تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)1) اخبار و مطالب مرتبط با واقعة طبس و تهاجم نیروهای نظامی آمریکا به ایران / شهادت فرمانده سپاه یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب در بمباران هلیکوپترهای متجاوزین آمریکایی بدستور بنی صدر

شهادت فرمانده سپاه یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب در بمباران هلیکوپترهای متجاوزین آمریکایی بدستور بنی صدر

شهادت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب به علت بمباران هلی کوپترهای به جا مانده از متجاوزین آمریکایی به دستور بنی صدر

شهادت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب به علت بمباران هلی کوپترهای به جا مانده از متجاوزین آمریکایی به دستور بنی صدر
شهادت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب به علت بمباران هلی کوپترهای به جا مانده از متجاوزین آمریکایی به دستور بنی صدر
شهادت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب به علت بمباران هلی کوپترهای به جا مانده از متجاوزین آمریکایی به دستور بنی صدر
شهادت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد شهید محمد منتظر قائم در عام الفیل انقلاب به علت بمباران هلی کوپترهای به جا مانده از متجاوزین آمریکایی به دستور بنی صدر

زندگى پر تلاطم محمد از کویر طبس شروع مى گردد. در اسفندماه سال ۱۳۲۷ آن روز که در کویر نوزادى چشم گشود کویر تفتیده و سوزان فکرش را نمى کرد که نوزادى که اکنون ثمره ازدواج مجاهدى پارسا چون مرحوم حاج شیخ على اکبر منتظر قائم و بانویى متقى و اسوه گردیده است. روزگارى نام این کویر را جاودانه تاریخ مى کند تا آنجا که نام او همراه با عظمت و قدرت الهى و توجهات خاصه امام زمان(عج)همراه گردد. از همان کودکى ابتلا به آزمایشات وى شروع مى گردد تا روح بزرگش را در مقابل ناملایمات روزگار مقاوم گرداند. دو سال بیش نداشت که دچار بیمارى سختى مى گردد که با عنایت خداوند و توسل به ائمه اطهار درمان مى گردد. هنوز ده سال بیش نداشت که به خاطر مقابله پدر با ظالمین و حق گویى روشنش مجبور مى گردد تا از فردوس به یزد هجرت نماید.

پدر فهمیده اش وى را راهى دبستان تعلیمات اسلامى که زیر نظر مرحوم حجت الاسلام و المسلمین وزیرى اداره مى گردید، مى نماید و همانجاست که بنیه معنوى او ساخته مى شود. ۱۵ ساله است که با ۱۵ خرداد ۴۲ تلاقى پیدا مى کند و مبارزاتش را همراه پدر و دیگر دوستان شروع مى نماید. در سال ۱۳۴۶ در پى آشنایى با مرحوم احمد فتاحى سرپرست انجمن دینى یزد به ا ین جلسات راه پیدا مى کند و به مبارزه با فرقه ضاله بهاییت اکتفا نکرده و با ریشه یابى صحیح، عامل آن را از دستگاه فاسد حاکم مى راند و به مبارزه با رژیم ستمشاهى مى پردازد. در سال ۱۳۴۷ روانه خدمت سربازى مى گردد. از سنندج به دامغان منتقل مى گردد. آنجا نیز دست از فعالیت برنمى دارد. از آنجا که فردى مورد اطمینان بود، بایگانى اسناد به وى واگذار مى گردد و همچنان که مى توان انتظار داشت او اسنادى را که ممکن بود سد راه مبارزین و انقلابیون گردد را بدون بایگانى در آتش مى سوزاند و عده زیادى را از این راه نجات مى داد. به اینجا اکتفا نکرد، علنا با لباس سربازى در معابر عمومى شهر عکس شاه را پاره مى کرد و از آقایش امام خمینى (ره) سخن مى گفت. پس از پایان خدمت سربازى در شرکت توانیر مشغول به کار مى گردد و ازاین راه کارگران و مهندسین آنجا را تحت تاثیر قرار مى دهد.

با حضور در جلسات دینى شهر کرج به طور رسمى کتاب وزین ولایت فقیه امام خمینى (ره) را که جزو کتاب هاى ممنوعه بود، محور برنامه هاى آموزشى- فکرى و عقیدتى خود قرار مى دهد.

این کار با مخالفت مواجه مى گردد و انجمن دینى کرج منحل مى شود ولى وى کلاس هاى مخفى آموزشى- سیاسى انقلابى را تشکیل مى دهد تا آنجا که دامنه فعالیت آن به شهرهایى همچون یزد، قم، بندرعباس، دامغان، تهران، مشهد و… کشیده مى شود. در این زمان که با قم نیز ارتباط پیدا مى کند و به مدرسه حقانى نیز رفت و آمد مى نماید. اما مبارزاتش مانع خودسازى اش نمى گردد و چیزى از قرائت مداوم قرآن و روزه دارى وى کم نمى نماید.

به خودسازى معنوى اکتفا نمى نماید و مشغول خودسازى بدنى از جمله کوهنوردى نیز مى گردد. پس از شکستن محاصره کرج دستگاه مجهز تکثیر ماشین تایپى را که از اداره دولتى مصادره نموده است، به یزد منتقل مى نماید.

همین عامل موجبات دستگیرى وى را فراهم مى نماید. در اسفندماه سال ۵۱ توسط ساواک دستگیر شده و به زندان اوین منتقل مى گردد و اسوه مقاومت مى گردد تا آنجا که رادیوهاى انقلابى خارج مرز نیز نامش را به بلندى بر زبان مى آورند. در زندان نیز با حروف مرس که آن روز ها به زبانى براى ارتباط انقلابیون تبدیل شده بود براى سلول هاى مجاور قرآن مى خواند. پس از ۱۱ ماه سلول انفرادى با عجز شکنجه گران از گرفتن اعتراف، راهى زندان عمومى مى گردد و پس از گذراندن ۱۵ ماه زندان به علت ناتوانى و تسلیم مامورین زندان در مقابل شکوه مقاومتش آزاد مى گردد. پس از آزادى از زندان یکى از افراد سازمان مجاهدین خلق که در زندان با وى آشنا شده است، به سراغش مى رود. ولى محمد که با بحث هاى طولانى به ریشه انحرافات این سازمان پى برده بود، با وى قطع ارتباط مى نماید و با گروه فلاح یکى از هفت گروه تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى همکارى مى نماید.

پس از انقلاب اسلامى عضو کمیته انقلاب اسلامى مى گردد و پس از ده سال به یزد باز مى گردد. پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، وى به عنوان موسس آن در یزد انتخاب مى گردد و مامور تصفیه کمیته انقلاب مى گردد. هنوز دو ماه از تشکیل سپاه نگذشته است که پس از بازگشت به سیستان و بلوچستان با فرماندهى ۵۰ پاسدار یزدى راهى کردستان مى گردد و به علت شجاعت و رشادت وى، فرماندهى آن ناحیه (فرماندهى سپاه سقز) به وى واگذار مى گردد. در آنجا نیز با وجود فرماندهى سخت ترین کارها را انجام مى دهد و با خواندن قرآن به همراهان روحیه مى دهد و حتى با وجود روزه بودن با آب افطار مى نماید و سهمش را به دیگر رزمندگان مى دهد. پس از بازگشت از کردستان با توجه به نقش دانش آموزان در آینده کشور جهت آموزش عقیدتى و نظامى به مدارس سر مى زند. با برگزارى اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى با اصرار دوستان و از طرف ائتلاف گروه هایى همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى، انجمن اسلامى معلمان، سازمان فجر اسلام و نهضت زنان مسلمان کاندیدا مى گردد. ولى از آنجا که به دوستانش اجازه نمى دهد تا از سابقه مبارزاتى و انقلابى اش حرفى به میان بیاورند، انتخاب نمى گردد. با عنایت خداوند متعال و توجهات خاصه ولى عصر (عج) در جمعه سبز پنجم اردیبهشت ماه سال ۵۹ سالى که عام الفیل انقلاب نام گرفت، امریکا دچار شکستى مفتضحانه مى گردد و او که فرمانده سپاه یزد بود راهى، طبس مى گردد. قبل از حرکت نمازش را با حال خاصى مى خواند. دوستش از او سوال مى کند: نماز جعفر طیار مى خواندى؟ با خوشحالى پاسخ مى دهد: به جنگ امریکا مى رویم. شاید هم نماز آخرمان باشد! در بین راه مثل همیشه براى دوستان قرآن مى خواند و با تفسیر سوره فیل و با استفاده از آیات و روایات دیگر امکان پیروزى امریکا را رد مى نماید و به سه کیلومترى منطقه فرود هواپیماها و هلى کوپترها که مى رسد متوجه ترس برادران کمیته و ژاندارمرى مى گردد که به بهانه مین گذارى منطقه نزدیک نمى شوند. لذا با دوستان با توجه به مخالفت شدید دیگران به طرف هلى کوپترها حرکت مى کند. پس از بررسى موتورها و جیپ امریکایى که استتار شده بودند آنها را به همراه دوستان به عقب منتقل مى کند و باز به طرف هلى کوپترها باز مى گردد. با بررسى اولین هلى کوپتر به سمت دومین هلى کوپتر مى رود که توسط بمباران فانتوم ها که به دستور بنى صادر خائن به بمباران هلى کوپتر پرداخته بودند، به شهادت مى رسد و روح بزرگش ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر غروب غم انگیز آن جمعه پرواز مى کند و انتظارش به پایان مى رسد

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خون شهید محمد منتظر قائم فرمانده سپاه یزد موجب رسوایی دوستان ایرانی سلطه گران آمریکایی گردید

خون شهید محمد منتظر قائم فرمانده سپاه یزد موجب رسوایی دوستان ایرانی سلطه گران آمریکایی گردید …

یک دیدگاه

  1. مرگ بر آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *