تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / کتاب تسخیر لانه جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قسمت اول

کتاب تسخیر لانه جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قسمت اول

تسخیر لانه جاسوسی

« علل‌ و زمینه‌ها»

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
takeover usa hostages
takeover usa hostages

سیّد محمّد هاشم پوریزدان پرست

بسمه تعالی

پیش‌گفتار

با پیروزی انقلاب اسلامی، علی‌رغم خواست ابرقدرت‌ها و از دست رفتن استراتژیک‌ترین کشور وابسته به آمریکا و غرب و خطر گسترش مبانی آن به سراسر خاورمیانه و کشورهای اسلامی، دشمنان جهان‌خوار با بسیج تمام عوامل پیدا و پنهان خود، از نخستین روزهای پیروزی در بهمن پنجاه و هفت، توطئه‌های گوناگونی را برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی سازماندهی کرده و دست به تهاجمی همه جانبه زدند.

امام خمینی نیز پس از آماده شدن شرایط نسبی، در سه گام بلند از اواخر مردادماه  تا سیزده آبان پنجاه و هشت اقدام به تهاجمی جهان‌گستر بر علیه آنان نمودند و انقلاب اسلامی را از مرزهای جغرافیایی ایران بیرون برده و ابرقدرت‌های سلطه‌گر را در بیرون مرزهای خود درگیر و انقلاب اسلامی را با بیدار سازی مسلمانان، جهانی نمودند.

این سه گام بلند عبارت بودند از:

۱- بر پایی روز قدس

بر پایی روز قدس در جمعه آخر ماه رمضان و اعتراض به جنایت بی نظیر مستکبران و سلطه‌جویان جهان‌خوار در حقّ ملّت مسلمان فلسطین و اعتراض به اشغال قبله اوّل مسلمین

۲- راه‌پیمایی و تظاهرات در کنار خانه خدا

 راه‌پیمایی و تظاهرات در کنار خانه خدا بر علیه دشمنان امّت اسلامی به خصوص آمریکا و اسرائیل و بیدار‌سازی مسلمانان جهان برای برپایی حجّ ابراهیمی و رمی شیاطین انس و جن از سرزمین‌های اسلامی.

۳- تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران

 تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران که توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آغاز و با حمایت مردم و تأیید امام، ابعادی جهانی یافت و ناتوانی ابرقدرت‌ها به خصوص آمریکا در مواجه با ملّت‌ها را آشکار و هیبت و هیمنه دروغین آنان را در مقابل چشم ملّت‌های دربند جهان فرو ریخت.

نویسنده که خود از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و خود درگیر حوادث آن روزها بوده است، با دقّت و وسواس به بررسی این حوادث پرداخته و سعی نموده است خوانندگان را با حوادث تلخ آن روزها آشنا نماید.

امید که این اثر ناچیز در نشان دادن مسیر نورانی و عزّت بخش انقلاب اسلامی  و راه شهدای گرانقدری که با نثار خون خود، این انقلاب گران‌سنگ و این معجزه بزرگ قرن را حفظ و بدان تداوم بخشیدند، موفق بوده باشد.

                                                                      سیّد محمّد هاشم پوریزدانپرست

بسم الله الرّحمن الرّحیم

پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی و با اقدام سریع و قاطع مردم و دستگیری سران باقیمانده نظام شاهنشاهی و به خصوص سران ارتش شاه، که به دنبال تکرار کودتای ۲۸ مرداد و بازگرداندن شاه و حفظ منافع آمریکا در ایران بودند و با ناکام ماندن رهبران آمریکایی کودتا[۱] که در روز ۲۲ بهمن در ساختمان ستاد مشترک ارتش ایران همراه با رهبران کودتاچی ارتش ایران، تجمّع کرده و از آنجا کودتا را اداره می‌کردند، محاکمه این سران آغاز شد و در برابر چشمان حسرت زده رهبران آمریکا و هم پیمانان غربی آن که نیروهای تربیت شده و وابسته به خود را در چنگال مردم مسلمان و انقلابی ایران اسیر می‌دیدند، دادگاه های انقلابی تشکیل و پس از محاکمه، به اعدام محکوم شدند و حکم آنان با سرعتی باور نکردنی، به اجرا درآمد.

