تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت پنجم

خاطرات نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – سید محمد هاشم پوریزدانپرست قسمت پنجم

تأسیس روزنامه انقلاب اسلامی بنی­صدر

بنی صدر عضو جبهه ملی که منافقانه دم از اسلام میزد، قبل از رسیدن به قدرت!
بنی صدر عضو جبهه ملی که منافقانه دم از اسلام میزد، قبل از رسیدن به قدرت!

 تقریباً همزمان با تأسیس روزنامه جمهوری اسلامی، ابو الحسن بنی صدر[۱] نیز با استفاده از این فرصت و نیازی که همه طرفداران انقلاب برای تأسیس روزنامه برای دفاع از انقلاب حس می­کردند با تبلیغات و سر و صدا از مردم کمک مالی جمع آوری نمود و پس از مدتی روزنامه ای با نام«انقلاب اسلامی!» راه اندازی نمود. مردم طرفدار انقلاب و امام با توجه به اینکه ماهیت این فرد روشن نشده بود و حتی در مناظرات میان گروه­های ضد انقلاب و نیروهای طرفدار انقلاب که آن روزها در دانشگاهها بر قرار می­شد، از جانب نیروهای انقلاب شرکت می­کرد و خود را طرفدار امام و انقلاب نشان می­داد، کمک های مالی فراوانی در اختیارش قرار دادند.

بر سر کار آمدن صدام برای سرکوب انقلاب اسلامی

 از اوایل مرداد ماه حسن البکر رئیس جمهور بعثی عراق بر کنار و معاون او صدام حسین، بر سر کار آمد. او بلافاصله به سرکوب انقلابیون عراقی پرداخت و با تحریک عوامل مزدور دولت عراق در مناطق مرزی تحرکاتی مداخله‌جویانه در ایران را آغاز نمود.

تشکیل مجلس خبرگان

پس از برگزاری همه پرسی و با توجه به مشکلات به وجود آمده در کشور پیش­بینی می­شد که تشکیل مجلس مؤسسان با صدها عضو موجب طولانی شدن مدت نوشتن قانون اساسی می­گردد و این امر دوران بحران را در کشور طولانی و موجب سوء استفاده دشمنان که شورش­ها و ترورها را با حمایت آمریکا آغاز و گسترش داده بودند، شود. امام به همین دلیل نظرشان این بود که پیش نویس قانون اساسی تهیه شده توسط دولت موقت، سریعاً به همه­پرسی گذاشته شود و با تأیید آن توسط مردم و بر اساس آن، نهادهای حکومتی شکل گیرد. اما دولت موقت و همفکرانش اصرار داشتند که مجلس مؤسسان تشکیل شده و قانون اساسی در این مجلس مورد تصویب قرار گیرد. در جلسه ای در خدمت امام پس از اینکه ایشان سخنان موافقین و مخالفین را استماع مینمایند به پیشنهاد آیت‌الله طالقانی[۲] قرار می‌شود که مجلس کوچکتری با حدود هفتاد نفر از نمایندگان خبره مردم، به نام مجلس خبرگان قانون اساسی، تشکیل و قانون اساسی را تدوین نماید.

انتخابات این مجلس در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار و نمایندگان مردم که اکثراً از علما می­باشند وارد مجلس خبرگان می­گردند و به تدوین قانون اساسی می­پردازند. تشکیل مجلس خبرگان بدون حضور جدی ضد انقلاب در آن، موجب می­گردد آنان که تمام برنامه­های خود را نقش بر آب می­بینند و به این صورت از اقدامات آینده خود نیز نا­امید می­گردند، به دنبال انحلال این مجلس بر آیند.

بزرگان انقلاب اگر چه در این مجلس اکثریت را به خود اختصاص داده بودند، اما معدودی از عناصر ضد انقلاب نیز در آن حضور داشتند و رفتار آنان برای ما جوانانی که به امید پیروزی حق بر باطل و حاکمیت اسلام علوی و محمدی، سربازی انقلاب را از اولین روزهای آغازش برگزیده بودیم، درس­آموز بود. از بزرگان انقلاب درس تواضع و علم و حکمت و از بی­ادبی و شیطنت بزرگان ضدانقلاب نیز ادب! می­آموختیم.

شرکت در جلسات مجلس خبرگان قانون اساسی

در همان اوایل راه اندازی روزنامه، جلسات مجلس خبرگان قانون اساسی نیز تشکیل می­شد. با توجه به شغل خبرنگاری به راحتی می­توانستم در مجلس حضور پیدا نمایم، لذا برای آگاهی از مسائلی که در آنجا مطرح می­شد و بخصوص با توجه به اینکه رشته درسی­ام اقتصاد بود، زمانی که اصول اقتصادی قانون اساسی مطرح شد، سعی می­کردم در جلسات مجلس خبرگان شرکت نمایم و لذا همواره در طبقه دوم در قسمت تماشاچیان می­نشستم و از آنجا به گفتگوها و رفتار افراد حاضر در جلسه با دقت توجه می­نمودم.

با توجه به اینکه امام دستور داده بودند هر چه زودتر قانون اساسی نوشته شود و زمان قانونی آن نیز یک ماه بود، عده ای از افراد مسئله­دار سعی می­نمودند وقت جلسات را به گفتگوهای بی­ثمر بگذرانند، تا در صورت اتمام وقت مجلس آن­ را با مشکل قانونی مواجه کنند و یا حداقل جهت توطئه­هایی که در سطح جامعه برنامه­ریزی کرده بودند، زمان آن­ را طولانی نمایند، تا مملکت هر چه بیشتر بدون قانون و بدون تشکیلات قانونی بماند و از این بهم ریختگی حداکثر استفاده را ببرند.

با توجه به حساسیتی که نسبت به سرنوشت انقلاب داشتم این اتلاف وقت­ها و موضع­گیری­های این افراد در برابر مسائل مختلف، شدیداً موجب ناراحتی من می­شد و بر همین اساس نسبت به آن­ها قضاوت می­کردم.

در این جلسات بود که من به قدرت مدیریت و توان علمی آیت الله بهشتی بیشتر پی بردم. روزهایی که ایشان مدیریت جلسات را به عنوان نایب رئیس مجلس به عهده داشتند[۳]، کمتر کسی توان اتلاف وقت مجلس را پیدا می­نمود.

بر پایی نماز جمعه تهران

نماز جمعه تهران به پیشنهاد آیت الله سید محمود طالقانی و با اجازه امام به راه افتاد و تجمعات عظیم روز جمعه و بیانات آن عالم مجاهد و دلسوز، چون سدی محکم در برابر تهاجم گسترده تبلیغاتی و جو­سازی ضد انقلاب قرار گرفت. زبان مشفقانه و ناصحانه ایشان چون شمشیر مالک اشتر توطئه های ضد انقلاب را در هم می­کوبید و نقش بزرگی در خنثی نمودن آن­ها داشت.

 در هر صورت انقلاب داشت از امکانات اعتقادی خود، مانند برپایی نماز جمعه و ماه رمضان و ماه محرم جهت دفاع در برابر تهاجمات همه جانبه دشمنان استفاده می­نمود. امکاناتی که اسلام جهت تجمع و وحدت مسلمانان و برای مبارزه با دشمنان بخصوص منافقین، در اختیار مسلمانان نهاده است.

تهاجم پی در پی ضد انقلاب در کردستان

 متأسفانه مسامحه و سازشکاری و فرصت بخشی به ضدانقلاب موجب شد آنان هر روز گامی به پیش نهند و پادگان­ها در کردستان یکی پس از دیگر سقوط نمایند و شهرهای کردنشین یکی پس از دیگری به زیر سلطه توطئه‌گران درآید و ضد ‌انقلاب، مخالفین خود را سرکوب و طرفداران بومی انقلاب، مظلومانه یکی پس از دیگری به شهادت برسند. دولت علیرغم این جنایات و توطئه­های پی در پی، با اعزام شخصیت­های سیاسی و مذهبی، سعی در برقراری صلح و صفا با ضد انقلاب، از راه مذاکره بود و به سپاه و ارتش اجازه دخالت در امور نمی‌داد.

در تاریخ بیست و سوم تیر مریوان صحنه توطئه ضدانقلاب گردید و بسیاری از پاسداران محلی مستقر در این شهر، به جرم طرفداری از انقلاب به شهادت رسیدند. در این قضیه دکتر مصطفی چمران[۴] به عنوان نماینده‌ دولت برای مذاکره به این شهر می‌رود و موجب بازگشت امنیت به منطقه مریوان می‌گردد.

پس از شش ماه کشمکش و تضعیف دولت مرکزی و تصفیه همه نیروهای مؤمن به انقلاب بومی و سیطره بر اکثر مناطق کردستان، از تاریخ بیست و یکم مرداد ۵۸ یعنی در ایام شبهای قدر و در آستانه آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که امام آن را روز قدس[۵] اعلام نموده و از تمام مسلمانان جهان خواسته بودند از این به بعد در این روز برای حمایت از آرمان فلسطین و مردم فلسطین و آزادی قدس شریف و بسیج امکانات جهان اسلام برای رسیدن به اهداف فوق راه پیمایی نمایند و نیز در آستانه تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی که قرار بود روز بیست و هشتم مرداد افتتاح گردد ضدانقلاب رهسپار پاوه می‌گردد. اکثریت مردم این شهر به حکومت مرکزی و انقلاب اعتقاد و ایمان داشتند و برای ضدانقلاب پذیرش چنین مطلبی بخصوص که صدها رزمنده کرد پاوه‌ای مسلحانه از این شهر حفاظت می‌کردند، قابل تحمل نبود و باید این پایگاه مهم انقلابی در هم کوبیده می‌شد، تا سراسر کردستان زیر سلطه آنان در می‌‌آمد.

مردم پاوه در دفاع از انقلاب و در اعتراض به بسته شدن راه های پاوه به کرمانشاه توسط ضد انقلاب و در اعتراض به بی تفاوتی نیروهای نظامی، در فرمانداری این شهر متحصن شدند. آنان قطعنامه ای را نیز صادر کرده و ضمن اعلام پشتیبانی از انقلاب اسلامی و امام و سپاه پاسداران خواستار تأمین امنیت منطقه توسط ارتش و جلو گیری از حمل سلاح و فروش فشنگ و مواد منفجره و تشکیل دادگاه سیار انقلاب اسلامی و دستگیری ضد انقلابیون و گردنه بگیران و محاکمه آنان شده بودند، اما با بی‌تفاوتی مسئولان مواجه گردیدند.

همزمان با تهاجم ضد انقلاب در کردستان، در تهران نیز عوامل مرتبط با دشمنان به بهانه های گوناگون شورش به پا می­سازند.

راهپیمایی روز قدس

 پیام امام خمینی[۶] در رابطه با راهپیمایی در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که ایشان آن را «روز قدس» نامیدند در روز ۲۵ مرداد ۵۸ مصادف با پنجشنبه۲۳ ماه مبارک رمضان صادر شد. با توجه به اهمیت این پیام و تأثیری که در بیداری مسلمانان و بسیج آنان داشت، فردا شب ضد انقلاب برای پاسخگویی به آن به پاوه حمله نمود.

امام در این پیام فرمودند

– روز قدس، روز حیات اسلام است.

– روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامی است،

– روز قدس، روز جدائی حق و باطل است.

بر پایی راهپیمایی روز قدس و شرکت اعجاب انگیز و بی­نظیر مردم در این راهپیمایی و سخنان آیت الله طالقانی نشان داد که ملت ایران و سایر ملل مسلمان برای مسئله فلسطین و سرنوشت ملت آواره آن و اشغال قبله اول مسلمین اهمیت ویژه­ای قائل بوده و در برابر اقدامات جهان­خواران ساکت نخواهد نشست.

 در این مراسم آیت‌الله خامنه‌ای و مهندس مهدی بازرگان قبل از خطبه­های نماز جمعه سخنرانی کردند.

آیت الله طالقانی نیز در خطبه های نماز جمعه و برای انبوه جمعیت روزه­دار حاضر در دانشگاه تهران در رابطه با مسئله قدس بیان داشتند:

بیت المقدس از آن همه ادیان الهی است، اسلام، مسیحیت، یهودیت و اینک صهیونیست­ها آن را به انحصار خود درآورده اند. این مرکز باید از لوث وجود صهیونیسم پاک شود و این وظیفه فرد فرد مسلمانان است.

مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام
مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام

تهاجم برای جداسازی کردستان

در غروب روز قدس یعنی شب بیست و هفتم مرداد مصادف با شب بیست و چهارم رمضان و در حالی­که میلیون­ها انسان با ایمان روزه­دار در سراسر کشور، اولین راه­پیمایی روز قدس را در حمایت از قضیه فلسطین و آزادی قدس و حمایت از مردم مظلوم آن دیار را بر پا کرده و برای افطار به خانه­های خود بازگشته بودند، هزاران تن از نیروهای مسلح از احزاب گوناگون چپ و راست و با انواع سلاح­های سبک و سنگین، در حالی که دست به دست هم داده بودند تا چون جنگ احزاب در صدر اسلام، کار انقلاب اسلامی در کردستان را برای همیشه یک­سره نمایند، به این شهر هجوم آوردند، اما در آخرین شب که می‌رفت همه چیز پایان یابد، فداکاری پاسداران و ژاندارم­ها در دو پاسگاه باقی مانده در شهر و حضور فداکارانه دکتر چمران در میان مدافعین این پاسگاه­ها و دفاع مردانه آنان و صدور فرمان تاریخی امام در این شب، ورق را برگرداند و آزاد‌‌سازی کردستان پس از آن آغاز شد و طی دو هفته کل کردستان از دست ضدانقلاب خارج و آنان به عراق گریختند.

امام پس از گذشت هفت ماه از پیروزی انقلاب اسلامی و در حالی که انقلاب در معرض خطرناک­ترین توطئه­ها قرار گرفته و کردستان به خاطر مسامحه­کاری دولت مردان در حال جدایی از ایران قرار گرفته است، فرماندهی کل قوا را به عهده گرفته و به ارتش که با سازشکاری­ها و خیانت­ها و مسامحه‌کاری­های دولتمردان زمین‌گیر شده و با تبلیغات سوء عوامل بیگانه و با تظاهرات و اعتصابات مداوم عناصر مرتبط با دشمن، روحیه خود را از دست داده بود و کسی نمی‌توانست آن را به حرکت درآورد، دستور حرکت و تهاجم دادند.

گوشه­ای از فرمان امام خمینی به دولت، ارتش و ژاندارمری[۷] در نخستین ساعات شروع این روز و نزدیک سحر در رابطه با غائله پاوه چنین بود:

من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می­دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگان­های ارتش و ژاندارمری دستور می­دهم که بی انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می­دهم وسائل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کند.

اطلاعیه امام در حدود سحر از رادیو خوانده شد. پس از هفت ماه مسامحه و سازشکاری و ایجاد روحیه یأس و نا­امیدی در کشور و در جوانان انقلابی و در نیرو های انقلابی ارتش، شور و هیجانی در کشور ایجاد شد و سیل نیروهای داوطلب از سراسر کشور به سمت پاوه و کردستان سرازیر شد.

این فرمان، سرنوشت انقلاب اسلامی را تغییر داد و خیال خام ضد انقلاب برای جدا سازی کرستان را بر باد داد.

شایعه پس دادن هواپیماهای اف-۱۴[۸]

همزمان با تهاجم برای جداسازی کردستان، دولت مردان موقت به دنبال حراج سلاح­های ارتش ایران بر آمده­اند. آنان اعلام نموده­اند که ایران به هواپیماهای اف -۱۴ نیاز نداشته و به دنبال باز پس دادن و یا حراج کردن آن هستند. فلسفه چنین کاری را نیز این موضوع اعلام نموده­اند که ما به دنبال جنگ و دشمنی با کسی نیستیم و این نکته ساده را هنوز در نیافته­اند که مگر حضور ۲۵ ساله آمریکا در ایران و سلطه او بر کشور ما به خاطر دشمنی ما با آمریکا بوده است و آیا غارتگران بین المللی اصولاً نیازی به دشمنی غارت شدگان دارند؟

ترور مجدد یکی از یاران امام

در اوایل شهریور ماه که تازه ماه رمضان به پایان رسیده است، مجدداً گروه فرقان یکی از یاران مخلص و مبارز امام که سال­ها در زندان طاغوت به سر برده بود و سابقه­ای طولانی از اخلاص و مبارزه و فداکاری در راه انقلاب داشت یعنی شهید مهدی عراقی همراه با فرزند گرانقدرش حسام عراقی را به تلافی شکست در کردستان، ترور نمود و امام را در غم ایشان نشاند. معلوم بود که میخواهند امام را با گرفتن یارانش از پی­گیری اهداف خود باز دارند.

منافقین و آیت الله طالقانی

منافقین سعی داشتند در اطراف آیت الله طالقانی و ستاد برگزاری نماز جمعه نفوذ کرده و از ایشان و شرح صدرشان جهت اهداف قدرت­طلبانه خود استفاده نمایند. آیت‌الله طالقانی هم که می­خواست زمینه جذب آنان را فراهم سازد.

 نهایتاً با گذر زمان و بیشتر آشکار شدن ماهیت آنان، آیت‌الله طالقانی هم در روزهای آخر حیات، در خطبه­های نماز عید فطر در برابر آنان و سایر گروهک­های ضد انقلاب از جمله دمکرات­ها و فدائیان خلق، صف بندی کردند و به شدت به آنان حمله نمودند و بیان داشتند که من داشتم خود را بخاطر شما پیش رهبری مسئله­دار می­کردم. این در حالی بود که امام ماهیت آنان را در اوایل سال روشن نموده و آنان را آمریکایی و خدمت­گزار منافع این ابر قدرت، معرفی نموده بودند.

با طرد عوامل منافق و فتنه­گر توسط آیت الله طالقانی[۹]،در خطبه نماز جمعه در دوم شهریور، من ارادتم به ایشان بیشتر و بیشتر شد. اما ناگهان در روز ۱۹ شهریور و پس از سخنرانی پیرامون شهدای ۱۷ شهریور و جلسات سخنرانی شبانه ایشان در کاخ سعد آباد، اعلام شد که ایشان وفات یافته­اند. تهران یک­پارچه به پا خاست و در تشییع جنازه ایشان موج عظیم جمعیت تا بهشت زهرا به راه افتاد.

منافقین که دو هفته قبل شدیداً تحت حمله ایشان واقع شده بودند، خود را در عزای ایشان جلو انداختند و پدر، پدر کنان خود را عزادار ایشان نشان دادند و وفات ایشان را نیز فاجعه­ای که موجب انحراف انقلاب خواهد شد، مطرح نمودند و این در حالی بود که با توجه به حضور رهبران این سازمان منافقین در افطاری منزل آیت الله طالقانی و وفات ایشان بعد از افطاری شایعه دخالت آنان در فوت ایشان را بر سر زبان­ها انداخته بود.

شور و هیجان مردم در تشییع جنازه ایشان و شعارهایی که می­دادند که «ای سید ما، سرور ما، جای تو خالی، ای نایب پیغمبر ما، جای تو خالی» شگفت آور بود و امام به منافقین خرده گرفتند که مردمی که با آن عشق و شور، کلنگی را که جهت کندن قبر ایشان به کار رفته بود بوسه می­زدند، این­ها بر اساس افکار شما بود که چنین می­کردند؟ یا به خاطر عشق به این بود که او یک عالم دین بود و جانشین پیامبر. امام در پیامی ایشان را ابوذر زمان و بیان ایشان را چون شمشیر مالک اشتر برنده توصیف نمودند.

 دشمن در حال نزدیکی به قلب تپنده انقلاب

دشمن هر روز سنگرهای بیشتری را فتح و به قلب انقلاب که امام بود، نزدیک و نزدیک­تر می­شد و چشمان خفته دولت­مردان سازش­کار و غیر انقلابی حاکم، تنها اعتراضات مردم را می­دیدند و هر ندای مخالف با خود را به عنوان دخالت در امور تلقی می­کردند، و امام فشار می­آوردند و تهدید به استعفا می­نمودند. البته می­دانستند امام با توجه به شرایطی که وجود دارد، امکان تعویض دولت را در حالی که قرار است در حداقل زمان ممکن قانون اساسی نوشته و جهت تعیین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود، وجود ندارد، دائم استعفای خود را تقدیم امام می­نمودند و امام آنان را از این کار منع نموده ضمن رد استعفا، آن‌ها را مجدداً تأئید می‌نمودند.



[۱]. دکتر سیدابوالحسن بنی‌صدر فرزند آیت‌الله بنی‌صدر همدانی متولد ۱۳۱۲ در همدان. از دانشجویان فعال در نهضت ملی و عضو جبهه ملی بود. وی پس از اخذ لیسانس با هدف ادامه تحصیلات به فرانسه رفت و در این کشور موفق به اخذ مدرک دکتری اقتصاد شد. او طی سال‌های اقامت در فرانسه فعالیت‌های سیاسی خود را ادامه داد. با عزیمت امام به پاریس در سال ۵۷ وی به جمع ملازمین و اطرافیان امام پیوست و همراه ایشان به ایران آمد. پس انحلال دولت موقت به عنوان سرپرست وزارت خارجه منصوب و در اولین دوره ریاست جمهوری در سال ۱۳۵۹ به عنوان اولین رئیس جمهور اسلامی ایران برگزیده و از طرف امام به عنوان فرمانده کل قوا تعیین شد. ارتباط نزدیک او با گروهک‌های ضد انقلاب از جمله سازمان مجاهدین خلق و فریب وی باعث شد بین او و بسیاری از علاقه‌مندان به انقلاب شکاف ایجاد شود و نهایتاً در ۳۰ خرداد سال ۶۰ مجلس شورای اسلامی رأی به عدم کفایت سیاسی او داد و او پس از چند روز اختفا به همراه مسعود رجوی رئیس سازمان منافقین خلق از کشور گریخت.

[۲]. آیت‌الله سیدمحمود علایی طالقانی متولد ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ در گلیرد طالقان بودند. در سال ۱۳۱۷ پس از گذران تحصیلات در مدرسه فیضیه و رضویه قم از عبدالکریم حائری یزدی اجازه نامه اجتهاد دریافت نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ریاست شورای انقلاب اسلامی، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را بر عهده گرفت. در مرداد همان سال از سوی امام خمینی به عنوان امام جمعه تهران منصوب شد. ایشان در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ وفات یافتند.

[۳]. ریاست مجلس خبرگان به عهده آیت‌الله حسین‌علی منتظری بود.

[۴]. دکتر مصطفی چمران متولد ۱۳۱۱ در تهران است. در سال ۱۳۳۲ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در مقطع دکتری رشته فیزیک پلاسما و الکترونیک از دانشگاه برکلی فارغ‌التحصیل شد. وی از اعضای بنیانگذار نهضت آزادی در خارج از کشور بود.

دو سال سخت‌ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را در مصر می‌آموزد. در لبنان، در کنار امام موسی صدر، به فعالیت‌های فرهنگی و چریکی می‌پردازد و مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل را به عهده می‌گیرد. در لبنان نسبت به تأسیس پایگاه چریکی برای تعلیم نیروهای ایرانی اقدام می‌کند. پایه‌گذاری «حرکته المحرومین» و شاخه نظامی آن، سازمان امل، از دیگر اقدامات وی بوده است. ایشان در سال ۱۳۵۷ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمد. در کردستان و قائله پاوه نقش بسزایی داشت. پس از مسئله پاوه به سمت وزارت دفاع منصوب گردید. در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی انتخاب شد. با آغاز جنگ ایران و عراق به جبهه جنگ عزیمت نمود و به همراه آیت‌الله خامنه‌ای ستاد جنگهای نامنظم را بنیان نهاد. در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ هنگام معرفی و توجیه فرمانده جدید بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحیه سر زخمی شد و به شهادت رسید.

[۵]. جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۵۸ مصادف با ۲۳ رمضان ۱۳۹۹ هجری قمری اوّلین بار و اوّلین روزی است که مراسم روز قدس به فرمان امام برگزار شد.

[۶]. صحیفه نور، ج ۸ ، صفحه ۲۳۲

[۷]. صحیفه نور، ج ۸ ، صفحه ۲۴۸ ۲۷/۵/۵۸

[۸]. جمهوری اسلامی، ۱۵ مرداد ۵۸

[۹]. ایشان در گوشه­ای از این خطبه چنین فرمودند: من داشتم خودم را برای دفاع از این­ها فدا می­کردم. حتّی خود رهبر به من می­فرمود چرا درباره این­ها مسامحه می­کنی؟ گفتم آقا، شاید این­ها به نصیحت و موعظه و تغییر اوضاع و تغییر شرایط جذب عامّه مردم بشوند. امّا دیگر حوصله همه را سر آوردند. این رهبری که سراپا دل­سوزی نسبت به مستضعفین و محرومین است به بینید چطور او را به خشم آورده اند. این کار بود؟ حال جزای اعمال خودشان را و کارهائی را که کردند، بچشند. دیگر در میان مردم جائی ندارند (مردم: صحیح است) بروند فکر دیگری بکنند (مردم: صحیح است). «من داشتم خود را به خاطر شما پیش رهبری مسئله دار می­کردم. یک مشت جوان احساساتی سی ساله، به تو چه که می خواهی از مستضعفان حمایت کنی. این جوانان ما هستند که در جهاد سازندگی دارند زحمت می­کشند. این انقلاب مال مستضعفان است. این انقلاب، انقلاب علی است و هر کس با آن به مقابله بر­خیزد پایمال خواهد شد. » چپ گرایی و راست گرایی به گمراهی می­کشد. آیا این تجربه را در این مدّت ما ایرانی­ها نداشتیم؟ همیشه ضربه­ای که خوردیم یا از راست گراهای متعصّب و جامد خوارج نهروانی بوده یا از چپ گراهای به طرف دیگر.. کسی که روبروی انقلاب بایستد باید هلاک بشود. نابود بشود. (صحیح است). به من نگویید صحیح است برادرها. به علی بگویید. من عبارت علی را می­گویم… انقلاب، انقلاب محرومین است. انقلاب، انقلاب توده مسلمان است. انقلاب، انقلاب پیروان قرآن است. انقلاب، انقلاب پیروان توحید است. هر کس از این مسیر منحرف شد، برود پایمال بشود.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *