تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / کتاب تسخیر لانه جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت چهاردهم

کتاب تسخیر لانه جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت چهاردهم

کتاب تسخیر لانه جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
مقابل لانه جاسوسی
مقابل لانه جاسوسی

– تسخیر لانه جاسوسی به خاطر حمایت از دولت موقّت بوده است!

– دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقّت در بازگشت از الجزیره در یک کنفرانس مطبوعاتی[۱] از اقدام دانشجویان خط امام حمایت و آن را عملی انقلابی توصیف نمود. او سخنی اعجاب انگیز بر زبان رانده و مدّعی شده است:

 این حرکت انقلابی در پشتیبانی از دولت بوده است.

 او افزوده است:

وزارت خارجه بدون کوتاهی در چارچوب امکانات خود، با اعتراضات پیاپی و یادداشت هشدار دهنده، دولت آمریکا را از عکس‌العمل‌های به حق مردم ایران آگاه کرده بود.

 او بیان کرده است:

در حالی که وزارت خارجه مراتب نارضایتی و اعتراض خود نسبت به پذیرفتن شاه مخلوع را به کاردار سفارت آمریکا و مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا که برای همین منظور به ایران آمده بود، اطّلاع داد. امّا بیست و چهار ساعت بعد آنان به وزارت خارجه آمدند و گفتند که امشب شاه وارد آمریکا می‌شود.

 مسئولیّت حوادث اخیر  به عهده آمریکاست و یگانه راه، آن است که دولت آمریکا مواضع خود را اصلاح کند و به یادداشت‌های ما ترتیب اثر بدهد.

– انعکاس خارجی اشغال سفارت آمریکا

-سخن‌گوی کاخ سفید در رابطه با اشغال سفارت آمریکا بیان داشته است که کاخ سفید خواهان یک راه­حل دیپلماتیک است.

– آمریکا بلافاصله یک گروه را مأمور بررسی این مسأله کرده است.

– شاه به اتّحاد با ما وفادار بوده و حال ما نیز باید به او وفادار باشیم

فیلادلفیا یونایتدپرس[۲]– سناتور دمکرات فرانک چرچ که سناتور ایالت ایداهوست و ریاست کمیته روابط خارجی سنای آمریکا را نیز به عهده دارد اظهار داشته است:

آمریکا نباید تسلیم باج­خواهی شده و شاه را برای محاکمه شدن مجبور به بازگشت به ایران کند. شاه به آمریکا وفادار بود و حال آمریکا باید به شاه وفادار باشد

او  افزوده است:

 گرچه وی ستایش‌گر شاه یا رژیم وی نبوده است ولی ما با شاه اتّحادی داشتیم و شاه به این اتّحاد وفادار بوده و حال ما نیز باید به او وفادار باشیم.

فرانک چرچ که در هفتاد و هشتمین ضیافت سالانه فدراسیون آژانس­های کلیمی­ها سخن می‌گفت، اظهار داشت:

 برآورده ساختن خواست­های دانشجویانی که سفارت را اشغال کرده­اند یک اقدام ناشایست است.

– مقامات ایرانی به دنبال اوضاع صلح­جویانه دوستانه!

مری­لند یونایتدپرس[۳]– کارتر روز یکشنبه ( سیزده آبان) دوبار با سایروس ونس، وزیر امور خارجه و برژینسکی مشاور امنیّت ملّی خود مذاکره و گفتگو کرد.

منابع کاخ سفید گفتند:

 مقامات ایرانی به ایالات متّحده اطمینان داده­اند که از انجام هر کاری به منظور ایجاد یک اوضاع صلح­جویانه دوستانه دریغ نخواهند کرد.

– وزارت خارجه آمریکا بلافاصله یک گروه ویژه را برای رسیدگی به این مسئله ایجاد کرده است. اینطور بر می‌آید که کاخ سفید خواهان یک راه­حل دیپلماتیک برای حل این مسئله است، راه­حلی که در آن از به کار بردن نیروی نظامی اجتناب شود.

– آلن ریموند سخن‌گوی کاخ سفید گفت:

باید سیاست صبر و حوصله را در این مورد پیش گرفت.

پانزدهم آبان

– شایعه خوشحال کننده استعفای دولت موقّت

از دیشب شایعاتی مبنی بر استعفای دولت موقّت به دانشجویان رسیده است. امروز جزئیات بیشتری از این استعفاء به دانشجویان میرسد. بسیاری از دوستان از این موضوع ابراز خوشحالی می‌کنند. لانه جاسوسی مرکز اخبار شده است. موضوع لانه جاسوسی به عنوان مهم‌ترین خبر جهان در صدر اخبار جهان است.

 اخبار داخلی و خارجی نیز با سرعت در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد و بهتر است گفته شود که دانشجویان اخبار را به دست می آورند.

با توّجه به فشاری که در روز گذشته بعضی اعضاء دولت موقّت بر « دانشجویان» و بر  « امام» داشتند تا دانشجویان دست از مخالفت با آمریکا و تسخیر سفارت او برداشته و گروگان‌ها را آزاد سازند و دانشجویان به توصیه ها و دستورات و تهدیدات آنان توجهی ننمودند و امام نیز نهایتاً کار دانشجویان را تأیید نمودند، چنین چیزی پیش بینی می‌شد.