تصویر اجساد این جنایت‌کاران که در حقّیقت ستون های فرو ریخته و خرد شده نظام شاهنشاهی وابسته به غرب بودند، در روزنامه‌ها به چاپ رسید و آخرین امیدهای ضدّ انقلاب و حامیان آنان  برای برپایی مجدّد این نظام را بر باد داد.

محاکمه و اعدام آنان در حالی اتّفاق می افتاد که افرادی به‌ دنبال نجات آن‌ها از محاکمه و اعدام بودند و بعضی از جریانات سیاسی موفّق شدند چند تن از افراد دستگیر شده، مانند شاپور بختیار، نخست‌وزیر ملّی‌گرای شاه و جاسوس کارکشته سازمان‌های جاسوسی غرب و طوفانیان[۲]،  که اسرار بسیار زیادی از رشوه گیری‌های مقامات آمریکایی و جریانات پشت پرده خرید سلاح توسط شاه در اختیارداشت را فراری دهند. بیشترین تلاش برای جلوگیری از اعدام امیر عباس هویدا نخست وزیر سیزده ساله  شاه و عضو فرقه استعماری بهائیّت، که بیشترین دوران نخست وزیری در تاریخ مشروطه را داشت، انجام شد و تلاش های زیادی نیز شد تا با تعویق محاکمه او، راهی برای نجاتش پیدا شود[۳].

آمریکا و وابستگان داخلی اش با وحشت و نومیدی و افسوس و حسرت به شکست و افتضاحی که به بار آورده بودند و حماسه‌ای که ملّت مسلمان و شهادت طلب ایران آفریده بود، می‌نگریستند. انقلاب اسلامی پس از دویست سال کشمکش و شکست های متعدّد و کسب تجربیّات تلخ، پیروز شده بود.

ملّت ایران بر پایه این تجربیّات، بزرگ‌ترین معجزه قرن را با شجاعت بی‌نظیر و دستان توانا و اندیشه و ایمان والا و روحیّه شهادت‌‌طلبی خود، آفریده بود و نظام کهن شاهنشاهی ریشه‌کن و آخرین کنگره‌های کاخ مدائن فرو ریخته بود و انقلاب اسلامی پیروز شده بود، امّا حفظ انقلاب به فداکاری و ایثار و آگاهی بیشتری نیاز داشت. مساجد مرکز بسیج مردم شده بود و جوانان با تجمّع در آنجا به نگهبانی و حفظ آرامش و امنیّت و کنترل رفت و آمدهای شبانه می‌پرداختند.

نفوذ دشمن از پنجره های باز انقلاب

  شیطان‌ها اگر چه از در رانده شده و بیرون رفته بودند، امّا چون همیشه سعی داشتند دوباره از پنجره ها، باز گردند و به درون کعبه ای که از بتها پاک‌سازی شده بود، نفوذ نمایند و چه زود نفوذ خود را از پنجره های باز انقلاب آغاز و ضدّ حمله خود را شروع کردند.

 دولت موقّت، اوّلین پنجره نفوذ به درون دژهای انقلاب بود. اگر چه ملّت ایران قلب خود را برای آن‌ها به عنوان مسئولانی که از جانب امام انتخاب شده بودند، باز و گسترده کرده بود.

جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، طی پیامی به رئیس دولت موقّت، ضمن به رسمیّت شناختن دولت او اعلام نموده است که با دولت تازه ایران همکاری خواهد نمود. این جریان با حسن استقبال مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقّت مواجه شده است و این در حالی است که دولت آمریکا از توانائی دولت جدید ایران و ترکیب آن ابراز نگرانی نموده است.

ایشان در حالی که ضد انقلاب، حضوری لجام گسیخته برای نابودی انقلاب داشت و در حال بر پایی انواع فتنه ها و شرارت ها در کشور بود، در میان تعجّب همگان اعلام نمود:

« انقلاب تمام شده است. مردم زحمات خود را کشیدند و اینک باید به خانه های خود بازگردند. ما خود همه کارها را انجام خواهیم داد!»

امّا مردم به خصوص جوانانی که خالصانه در انقلاب شرکت نموده بودند با خود می‌گفتند:« چنین قراری نبود! ما آمده بودیم تا انقلاب را تا آخر به نتیجه برسانیم. انقلاب هنوز در اوّل راه است و بدون حضور مردم عقیم خواهد ماند و یقیناً به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.»

متأسّفانه دولت موقّت بر خلاف حکم امام، مجموعه ای از عناصر یک جناح غیر انقلابی را بر سر کار آورد و به اعتقادات و ایده‌های مردمی که انقلاب را به انجام رساندند، پشت کرد.

عناصر ملّی گرایی که بر سر کار آمدند، عمدتاً عناصری بودند که در سال‌های نهضت ملّی شدن صنعت نفت و یا بعد از آن دور و بر رئیس دولت موقّت حضور داشتند و اکثراً افرادی بودند که به اسلام و انقلاب اسلامی آنگونه که امام و مردم مسلمان و انقلابی می‌نگریستند، اعتقادی نداشتند[۴].

رئیس دولت موقّت در آخرین روزهای پیروزی انقلاب[۵] به پاریس رفت و در آنجا از امام درخواست نمود که ایشان موافقت نمایند که شاه بماند و در چهار چوب قانون اساسی مشروطه، « سلطنت کند و نه حکومت!»[۶] و امام به ایشان جواب داده بودند که شاه الان ضعیف شده و مجبور است این موضوع را بپذیرد و در آن صورت، با پذیرش چنین چیزی توسط ما، مردم به خانه های خود باز خواهند گشت و انقلاب را پایان یافته تلقّی خواهندکرد و نهضت فرو کش خواهد نمود، امّا اگر شاه دوباره قدرت گرفت[۷] آیا به کسی رحم خواهد کرد و تضمینی وجود دارد که فقط سلطنت کند؟ و برای قدرت بیشتر دوباره دست به کشتار مردم نزند و کارهای گذشته‌اش را تکرار نکند؟ که او جوابی برای این سؤال نداشت.

قریب به اتّفاق عناصر دولت موقّت اشخاصی با همین دیدگاه و اکثراً از جبهه ملّی و نهضت آزادی بودند و خود را ابتدائاً ایرانی و سپس مسلمان و نیز مصدّقی اعلام می‌کردند. با همان دیدگاه‌های مصدّق در رابطه با سیاست و دیانت[۸] و عدم اعتقاد به دخالت روحانیّت و مردم در سیاست. مصدّق حتّی پس از سرنگونی حکومت خود با یک کودتای آمریکایی و در حین محاکمه در دادگاه، همین مطلب را بیان نمود که شاه باید سلطنت کند و نه حکومت و این از اصول قانون اساسی مشروطه بود.

مهتدس مهدی بازرگان، شاگرد محترم ایشان حتّی در روزهای آخر پیروزی انقلاب اسلامی هنوز متوجّه نبود دارد چه اتّفاقی می افتد و مردم ایران چه معجزه بزرگی را  دارند می‌آفرینند و او  هنوز به دنبال حفظ شاه و حکومت شاهنشاهی مشروطه بود.

متأسّفانه دولت موقّت عده ای از هم‌فکران دکتر مصدّق را دور خود جمع نموده بود و علی‌رغم گذشت دوازده سال از مرگ جسمی او و بیست و پنج سال پس از مرگ سیاسی او می‌خواست با پیروی از تفکّراتش ملّتی را که با شعار الله اکبر و با دست خالی قدرت عظیم نظامی شاه را از کار انداخته بود و ژاندارم منطقه خلیج فارسِ آمریکا را با ذلّت بیرون کرده بود و می‌خواست نظام نه شرقی نه غربی[۹] به وجود آورد را اداره کند. نظام نه شرقی و نه غربی که خود حرف جدیدی برای جهان و راه جدیدی برای زندگی بشر و سعادت انسان‌ها مطرح می‌نمود و بر قدرت عظیم دینی و معنوی انسان‌های با ایمان تکیه داشت و در منصه عمل و تلاش و مجاهدت و فداکاری یک ملّت به اثبات رسانده بود که می‌توان برای حفظ استقلال و آزادی آن ملّت با آمریکا و نظام وابسته ای که آمریکا ازآن حمایت می‌نماید، در افتاد و در عین حال به نظام کمونیستی نیز تکیه ننمود.

رئیس دولت موقّت بیان می‌داشت که اگر شیطان بزرگ آمریکاست، شوروی شیطان اکبر است[۱۰] و با این فلسفه خواهان رابطه با آمریکا بود و بر این باور بود که ما فقط با کمک گرفتن از آمریکا می‌توانیم مشکلات خود را حل نماییم.

اگر او بر اساس افکار و عقاید و نوع تربیت که به دلیل نوع زندگی و محل تحصیلاتش[۱۱]برایش حاصل شده بود، چنین فکر می‌کرد لیکن بعض دولت‌مردان اطراف او، از صداقت ساده اندیشانه او نیز کمتر بهره‌ای داشتند.

 نوع اندیشه دینی او نیز اندیشه لیبرالیستی، با پوشش اسلامی بود و جهت شناخت اسلام برای علم به خصوص علم تجربی اصالتی در حدّ وحی قائل بود و آن را وسیله شناخت اسلام می‌دانست.

 این اندیشه‌ها که در دهه بیست  و سی و اوایل دهه چهل مکتوب شده بود، پس از ماجرای پانزده خرداد و کشتار عظیم مردم و گرایش روحی جوانان مبارز و مسلمان، به سمت مبارزه مسلحانه برای براندازی رژیم وابسته شاه، جذّابیّت نسبی خود را نیز از دست داده و حتّی جوانان عضو نهضت‌آزادی از آن روی گردان شده بودند و با توجّه به این که اساس تفکّر آنان « اصالت علم» بود و نه « اصالت وحی»، با انقلابی شدن علمی! به سمت مارکسیسم که به عنوان علم مبارزه و انقلاب خود را معرفی می‌نمود، روی آوردند و سازمان مجاهدین خلق ایران را با همان شیوه تفکّری نهضت‌آزادی، لکن با تکیه بر « مارکسیسم» به جای « لیبرالیسم» و تکیه بر« علوم اجتماعی » به جای « علوم تجربی» به وجود آوردند.

امام در اواخر عمر از اعتمادی که اوایل انقلاب به لیبرال‌ها نمودند به عنوان اشتباه خود نام بردند و بیان داشتند که من همان زمان هم با روی کار آمدن آنان موافق نبودم اما بر اساس مشورت با دوستان و این که نظر آنان بر این شخص قرار گرفته بود، من موافقت کردم.

خط مشی سیاسی هیأت دولت موقّت خط مشی‌یی بود که نه با حضور روحانیّت در صحنه سیاست اعتقادی داشت و نه خواهان دخالت مردم در امر حکومت بود[۱۲] و خواهان شیوه های گام به گام و سازش‌کارانه در مقابله با دشمنان ملّت ایران بود و حتّی با انقلاب کلاً موافق نبود و به ناچار آن را پذیرفته بود[۱۳] و خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه و حضور شاه در صحنه سیاسی کشور و سلطنت او و نه حکومتش، بود.


۱- ظاهراً ژنرال گاسِت (رئیس هیأت مستشاری نظامی آمریکا در ایران) همراه با تعدادی از بلند پایگان نظامی آمریکا و تعدادی از فرماندهان ارتش ایران (قره‌باغی، طوفانیان، ربیعی، بدره‌ای و حبیب اللهی) کودتای خونین ۲۲ بهمن را رهبری می‌نموده اند و ژنرال هایزِر که رهبر اصلی کودتا بوده است، برای فروکش کردن احساسات ضدّ آمریکایی مردم ایران و احتمالاً برای خام کردن رهبران انقلاب ظاهراً در روز ۱۴ بهمن از ایران خارج ‌شده است، امّا به گفته تیمسار فَردوست، در جلد اوّل کتاب « ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» ص ۶۲۶ ، ژنرال هایزر در روز ۲۲ بهمن در ستاد مشترک ارتش ایران و در کنار ژنرال گاست و گروه آمریکایی رهبری کودتا، حضور داشته و مورد تهاجم مردم قرار گرفته و برخلاف ۲۸ مرداد ۳۲ که به علّت عدم حضور مردم، کیم روزوِلت، رهبر کودتای ۲۸ مرداد، توانسته بود کودتا را با پیروزی رهبری کند، در زیر زمین ساختمان ستاد مشترک ارتش ایران، با ترس و لرز و وحشت، زندانی شده و ذلّت شکست از مردم مسلمان ایران را چشیده است و این در حالی بود که مقامات آمریکایی در سطوح مختلف آن، منتظر خبر موفقیّت کودتا بودند و با شنیدن این جریان با وحشت و نومیدی و افسوس و حسرت به شکست و افتضاحی که به بار آمده بود و حماسه‌ای که ملّت مسلمان و شهادت طلب ایران بوجود آورده بود، می‌نگریستند. مسئول خرید سلاح ارتش ایران از آمریکا

۲-  مسئول خرید سلاح ارتش ایران از آمریکا

۱- خاطرات آیت‌الله خلخالی ، تهران، نشرسایه، ۱۳۵۷ص ۳۷۸

  ۱- از ۳۰ وزیر انتخاب شده در دولت موقّت، طی عمر نه ماهه آن، ۲۱ نفر از اعضاء نهضت‌آزادی و ۷ نفر از اعضای جبهه ملّی و ۲ نفر از جاما به رهبری دکتر کاظم سامی بوده‌اند. معاونین نخست وزیر و استانداران و سایر مسئولین بلند پایه کشور نیز اعضاء نهضت‌آزادی و جبهه ملّی و یا از گروه هایی بوده‌اند که اعتقادی به تشکیل حکومت و نظام متّکی به مبانی اسلامی نداشته‌اند.

۲- آبان ماه ۱۳۵۷

[۶] – در قانون اساسی اولیّه مشروطه، شاه مقام غیر مسئول و نخست‌وزیر مقام مسئول کشور بود و لذا حکومت از آن نخست‌وزیر و سلطنت از آن پادشاه بود. چیزی شبیه نظام حکومتی انگلستان. امّا محمد‌رضا شاه پهلوی در اواخر دهه بیست  علیرغم مخالفت بزرگان کشور، با تشکیل مجلس مؤسّسان، دست به تغییر قانون اساسی زد و خود را همه کاره مملکت نمود.

[۷]– و لهذا خوب، در این خلال این گیرو دارهایی که در این دو سال اخیر بود و من در پاریس بودم، دیگر، اخیرا این مسائل را پیش می آوردند، اوّل که راجع به اینکه خوب، شاه حالا باشد و او سلطنت بکند و دیگر حکومتی بر او نباشد، مطابق قانون عمل بکند. خوب من می دانستم که این‌ها اغفال شده اند. من، یکی از همین محترمین این‌ها که آمد و این را طرح کرد، من گفتم خوب شما این مطلب را می‌گوئید که شاه باید سلطنت کند و حکومت کند و ما هم بیائیم این را قبول کنیم، خوب، شما این اطمینان را دارید که شاه این مساله را زیر بار می‌رود، یا اینکه اگر شما یک کلمه این مطلب را بگویید،خوب من هم مثل شما باورم بیاید و بیایم مصالحه کنیم با ایشان، تمام شماها را از بین خواهد برد. این دفعه ماند تویش، نتوانست جواب بدهد، واقعا هم نمی‌شد جواب بدهد.( صحیفه نور ج ۱۴ صفحه ۲۸۴  ۶۰/۳/۲۴(

[۸] – او معتقد به جدایی دین از سیاست و عدم دخالت دین در مسائل سیاسی و حکومتی بود. به همین علت با مرحوم شهید نواب صفوی در افتاد و او را با بهانه ای واهی راهی زندان نمود و آیت‌الله کاشانی را به شدّت راند و خانه نشین نمود. گروهی از شاگردان  او نیز که خود را مسلمان می‌نامیدند، قلمرو دین را در محدوده زندگی شخصی می‌دانستند و به حاکمیّت قوانین دینی و حاکمیّت رهبر دینی معتقد نبودند. اگرچه در ظاهر خود را مسلمان و انگیزه خود از دخالت در سیاست را انگیزه دینی اعلام می‌کردند. نام گروه متبوعه این افراد بهتر از هر چیزی این موضوع را نشان می‌داد:« نهضت‌آزادی!»

۱-  یعنی نظامی که هر دو نظام حاکم بر جهان را هم‌زمان نفی می‌نمود

[۱۰]انقلاب ایران در دو حرکت، مهندس مهدی بازرگان۱۳۶۳ ، ناشر: نویسنده. ص۱۷۴. حضرت امام نیز در این رابطه بیان داشته اند:« دوباره یک دست‌هایی در کار باشد که بخواهند همان مسائل سابق پیش بیاید، البته مساله شاهنشاهی دیگر مدفون شده، آن مساله دیگر مطرح نیست، لکن به طور دیگر یک مسائلی فراهم بیاورند. کسانی که از آن‌ها هستند یا افکارشان آن نحو افکار است یا به اصطلاح خودشان صلاح ملت را می بینند که وابسته باشند، خوب هستند اشخاصی که متدیّن هم هستند، نمازخوان هم هستند، شاید نماز شب هم می خوانند اما افکارشان آنطوری پرورش یافته، یعنی از بچّه‌گی به گوش این‌ها خوانده اند به اینکه خوب این کشورهای ضعیف، بدون وابستگی یا به این طرف یا به آن طرف، بدون این، برایشان امکان استمرار حیات نیست. وقتی از بچه‌گی، وقتی هم وارد شدند در مدرسه، توی مدرسه این را به گوش شان خوانده اند و… ودر روزنامه‌ها تبلیغ شده است، در مجلات تبلیغ شده است، همه جا این مطلب پیش آمده است که شما خودتان نمی‌توانید خودتان را اداره کنید. اگر از دامن شرق فرار می‌کنید به دامن غرب باید پناهنده بشوید. این اشخاص متدیّنی هم که نمازخوان هم هستند، متدیّن هم هستند، لکن این معنا در ذهنشان هست که ما چون شوروی الحاد ذاتی دارد و اصلاً مبدائی قبول ندارد، ما اگر از او فرار کنیم و ناچاریم که یک جائی باید پیوند حاصل کنیم، باید به طرف غرب برویم و حالا آمریکاست. این‌ها نه اینکه غرضشان این است که مثلا صدمه‌ای به اسلام وارد بشود، نه، اصلاً اینطوری پرورش پیدا کرده اند، فکرشان این است، صلاح را این می‌دانند.» ( صحیفه نور ج ۱۴ صفحه ۲۸۴ (

[۱۱] – ایشان در جوانی و در دوران رضاخان جرء اوّلین گروه دانش آموزانی بود که به عنوان بورسیه به فرانسه اعزام شده بود. رضاخان در سخنرانی که هنگام اعزام برای این دانش آموزان داشت، بیان نمود که من شما را برای درس خواندن به فرنگ اعزام نکرده‌ام! اگر من چنین قصدی داشتم از فرنگ برای شما معلّم می آوردم. من شما را به فرنگ فرستاده‌ام تا آدم شوید!

[۱۲] – ملّی‌گرایان و دولت موقتی‌ها و هم‌فکران آنان حضور مردم را تنها برای رأی دادن و آن هم در صورتی که رأیشان، رأی مثبت به اینان بود، می‌خواستند و هرگاه نتیجه آرای مردم خلاف نظر آنان بود، آنان با طرق مختلف با آن مخالفت و در صدد بطلان آن بر می‌آمدند. نمونه بارز آن تصمیم آنان برای انحلال مجلس خبرگان اوّل بود که بر خلاف نظر آنان اعضای آن اصل اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی تصویب نموده بود.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *