تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی مسائل جمعیتی ایران« علل رشد جمعیت و مشکلات آینده»

بررسی مسائل جمعیتی ایران« علل رشد جمعیت و مشکلات آینده»

مقدمه

جمعیت ایران از اولین سرشماری که در سال ۱۳۳۵ انجام شد تا آخرین سرشماری در نظام گذشته (۱۳۵۵) از ۹/۱۸ میلیون نفر به ۷/۳۳ میلیون نفر۱ رسید. یعنی طی ۲۰ سال ۷۸% افزایش یافت.

و طی ۲۰ سال بعد از این تاریخ یعنی از ۱۳۵۵ تا ۱۳۷۵ نیز جمعیت کشور به حدود ۶۰ میلیون نفر افزایش یافت(۷۸%).

در طی مدت ۲۰ سال اول حدود ۲ میلیارد نفر به جمعیت ۶/۲ میلیارد نفری جهان۲ (۷۷%) افزوده شده است. و طی ۲۰ سال دوم نیز در حدود ۷/۱ میلیارد نفر دیگر به جمعیت جهان افزوده شد(۴۲%).

اکثر جمعیت افزوده شده در طی مدت فوق‌الذکر در کشورهای جهان سوم بوده است.

نکته مهم در رابطه با جمعیت ایران و رشد آن این است که در ۲۰ ساله دوم مورد اشاره که نرخ رشد جمعیت جهان در حال کاهش بوده است، جمعیت ایران نرخ رشد بالایی را تجربه نموده است.

جدول شماره۱                                                                                                                                                                                                                                                                    –  میزان جمعیت افزایش یافته و درصد آن نسبت به جمعیت موجود در ایران و جهان                                                                                                                                                                      سالهای ۵۵-۳۵ و ۷۵-۵۵

۵۵-۱۳۳۵ ۱۳۷۵-۱۳۵۵
ایران و جهان میلیون نفر درصد رشد میلیون نفر درصد رشد
ایران ۸/۱۴ ۷۸% ۳/۲۶ ۷۸%
جهان ۰۰۰/۲ ۷۷% ۷/۱ ۴۲%

مأخذ:  ۱ـ امانی ـ سید مهدی، ۱۳۸۰، مبانی جمعیت‌شناسی، تهران، سمت، ص ۱۰۲

۲ ـ امانی ـ سید مهدی، ۱۳۷۸، جمعیت‌شناسی جهان، سمت، ص ۵۹

البته در ده سال اول یعنی (۶۵-۱۳۵۵) به دلیل اینکه نرخ رشد جمعیت به خصوص در سالهای اول این دهه به رشد بالایی رسید۳(۹/۳%) در ده سال دوم (۷۵-۱۳۶۵) که جنگ پایان یافته و برنامه ریزی برای توسعه کشور آغاز شده بود چشم انداز مشکلات آینده این « انبوهه جمعیتی »* و نیازهای مختلف آن باعث شد که دولت در کنترل جمعیت به شدت کوشش نموده و موفق به کاهش شدید نرخ آن گردد.

نرخ بالای رشد جمعیت در دهه اول موجب شد جمعیت ایران با سرعت رو به جوانی رفته و با افزایش سن این « انبوهه جمعیتی » و متناسب با سن آنها و به علت نبود امکانات برای آنها، مشکلات مختلفی برای کشور بوجود آید .

برای نشان دادن ابعاد مختلف این موضوع اگر تعداد جمعیت جوان اضافه شده بعد از انقلاب را با توجه به جمعیت ۳۳ میلیونی کشور در سال ۱۳۵۷ و جمعیت ۶۸ میلیونی آن در حال حاضر محاسبه نمائیم به عدد اعجاب انگیز ۳۴ میلیون نفر خواهیم رسید. به عبارت دیگر تعداد افرادی که حداکثر سن آنها ۲۵ سال است حداقل معادل عدد فوق می‌باشد و چنانچه تعداد افراد فوت شده طی این مدت که در حدود ۹ میلیون نفر۵ می‌باشد و افراد متولد شده جای آنان را گرفته‌اند تا جمعیت به ۶۸ میلیون نفر رسیده است به ۳۴ میلیون نفر افراد فوق اضافه نمایم افراد زیر ۲۵ سال کشور به حدود ۴۳ میلیون نفر خواهد رسید.

با توجه به اینکه درصد بالایی از این افراد نیز شاغل نبوده و مصرف کننده صرف می‌باشند لذا باید توسط سایر افراد کشور که در حدود ۲۱ میلیون نفر می‌باشند این جمعیت عظیم از همه جهت با تولید کالاهای گوناگون و خدمات مختلف تأمین گردند. اگر تعداد بازنشستگان و از کار افتادگان و افرادی که در سنین بالای ۲۵ سال در کشور تولید کننده کالاها و خدمات نیستند را نیز از این جمعیت کم کنیم و بار تکفل تعداد افراد شاغل کشور را محاسبه نماییم آنوقت به ابعاد بیشتر مسئله ایجاد شده و تلاش فوق العاده‌ای که افراد شاغل کشور برای تأمین زندگی و رفاه سایر افراد باید انجام دهند پی خواهیم برد.

علل رشد جمعیت جهان در پنجاه سال گذشته

در پنجاه سال گذشته جمعاً در حدود ۵/۳ میلیارد نفر به جمعیت جهان افزوده شده است و اکثر این افراد نیز در کشورهای جهان سوم متولد شده‌اند و در حال حاضر از ۱/۶ میلیارد نفر جمعیت جهان، ۸/۴ میلیارد نفر در کشورهای در حال توسعه و مابقی در سایر کشورها زندگی۶ می‌نمایند.

کشف راههای مبارزه با امراض مختلف در نیمه دوم قرن نوزدهم، موجب شد که میان نرخ “مرگ و میر” و نرخ “موالید” که معمولاً در حد پایینی بوده است در اروپا با سرعت افزایش یابد و موجب افزایش جمعیت در این قاره گردد و در بهترین شرایط زمانی ممکن جمعیت لازم برای سلطه کشورهای غرب این قاره که در آنها انقلاب صنعتی اتفاق افتاده بود بر جهان را فراهم آورد.

اما این جریان با یک فاصله ۱۰۰ ساله در سایر نواحی جهان ( جهان سوم ) اتفاق افتاده است.

با خروج نیروهای استعمارگر پس از جنگ جهانی دوم از مستعمرات و در هم پیچیده شدن طومار امپراطوری کبیر انگلیس و سایر دول استعمارگر و با توجه به ورود امکانات بهداشتی که معمولاً هزینه کمی را در بر دارد به کشورهای فوق الذکر، نرخ «مرگ و میر» در این کشورها به شدت کاهش یافت و با توجه به نرخ بالای موالید* نرخ رشد جمعیت آنها به شدت افزایش یافت که از این افزایش سریع به عنوان “ انفجارجمعیت۸ نام برده می‌شود. نرخ رشد بالای جمعیت تا حدود دهه ۱۹۷۰ ادامه داشته است و پس از آن با توجه به سیاست‌ کنترل جمعیت در این کشورها، نرخ رشد جمعیت کاهش یافته و تا حدی کنترل می‌گردد.

جمعیت ایران پس از جنگ جهانی دوم نیز افزایش یافت، علل این افزایش جمعیت با دلائل رشد جمعیت در جهان سوم یکسان بوده است. یعنی به علت ارزان شدن امکانات مبارزه با بیماریها و تأمین بهداشت جمعیت کشور رشد یافته است* طبق قانون مراحل انتقالی جمعیت۷، نرخ رشد جمعیت یک کشور ابتدائاً با « ثبوت نرخ موالید » و با « کاهش نرخ مرگ و میر » افزایش می‌یابد. اما به مرور زمان با توجه به مبارزه دولتها با رشد شدید جمعیت و دلائل دیگر از جمله رشد درآمد، « نرخ رشد جمعیت » آن کاهش می‌یابد. اما علیرغم این، جمعیت به « رشد عددی مطلق » خود با توجه به نیروهای محرکه درونی رشد جمعیت* ادامه خواهد داد و در حد چند برابر جمعیت اولیه آغاز انفجار جمعیتی، به حالت ثبوت خواهد رسید و در آن صورت بر جمعیت آن افزوده نخواهد شد.

انفجار جمعیتی اروپا با توجه به اینکه صد سال قبل از جهان سوم شروع شده بود، نیروی لازم برای اداره مستعمرات و سرزمینهای جدید را برای آنان فراهم آورده بود. و با شروع تحول جمعیتی در جهان سوم جمعیت این کشورها در حال رسیدن به حد ثبوت بود.

دلائل انفجار مجدد جمعیت در ایران

نکته مهم این است که پس از سال ۱۳۵۵ و بخصوص پس از انقلاب اسلامی، کشور ایران تجربه دیگری در رابطه با «انفجار جمعیتی» را به خود دید و جمعیت کشور مجدداً با سرعت افزایش یافت و این در حالی بود که کشورهای جهان سوم پس از انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی مبارزه شدیدی با آن را آغاز و موفق به کاهش نرخ رشد جمعیت شده و در حال کنترل آن بودند.

رشد جمعیت ایران به دلیل مشکلات مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و … حاصل شده شدیداً توجه مردم و مسئولان کشور را به خود معطوف نمود.

دلایل رشد جمعیت در دهه ۱۳۶۵-۱۳۵۵

نرخ رشد جمعیت ایران طی سرشماریهای سال‌های قبل و بعد از انقلاب به صورت زیر۹ می‌باشد:

جدول شماره ۲

ـ درصد رشد جمعیت ایران طی سرشماری‌های انجام شده در کشور

دوره جمعیت
۴۵-۱۳۳۵ ۱۳/۳%
۵۵-۱۳۴۵ ۷/۲%
۱۳۶۵-۱۳۵۵ ۹۱/۳%
۷۰-۱۳۶۵ ۴۳/۲%
۷۵-۱۳۷۵ ۴۷/۱%

مأخذ :ـ امانی ـ سید مهدی، مبانی جمعیت‌شناسی، تهران، ۱۳۸۰، سمت، ص ۱۰۳

همانطور که مشاهده می‌گردد بالاترین نرخ رشد جمعیت متعلق به دهه‌۶۵ – ۵۵ می‌باشد.دلایل این رشد مسایل زیر بوده است :

۱ـ رشد سریع و گسترده بهداشت در کلیه سطوح آن

مرگ و میر مادران در حین زایمان از ۲۳۷ زن در هزار زایمان به ۳۸ نفر در هزار زایمان و مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از ۱۷۳ نفر به به ۳۳ کاهش یافته است.۸ به طور مثال مرگ و میر کودکان زیر یک سال در ایران قبل از انقلاب ۱۰۴ در هزار بوده است که این رقم به ۳۵ در هزار۹ رسیده است.

در این رابطه جدول شماره ۳ نشانگر میزان رشد هزینه‌های امور اجتماعی و نیز میزان رشد هزینه‌های فصل تغذیه و بهداشت می‌باشد که نشانگر رشد سریع هزینه‌های این فصل علیرغم رشد گسترده هزینه امور اجتماعی بخصوص در سالهای اول پیروزی انقلاب می‌باشد.

۲ـ کاهش سن ازدواج و افزایش میزان ازدواج

الف- افزایش ازدواج: در حالی که در ۵ سال منتهی به انقلاب میزان ازدواج در حدود ۳۳/۵ نفر در هر هزار نفر جمعیت، بوده است، در دو سال اول پس از انقلاب به ۲۶/۸ نفر و در طی دوران جنگ به ۰۳/۸ در هزار نفر افزایش یافته است.۱۰

ب- کاهش سن ازدواج : درصد مردان ازدواج‌کرده در سنین ۱۹-۱۵ سال و ۲۴-۲۰ سال و درصد زنان ازدواج‌ نموده در سن ۱۹-۱۵ سال در سال‌های ۴ دوره سرشماری سالهای ۴۵ تا ۷۵ به صورت جدول زیر می‌باشد.

جدول شماره ۳  : درصد زنان و مردان ازدواج کرده در سنین ۱۹-۱۵ سال و ۲۴-۲۰ سال

سن

سال

مردان

۱۹-۱۵

زنان

۱۹-۱۵

مردان

۲۴-۲۰

۴۵ ۷/۵ ۸/۴۶ ۸/۳۱
۵۵ ۶/۶ ۱/۳۴ ۵/۳۹
* ۶۵ ۷/۹ ۸/۳۶ ۵/۴۲
۷۵ ۳/۳ ۶/۱۸ ۵/۳۳

مأخذ : امانی ـ سید مهدی، جمعیت‌شناسی عمومی ایران، سال ۱۳۸۰، تهران، سمت، ص ۵۹

که بیشترین رقم متعلق به سال ۱۳۶۵ می‌باشد*. که نشانگر رشد ازدواج در این سنین، در ده سال ۵۵ تا ۶۵ بوده است.

گسترش فرهنگ اسلامی و ساده شدن ازدواج و روحیه ساده زیستی انقلابی و توجه گسترده به ایده‌آل‌های اسلامی در اوایل پیروزی انقلاب و تسهیل بدست آوردن شغل چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی را نمی توان در این رابطه به فراموشی سپرد.

این جریانات موجب « سرعت یافتن ازدواج‌ها » و «پیش افتادن تاریخ ازدواج‌ها» گردید.

بعد متوسط خانوار در سالهای مختلف و شاخص افزایش تعداد خانوار در ایران در سالهای سرشماری به صورت زیر است:

جدول شماره ۴    :   شاخص تعداد خانوار و بعد متوسط خانواده ۷۵-۱۳۳۵

سال

شاخص تعداد خانوار تعداد خانواده افزوده شده در شاخص بعد متوسط خانواده
۱۳۳۵ ۱۰۰ ۷۶/۴
۱۳۴۵ ۱۲۶ ۲۶ ۹۸/۴
۱۳۵۵ ۱۶۸ ۴۲ ۰۱/۵
*۱۳۶۵ ۲۴۳ ۷۵ ۱/۵
۱۳۷۰ ۲۷۱ ۲۸ ۱۸/۵
۱۳۷۵ ۳۱۱ ۴۰ ۸۵/۴

مأخذ : ـ‌ امانی ـ سید مهدی، جمعیت‌شناسی عمومی ایران، ۱۳۸۰، تهران، سمت، ص ۴۸ و ۵۲

بیشترین رقم افزایش خانوار همانگونه که مشخص است طی سالهای ۶۵-۵۵ تشکیل شده است که نشانگر تسهیل امر ازدواج در این مدت و البته موجب تسریع در رشد جمعیت و بالا رفتن نرخ آن بوده است.

۳-افزایش رفاه توده‌های مردم: با توزیع عادلانه درآمد نفت و هزینه کردن آن برای همه مردم و جلوگیری از ولخرجیهای نظام گذشته مانند خریدهای افسانه ای سلاحهای آمریکایی و ورود و توسعه صنایع مونتاژ در ایران به علت نیاز به نیروی کاراندان موجب مهاجرت روستائیان ایران که با اصلاحات ارضی دچار فقر و بیکاری شده بودند، گردید.

این مهاجرین اکثراً در اطراف شهر تهران (که محل استقرار صنایع مونتاژ بود) و در زاغه‌ها و حلبی آبادها و گودها مستقر شدند و در دوره انقلاب حجم عظیمی از روستائیان مهاجر در این مناطق ( جنوب شهر تهران ) در فقر و فلاکت زندگی می‌نمودند.

توزیع ناعادلانه درآمد۱۱* بین اقشار مختلف مردم ایران، و نبود حداقل تسهیلات زندگی از جمله آب آشامیدنی، بهداشت، مدرسه، برق و جاده در روستاها و نابودی کشاورزی ایران موجب شده بود که با پیروزی انقلاب، خواست و انتظار شدیدی در جامعه فقیر شهری و روستایی برای رفاه فراهم گردد. سیاست نظام جدید اسلامی، رسیدگی به این اقشار بود و اصولاً خود انقلاب توسط میلیونها نفر از همین مردم برای جلوگیری از همین بی عدالتی‌ها برپا شده بود و مردم برای برپایی عدالت که احساس می‌کردند آن را در سایه نظام اسلامی می‌توان بدست آورد قیام نموده بودند.

با تشکیل جهاد سازندگی ( که توسط جوانانی که تشنه خدمت به این اقشار بودند بوجود آمد.) تا حد زیادی مشکلات روستاها حل شد اما همین خدمت رسانی به روستاها و رشد رفاه روستایی در وهله اول خود را با رشد تقاضا و رشد جمعیت نشان داد. به طور مثال نرخ رشد جمعیت در محروم ترین مناطق کشور بین سالهای ۶۵-۵۵ به صورت زیر۱۲ بوده است.

جدول شماره ۵ :ـ بالاترین درصد رشد جمعیت در استانها

سیستان و بلوچستان ۰۷ /۶
استان بوشهر ۸۲/۵
کهکیلویه و بویراحمد ۳۶/۵
هرمزگان ۱۲/۵
خراسان ۹۳/۴
یزد ۸/۴

که بیشترین رقم مربوط به استان محروم سیستان و بلوچستان بوده است.

جدول فوق نشانگر رشد بیشتر جمعیت در مناطق محروم تر کشور است و تأثیر توجه به قشر مستضعف جامعه و افزایش رفاه آنها بر روی رشد جمعیت را نشان می‌دهد.

جدول شماره ۶ : متولدین کشور ۷۹-۵۹

سال بر حسب هزار نفر سال بر حسب هزار نفر
۵۷ ۱۳۶۹ ۶۹ ۱۷۲۲
۵۸

۵۹*

۱۶۸۹

۲۴۵۰

۷۰ ۱۵۸۲
۷۱ ۱۴۳۳
۶۰ ۲۴۲۱ ۷۲ ۱۳۸۸
۶۱ ۲۱۰۱ ۷۳ ۱۴۲۶
۶۲ ۲۲۰۳ ۷۴ ۱۲۰۵
۶۳ ۲۰۶۷ ۷۵ ۱۱۸۷
۶۴ ۲۰۳۳ ۷۶ ۱۱۷۹
۶۵

۶۶

۲۲۵۹

۱۸۳۲

۷۷ ۱۱۸۵
۷۸ ۱۱۷۷
۶۷ ۱۹۴۶ ۷۹ ۱۰۹۵
۶۸ ۱۷۸۴

مأخذ  ـ سالنامه آماری کشور چاپ مرکز آمار ایران- فصل جمعیت، جدول متولدین شهر و روستا از سال ۵۷ تا ۷۹.

بیشترین رقم متولدین کشور با رقم ۰۰۰/۴۵۰/۲ نفر و با رشد ۰۰۰/۷۶۱ نفر نسبت به سال قبل متعلق به سال ۱۳۵۹ می‌باشد که در آن زمان هنوز سیستم کوپنی شدن در کشور به وجود نیامده بود و در نیمه دوم این سال با آغاز جنگ این سیستم در کشور شکل می‌گیرد.

این موضوع را نیز نمی‌توان نادیده گرفت که با آغاز جنگ تحمیلی و کوپنی شدن کالاهای اساسی و دادن زمین مجانی و مصالح ساختمانی با قیمت تعاونی توسط دولت به خانوارها، بر اساس تعداد افراد آن، تشویق کننده بیشتر کردن فرزندان در بعضی خانوارها بوده است اما باید در نظر داشت که اولاً، پس از شروع جنگ تحمیلی بوده است و ثانیاً در برابر تأثیرات عوامل فوق عامل اساسی و عمده نبوده است.

در هر صورت این جریانات که نتیجه قهری انقلاب اسلامی و هدف مهم ملت ایران از برپایی آن بوده است موجب شد در دهه اول انقلاب در حدود ۱۶ میلیون نفر۱۳ به جمعیت کشور افزوده گردد.

اما اینکه چرا کشوری مانند هندتنها در یک سال در همین حدود به جمعیتش اضافه می‌گردد و یا چین که تنها طی ۵/۲ سال ۲ برابر این میزان به جمعیتش افزوده می‌شود دارای بعضی نظرات مأیوس و ناراحت کننده در رابطه با رشد جمعیت خود همانند ما نیستند مطلبی است که باید مورد بررسی و تحقیق قرار گیردو یقیناً « سبک و شیوه توسعه اقتصادی و توجه کمتر به توزیع عادلانه درآمد نسبت به نرخ رشد » یکی از دلایل این موضوع باشد.

اثرات رشد جمعیت در ابعاد مختلف

علیرغم اینکه در دهه دوم انقلاب سیاستهای تنظیم و کنترل جمعیت به شدت در ایران پیاده شد و طی ده سال ۷۵-۱۳۶۵ تنها ۱۰ میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده گردید اما به علت اینکه در دهه اول ۱۶ میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده شده بود به مرور زمان و با رشد سن آنها، و مسایل مختلفی در هر مقطع سنی برای بخش‌های مختلف کشور، از جمله آموزش و پروزش، آموزش عالی، حمل و نقل و غذا و پوشاک و بهداشت بوجود آورد.

این مقاطع و نیازهای هر یک را به طور کلی می‌توان به چهار قسمت تقسیم بندی نمود:

۱-طفولیّت : کمبود امکانات بهداشتی، مواد غذایی (شیر و …)

۲-کودکی : امکانات آموزشی، ( مدرسه، معلم و …)

۳-نوجوانی : امکانات آموزشی، تفریحی و …

۴-جوانی : دانشگاه ( استاد، فضای آموزشی و خوابگاهی و … ) ، شغل، امکانات ازدواج و زندگی و مسکن و حمل و نقل.

نیازهای « انبوهه جمعیتی» اضافه شده در دهه اول انقلاب در حال حاضر ( ۱۳۸۲ ) در اواخر مقطع سوم و در مقطع چهارم متمرکز می‌باشد و علیرغم اینکه ایجاد اشتغال در برنامه اول و دوم و سوم به عنوان یکی از اساسی‌ترین موضوعات پیگیری شد اما به علت اینکه کشور ۸ سال گرفتار جنگ و عواقب آن از جمله کمبود تولید و توقف طرحهای توسعه‌ای و عمرانی اشتغال‌زا بود و با توجه به حجم عظیم تقاضای کار و اشتغال توسط زنان که به علت حضور آنان در صحنه‌های مختلف اجتماع بعد از انقلاب شدیداً گسترش یافته است. مشکل کمبود اشتغال در کشور را ابعاد فاجعه آمیزی یافته است و با توجه به رشد تحصیلات عالی چه برای زنان و چه برای مردان که نوع شغل مورد نیاز را شغل‌های وابسته به جامعه شهری نموده است۱۴ و همراه با نوع توسعه‌ای که در کشور برگزیده شده و روال آن ایجاد اشتغال در بخش‌های خدمات و صنعت است۱۵ و شغل‌های سنتی را که بیشتر وابسته به بخش کشاورزی بوده است از صحنه بیرون نموده، ابعاد فعالیت مورد نیاز برای اشتغال زایی برای این جوانان آشکارتر می‌گردد.

لذا با توجه به اختلافی که میان اقداماتی که از سال ۶۸ تا کنون برای رفع مشکلات این قشر در سه برنامه اقتصادی انجام گردیده کمبود شغل‌های مورد نیاز، به خوبی به چشم می‌خورد. کمبود اشتغال، کمبود مسکن و لذا گرانی آن و مسائلی از این قبیل سن ازدواج را مجدداً بالا برده و از جهت اجتماعی و فرهنگی مسایل متعددی را به وجود ‎آورده است و این نشانگر این موضوع است که تمام امکانات کشور باید برای حل مشکلات این قشر که در این مقطع (مقطع ۴) قرار گرفته است باید بسیج گردد.

موج دوم نیازها

آنچه که از مشکلات و نیازهای کنونی افراد واقع در این مقطع ( یعنی اشتغال و خانه و دانشگاه و … ) مهمتر است و باید به آن توجه و برای رفع آن برنامه ریزی نمود موج دوم نیازهاست که به زودی برای مقطع اول و دوم و سایر مقاطع به مرور زمان بوجود خواهد امد و حجم آن نیز بیشتر و بالاتر از گذشته خواهد بود.

نیروی محرکه رشد جمعیت

در جوامعی که « انفجار جمعیتی » اتفاق افتاده و « مراحل انتقالی» را طی نموده است جمعیت با سرعت جوان می‌گردد، و «جوان بودن جمعیت» نیروی محرکه رشد جمعیت در نسل‌های بعد می‌گردد، زیرا علیرغم سیاستهای کنترل جمعیت و کاهش نرخ رشد جمعیت و کوچک شدن ابعاد خانواده در نسل‌های بعد، تعداد جوانان افزایش یافته و موجب تشکیل تعداد بسیار بیشتری خانوار خواهد گردید.

به طور فرض اگر در سال ۱۳۵۵ متوسط هر خانوار ایرانی ۵ نفر بوده۱۶ باشد در حدود ۵/۶ میلیون خانوار در کشور وجود داشته است اما در سال ۱۳۸۲ که جمعیت جوان کشور ( زیر ۲۵ سال ) در حدود ۴۳ میلیون نفر است و در حدود ۲۴ سال آینده ( اگر سن متوسط ازدواج را ۲۴ سال در نظر بگیریم و اگر فرض شود تمام این افراد خانواده تشکیل داده و دولت نیز موفق شود با سیاستهای کنترل جمعیت ابعاد خانواده در ایران را از ۵ نفر فرضاً به ۴ نفر برساند ( که امری نزدیک به محال است ) در این صورت جمعیت کشور به صورت فوق‌العاده‌ای افزایش خواهد یافت.

با کنترل شدیدتر جمعیت در نسل‌های آینده و با توجه به نیروی محرکه درونی رشد جمعیت، که جوان بودن آن است و تشکیل خانوارهای زیاد در نسل‌های بعد ممکن است طی چند نسل جمعیت ایران به طور فرضی در مرز ۲۰۰ میلیون نفر به ثبات برسد و نرخ مرگ و میر آن مساوی با نرخ موالیدش گردد.

حال با توجه به این موضوع به راحتی شاید بتوان موج دوم نیازها را که در حال بوجود آمدن است بهتر درک نمود. یعنی کودکان متولد شده در طی ده سال اول انقلاب ( در صورتی که سن ازدواج را ۲۴ سال در نظر بگیریم ) از یکی دو سال گذشته با ازدواج خود و صاحب فرزند شدن نیازهای مقطع اول را بوجود آورده‌اند و این در حالی است که به خاطر جنگ و کاهش تولید و درآمد کشور و سایر مشکلات، هنوز موج اول نیازها یعنی نیازهای متولدین نسل قبل بخصوص در مراحل ۳ و ۴ پاسخ داده نشده است. یعنی هنوز نیاز مسکن و اشتغال و … پاسخ داده نشده، نیازهای مراحل اول و به مرور زمان مراحل بعدی برای نسل بعدی آغاز خواهد شد.

این نکته را نیز نمی توان از نظر دور داشت که پس از انقلاب،نیازهای کاذب و توقعات بیجا در کشور شدیداً افزایش یافته است و تعداد زیادی از خانوارها گرفتار مصرف‌گرایی شده‌اند و این در حالی است که تعطیلات کشور نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته و کارایی نیروی کار نیز در حد توقعات بالا رفته، افزایش نیافته است.

نتیجه گیری

۱-تجدید نظر در کنترل شدید جمعیت: با توجه به نرخ رشد بالای تجربه شده جمعیت در ده سال اول که آثار نیاز به اشتغال آن در حال حاضر ملموس و مشخص‌تر و امکانات کشور برای حل آن بسیج شده و در نتیجه نرخ بالای رشد درآمد ملّی(GNP) را در پی داشته است در آینده(در حدود ۳۰-۲۰ سال دیگر) کنترل شدید جمعیت، در حال حاضر نیروی کار موجود در آن زمان را کاهش داده و لذا نیروی کار مورد نیاز برای ترکیب با سایر عوامل تولید برای حصول به نرخ رشد درآمد ملی مورد نظر، وجود نخواهد داشت و کشور با مشکل کمبود نیروی کار مواجه خواهد شد و مشکلاتی شبیه مشکلات کشورهای ژاپن و آلمان در کشور ما بوجود خواهد آمد. در این صورت یا باید به نیروی کار خارجی متکی شد و یا به شیوه‌های شدیداً تکنولوژیک روی آورد، زیرا مشکل کمبود نیروی کار در کوتاه مدت قابل حل نخواهد بود.

با توجه به مسائل فوق باید کنترل جمعیت با پیش بینی عواقب اشتغالی آن مورد نظر قرار گیرد و برای اجتناب از مشکلات افراطی (رشد شدید جمعیت) به عواقب تفریطی آن ( نبود نیروی کار مورد نیاز ) دچار نگردید.

۲-تلاش در راه تولید بیشتر و بالا بردن ظرفیت تولیدی کشور و رشد کارایی نیروی کار: با تقویت وجدان کاری در تمام قسمتها و گسترش آموزش و تحقیق و تقویت شیوه‌های مدیریت و کم کردن تعطیلات وسیع و گسترده در کشور* باید کارایی ظرفیت‌های موجود تولیدی کشور افزایش یافته و زمینه اشتغال بیشتر و در نتیجه زمینه برآورده شدن خواسته‌های رفاهی و معیشتی مردم فراهم گردد.

۳-تلاش برای توزیع عادلانه درآمدها و نیز نتایج توسعه اقتصادی: تنها با توزیع عادلانه‌تر نتایج رشد درآمد ملی و توسعه کشور میان اقشار مختلف اجتماع بخصوص جوانان می‌توان آنان را از تلاش برای توسعه اقتصادی و رشد درآمد کشور بهره‌مند   نمود.

۳-هدف کنترل جمعیت نیست: هدف بوجود آمدن جامعه ای است که در آن مردم کشور با رفاه زندگی نمایند و زمینه رشد معنوی آنها فراهم گردد و لذا کنترل شدید جمعیت، جز در موقعیتهای ضروری، بیهوده و از جهات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی موجب ایجاد مشکلات عدیده خواهد شد.

تلاش عمده در کشور باید تولید بیشتر و کاراتر و تلاش برای برپایی عدالت و تأمین حداقل رفاه برای تمام اقشار اجتماع باشد و این تنها با برنامه ریزی دقیق جمعیتی، متناسب با رشد و توسعه کشور، امکانپذیر است.

یعنی باید ابتدائاً با به حرکت درآوردن موتور توسعه و رشد اقتصادی از طریق بسیج مردم و بهره‌مند نمودن آنان از نتایج آن و دلگرم نمودن آنان و بالا بردن کارایی و وجدان کاری و تلاش تولیدی اقدام به توسعه کشور نمود و سپس کنترل رشد جمعیت متناسب با آن را پی گرفت.

« رشد و توسعه » و به دنبال آن توجه به « عدالت و توزیع نتایج رشد و توسعه» بین اقشار مختلف که در جریان آن شرکت نموده‌اند، باید اصل و اساس باشد و نه کنترل جمعیت.

منابع و یادداشت‌ها

۱- امانی، سید مهدی، ۱۳۸۰، جمعیت شناسی عمومی ایران، تهران – سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، (سمت) ص ۴.

۲- امانی، سید مهدی، ۱۳۷۸، جمعیت شناسی جهان، تهران – سمت ص ۵۸.

۳- سالنامه آماری – مرکز آمار ایران ۱۳۷۹ فصل جمعیت.

۴- سالنامه آماری ایران از ۷۹-۱۳۵۷ با استفاده از تعداد متولدین هر سال از ۵۷ تا ۷۹ و مابه التفاوت رشد جمعیت با آن حساب شده است.

۵- امانی، سید مهدی، ۱۳۸۰، مبانی جمعیت شناسی، تهران – سمت ص ۱۷.

۶.- تودارو – مایکل، ۱۳۶۴، توسعه اقتصادی در جهان سوم – فرجادی – غلامعلی، وزارت برنامه و بودجه، صص۳۰۸-۳۰۹

.  ۷-United Nations Population Division World Population Prospects-china 1980- 2005 Indian.                                                                                                                                                          .  ۸-www.Fww.org/famnews/Danker – Stellad septamber 1999, Health revolution in iran saves mothers From dying during childbirth .

۹-Unicef. AT a glance: Iran-statistics/  www. unicef. org/infobyc           .

۱۰- امیر احمدی، بهرام، بهمن و اسفند ۱۳۸۱، سیاستهای ملی و توسعه نابرابر مناطق در ایران، اطلاعات اقتصادی و سیاسی، شماره ۶۶ و ۶۵ صفحات ۵۹-۸۶.

۱۱- همان

۱۲- خانی، علیرضا، خرداد و تیر ۱۳۷۷، نگاهی به عوامل جامعه شناختی رشد جمعیت در ایران، اطلاعات اقتصادی و سیاسی،‌ شماره ۱۳۰-۱۲۹ صفحات ۱۹۷-۱۹۰.

۱۳- امانی، سید مهدی، ۱۳۸۰، مبانی جمعیت شناسی، تهران – سمت ص ۶۸.

۱۴- تودارو، مایکل، ۱۳۶۴، توسعه اقتصادی در جهان سوم، فرجادی، غلامعلی، وزارت برنامه و بودجه، ص۱۷۷

۱۵- امانی، سید مهدی، ۱۳۸۰، جمعیت شناسی عمومی ایران، ۱۳۸۰ تهران – سمت صص ۵۲-۴۸.

* . نمودار شماره ۱، مقصود سالهای ۶۸-۵۸ می‌باشد که میزان متولدین همانگونه که در نمودار مشخص است بسیار بالاست.

*- که با توجه به بعضی تئوریهای جمعیتی با فقر رابطه مستقیمی دارد و جهان سوم در این مدت کوتاه نه تنها نتوانسته بود خود را از آثار استعمار و غارت منابع خود رها کند و مرفه تر شود بلکه بیشتر فقیر شده بود.

*- مطلبی که در دوران استعمار کشورها علیرغم موجود بودن این امکانات، اتفاق نیفتاد و دلیل آن نیز شاید این بود که امپراطوری استعماری کبیر انگلیس بتواند راحت تر کشورهای تحت سلطه با جمعیت کم را توسط نائب السلطنه‌های غیر بومی اداره نماید.

*- که جوان شدن جمعیت در ابتدای این مراحل است و تشکیل شدن خانواده‌های بیشتری در نسل‌های بعدی.

*- البته باید دقت داشت که در چند سال اول انقلاب نرخ رشد جمعیت نسبت به سالهای آخر دهه اول انقلاب بالاتر بوده است.

*- بخصوص در روستاها، با توزیع زمینهای بزرگ مالکان، میان کشاورزان بی زمین که اکثراً‌جوانان بوده اند.

*- ضریب جینی ایران در سال‌های آخر رژیم شاه ۵۳ صدم و نسبت دو دهک اول و آخر درآمدی ۳۲ برابر بوده است.

*- بخصوص کاهش تعطیلات ایام عید که دانشگاهها حداقل بیست روز و سایر بخشها نیز در این مدت تعطیل و یا با کارایی کم کار می‌نمایند و نیز تعطیلات رسمی کشور که ۲۶ روز می‌باشد.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

۲ دیدگاه

  1. مطالبتون عالی بود بهم کمک زیادی شد

  2. دستتون درد نکنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *