطبوعاتی رئیس‌جمهور. این کمیته در طول بحران گروگان‌گیری عهده‌دار وظایف متنوعی در زمینه هماهنگ ساختن اقدامات دیپلماتیک و نظامی و مالی و تهیّه و بررسی نامه‌ها و اعلامیّه‌ها و امور مربوط به سیاست داخلی و روابط عمومی بوده است. چند گروه تخصصی نیز با این کمیته همکاری می‌کردند. (توطئه در ایران، سایروس ونس و زییگنیو برژینسکی، محمود مشرفی، انتشارات هفته، ۱۳۶۲، ص۱۷۴)

۱. کیهان، ۱۵ آبان ۵۸ص۳، (مصاحبه وزیر خارجه)

[۷]. متأسّفانه به خاطر این جّو دشمن ساخته و دوست حمایت کرده، این فرصت طلایی که می­توانست حوادث و وقایع تسخیر لانه جاسوسی را دقیقاً و در همان زمان وقوع و آن هم از درون لانه جاسوسی مکتوب و برای آیندگان ذخیره سازد، از دست رفت و گرفتاری­های روزمره حضور در لانه جاسوسی که کم نیز نبود، فرصتی برای این کار لازم و ضروری، باقی نگذاشت.

[۸]. همان

۲. جمهوری اسلامی ۱۷ آبان ص ۱

[۱۰]. سوره احزاب، آیه ۲۷

[۱۱]. آیت‌الله قدوسی:

[۱۲]. جمهوری اسلامی، ۱۶ آبان ۱۳۵۸، ص ۱۲

[۱۳]. اطّلاعات ۲۰/۸/۵۸ ص ۱۲

[۱۴]. اطّلاعات ، ۱۵ آبان ۵۸ ص۱۱

[۱۵]. اطّلاعات، ۱۶۵ ابان ۵۸ ص۱۲

[۱۶]. اطّلاعات،۲۰ آبان ۱۳۵۸ص۳.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *