تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر

1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر

خاطرات دوران انقلاب اسلامی سیّد محمّد هاشم پوریزدانپرست – قسمتهایی از کتاب همگام با مردم در انقلاب اسلامی – خاطرات دوران انقلاب اسلامی تا پیروزی آن در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷

      نمایش در مسجد در سال ۵۶ نمایش‌نامه‌های اسلامی زیادی نوشته شد و در مساجد به نمایش در آمد و به صورتی باور نکردنی مورد توجّه مردم واقع شد. شایان ذکر است که مساجد در این سال به صورت پایگاه فعّال فرهنگی در آمده بود و بسیاری از …

توضیحات بیشتر »

ناگفته هایی از تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ – سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ناگفته هایی از تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ   محمدرضا صادقی نگاهی به کتاب«روز خدا»؛ خاطرات دکتر سید محمد هاشم پور یزدان پرست کتاب«روز خدا»؛ خاطرات دکتر سید محمد هاشم یزدان پرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام است که به شرح حوادث و رخدادهای نخستین روزهای تسخیر لانه جاسوسی پرداخته …

توضیحات بیشتر »

بررسی علل رشد علمی در« تمدّن اسلامی » و« تمدّن غرب » و بررسی علل عقب‌ماندگی علمی« اروپا در قرون وسطی » سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت اول

  بنام خدا بررسی علل رشد علمی در« تمدّن اسلامی » و«  تمدّن غرب »  و بررسی علل عقب‌ماندگی علمی« اروپا در قرون وسطی » مقدمه قرون وسطی را دوران « تاریکی فکر و اندیشه » و « توّحش» مردم قاره اروپا دانسته‌اند.۱ یکی از شاخصه‌های این قرون سرکوب « …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهی در کار نبود. سازمان رزم تقریباً به هم خورده بود. بچّه­های حول و حوش خودمان را از جریانات جلو مطّلع کردیم و قرار گذاشتیم که شب این منطقه را حفظ کنیم تا صبح فرماندهان  برای منطقـه فتح نشده فکری کنند. قرار شد تا صبح با گذاشتن …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت یازدهم

شهادت مهدی فیروزی سی ام شهریور رسید. صبح یکی از بچّه های شیراز از ترور مهدی فیروزی و یکی دیگر از بچّه های سپـاه شیراز بنام ملا شفیع که در چند روز قبل اتفّاق افتاده بود و منجر به شهادت آنان شده بود، خبر آورد. به یاد آخرین دیدار با …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دهم

با موتور که نمی شود به سفر رفت! خبر شهادت رجایی و باهنر غم جانکاهی بر دلم گذاشته و آن را از علاقه و وابستگی به خیلی چیزها کنده بود و از منافقین پست بیش از هر زمان احساس تنفّر می کردم. موتور هر از مدّتی داغ  می کرد و …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت نهم

شربت آبلیمو و عرقیجات شیراز از شیراز پالوده به آبادان آورده بودند. مسقطی و خاکشیر هم پایش به سنگرها باز شده بود. شیرازی باشی و دست از رسم و رسوم خود برداری؟! رزمندگان شیرازی بقیّۀ رزمندگان را هم به این رسم و رسومات آشنـا و مبتلا! کرده بودند. فقط یک …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت هشتم

گاوهای سرگردان ! مسئولین واحد اطّلاعات و عملیات کلّ کشور نیز به آبادان آمدند. یک موتور تریل جدید نیز از سپاه قرض گرفتیم تا همراه آنان سریعاً به خطوط سر بزنیم. سه نفر بودند. یکی از آن ها را من بر ترک سوار کردم و دو نفر دیگرشان با هم …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت هفتم

هر ذرّۀ کوچک آن، تمام خانه را روشن می کرد! در شیراز چند روز ماندم. از پوکه­ها و مقداری مواد خمپارۀ منوّر که همراهم بود، قبلاً صحبت کردم. یک شب مواد خمپارۀ منوّر را در آوردم. می­خواستم آن را به آتش نزدیک کنم که ببینم چگونه می سوزد. آن را …

توضیحات بیشتر »

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت ششم

امّا ماجرای گشت: آمدم جانم را بدهم پایم را دادم !   برادر زراعت کار تعریف می کرد که یک شب چهار تا از بچّه­ها را مطابق روال هر شب جهت گشت شناسایی به جلو فرستادم. پس از گذشت ساعتی صدای انفجاری در وسط بیابان بلند شد و تیربارهای عراقی به …

توضیحات بیشتر »