متأسّفانه در دولت موقّت، خط رابطه و سازش با آمریکا، جریانی بسیار قوی بود. آنان خواهان ارتباط با آمریکا و سازش با این ابرقدرت بودند و فکر می‌کردند که کشور ما به خاطر وابستگی فراوانی که در زمینه های مختلف به این ابرقدرت دارد، امکان حیات بدون رابطه با او برای ملّت ایران وجود ندارد و در نتیجه همین تفکّر و به دنبال آن  بی ایمانی به استعدادهای نهفته مردم کشور، به خصوص جوانان انقلابی و عدم استفاده از این استعدادها برای حل مشکلات گوناگون پس از انقلاب، موجب بدبینی همه مردم فداکار ایران نسبت به آنان را فراهم آورده بود.

این فقط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نبودند که به راه و روش دولت موقّت اعتراضمی‌نمودند، بلکه تمام دلسوزان انقلاب، نگران این نوع تفکّر و این نوع عملکرد و اثرات سوء آن بودند.

چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، روزنامه اطّلاعات در سر مقاله خود از فشار دولت‌مردان برای جلوگیری از تهاجم به آمریکا، توسط این روزنامه خبرداده بود و بسیاری از شخصیّت‌های انقلابی، بر خط  امام که یکی از اصول آن عدم سازش با آمریکاست، تأکید نموده بودند.

 بزرگ‌ترین اشتباه دولت‌مردان نیز در روزهای اخیر ملاقات با مشاور امنیّت ملّی کارتر، یعنی برژینسکی در الجزایر طی جشن های استقلال این کشور بود. اخبار این ملاقات و اینکه در جلسه ملاقات نیز چه گذشته بود، ابتدائاً روشن نگردید.

با روشن شدن قضیه ملاقات و بعض مطالب مطرح شده در آن جلسه، صدای اعتراض دلسوزان و مردم انقلابی نسبت به دولت موقّت، بلند شد.

جریان ملاقات رئیس دولت موقّت در حالی اتّفاق افتاده  بود که امام تهاجم خود به آمریکا را در روزهای قبل از آن آغاز کرده بودند، لکن علی‌رغم موضع گیری صریح امام، رئیس دولت موقّت و وزیر خارجه اش دکتر ابراهیم یزدی در الجزایر این ملاقات را انجام داده بودند[۴].

شایعات مبنی بر این بود که دیشب در هیأت دولت، موضوع استعفاء مطرح شده است و استعفاء برخلاف دفعات قبل که توسط خود  مهندس بازرگان و در قم به امام تقدیم شده است، این بار توسط یکی از جوانان فامیل ایشان به قم برده شده و به امام تقدیم شده است و قبل از تسلیم آن به امام برای این که ایشان نتواند در مقابل آن عکس العمل نشان بدهد، تهدید نموده‌اند که  آن را از طریق رادیو تلویزیون پخش خواهند نمود. امّا با بیرون آمدن روزنامه‌های ظهر گوشه و زوایای استعفاء  بیشتر روشن می‌شود:

در متن استعفاء نامه به دو نکته مهم اشاره شده بود:

۱- انجام وظایف محّوله و ادامه مسئولّیت به دلیل دخالت‌ها، مزاحمت ها و مخالفت ها و اختلاف نظرها برای من و همکارانم مدّتی است، غیر ممکن شده است.

۲- چون اداره ‌مملکت بدون وحدت کلمه و وحدت مدیرّیت ممکن نیست، لذا استعفاء تقدیم  می‌شود که یا شخصاً اداره امور مملکت را به عهده بگیرید و یا داوطلبانی را که با آن‌ها هم‌آهنگی وجود داشته باشد، مأمور تشکیل دولت فرمایید.

همان‌طور که قبلاً بیان شد، موضوع اختلاف نظر رئیس و بسیاری از اعضای هیئت دولت موقّت با امام و اختلاف نظر آنان با جوانان طرفدار انقلاب که در کمیته ها و سپاه و ارتش و جهاد سازندگی برای حفظ انقلاب گرد آمده اند و جان خود را برای حفظ انقلاب در دست گرفته و در برابر ضد انقلاب، فداکاری و ایثار مشغولند و نیز با روحانیّون انقلابی که در شورای انقلاب و ارگان‌ها حضور دارند، از مدّت‌ها قبل مشخّص بود[۵].

مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام
مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام

– دولت موقّت آماج انتقاد نیروهای انقلاب

 سیاست گام به گام و غیر انقلابی رئیس دولت موقّت که به قول خود ایشان در سخنرانی دانشگاه تهران: « من نمی‌توانم مانند امام انقلابی عمل نمایم» و« من یک فولکس واگن هستم که فقط در جاده صاف می‌توانم حرکت نمایم» و« من نه قاطع هستم و نه انقلابی، بلکه یک چاقوی بی تیغه هستم»، موجب شده بود بسیاری از دلسوزان انقلاب، چه در موضوع کردستان، چه در موضوع اداره کشور و سایر مسائل داخلی و چه در رابطه با آمریکا و سایر مسائل خارجی، به دولت اعتراض نمایند.

 آخرین و بزرگ‌ترین و شکننده ترین اعتراض نیز اعتراض دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که حتّی نامی که برای خود انتخاب نمودند، نشان اعتراض به سیاست‌های ساز شکارانه دولت‌مردان موقّت در رابطه با آمریکا بود.

اعتراض به دولت نیز همواره با زبان و قلم و تظاهرات نبود، بلکه در بسیاری از موارد با سرپیچی از انجام دستورات و حتّی جلو گیری از انجام دستورات، صورت می گرفت. مثلاً در موضوع صدور اجازه خروج بدون  بازرسی به آمریکائیان، که عباس امیر انتظام مسئول صدور اجازه آن بود، مأموران کمیته ‌انقلاب که اکثراً از جوانان انقلابی بودند، در مواردی برخلاف دستورات ، به بازرسی وسایل آنان می‌پرداختند و در بعض موارد هم موجب رسوائی آمریکائی‌ها  و رسوائی کسانی که چنین دستوراتی را صادر نموده بودند، گردیده بودند[۶] و یا در موضوع دستور دولت موقّت به نیروهای ارتشی و پاسدار جهت  بیرون آمدن آنان از شهرها و روستاهای کردستان که این دستور،  شهرها و روستاهای کردستان را به دست گروهک‌ها داد و نتیجه آن یأس و نا‌امیدی جوانان و مردم انقلابی کُرد که خالصانه در راه انقلاب فداکاری می‌کردند را فراهم آورد و همین امر موجب اعتراض آنان را فراهم نمود و نتیجه آن یک نوع مخالفت و عدم اطاعت از دستورات سازش‌کارانه دولت‌مردان و اعتراض به آنان بود.

این سیاست‌ها همان طور که بیان شد موجبات اعتراض امام را نیز فراهم نمود و امام طّی یک سخنرانی به غیر انقلابی بودن دولت اعتراض کرد.

هدف دانشجویان مسلمان پیرو خط از تسخیر لانه جاسوسی، سرنگونی دولت موقّت نبود، بلکه هدف اصلی اعتراض به آمریکا به خاطر دخالت در امور داخلی ایران و سازماندهی توطئه‌های گوناگون بر علیه انقلاب اسلامی و نیز بردن شاه به آمریکا بود. امّا بی شک در درون این  اقدام، اعتراضی آشکار به سیاست‌های سازش‌کارانه دولت موقّت در رابطه با آمریکا نیز نهفته بود.

 امّا دولت موقّتی ها که نتوانسته بودند دانشجویان پیرو خط امام را مجبور به خروج از لانه جاسوسی نموده و یا امام را به این کار ترغیب نمایند و تمام اقدامات خود در طی نه ماه گذشته را نقش بر آب می‌دیدند، برای فشار به امام که نه تنها موافقت به اخراج دانشجویان نکرده بودند، بلکه شدیداً از آن‌ها حمایت کرده بودند، تصمیم به استعفا گرفته ولی با عدم اعلام رسمی در رسانه‌ها، از آن به عنوان وسیله‌ای برای فشار به دانشجویان و امام، استفاده نمودند. یعنی همان کاری که دو هفته قبل در مورد انحلال مجلس خبرگان انجام دادند و امام را تهدید به استعفای دسته‌جمعی اعضای دولت نموده بودند. اعجاب‌انگیز این که این بار مهندس بازرگان برای تقدیم استعفاء شخصاً به قم نرفت، بلکه یکی از نزدیکان خود را برای این منظور به قم فرستاد.

– سند جدایی خط سازش با خط امام

اعتراف رئیس دولت موقّت در نامه استعفاء به ناهم‌آهنگی با امام و توصیّه به ایشان که خود یا داوطلبانی که با شما هم‌آهنگ باشند، مأمور تشکیل کابینه فرمائید. بهترین سند برجدایی خط این دولت از خط امام و ناهم‌آهنگی آن با امام و مردم انقلابی و شهید داده بود.

 در حقیقت آنچه رئیس دولت موقّت در استعفاء نامه خود به آن اشاره کرده است، اشاره  به همان چیزی است که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با زیرکی و فراست انقلابی و اسلامی آن را به خوبی دریافتند، یعنی جدایی« خط سازش با آمریکا»  از « خط امام» .

تنها دلیل استعفای دولت موقّت نیز تسخیر سفارت آمریکا  توسط دانشجویان خط امام نبود، امّا این موضوع را نمی توان نادیده گرفت که به هر صورت تسخیر سفارت آمریکا از عمده ترین دلائل و به قول خود رئیس دولت موقّت، از عمده ترین دخالت‌ها و مزاحمت ها و مخالفت ها و اختلاف نظرها بود و پس از اینکه با فشار بر دانشجویان و با تماس های متعدّد با امام و دفتر ایشان در روز سیزده آبان، نتوانستند دانشجویان را از سفارت بیرون بیاورند و امام نیز در روز چهارده آبان، تسخیر لانه جاسوسی را تأیید نمودند و دولت‌مردان را که تلاش می‌کردند که دانشجویان را از ادامه گروگان‌گیری باز دارند، « ریشه های فاسد» نامیدند،[۷] طوفان این بار آنچنان ناگهانی و مهیب و خرد کننده و رسوا کننده بر سر دولت‌مردان موقّت فرود آمد که تنها راه باقی‌مانده برای آنان استعفاء بود که در طولانی‌ترین جلسه هیأت دولت که درست در همان روز چهارده آبان و ساعاتی پس از پخش سخنان امام تشکیل شده بود، تصمیم به استعفاء گرفته شد. متن استعفاء نامه نیز خود روشن‌تر از هر سند دیگری این موضوع را نشان می‌دهد.

دلایل مطرح شده در نامه استعفاء، مانند ماجرای گم شدن کودکی بود که پدرش پس از جستجوی فراوان و زحمات زیاد او را یافته بود و کودک با ناراحتی و گِله و عصّبانیّت و طلب‌کارانه، به پدرش اعتراض  می‌نمود که چرا گم شده ای؟! یعنی دولت‌مردان مستعفی، خود را معیار و امام و مردم انقلابی را کسانی می‌دانستند که باید برگرد محور آنان می چرخیدند! و این موضوعی است که آنان بارها آن را تکرار و بر آن تأکید نموده‌اند.

آنان خود را آگاه به سیاست روزگار و شناخت آمریکا و قدرت های درونی حاکم برآن می‌دانستند و امام را فاقد این شناخت و بینش تصوّر می‌نمودند. همین اشتباه بزرگ، یعنی خود بزرگ بینی و ندیدن شخصیّت عظیم امام، موجب موضع‌گیری سازش‌کارانه آنان در برابر آمریکا شده بود.

 در صورت ادامه حاکمیّت آنان و تداوم این سیاست، نهایتاً انقلاب به دست آنان تسلیم آمریکا می‌گردید و کودتای ۲۸ مرداد مجدّداً تکرار می‌شد.

امّا امام و مردم انقلابی و مسلمان ایران با پیروی از راه سالار شهیدان و با تأسّی به ایشان، نه در چهارچوب اندیشه‌ها و سیاست‌بازی‌های زمانه و روزگار که بر فراز آن حرکت می‌کردند و می‌خواستند اسلام علوی را با تمام ابعادش، در زندگی بشر گم گشته این زمانه پیاده نمایند و هدفشان در هم ریختن روابط سلطه‌گرانه‌ای بود که توسط دو ابرقدرت مادی و ضد انسان حاکم بر جهان، بر روزگار ما حاکم شده بود.

 میان این نوع از سیاست که برخاسته از بینش اصیل اسلامی است، با بازی های سیاسی در چهارچوب روابط ظالمانه ابرقدرت‌ها، از زمین تا آسمان فاصله است. میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.

به طور مثال می‌توان تفاوت این دو نوع سیاست را در پیشنهاد رئیس دولت موقّت به امام، در پاریس در اوایل آبان ۱۳۵۷ دید که در حالی که مردم شهید می‌دادند و مقاومت می‌کردند و امام خواستار در هم ریختن نظام شاهنشاهی و تشکیل جمهوری اسلامی بود، ایشان از امام درخواست کرده بود که امام بپذیرد که شاه در مسند شاهی باشد، امّا دست از حکومت برداشته و در چهارچوب قانون اساسی مشروطه، سلطنت نماید!

– استعفا برای تحت فشار گذاشتن امام

این بار نیز استعفاء وسیله ای برای فشار برای امام قرار گرفت. عدم شناسائی نیروی‌های انقلاب برای اداره امور اجرایی کشور و نیازی که به به این رجال به اصطلاح با سابقه وجود داشت، موجب این سوء استفاده دائم بود. متأسّفانه  آنان از به کار‌گیری نیروهای جوان انقلابی به شدّت احتراز می‌کردند و در چهارچوب تنگ باند ملّی گرایان، نیروهای اجرایی را انتخاب می‌کردند و از به کار‌گیری توان یک ملّت انقلابی و آماده سازی آنان برای به عهده گرفتن مسئولیت‌ها  خود‌داری می‌کردند. دلیل آن نیز این بود که آنان را رقیب خود می‌دانستند و نمی‌خواستند زمینه بر سر کار آمدن آنان را فراهم سازند. امّا شرایط خفقان قبل از انقلاب و مبارزه طولانی و خونین سال‌های انقلاب و حوادث کردستان و تلاش آنان در رده‌های میانی اجرایی کشور برای حفظ و اداره امور کشور در شرایط به هم ریخته روزهای اوّل انقلاب و به حرکت در آمدن جوانان انقلابی و صف بندی آنان در برابر نیروهای ضد انقلاب در تمام صحنه ها، داشت نیروهای متعهد را آماده به عهده گرفتن مسئولیّت‌ها می‌نمود و دانشجویان خط امام نیز از همین نیروهای  دلسوزی بودند که با اقدام خود، تمام آرزوها و خواسته‌های این قشر از مردم را بیان و نمایندگی می‌کردند.

مهندس علی اکبر معین فر وزیر نفت در دولت موقّت در این رابطه بیان کرده است[۸]:

دولت موقّت تصمیم به استعفا گرفت و استعفایش را شبانه به قم فرستاد. وقتی آقا استعفا را دیدند، گفتند که روحانیون عضو شورای انقلاب و چند نفر دیگر، شاید قطب زاده هم بود، خودشان را به قم برسانند. این بار مهندس بازرگان بعد از تقدیم استعفا منتظر نمی‌ماند و به رادیو هم استعفا را اعلام می‌کند که در اخبار ساعت هفت صبح[۹]، استعفا را قرائت کنند.

 آقایان بهشتی، رفسنجانی، خامنه ای مهدوی کنی و موسوی اردبیلی صبح به قم می‌روند و آقای خمینی می‌گویند که کاری کنید که مهندس بازرگان استعفایش را پس بگیرد و آن‌ها با این مأموریّت از خانه امام، خارج می‌شوند و وقتی وارد ماشین می‌شوند، رادیو را روشن می‌کنند و استعفا را از رادیو ماشین می‌شنوند و بر می‌گردند و می‌گویند که مهندس بازرگان به مردم اطّلاع داده است و آقای خمینی این استعفا را می‌پذیرند. اینطور نبود که بلافاصله پس از استعفا مورد قبول گرفته باشد[۱۰].

یک سؤال در اینجا مطرح می‌شود و آن این است که جلسه استعفای دولت موقّت در ساعت ۹ شب چهاردهم آبان پایان یافته بود. حال چرا آن را در همان ساعت شب اعلام نکردند و آن را به صبح موکول کردند؟! مگر در جریان توطئه انحلال مجلس خبرگان تمام مطبوعات و خبر‌گزاری‌ها و خبرنگاران تلویزیونها و رادیوهای داخلی و خارجی را از سراسر جهان جمع نکرده بودند تا خبر انحلال مجلس خبرگان را اعلام کنند؟ پس چرا اینجا این کار را نکردند تا امام را در برابر عمل انجام شده قرار گیرد؟! دلیل آن چیزی جز این که تصمیم آن‌ها بر استعفا  همانند دفعات قبل جدّی نبوده است و می‌خواسته اند در این فاصله با سلاح استعفا بر امام فشار وارد کرده تا امام قبل از خوانده شدن استعفا از رادیو تلویزیون، دانشجویان را از لانه جاسوسی بیرون کنند.

 برای روشن تر شدن بیشتر این موضوع سخنان آیت الله موسوی اردبیلی و مرحوم سیّد احمد خمینی در زیر آورده می‌شود تا میزان صحّت مطالب فوق روشن گردد:

آیت الله موسوی اردبیلی نیز در مورد استعفای دولت موقّت بیان کرده اند[۱۱]:

آن روزها این طرف و آن طرف شنیده می شد که دولت موقّت می‌خواهد استعفاء دهد. یک شب خبر رسید آقایان اعضاء دولت موقّت تصمیم گرفته‌اند استعفا بدهند و پیش از آنکه شورای انقلاب بلکه حضرت امام را در جریان بگذارند، اعلان کنند و شورا را در مقابل کار انجام شده قرار دهند[۱۲]. من با قم تماس گرفتم و گفتم جریان را به عرض امام برسانند. گفتند حضرت امام می‌فرمایند فردا با چند نفر به قم بیایید.

 فردای آن شب، صبح زود شهید مرحوم دکتر بهشتی و شهید مرحوم دکتر باهنر و اینجانب عازم قم شدیم. در طول راه صحبت از این بود که چه باید کرد و اگر امام از ما نظر خواستند خدمت ایشان چه گفته شود. تا این که به قم رسیدیم و به حضور امام رفتیم. امام فرمودند دولت موقّت استعفا داده. سپس افزودند به نظر من بهتر است استعفا را بپذیریم که استعفا را پذیرفتند و شورای انقلاب را مأمور فرمودند که کشور را اداره کنند.

حجّت الاسلام سیّد احمد خمینی نیز در این رابطه چنین بیان داشته اند[۱۳]:

خبر دادند که آقای بازرگان در اعتراض به حرکت دانشجویان، استعفای خود و کابینه را نوشته است.

…. ساعتی به پخش اخبار سراسری بعد از ظهر رادیو نمانده بود، این اوّلین باری نبود که رئیس دولت موقّت استعفای اعلام نشده میداد. شناختی که از برخوردهای ایشان و دولت موقّت داشتم مطمئن بودم که این اقدام یک حرکت تاکتیکی برای گرفتن امتیاز و تحت فشار قرار دادن دانشجویان است.

هنوز در شورای انقلاب و بسیاری از ارکان مدیریّت کشور عناصر سازش‌کار و غیر متعهد به راه انقلابی امام، وجود داشتند و میدانستم که اگر فرصت بیابند با توجّه به فضای سیاسی آن روزها، جوّ سازی را آغاز کرده و زمینه را برای اعمال فشار فراهم خواهند نمود. با هر وسیله ای بود مسئول رادیو تلویزیون را که در محل کارش نبود، پیدا کردم و تلفنی به او گفتم که باید مردم را در جریان بگذارید و خبر استعفا را در اخبار سراسری پخش کنید. بالاخره با وجود مخالفتهای مسئولین دولت موقّت، خبر پخش شد.

– زحمات شما فراوان، امّا سیاست شما غلط بود

پس از استعفای دولت موقّت، نوید انقلابی عمل نمودن و باز شدن راه جدید در اداره انقلاب و کشور، مطلب جالبی است که در عکس‌العمل همه اقشار و گروه‌ها و شخصیّت مشاهده می‌شود.

البتّه این نکته را باید تذّکر داد که تلاش های فراوان دولت‌مردان دولت موقّت که در بدترین شرایط و بحرانی ترین دوره انقلاب انجام شده است، نباید نادیده گرفته شود و سیاست‌های غلط و غیر انقلابی و سازش‌کارانه، با خیانت عالمانه و عامدانه تفاوت دارد، اگرچه ضربات کاری این نوع از سیاست به انقلاب اسلامی غیر قابل محاسبه و غیر قابل اغماض است.

 نکته دیگری را نیز نباید فراموش نمود و آن این است که بعضی از اعضای دولت[۱۴] عالمانه و عامدانه و در زیر پوشش سیاست سازش‌کارانه، اهداف خیانت‌کارانه خود را پی‌گیری می‌کردند و ارتباطی پنهانی با دشمنان انقلاب از جمله آمریکا، آن هم از طریق سفارت آنان در تهران داشتند.

– چه کردید که مردم از استعفای شما خوشحال شدند؟!

در هر صورت استعفای دولت موقّت، موجب شادمانی بسیاری از مردم، به خصوص جوانان انقلابی را فراهم آورد و در دل آنان این امید را به وجود آورد که انقلاب بتواند مسیری تازه را طی نماید و به اهداف خود برسد.

– دولت موقّت یکی از مراکزی را که مخالف خط مشی خود می‌دانست، شورای انقلاب اسلامی بود که اکثر چهره های روحانی و انقلابی آن مورد اعتماد امام و مردم بودند. پس از استعفای دولت موقّت، امام جهت اداره کشور، شورای انقلاب را برگزیده و عهده دار مسئولیّت اجرایی کشور نمودند.

– دانشجویان خط امام طی اطّلاعیّه‌ای از شورای انقلاب خواستند که به وظایف خود به طور انقلابی عمل نمایند و با پشتوانه احساسات پاک و حمایت بی‌دریغ مردم، حرکت ضد سلطه اجانب که در رأس آن آمریکاست را با توکّل بر خدا آغاز نمایند.

– روزنامه‌ها صبح و عصر به چاپ دوّم و سوّم هم می‌رسند و این در حالی است که بخش گسترده‌ای از صفحات آن‌ها به انعکاس اخبار، حول و حوش قضیه تسخیر لانه جاسوسی و استعفای دولت موقّت و دلائل آن اختصاص یافته است.

– بسیاری از شخصیّت‌ها نیز برای شورای انقلاب پیام‌های تبریک فرستاده‌اند و آرزوی موفقیت آنان و آرزوی حل انقلابی مشکلات مملکت را نموده‌اند.

– دراین روز هم صدها نامه اعلام پشتیبانی، توسط نهادها و سازمان‌ها و ارگان‌ها و شخصیّت‌ها و سندیکاها و انجمن های اسلامی سراسر کشور به سوی لانه جاسوسی سرازیر شده است .

– دانشجویان دانشکده کشاورزی و ریاضیّات کرج از ابتدای صبح امروز به سمت لانه جاسوسی راه‌پیمایی خود را آغاز نموده‌اند، تا پس از طی این مسافت طولانی، درکنار لانه جاسوسی حضور یافته و از عمل انقلابی دانشجویان خط امام حمایت نمایند.

– در شهرهای مختلف نیز تظاهرات گسترده‌ای به طرفداری از اقدام دانشجویان به عمل آمده است.

– تظاهرات دانشجویان ایرانی در بسیاری از کشورهای جهان به خصوص در آمریکا که با بردن شاه به آن کشور آغاز شده است، با تسخیر لانه جاسوسی، گسترده‌تر شده است.

– چند تن از دانشجویان خط امام  مأمور شده اند برنامه‌های فارسی رادیو آمریکا را به دقّت گوش داده و مطالب آن را برای شورای دانشجویی اداره کننده لانه جاسوسی مکتوب نمایند.

وحشت در کاخ سفید

– از اخبار واصله، ترس و وحشت آمریکا و کارتر به خوبی مشخّص است. از لحظات اوّلیه گروگان‌گیری، توسط وزارت خارجه آمریکا یک گروه ویژه جهت رسیدگی به این موضوع به وجود آمده است.

– وزارت خارجه آمریکا در روز قبل اعلام نمود که آمریکا، شاه را به خاطر رهایی گروگان‌های درون سفارت، به ایران تحویل نخواهد داد، ولی حضور او در آمریکا، همیشگی نخواهد بود و شاه فقط جهت معالجه و به دلیل مسائل انسان دوستانه! به آمریکا آمده است و به کار بردن زور جهت حلّ این مسئله را به دلیل امکان به مخاطره افتادن زندگی گروگان‌ها، منتفی دانست.

– مقامات کاخ سفید نیز ادّعا کرده اند که مقامات ایرانی (دولت موقّت) به ایالات متّحده اطمینان داده اند که از انجام هرکاری به منظور ایجاد یک اوضاع صلح جویانه و دوستانه دریغ نخواهند کرد. سخن‌گوی کاخ سفید، نیز اعلام کرد که کاخ سفید خواهان یک راه حل دیپلماتیک برای حل این مسئله است، راه حلّی که از به کار بردن نیروی نظامی اجتناب شود.[۱۵]

– تظاهرات مردم در مقابل سفارت که در ادامه روز قبل، شب هنگام نیز ادامه داشت با طلوع آفتاب و از نخستین ساعات بامدادی مجدّداً گسترده می‌شود و مردم تک تک و جمعی خود را به مقابل لانه جاسوسی می‌رسانند.

 اخبار لانه جاسوسی نه تنها درآمریکا، بلکه در تمام جهان و از همه مهم‌تر در ایران، در صدر اخبار رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و مجلات قرار گرفته است. کمتر نشریّه‌ای یافت می‌شود که به این موضوع آن‌هم به صورت گسترده نپرداخته باشد.

– بسیاری از تظاهرکنندگان رادیوهای کوچک همراه دارند و در ساعات پخش اخبار، از آن استفاده می‌نمایند. اگرچه دانشجویان نیز سعی می‌نمایند اخبار رادیو را از طریق بلندگوهای نصب شده بر سر در سفارت به اطّلاع مردم برسانند.

– هرکسی سعی می‌کند خود را به لانه جاسوسی برساند و در ابراز تنفّر نسبت به آمریکا و اظهار خشم نسبت به بردن شاه به آمریکا، شرکت نماید و این چیزی است که کسانی که برنامه بردن شاه به آمریکا را ریخته بودند، اصولاً برای آن فکری نکرده بودند و به روال عادی انقلابات در دنیا، فکر می‌کردند که با سازش با مدیران آن انقلاب، می‌توانند قضیه آن انقلاب را حل و آن را با شکست روبرو سازند. این بینش نا صحیح نسبت به انقلاب اسلامی، ناشی از عدم شناخت رهبران آمریکا از آن و از پایه‌های معنوی و دینی آن بود که موجب  تحمیل دوّمین شکست بزرگ به آنان طی یک‌ سال را فراهم آورد.

– روزنامه‌ها و همچنین اطّلاعیّه های گروه ها و احزاب، دست به دست می‌گشت و گاهی چند نفر مشترکاً مشغول خواندن یک نسخه از آن‌ها بودند.

عکس@@@@@@@@@@

آشغال در پرچم آمریکا!

– دو تن از برادران دانشجوی خط امام، برای سهولت حمل و انتقال مقداری از وسایل و اشیاء آن‌ها را در پرچم آمریکا گذاشته و دو سوی آن را گرفته و از ساختمان مرکزی راهی یکی از ساختمان‌های دیگر می‌شوند. یک خبرنگار زیرک نیز از این صحنه عکس بر می‌دارد. این عکس سریعاً در صدر اخبار  جهانقرار می‌گیرد  و از آن  با تعبیر حمل آشغال در پرچم آمریکا، جهت تحریک احساسات مردم آمریکا استفاده می‌شود. پرچم آمریکا ده‌ها بار  در هر روز توسط مردم مظلوم دنیا سوزانده می‌شود و شاید برای آمریکائیان تماشای پرچم آتش گرفته کشورشان در سراسر جهان به صورت یک عادت روزمرّه در آمده است. امّا حمل آشغال در پرچم آمریکا، موضوع جدیدی بود که خبرنگار زیرکی شیطنت نموده و از این سوژه استفاده دلخواه را نموده است.

هر وجدان بیداری، مظلوم را که ملّت ایران است، تشخیص می‌دهد و از او حمایت و عمل قهرمانانه جوانانش برای بازگرداندن شاه را تأیید می‌نماید و این طبیعی است که رهبران فریب‌کار آمریکا، مردم این کشور را با عوام فریبی در مقابل اقدام دانشجویان  قرار دهند و از هر نکته‌ای جهت این سیاه‌بازی وبازی دادن افکار عمومی استفاده نمایند.

رهبران جنایت‌کار آمریکا که به حمایت از جنایت‌کاری فراری که در سال گذشته تحت حمایت آنان به جنایات بزرگی دست زده بود، برخاسته‌اند و تمام دستگاه‌های تبلیغی آمریکا برای یافتن این نوع از سوژه ها بسیج شده‌اند و اخبار رسیده از آمریکا که در بعضی مواقع توسط دانشجویان مسلمان ایرانی ساکن آمریکا که به طرق مختلف به لانه جاسوسی و به دانشجویان خط امام منتقل می‌شود، از این موضوع خبر می‌دهد.

 امّا علی‌رغم این موضوع، مردم ایران با شناخت عمیق و با قدرت وارد صحنه شده و از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان خط امام، با تمام وجود حمایت می‌نمایند و امام نیز پس از اطمینان از حضور و تداوم حضور مردم در این تقابل سهمگین، آن را تأئید نموده‌اند.[۱۶]


[۱] اطّلاعات، ۱۵ آبان ۵۸ ص۲

[۲]جمهوری اسلامی، ۱۵ آبان ۵۸ ص۲

[۳]جمهوری اسلامی، ۱۵ آبان ۵۸ ص۲

[۴] کیهان ۱۳ آبان یادداشت روز و ص ۳

[۵]شهید آیت الله دکتر بهشتی در مصاحبه ای پس از استعفای دولت بازرگان بیان نمودند: « تا حالا ترجیح می‌دادیم که یک شیوه نوی را برویم. یعنی هم شورای انقلاب داشته باشیم و هم دولت انقلاب. ولی آن هم‌اهنگی و هم فکری لازم همان‌طور که آقای مهندس بازرگان هم در استعفای خودشان گفته اند به‌وجود نیامده است، در حقیقت یا باید دولت انقلاب طبق موضع‌گیری و برداشت خودش عمل می‌کرد و یا شورای انقلاب و انتخاب با امّت و امام بود.  یعنی هم امّت و هم امام تصمیم گرفتند رویّه‌ای را که شورای انقلاب در بر خورد با مسائل توصیه می‌کرد، انتخاب نمایند. » کیهان، ۱۶ آبان ۵۸ ص۹

[۶]–  عباس امیر انتظام مسئول این‌ کار بوده است.

[۷]صحیفه نور، ج ۱۰ صفحه ۱۴۰ تاریخ: ۱۴/۸/۵۸

[۸]روزنامه توس، ۲۱ ۱۳۷۷ مصاحبه با مهندس علی اکبر معین فر( به نقل از در تکاپوی آزادی، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم۱۳۷۹ ص۲۱۶

[۹] – با توجّه به عدم بر‌آورده شدن هدف اصلی استعفا که فشار بر امام برای بیرون کردن دانشجویان خط امام از لانه جاسوسی قبل از ساعت هفت صبح بوده است و این هدف تا این ساعت برآورده نشده بود، لذا در این ساعت خبر استعفاء از رادیو اعلام نمی‌گردد و روزنامه‌های عصر نیز نزدیک ظهر تنها شایعات پیرامون استعفا را می‌نویسند. متن استعفا در ساعت ۲ بعد از ظهر علی‌رغم خواست دولت موقّتی‌ها که تا این ساعت هنوز هدفشان برآورده نشده بود! و به دستور حجت الاسلام سیّد احمد خمینی از رادیو خوانده می‌شود.

[۱۰]–  این سخنان معلوم نیست از کجا آمده است! اگر امام قصد داشتند جلوی استعفای دولت موقّت را بگیرند، لازم نبود آقایان را به قم دعوت نمایند، بلکه تلفنی هم می‌توانستند به ایشان چنین مطلبی را بگویند تا قبل از اینکه رادیو آن را اعلام بدارد در همان تهران به ملاقات مهندس بازرگان بروند و جلو استعفای ایشان را بگیرند!

[۱۱]غائله چهاردهم اسفند ۱۳۵۹، ظهور و سقوط ضد انقلاب، دادگستری جمهوری اسلامی،۱۳۶۴ ص ۲۴۱

[۱۲] – این شایعات توسط خود دولت موقّتی‌ها ساخته شده بود تا به گوش شورای انقلاب و حضرت امام برسد و آنان برای جلو‌گیری از استعفای دولت موقّت مجبور به بیرون کردن دانشجویان  از لانه جاسوسی گردند. دلیل آن هم این است که اگر قصدشان برای استعفا جدّی بود و نمی‌خواستند از آن به عنوان یک سلاح استفاده نمایند، چرا آن را در همان شب اعلام نکردند و به ده ساعت بعد از جلسه و در ساعت هفت صبح موکول کردند؟! و تازه در آن ساعت هم آن را اعلام ننمودند.

[۱۳]مهاجر قبیله ایمان، حمید انصاری، مؤسّسه نشر آثر امام خمینی، ۱۳۷۴صص۱۵۴و۱۵۵ به نقل از در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم ، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم ۱۳۷۹ ص ۲۱۶

[۱۴] – مانند حسن نزیه، رئیس شرکت نفت و عباس امیر انتظام، سخن‌گوی سابق دولت موقّت و سفیر این دولت در اسکاندیناوی در زمان تسخیر لانه جاسوسی

[۱۵] کیهان ۱۵ آبان ۱۳۵۷ص۴

[۱۶]–  شاید یک روز تأخیر امام، سپس حمایت از تسخیر لانه جاسوسی، به دلیل این بود که امام عکس‌العمل مردم مسلمان و انقلابی ایران را ارزیابی نمایند و سپس در رابطه با حمایت از این اقدام تصمیم گیری نمایند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *